لومړۍ 200 کرښې.
«وحـــــشـــــت 2»
پي
من دارم ميرم آروات يه کار واسم پيدا کرده
اگه مشکلي داري ميتوني با راهب بزرگ حرف بزني
تو نبايد بترسي
تو يه زن هرزه اي
پدر گفته تو يه زن هرزه اي
به همين خاطر که فرار کردي و با اون آشغال موندي
تو نمي خواي با من باشي
تو هرگز منو دوست نداشتي
چطوري مي توني اينجوري حرف بزني؟
اشکالي نداره که پدرت بهت گفته که با من با قلدري رفتار کني
اما هرگز نگو دوستت ندارم
اگه من به اين دنيا اومدم که اينجوري زندگي کنم
هرگز اجازه نمي دم توهم مثل من بشي
اينجا بمون هيشکي پيدات نمي کنه
تي هم فرار کرد
يه مدت اينجا بمون بعد ميام برت ميدارم
باشه.. پسرم..باشه
لااو...اون
لااو چا اون
يه مرد روستايي اينجا عبادت مي کرد تا روح بگيره
بعد از ظهر بود ولي تو واسه نگاه کردن يکم دير اومدي
گرفتنه روح نظرت در موردش چيه؟
اون مرد روستايي غذا مي پزه و به روح ها مي ده
اهالي اينجا به روح اعتقاد دارن
تو نترسيدي درسته؟
اين خوبه که تو نترسيدي
فردا ماه جديد شروع مي شه
روح داره مي ميره
از اينجا برو
اونجا چيزاي خوبي هست که واسه غذا دادن به روح ازش استفاده مي کنن
تو بايد از 10 قانون پيروي کني
ما نبايد شب غذا بخوريم
بذار بخورمش
اينو بده به من به تو ربطي نداره
تو...
صورتتو پاک کن و بعدش برو صبحانه بخور
راهب بزرگ چه خبره؟
لااو وايسا اين نشونه ي خوبي نيست
نشونه ي بد من قبلاً هرگز چيزي در موردش نشنيده بودم
روح ها مي ميرن
و با روح هاي دوباره متولد شده جابجا مي شن
روح پير بزودي دوباره متولد مي شه
کجا ميري؟
امشبو اينجا بمون
سووات گفته ازت مراقبت کنم
اين غار همونيه که راهب بزرگ ازش واسه تفکر و عبادت استفاده مي کنن
بعضي وقتا هم راهباي ديگه واسه تفکر دوباره درباره ي سرنوشت بد ازش استفاده مي کنن
اونا احتمالاً قبلاً کار اشتباهي کرده بودن
من مي دونم که به کسي مثل تو نبايد گفت
هيشکي نمي خواد چيزي بگه
اما بعضي وقتا ما بايد تو زندگيمون از قانونا پيروي کنيم
بخاطر اينکه قوانين از اينکه ما کار اشتباهي انجام بديم جلوگيري مي کنن
اگه کسي خطايي بکنه جبرانش مشکله؟
من مي دونم تو نمي فهمي
اينجا وايسا و دعا کن من مي دونم که اين باعث مي شه آرامش بگيري
مهم نيست چه اتفاقي بيفته
تو بايد فکر کني، درباره ي چيزايي که مي بيني و چيزايي که ديدي
به ظاهر اين درسته اما درست نيست
تو بايد خودتو کنترل کني
پي
هي امروز تلفونا واسه منه
اين لعنتي يعني چي تي؟
بار آخر مال تو شد حالا نوبت منه
واسه ماشينم يکيو سراغ دارم
اما من تنها کسي هستم که اونو پرتاب کردم
هي! ماشين داره مياد
واسش آماده شو! آماده شو
خوب دقت کن بعد پرتاب کن
لعنتي..تو هم ديدي تصادف کرد
وايسا...همين الآن
مي دونم باشه
هي پي موبايل ماله منه
لعنتي..
بابا
بابا
بابا....بابا
بابا....بابا
بابا....بابا
بابا..حالت خوبه؟...بابا
بابا
بابا....بابا
بابا
بابا..درو وا کن...بابا
بابا
بابا
بابا
بابا
بابا..بابا..بابا بلند شو
نه...نه
نه...نه
اين سرنوشتش بود
کي هستي؟
خر کودن
لعنتي..کدوم خري هستي؟
الو
مامان...مامان
مامان...
مامان...مامان! متأسفم
مامان! به من گوش ميدي؟ به من گوش مي دي...؟ مامان
مامان...مامان! متأسفم
الو! شما مي خواستين با کسي صحبت کنين
مامان...
مامان...مامان کمکم کن
مامان...
مامان
بابا
بابا..متأسفم
بابا
بابا ..متأسفم
بابا
حالا چه احساسي داري؟
حوصلم سر رفته
نه! منظورم اينه که چه احساسي در مورد پات داري؟
اوه !متأسفم
مطمئن نيستم که چيزي رو حس مي کنم يانه؟
باشه! دارم شيشه ي شکسته رو از پات مي کشم بيرون
به من نگو داري چکار مي کني! باشه
ازت ممنونم
آه.. معذرت مي خوام
من يه اتاق تک نفره خواسته بودم
اين اتاقم مثل يه اتاق تک نفره هستش
تخت سمت راست شکسته مدت زياديه که ازش استفاده نمي شه
و تخت سمت راست...
منتظر فاميلاشه! البته تا چند لحظه ي بعد ميان
کسي با خونم تماس گرفت؟
ما به خونت زنگ زديم
اونا فردا صبح تو بانکوک هستن
ممنون
خواهش مي کنم
من از ساعت 7 بعد از ظهر سر شيفتم
اگه چيزي خواستي فقط با اون بهم خبر بده
ممنون
مغز از کار وايستاده
اما اون هنوز زندست دستگاه تنفس مصنوعيش هنوز داره کار مي کنه
اين به شما ها بستگي داره شماها تا کي از من مي خواين که اونو زنده نگه دارم؟
من مايلم که اون يه شب ديگه اينجا بمونه دکتر فقط يک شب
چون دوستاش هنوز اينجا نيستن
باشه! هروقت خواستي برنامت رديف شد به من خبر بده تا مرخصش کنم اشکالي نداره
ممنون
حالت خوبه؟
آرتيت! آرتيت
آرتيت! چي شده؟
آرتيت
آرتيت...
خوبه باشه!
آروم باش! آروم باش
اون هنوز اونجا خوابيده؟
بله! اون هنوز اونجاست اون نمي تونه بلندشه و راه بره
هنوز حرکتي نداشته
خوب بخوابي
پرستار من مي تونم اتاقمو عوض کنم؟
امشب نه! اتاق خالي نداريم
فردا دکتر ترخيصت مي کنه! خيلي نگران نباش
کمک! کمک
کمک
آرتيت آرتيت! چي شده؟
کسي مي تونه کمکم کنه؟
آروم باش! آروم باش
اون از اون تخت به سمت من اومد
من مي خوام اتاقمو عوض کنم! بذاريد برم
آروم باش! بذاريد من برم
من گفتم مي خوام اتاقمو عوض کنم
باشه ما مي بريمش
خواب خوبي داشتي؟
خوبه.. اول اجازه بده حالت عصبيت از بين بره
هرزه! به من دست نزن
چطوري اون واينستاد؟
تو اين کشور مثل اينکه اينجوريه! هيشکي مسافراي کنار خيابونو سوار نمي کنه
بيا
دستتو تکون بده تکون بده تکون بده
خواهش مي کنم وايستا..خواهش مي کنم
من بهت گفتم که
اين اصلاً بامزه نيست
به صورتت نگاه کن!
تو اينجوريش کردي
هي! اينجوري نکن
!بايد تو اين کشور اينجوري ماشين بگيري
بري کنار جاده و به مسير اشاره کني
هي! يه ماشين داره مياد
وايسا! وايسا
ديدي اون وايستاد
بزن بريم
کجا ميري؟
بانکوک
قربان بزن بريم سوارش نکن
باشه! سوار شو
ازت ممنونم
پول
دوتا
دوتا
وقتي نزديک بانکوک شديم مي زنيم در کونشون! ميندازيمشون بيرون
زياد دردسر درست نکن
قربان
قربان...!تلفن زنگ مي زنه
چي شده قربان؟
چي عقبه؟
نمي خواي چک بکنيش
قربان،چي عقبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.