لومړۍ 200 کرښې.
دوربینها کجان؟
دور... دوربینها
آهان، «رستوران اورژانسی»
این همونیه که تو «لانچ باکس» فیلمبرداری کردن؟
آره دیگه. از کجا فهمیدی؟
هریس و بقیه خانواده تو تلویزیون؟
کاش چشمام اونقدر خوب میدید
یه آدم کوچولو با صورت تار و موهای تیره
بشین. چیز زیادی رو از دست ندادی
تا اینجای کار فقط سرآشپز چستنات داشته به جکی میگفته
که دستپختش دشمنِ پرزهای چشاییِ کلِ دنیاست
میتونستم یه چاقو فرو کنم تو پام
و اشکم واقعاً دربیاد
باورم نمیشه این هالیوودیها چطوری
این برنامه رو تدوین کردن
قیافهم کاملاً تدافعی و دیوونهوار افتاده
آره، اصلاً چیزی رو حذف نکردن
همهش یه برداشت بلنده
عمراً من اونطوری به یارو زل زده باشم
تابلوئه که جلوه ویژه است
صدای منو میشنوی چطوری کردن؟
همهش جیغجیغی و عصبی
صدات دقیقاً همینطوریه دیگه
نه، نیست
آمریکا فکر میکنه صدای همه زنها اینطوریه
مشکل همینه
جیش دارم
خیلی عجیبه آدم خودشو تو تلویزیون ببینه، نه؟
آره
همیشه فکر میکردم اولین باری که خودمو میبینم
تو برنامه «پلیسها» باشه
در حال دزدیدن سیم مسی از تیرهای چراغ برق
راستی، همینطوری بیمقدمه بگم
سیمهای مسی رو دقیقاً کجا میبری که پولش کنی؟
اوضاع مالی این اواخر یکم خیته؟
آره
این روزا سخت دخل و خرجم با هم میخونه
مگه با یه خلبان همینطوری زیر یه سقف زندگی نمیکنی؟
قرار نیست ازش پول بخوام
ولی گاهی یه ۲۰ دلاری از کیف پولش کش میرم
به عنوان «مالیاتِ باز گذاشتنِ درِ دستشویی»
مامان، نگاه کن
اینم از بن که تو تلویزیون داره عاشق آدام چستنات میشه
شرط میبندم یادآوریِ خوبیه
که یادت بیاد شوهرت چه شکلی بود، هان؟
اگه فکر میکنی ناراحتم که دیگه نمیبینمش
چون داره یه مجله راه میندازه، سخت در اشتباهی
شاید یه روز یه نفر اونقدر دوستت داشته باشه
که به هر قیمتی شده ازت دوری کنه
آخی. ایناهاش، پدربزرگ
خیلی عالی شدی. آره
فکر کنم دوباره ایستاده مسواک زدن
داره واقعاً جواب میده
هی، تایلر
مرسی
داره از نیویورک تماشا میکنه
ای جانم، عزیزم
فکر نمیکنم چشمام مثل الماسِ درخشان باشه
اونا آبیان
بیشتر شبیه یاقوت کبودِ درخشان هستن
اوه، یه ۲۰ دلاری گم کردی؟
اوه، شاید کارِ... اه... یکی از اعضای خونوادهی آس و پاسِ من باشه
همه سلام میرسونن
واو، همین الانشم بخاطر این برنامه بیشتر از هزارتا
فالوور جدید تو اینستاگرامِ «لانچ باکس» داریم
چیزی هم اونجا نوشتن درباره اینکه
چطور اشتیاق و هوشِ صاحب قبلی
از بینِ شکافهای
این موجِ تخریبیِ تابلویی که برنامه علیهش راه انداخته، میدرخشه؟
اه، نه
ولی یه نفر یه گیف باحال درست کرده
که تو رو با یه میمون جیغجیغو مقایسه کرده
میدونی
نمیخوام پز بدم ولی حق با تایلره
تو تلویزیون خیلی خوب میافتم
شرط میبندم یه سری از اون فالوورهای لانچ باکس
دلشون میخواد بیشتر منو ببینن
خب، تو واسه کسایی که هنوز نمیشناسنت جذابی
شاید بهتره اینفلوئنسر بشم
پول خوبی درمیارن
من که کلی جَذَبه دارم
فقط باید قلقِ کار دستم بیاد
خب، اینم از یه یارو با یه میلیون فالوور
که یه کانگورو میزنه وسطِ پاش
این میتونه تو باشی
سلام، جین
سلام، چطوری دن؟
عالی. بفرما تو. بچهها، این جینه
جکی، میدونم هنوز از دستم دلخوری
بابت اینکه از شرکت داروسازی بخاطر رُزان شکایت نکردم
واسه همین، به عنوان هدیهی صلح
فکر کردم یه وکیل خیلی خوب رو بهت معرفی کنم
اوه، ما همدیگه رو میشناسیم
آخرین باری که من و جین همدیگه رو دیدیم، تو دادگاه بود
وقتی که موکلش ادعا میکرد
توی دستشوییِ لانچ باکس هپاتیت گرفته
جدی؟ تو آشپزخونه نه؟
خب، اون عضو شورای شهر بود
و من اصلاً روحم هم خبر نداشت که خیلیاشون معتاد تزریقیان
خب، اون یه بار بهم کمک کرد از یه پیمانکار شکایت کنم
کثافت بهم نگفته بود سقفش شله
اوه، کاش میتونستم پول بیشتری بابتش برات بگیرم
ولی آخه فلج نشده بودی
بخش زیادیش به شانس بستگی داره
کاسبی چطوره؟ اوه، فاجعه
همه این ماشینهای جدید ترمز اتوماتیک دارن
واسه همین دیگه نمیتونی خودتو بندازی جلوی یکیشون
و یه پولِ حلال دربیاری
خب، من برم یه آبجو بردارم
بریم تو آشپزخونه حرف بزنیم؟
یه تگری میخوری؟
اوه، با کمال میل
ولی باید تو دستگاهِ تست الکلِ ماشینم فوت کنم تا استارت بخوره
محض اطلاعت بگم
من فقط به این خاطر دارم شکایت میکنم که
یکی باید جلوی این شرکتهای داروسازی وایسته
وقتی شریکِ متوفی خودش این کار رو نمیکنه
خب، پروندهمون قویتر میشه
اگه همسر بیاد کل ماجرا رو تعریف کنه
و درد و رنجی که کشیده رو خوب نشون بده
بهش میگن «خسارتِ از دست دادنِ همدم»
و اگه بتونی ثابتش کنی
انگار سه تا گیلاسِ ماشینِ اسلات جفت شدن؛
آژیرها به صدا درمیاد
و همه تو کازینو آرزو میکنن جای تو بودن
تو داری اینجا درباره مرگِ زنِ من حرف میزنی
اوه، ببخشید. بیملاحظگی کردم
قایق دوست داری؟ آره
واسه تسکینِ غمِ غصه، هیچی مثل
وسطِ آبهای آزاد بودن نیست
با یه آبجو تو یه دست و قلاب ماهیگیری تو اون یکی دست
تازه، اگه بری تو آبهای بینالمللی؟
هر غلطی که دلت بخواد میتونی بکنی
بهش فکر میکنم
ولی نظرم عوض نمیشه، جین
باشه. البته
من مدارک رو پیش جکی میذارم
و هر چه زودتر بهم برشون گردونید
آره، آره. ممنون، ممنون
حتماً. مرسی. ممنون، دن
اه، هی، جکی؟
به نظرت ناراحت میشه اگه یکم اینجا پلاس بشم؟
چون واقعاً اون آبجو رو میخوام
ولی باید یه گالن آب بخورم و چند ساعت صبر کنم
مگر اینکه اسکیتبورد داشته باشی. اسکیتبورد داری؟
ام
نه، نه
ندارم
ام
اه، خودت راهِ خروج رو بلدی دیگه
سریال «کانرها» ضبط شده است
در مقابل تماشاگران زنده در استودیو
سلام، عمه جکی
باز هم ممنون که اومدی کمک
میدونستم این برنامه تلویزیونی مشتریهای زیادی رو میکشونه اینجا
ولی، منظورم اینه که این دیگه خیلی عجیبه
نه، فدای سرت
حس خوبیه که آدم دوباره پیشبند ببنده
و برگرده سرِ کار و زندگیش
اوه، این اجاق هنوزم واسه مامانش خرخر میکنه
واو
شاید تقصیر من باشه
فکر کنم اینا فقط اومدن یه چشمی منو ببینن
فقط ببینن واقعاً وجود دارم یا نه
لابد فکر کردن هوش مصنوعیام
چون خیلی بینقص و کاملم
قبل از اینکه غرقِ اون خودشیفتگیت بشی
میشه لطفاً این ساندویچ پنیر کبابی رو
برسونی به اون مشتریِ تهِ پیشخوان؟
آره، حتماً
ببخشید، دارم واسه اولین لایوم آماده میشم
باید آدمهای بیشتری استخدام کنی
وقتی فالوورهام به اندازه کافی برسن، اسپانسر میگیرم
و دیگه مجبور نیستم اینجا کار کنم
بماند که اون پولِ ازکارافتادگی رو هم میگیری
که بابتِ توهمزدنت بهت میدن
چه خبر، مامانهای مجرد؟
من بکیام، همون که تو برنامه «رستوران اورژانسی» دیدید
ولی من فقط یه پیشخدمتِ جذاب نیستم
من یه مامان، دانشجو و دوستدخترِ جذابم
و کسی که هنوز شلوار جینهای دوران دبیرستانش اندازهشه
حالا که حرف از مامانهای جذابی شد که از پسِ هر کاری برمیان
این دخترم بورلی رُزِ
هی، میخوای تو مشقهات کمکت کنم؟
تو هیچوقت اینو ازم نمیپرسیدی. چرا الان میپرسی؟
من همیشه بهت میگم کمکت کنم
یکم از دوربین خجالت میکشه
نه، نمیکشم
فقط مثل تو تشنهی توجه نیستم
وای خدای من. ببین کی اینجاست
هی، این رئیسمه، هریس
صاحبِ رستورانِ «لانچ باکس»
چه خبر، خواهرزاده؟
لطفاً اسمی از من نیار
نه از لانچ باکس، نه از آمریکا
همهمون برات خجالت میکشیم
اوه، اوه! کلی کامنت داره میاد
اوه، حدس میزنم دوباره میخواید بورلی رُز رو ببینید
اوه، نه. دستمون رو خونده
«زنِ بلوندِ پیر و ناامید کمتر
No comments yet. Be the first to leave one.