لومړۍ 200 کرښې.
.يه زن گدا
ديوونهست؟
.آره
.آره، يادمه
.زن رودخونهها رو دنبال ميکنه
.اهل برمهست
.زن، هندوستاني نيست
.اهل ساواناخته
.اونجا به دنيا اومد
...زماني
.زن به مدت ده سال راه رفت
،و يه روز .رود گنگ درمقابلش قرار گرفت
.آره - .زن اونجا ميمونه -
.درسته
زماني که زن به سمت بنگال حرکت ميکرد .دوازده بچه مُردن
.آره، زن ترکشون کرد
،اونها رو فروخت .فراموششون کرد
،زن توي راه بنگال .عقيم ميشه
ساواناخت، توي لائوس؟ - .آره -
...در هفده سالگي
.باردار ميشه
.هفده سالگي
.مادرش اونو از خونه بيرون ميندازه
.دور ميشه
راه رو ميپرسه .تا خودش رو گم کنه
.هيچکس نميدونه
.توي کلکته با هم بودن
زن و زن سفيدپوست؟ - .آره -
...در طول همون سالها
...مرد تا هند به دنبال زن اومده بود
.آره
،به خاطر زن .از همهچيز دست کشيده بود
.توي يه شب
.شب رقص
.آره
...مايکل ريچاردسون، نامزد
...دختري از استاهلا بود
.لولا والري اشتاين
.ميخواستن توي پاييز ازدواج کنن
.پس اين همون رقص بود
.رقص توي استاهلا
.زن دير رسيد
...توي نيمههاي شب
.با لباسهاي سياه
!چنين عشقي در اون مجلس رقص
!چنين ميلي
اين نور؟
.بادهاي موسمي
اين غبار؟
.کلکتهي مرکزي
...بوي گُلها
.جذام
اينجا کجاست؟
...سفارت فرانسه
.توي هندوستان
اين صداي دور؟
.رود گنگ
...بعد از اينکه زن مُرد
مرد هندوستان رو ترک کرد؟
.آره
قبر زن توي اون قبرستان انگليسيه؟
.آره
زن اونجا مُرد؟
.توي جزاير
...يه شب، مُرده پيدا شد
...يه لانچياي سياه
.با سرعت توي جادهي چندنگر
...اونجاست
...که زن يه بار
.آره
از چي ميترسي؟
...آنماري استرتر
.ميخواستن شب برقصن
.دارن ميرقصن
چرا گريه ميکني؟
...عاشقتم
...تا جايي که نميبينيم
...يا نميشنوم
.مُردن
...ميدوني
.جذاميان مثل کيسههاي خاک ترکيدن
بدون درد؟
.نه، هيچي
.جالبه
،زن اونجاست، کنار رود گنگ .زير درختها
.زن، فراموش کرده
...نايب کنسول فرانسه در لاهور
.آره
.با رسوايي به کلکته فرستاده شد
به پارک برگشت؟
.آره
.هر شب مياد
...زمينهاي تنيس خالي
.دوچرخه قرمز آنماري استرتر
دختر سياهپوش کجاست؟
.رفته قدم بزنه
.هر عصر
.با شب برميگرده
...لانچياي سياه سفارت
.الان وارد پارک شد
،شبها .زن اطراف رود گنگ، جستجو ميکنه
.براي غذا
.توي اين جزاير مُرد
...چشمان زن سرشار از نور
.مُرده
.آره
.زير اون تخته سنگ، اونجا
،اطراف زن ...انحناي رود گنگ
.ساعت چهار
.يه شب تاريک
هيچکس نميخوابه؟
.هيچکس
!خيلي گرمه
.غيرممکنه
.وحشتناکه
...يه طوفان ديگه
...به سمت بنگال مياد
.از سمت جزاير مياد
،از دهانهي رودخانه .خستگيناپذير
اين صداي چيه؟
،زن .داره گريه ميکنه
رنج که نميبره، درسته؟
.نه
.جذام قلب
نميتونه تحملش کنه؟
.نه، نميتونه تحملش کنه
هند رو هم نميتونه تحمل کنه؟
.داره ميخوابه
،مرد، بيش از هر چيزي توي دنيا .عاشق اون زنه
.بيشتر از اين
...مايکل ريچاردسون يه شرکت بيمهي دريايي
...در بنگال تاسيس کرده بود
.تا بتونه با زن توي هند بمونه
!گوش کن
.ماهيگيران رود گنگ
!چه شبي
!چقدر گرمه
.به طور کامل
.به طور کُشنده
از پشت گياهان توي بار .اونها رو تماشا ميکنه
...فقط توي سپيدهدم
زماني که عشاق به سمت ...درهاي سالن رقص حرکت کردن
.لولا والري اشتاين گريه کرد
.اونها هيچچيز ديگهاي نشنيدن
..هيچچيز ديگهاي نديدن
.اين جنايت در پشت اونها بود
.آره
...بارون
.آره
...خنکي
...موسيقي زن .توي ونيز بود
.يه هنرمند اميدبخش
هيچوقت از نواختن دست نکشيد؟
.هيچوقت
...آنا ماريا گواردي
...آره
اولين ازدواج؟
اولين پست؟
.ساواناخت، لائوس
.همسر يه مدير فرانسوي
.هجده ساله
.اه، آره... يه رودخونه
...در حال حاضر
...کنار يه رودخونه نشسته
.بهش نگاه ميکنه
.رود مکونگ
ساکته؟
گريه ميکنه؟ - .آره -
:اونها ميگن ."زن بهش عادت نميکنه"
."بايد برگرده اروپا"
...در حال حاضر نميتونه تحملش کنه
...در حال حاضر
اين ميلههاي آهني در اطرافش؟
.زمينهاي مسکوني دولت
اون نگهبانها؟
.رسمي
در حال حاضر نميتونه تحملش کنه؟ - .نه -
...يه روز
.يه قايق اداري پديدار ميشه
...آقاي استرتر
.پستهاي مکونگ رو بازرسي ميکنه
زن رو به ساواناخت ميبره؟
.آره، زن رو با خودش ميبره
...هفده ساله که زن با مرد هست
.در اطراف پايتختهاي آسيا
...زن توي پکن ديده شده
.بعد توي ماندالي
...و بانکوک .توي بانکوک ديده شده
...توي رانگون
...توي سيدني
...و همينطور توي لاهور
...هفده سال
...توي کلکته ديده شده
...کلکته
.زن ميميره
مرد کيه؟
.يه دوستي که در حال گذشتنه
...دوست استرترها
،زن، خودش رو به هر کس که بخوادش .تسليم ميکنه
خودش رو ميده .به هر کس که بخواد اونو ببره
No comments yet. Be the first to leave one.