The Apartment Job

The Apartment Job (아파트)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Apartment Job S01E02 1080p NF WEB-DL AAC2 0 H 264-SCOPE persian
د لخوا تبصره shine021
سریال کره ای عملیات آپارتمان

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-07-14
ډاونلوډونه: 27
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

«عملیات آپارتمان»

چهار میلیارد؟

تو چهار میلیارد وون رو زدی به جیبت؟

مجتمع آپارتمانی ما فقط ۱۲۰۰ واحد داره،

و من اینقدر کش رفتم.

اما اینجا...

تقریباً ۱۰,۰۰۰ واحد داره.

بعد فکر می‌کنی چقدر می‌تونی کش بری؟

یه میلیارد؟ دو میلیارد؟

این‌ها پول تو جیبیه!

حتی می‌تونی ده میلیارد کش بری!

جدی می‌گم، آقای پارک!

ده میلیارد؟

بله.

می‌تونیم

ده میلیارد وون

از این مجتمع آپارتمانی کش بریم؟

آزادش کنین.

چی؟ اوه، باشه.

هی، بازش کنین.

پس چطور ده میلیارد کش بریم؟

خب...

باید بشی...

رئیس انجمن ساکنان.

رئیس؟

من؟

بله.

دوباره ببندینش.

از این چرت و پرتات بسه!

هی! به من دست نزن!

بزرگ‌ترا دارن حرف می‌زنن،

بچه‌جون.

ندیدی کتم رو بهم داد؟

آقای پارک.

فقط گوش کن، باشه؟

تنها کسایی که دسترسی دارن

به صندوق ذخیره تعمیرات

مدیر تأسیسات و رئیس هستن.

اگه این دو تا باهم باشن،

خالی کردن کل مجتمع مثل آب خوردن می‌شه.

بندازیمش پایین. دیگه به دردمون نمی‌خوری.

وایسا، نکن!

-وایسا! خواهش می‌کنم! -بندازش پایین!

آقای پارک، وقتی می‌ومدم آگهی توی آسانسور رو دیدم.

مجتمع آپارتمانی شما

انتخابات نماینده ساختمان داره.

نماینده ساختمان بشو، بعدش رئیس.

اونوقت می‌تونی ده میلیارد وون بزنی به جیبت!

داری به من می‌گی نماینده ساختمان بشم؟

بله.

آویزونش کن.

-هی، دوباره ببندینش. -باشه.

ببخشید!

خیلی ببخشید، آقای پارک.

حق با شماست.

نمی‌دونستم برای کسی مثل شما تحقیرآمیزه

نماینده ساختمان آپارتمان بودن.

متأسفم.

متأسفم، آقای پارک.

متأسفم که به غرورت برخورد.

اما راه دیگه‌ای نیست.

باید نماینده ساختمان بشی...

تا واجد شرایط نامزدی ریاست بشی.

هر کی می‌تونه نماینده ساختمان بشه؟

هر کی می‌تونه!

فقط از ساکنان بپرسین.

هیچکی حواسش به نماینده ساختمان نیست.

اگه داوطلب بشی،

انتخابت تقریباً قطعیه.

جدی می‌گم.

انتخاب می‌شم...

اگه فقط داوطلب بشم؟

انتخابات نماینده ساختمان

دیدی؟ گفتم.

جدی جدی داری باور می‌کنی؟

مسخره‌ست.

رئیس.

در در حال بسته شدن است.

با ده میلیارد...

می‌تونیم یونگ-مان رو نجات بدیم

و یه شروع تازه کنیم.

اما حتی اگه شانس بیاری و نماینده بشی،

واقعاً ده میلیارد اینجا هست؟

اگه واقعاً باور نمی‌کنی، بهشون زنگ بزن.

به کی زنگ بزنم؟

دفتر مدیریت.

بپرس چقدر توی صندوق ذخیره تعمیرات بلندمدت هست.

بلندمدت چی؟

این چه جور صندوقیه؟

خدایا.

تعمیرات بلندمدت...

بی‌عقل‌ها.

مجتمع پول رو از ساکنان در طولانی‌مدت جمع می‌کنه.

"بلندمدت."

اگه چیزی خراب بشه، تعمیرش می‌کنن.

"تعمیر." پس، "صندوق ذخیره تعمیرات بلندمدت."

لطفاً زنگ بزن و بپرس چقدر توش هست.

خانم کانگ!

اصلاً ساعت چند میای سر کار؟

زود اومدی، یون-سو.

فکر کردم امروز زودتر می‌رسم.

هنوز ۹ هم نشده. جواب بدم؟

بله، ممکنه کار فوری باشه.

دفتر مدیریت. چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

سلام. صبح بخیر.

من...

یکی از ساکنان هستم.

خب، من...

می‌خواستم یه سوال بپرسم.

صندوق ذخیره تعمیرات...

چقدر توی صندوق ذخیره تعمیرات بلندمدت هست؟

صندوق ذخیره تعمیرات بلندمدت؟

خب...

یه لحظه، آقا.

خانم کانگ، می‌پرسه چقدر توی صندوق ذخیره تعمیرات هست.

کیه؟

یه ساکن. چی بهش بگم؟

فقط بگو چقدره.

بله، آقا.

می‌خواین بدونین چقدر توی صندوق هست؟

یه لحظه.

۱۷,۸۵۷,۴۲۰,۰۰۰ وون هست.

آقا، همونطور که می‌دونین،

مجتمع آپارتمانی با قدیمی شدن نیاز به تعمیرات داره،

پس ما هزینه‌ها رو پیشاپیش جمع می‌کنیم تا--

سلام؟

آقا؟

-نه بابا! -واقعاً ده میلیارد دارن؟

بیشتر از اونه. ۱۷--

۱۷,۸۵۷,۴۲۰,۰۰۰ وونه.

صبر کن. واقعاً دارن.

باورم نمی‌شه.

مدیر تأسیسات اینجا حتماً خوب از صندوق مراقبت کرده.

بیشتر از حد انتظارمه.

خدایا، زانوم.

هی، تو اینجا از همه جوون‌تری، نه؟

برو برام یه قهوه داغ درست کن.

خب، آقای پارک،

حالا باور می‌کنی؟

هی، بیایم واقعاً این کارو بکنیم.

اون ۱۷,۸۵۷,۴۲۰,۰۰۰ وون.

می‌خوایم برش داریم.

«عملیات آپارتمان»

اینطوری امتحان کن، سو-جون.

بله.

همینطور.

عالی بودی.

خیلی خوب داری پیش می‌ری.

نهال اسم: درخت مین-جون

نهال اسم: رو-یی

کلی تعجب کردم.

چطور به فکر این کار افتادین؟

این واقعاً آموزش واقعیه.

درسته؟

اهدا به باغ گیاه‌شناسی

و استفاده از نهال‌هایی که دادن برای آموزش طبیعت به بچه‌ها.

عالیه.

حتی به باغ گیاه‌شناسی هم کمک می‌کنی؟

چقدر فکرت بازه.

-می‌دونم، نه؟ -تحسین می‌کنم.

فکر کردم کاشتن نهال با بچه‌ها

برای رشد عاطفیشون خوب باشه.

چیز خاصی نیست.

چقدر باحالی.

این چیه؟

کی اجازه داده چیزایی مثل این اینجا بکارین؟

مسخره‌ست.

نمی‌دونین مجتمع آپارتمانی ما چقدر گرونه؟

یه عالمه پول برای طراحی محوطه ریختن.

کی به شما اجازه داد این مزخرفات رو اینجا بکارین؟

چی؟

چی گفتی؟ "مزخرفات"؟

چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

من اشتباه گفتم؟

این زمین مال کیه؟ مال توئه؟

ببخشید.

اگه ساکن باشیم می‌تونیم اینجا چیزی بکاریم.

منم ساکنم.

کلی ساکن اینجا هست.

باید ازشون اجازه بگیرین.

ما که کار بدی نکردیم.

برای آموزش بچه‌هاست.

مادرا،

بذارین یه چیزی بگم. گوش کنین.

شور و شوقتون رو می‌فهمم، اما این تربیت سلیقه‌ای.

-خدای من. -سلیقه‌ای؟

تو خونه خودتون انجامش بدین!

ما داریم درباره طبیعت بهشون آموزش می‌دیم

و احترام به زندگی.

به این می‌گی سلیقه‌ای؟

راستش یه نکته‌ای داری.

باشه، اما قبل از اینکه اونو یادشون بدین،

چرا بهشون یاد نمی‌دین

درباره جوامع مشترک و احترام به همسایه‌ها اول؟

"طبیعت"؟ مسخره‌ست.

پس بیام کاهو، فلفل و کلم بکارم

همه‌جا؟

این فرق داره.

چه فرقی داره؟ همونه!

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left