لومړۍ 200 کرښې.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@
«زیبابین» «قسمت سوم، آبی»
این کسیه که دشمن ماست
راجر سالاس، رئیس اسالاس
بزرگترین شرکت امنیتی در ساحل شرقی
اون فکر میکنه شکست ناپذیره
اون اشتباه میکنه
خانوادهاش فکر میکنن زندگی پاکی داشته
خانوادهاش اشتباه میکنن
دنیا فکر میکنه اون خدای این صنعت
و خیلی درستکاره
دنیا واقعاً اون رو نمیشناسه
شکست دادنش هفت تا کار لازم داره
هفت کار بین ما و چیزهایی که همیشه میخواستیم
ما این کار رو بکنیم
ما میشیم شاه و ملکه
کار اول پونصدوپنج والاستریت
اسالاس فرستندهای اراِف رو توی کامیونهای امنیتیش رمزگذاری میکنه
این تنها راه وروده
اگه نزدیکش باشیم میتونیم ازش شبیهسازی کنیم
...اگه کد رو قبل از اینکه کامیون وارد بشه نگیریم
کار دومی در کار نخواهد بود
اگه متوجه ما بشن
بنگ، دخلمون اومده
برو
راجر برده ما باختیم
همین الآن برو
کار دوم وارد شدن به اسالاس
با چندین در شروع میشه که توسط نگهبانهای مسلح محافظت میشن
و همینطور دوتا آسانسور با دسترسی محدود
یکی برای افراد مهم
و یکی برای مشتریها
و همۀ اینها تحت نظارت ویدئویی هست که همیشه ضبط و آپدیت میشه
کار سوم، دوتا نگهبان مسلح با تمرینات نظامی دیگه تو راهرو
به اسالاس خوش اومدید
هانا کیم رو قبلاً دیدید رئیس بخش امنیت دیجیتال
عذر میخوام باب، اذیتت میکنم؟
اوه، دارم بازی میکنم
اوه، داری بازی میکنی؟
آره
اوکی، از اینجا خطری میشه
از اینجاست که خطری میشه
راهروی ورودی گاوصندوق
کار چهارم در راهروئه
یه کارت برای اون داریم پس مشکلی نداریم
وقتی باز بشه، کار پنجم
ما ابزار داریم
باید بدون صدا حرکت کنیم
و بزرگترین مشکل اینه به محض اینکه در باز بشه
یه سیستم شناسایی راه رفتن بایومتریک چندوجهی رو فعال میکنه
یه جوری بگو غیر خرخونا هم بفهمن - سیستم راه رفتنت رو تشخیص میده -
دوربین، هر کسی که قرار نیست اونجا باشه رو تشخیص میده
و نمیتونیم از کارش بندازیم؟ دودی بندازیم؟
حرکت اشعۀ فروسرخ
پس میگی باید نامرئی باشیم و اگه نتونیم
دروازه میاد پایین نگهبانها میان تو
مردیم آره واقعاً نگران راهروام
راهرو کار پنجمه
بعدی کار ششم
بازکردن در گاوصندوق و خاموش کردن سنسور حرارتی
راجر از یه سیستم امنیتی سه بخشی استفاده میکنه یه چیزی که هستید
شروع کن، راجر
یه چیزی که دارید و یه چیزی که میدونید
کد، پایشگر حرارت رو خاموش میکنه
چجوری کد رو بگیریم؟
این کارو نمیکنیم
فقط راجر اون رو میدونه و هر روز هم عوضش میکنه
به محض اینکه وارد بشیم دما شروع به بالارفتن میکنه
و وقتی به بالای هفتادوسه درجه برسه
ما نابود میشیم - بدجور -
میریم زندان، فهمیدم
آره، هر چیزی رو میتونیم کاریش بکنیم غیر از این یکی
مگه اینکه یه در مخفی گذاشته باشی
هممم
بهشون گفتی یه در مخفی گذاشتی؟
من یه در مخفی گذاشتم
یه پچ نرمافزاری که به ما اجازه میده سنسور حرارتی رو غیرفعال کنیم
بدون اون ما هیچ شانسی برای وارد شدن نداریم
این ایمنترین گاوصندوق
تو ساحل شرقی و تو آمریکا
حتی شاید تو دنیا باشه
خودمم اونجا چیزای شخصی گذاشتم
به هیچ جای دیگه اعتماد ندارم
از این لحظه داراییهاتون در امنیتاند
هیچ کس و هیچ چیزی نیست
که بتونه وارد گاوصندوق بشه مگه اینکه من بخوام
و در نهایت کار هفتم
صندوق رو باز میکنیم اوراق رو برمیداریم
انتقالش میدیم به کامیون تو طبقۀ بالایی کل این کارها رو هم طرف یک ساعت انجام میدیم
و هیچکس باهوشتر نیست
اون اساساً داره از خودش میدزده
میشه تلفنم رو پس بدین؟
اونا گم شدن
سوزان و وو فردا به شهر میان
یه مهمونی برگزار میکنم تو هم بیا
برناممو چک میکنم
ما کردیم
من کردم
،من به ماشینها جاخالی میدم عین جیتیایه
این آدم به من نزدیک بشه پولشو میزنم
...اون میخواد منو بکشه و
آره
اوه، چرا تو نمیری رو کامیون کار کنی؟
ممم، آره خوبه فکر خوبیه
آره
بچه فقط یه کم تعریف میخواد
وقتی کارمون تموم شد میتونه داشته باشه
تبریک بابت گرفتن ماهی بزرگ
کی هستی؟
آره خوبه
آرجی، این بستهها رو جوری بزار که هم ارتفاع باشن
به نظر چهار فوت ارتفاعشه
میفته و پات رو داغون میکنه - خوبه -
چرا ما اونا رو نیاریم؟
هر کدوم از اوراق صدهزارتا ارزششه
پس میشه هفتادهزارتا کاغذ
هر کدوم هم پنج گرم وزنش باشه
سیصدوپنجاه کیلو میشه که میشه هفتصدوهفتادویک پوند
با در نظر گرفتن وزن جعبهها میشه حدود یک تن
نشنیدم چی میگی چون وقتی محاسبات ریاضی انجام میدی خیلی جذاب میشی
اوه، آره؟ فقط وقتی ریاضی انجام میدم اونجوریه؟
وقتی تو هر کاری انجام بدی اونجوریه - بیشتر هم هست -
میتونی کمی مسائل ریاضی بهم بدی؟ - چجور مسائلی؟ -
نه، خوبه که میبینی یه زوج بعد این همه سال علاقه نشون میدن
والدینم به زور همدیگه رو لمس میکردن
فکر نمیکنم اون دیدگاه من نسبت به صمیمت رو شکل داده باشه، ولی فهمیدنش سخته
چرا هنوز داره حرف میزنه؟
ولش کن - ولش کنم؟ -
وقتی با وراجی کردنش ما رو به دردسر انداخت هم همین رو میگی؟
قناری کوچولو
حداقل دوتا دست سالم دارم
دوتا دست سالم داری، مگه نه؟
دوتا دست سالم کوفتی داری؟
ولی پاهای داغونی داری، مگه نه؟ - هی -
موضوع چیه؟
ببخشتید آقای جنکینز دیگه تو حیاط بازی نمیکنیم
مشکلی نیست لئو آره، اون با من... مشکلی نیست
هی بچهها با هم مهربون باشید من برمیگردم
آره فهمیدم
ولی نمیتونم اطلاعاتی که ندارم رو بهت بدم
پس چیزی برای گزارش نیست؟ من در تماسم -
میری پیش راجر؟
آره باید دوربینها رو دستکاری کنم اسکن چهره رو راه بندازم
شاید باید جودی رو بفرستی و خودت اینجا بمونی
نه، این چیزی نیست که برای انجام دادنش به کس دیگهای اعتماد داشته باشم
مسئله شخصی شده
مگه جور دیگهای هم بوده تا حالا؟
اونا الآن دیگه مشکل توئن زنبورهای لعنتی
ملکۀ زنبور رهبر مؤنث کندوئه
با فرومون ارتباط برقرار میکنه
و هر جایی که بره بقیه دنبالش میرن
زنبورهای کارگر همه مؤنث هستن
لعنتی
نمیدونم چرا لنگوا سفارش میدم همیشه خرابش میکنن
فکر میکنم شاید من هم برای دزدی باید اسلحه داشته باشم مثل شماها
...تو
...تو، ام تو برای این به اسلحه نیازی نداری عزیزم
آره، نه، درست میگی ولی، اگه اوضاع بهم بریزه
دقیقاً کدوم بخش دنیای تو قرار بهم بریزه؟
نمیدونم مثلاً یه نگهبان بیاد
و بگه اینجا چکار میکنی؟
چرا نگهبانها بریتیش هستن؟
نمیدونم میتونن مال هر جایی باشن
نه، تو باید ما رو برسونی اونجا ون رو پر کنی، برگردونی خونه
به اسلحه نیازی نیست
اوکی صرفاً داریم حرف میزنیم
برگردیم سر داستان اسلحه
اوه - اهممم -
اهممم
اینا رو میشناسی؟
بعداً باهاشون آشنا میشیم
امیدوارم بتونم کمک کنم تأثیر خوبی بزاری
اگه هم بخوای نمیتونی تأثیر بدی بزاری
اینم پایان خوش تو
اگه این کار رو تموم کنیم یه تاکستان تو پرتغال میخرم
انگور پرورش میدم
کمی از شراب رو به رستورانها میفروشم بقیهاش رو خودم میخورم
خودم و یه آدم خاص دیگه
منظورت مادرته؟
حداقل من یه رؤیایی دارم عوضی
این عوضی هم رؤیا داره نگران اونش نباش
من برای استراحت میرم به باهاما
تا جایی که چشم کار میکنه شنهای صورتی لعنتی
من بعد ازین یه بوچ ویگ اصلی هزار و نهصد وشصت و پنج لودویگ میخرم
یه درامه
میتونی میلیونها درام بخری - همینو میخوام -
خودم ده تا برات میگیرم
ممنون، ولی بوچ با این اجرا کرده وقتی با آشغال بوده
،تو موزۀ تاریخی ویسکانسینه ولی میدونی، پول کار رو راه میندازه
احمق
هر رؤیایی که بخواد میتونه داشته باشه
تو چکار میکنی جودی؟
یه شهر کوچیک کوهستانی تو مکزیک هست
آنگانگئو
وقتی بچه بودم بابام منو برد اونجا
جاییه که پروانههای شهریار زمستونها میرن اونجا
...اونا
کل سال رو پرواز میکنن حدود هزاران مایل رو
ولی فقط حدود سه هفته زنده میمونن
زمان کافی برای اینکه تخم گذاری کنن
No comments yet. Be the first to leave one.