3 فصل

د خپرونې معلومات

[AnimWorld] Yahari Ore no Seishun LoveCome wa Machigatte Iru Kan - 11 [HS][Sora]
د لخوا تبصره Anim World
ReMadza/Sora :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

تګونه

other
په خپور شو: 2020-09-18
ډاونلوډونه: 36
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

دنیای انیمه تقدیم می‌کند

دنیای انیمه تقدیم می‌کند

ReMadza

Sora

ReMadza

Sora

!اون همه چیز رو تو یه کلمه‌ی ساده مثل «هم‌وابستگی» خلاصه نکنین

احساسات تو چیزی هستن که بشه تو یه کلمه جا بشن؟

.معلومه که نه

.عمرا دلم نمی‌خواد تو یه کلمه جاشون کنم

.گذشته از اینا.. چیزی نیستن که بشه با کلمات رسوندشون

.جواب توی وجودته.. فقط نمی‌دونی چطور بروزش بدی

!راه ـت فقط یه دونه نیست، هیکیگایا

.برای رسوندن کلمات به هم‌دیگه، بی‌نهایت راه وجود داره

...مثلا

...احساسات من راجع‌به تو یه عالمه اند

...دردسر بودنت.. بدبخت بودنت

...این‌که عادت داری لقمه رو دور گردنت بپیچونی.. نگران آینده ـت بودن

دردسر

سرکش

سخت می‌گیری

دیر پیاما رو جواب می‌دی

بدبخت

عبوس

نگران آینده ـتم

چشمات مرده‌اند

حالا چرا انقد درهم‌برهم نوشتین؟

!هنوز که هنوزه دارم

...وَ.. لی

...اینا رو همه رو به هم وصل می‌کنم و

دوستت دارم

!دوسِت دارم

...هـ.. ها

...حالا نمی‌خواد خجالت بکشی

...تو بهترین دانش‌آموز منی

!به این چشم، واقعا دلمو بردی

دوستت دارم

!اگه تو یه کلمه جا نمی‌شه، هرچقد که از دهنت درمیاد کلمه بگو

.اگه به کلماتِ خالی هم اعتماد نداری، عمل ـت رو هم همراهش کن

.حالا هر کلمه‌ای باشه، یا هر عملی.. مهم نیست

تک‌تک ـشون رو به هم وصل کن و

.تا به جوابی که می‌خواستی برسی

...به کلمات قرضی بچسبم و

.الکی خودمو خوب نشون بدم

این رابطه‌ی منحرف شده‌ای که راه برگشتی براش نمونده

!!در حد بیچاره بودن، تقلبیه

...پس بذار حداقل تا اونجایی که از هم بپاشه بهش ضربه بزنم

...تا به اون تک چیز واقعی

و اون جوونی عمدا اشتباه شده ـم

.پایان ببخشم

فارغ‌التحصیلی مبارک

فارغ‌التحصیلی مبارک

!هیکی

هوو.. چیزی شده؟

.منتظرت بودم

.این‌طوری گذروندن روزگار، اونقدرا هم بد نیست

.گهگداری آره

.کلوب که نداریم عین این بی‌کارا می‌شیم

.قبل این‌که واردش بشم اصلا این‌طوری فکر نمی‌کردم

.زودی کنکور سر و کله ـش پیدا می‌شه و از گفتن این هم درمونده می‌شی

!احتمالا

...می‌گم هیکی

به‌نظرت این‌طوری اشکالی نداره؟

-چه خوب باشه چه نباشه

!خوب فکر کن و جواب بده

...اگه واقعا مشکلی نداری

.اگه واقعا دلت می‌خواد تموم بشه، درخواستمو رک و پوس‌کنده بهت می‌گم

.اون درخواست مهمه ـمو

.اگه قرار باشه کلوب تموم بشه، پس چاره‌ای نمی‌مونه

.چیزیه که یه روزی باید تموم بشه

.نمی‌شه از تموم شدن کلوب اجتناب کرد

.متوجه اینم هستم که یوکینوشیتا هم تمایل خودشو برای ادامه دادنش از دست داده

.دلایل تموم شدن رو هم همه رو می‌پذیرم

!به نظر منم باید تموم بشه

...که این‌طور

-پس، می‌گم

...ولی

!فقط یه چیزی هست که راضیم نمی‌کنه

اگه اون دختر به‌عنوان جبران خسارت از یه چیزی دست‌کشیده

تا خودش رو با مثلا «سازش» گول بزنه

.من نمی‌تونم اینو قبول کنم

-و اگه کسی که باعث شده چنین کاری کنه، منم، باید مسئولیتش رو

ز.. زهره ترکم کردی.. چت شد یهویی؟

.شرمنده.. اینو نشنیده بگیر.. داشتم قمپز درمی‌کردم

چی می‌گی؟

...شاید خیلی چِندِشانه باشه، ولی ساده خواسته باشم بگم

...چون دلم نمی‌خواد دم‌خور شدن با اون دختر رو از دست بدم

.نمی‌تونم این اتفاق رو قبول کنم

!این دم‌خور شدنی که می‌گی گمون نکنم از بین بره ها

...خب.. در حالت عادی

گهگداری به پست هم می‌خوریم و چهارتا چرت‌وپرت می‌گیم و

.شماره‌ی هم‌دیگه رو می‌گیریم و یه رابطه‌‌ای در این حد رو ادامه می‌دیم

.ولی.. من این‌طوری نیستم

.اگه این دم‌خور بودنمون از بین بره، احتمالا رفت که رفت

.اینم یکم منو ناراضی می‌کنه

.اینو.. اگه بهش نگی، عمرا اگه متوجه بشه

.اگه بهشم بگم متوجه نمی‌شه.. همچین چیزی رو

.چون نه سببی هست و نه دلیل گفتنی

-چیزی بی‌معنی و

!حالا متوجهش نشه...؟

!تازشم.. هیکی خودت اصلا نخواستی بهش برسونی

!این حرفت تیری بود بر پیکره‌ام

.به نظر منم اوضاع این‌طوره که با حرف خالی بهش نرسه

.ولی اون‌جاشو من به جات کاری می‌کنم تا بهش برسه، پس خیالت تخت

.یوکینون هم احتمالا همین‌طوره

.درخواست من.. می‌دونی؟ از خیلی وقت پیش مشخصش کرده بودم

!من همه چیزو می‌خوام

!پس دلم می‌خواد تو همچین اوقات بعد مدرسه‌ای که هیچی نداره، یوکینون باشه

.دلم می‌خواد جایی که تو و یوکینون هستین، منم باشم

!پس.. حتما بهش بگو

.نترس.. درست و درمون بهش می‌رسونم

واقعنی؟

!آره

.خب.. برا همچین چیزی خودمو آماده کردم

.درسته که کار سختیه.. ولی یه گِلی بهش می‌گیرم

!عین آدم بهش بگی کافیه ها

به نظرت با «عین آدم گفتن» بهش می‌رسه؟

.شرمنده این همه دردسر برات درست می‌کنم

هه؟

.یه روزی طوری می‌شم که خیلی بهتر بتونم بگم

،طوری که بدون پیچوندن کلمات و دلایل دور گردنم

.درست و درمون بهش برسونم و درست و درمون راضیش کنم .احتمالا یه روزی برسه که به اونجا برسم

!ولی.. نیازی نیست تو منتظر این بمونی

!چی می‌گی؟ منتظر نمی‌مونم

.قسمت یازدهم فصل اول، ثانیه نهم دقیقه‌ی بیست

.راس می‌گی.. آخه یه چیز چندشانه گفتم

!آره واقعا

!خیله‌خب.. بریم

.ممنون که وسایلمو آووردی

...هوو

.بازم تو مدرسه می‌بینمت

!هوو.. تا بعد

.اشکم جاری نشد

.چون به اندازه‌ی کافی گریه کردم

!!من اومـــــدم

!اوه.. سابله

!نمی‌خواد خودتو نگه داری.. بذار بیاد

...واقعا تو کلمات جاری نمی‌شه.. تو کلمات نمیاد

...«چیزی مثل «دوسِت دارم

...تو همین یه کلمه جا نمی‌شه

!آخه حرفی فراتر از این حرفا و مشکلی بزرگتر از این مشکلات و احساسی عمیق‌تر از این احساساته

...من.. ما

.برای اولین‌بار، واقعا عاشق شدیم

اتاق شورای دانش ‌آموزی

می‌شه توضیح بدین این چی‌چی ـه؟

چرا پروم اشتراکی‌ای که شورای دانش‌آموزی توش دخیل نیست می‌خواد اتفاق بیوفته؟

نمی‌شه نگیم؟

!وا رد نیست

!اجازه بدید وکیلم رو احضار کنم

!وارد نیست

...ضرب‌الاجل رمانم نزدیک است، پس

!تو-ضیح-بـ-ـدین-بـ-بیـ-نم

!چشم

...خـ.. خب.. به زور بچه‌های بالا مجبورمون کردن و

.آخه به ما گفته بودن قضیه‌ی دامی پروم دیگه تمومه

دامی پروم»؟»

!جـ.. جزئیات را از خود هاچیمان شنوا باشید

!ما در اصل چیزی جز شخص ثالث نیستیم

!هوم هوم

...کلی چیز هست که می‌خوام مستقیم از خودش بپرسم، ولی

!سنپای الان گرفتار یه چیز دیگه ـست

!چیش

!وقتی اون ننه‌قمر میاد حتما با خودش دردسر میاره

!اه لعنتی.. این ننه‌قمر چشه؟ لعنت بهش انصافا

ننه؟

حالا سنپای چرا باید این همه خودشو جر بده تا همچین کاری کنه؟

چشه انصافا؟

!همینه! اون یارو واقعا یه چیزیش می‌شه.. خودش بهمون گفته بود عمرا اگه راه بیوفته

!خودش بهمون گفته بود همین‌که اطلاعات رو بیرون بدیم باقیش گردن من

شرافتا یه جاییش تاب نداره؟

...تازه خودش به ما گفته بود که اگر شکست هم بخورد مشکلی ندارد

چشه انصافا؟

!چیش

ولی نجات دادن کسی که چونان در نومیدی غرق شده .وظیفه‌ی قلب رئوف هر انسانیست

.با این‌که بعدش زد پت‌وپیاره ـمونو با آسفالت هم ارض کرد

!گفتم الان قراره سه تا پترنِ دیزاین دیگه هم گردنمون بزاره و بکشدمون

!آه.. آنجایش واقعا یه چیزیش می‌شد .گویی قلب آدمی در بدن نداشت

!اهریمن! شیطان! ویراستار

!آهای! سرمون رفت! موقعی که داری با خودت فکر می‌کنی لطفا خفه شو

واقعا چشه انصافا؟

.فکر می‌کردم باهوش‌تر از این حرفا باشی

!این راه مذاکره نبود

.استحقاقی درش نمی‌بینم که شایستگی پذیرفتن این ریسک‌ها رو داشته باشه

.همین‌طوره

.آخه اولندش من اینجا نیومده تا با جامعه‌ی اولیا مذاکره کنم

.فقط اومدم اینجا عارضتون باشم که چطور می‌خوایم بی‌سروصدا این رویداد رو برگزار کنیم

.اصلا متوجه نمی‌شم چرا قصد دارید چنین کاری انجام بدید

می‌خوای چی‌کار کنی؟

چی رو؟

گذشته از جزئیات، دلیل و دلایلی وجود دارن که مدرسه‌ی ما .بخواد پروم اشتراکی برگزار کنه

.از قرار معلوم هم افرادی وجود دارن که پروم قبلی راضی ـشون نکرده باشه مگه نه؟

.تا الان من با آهنگ تو رقصیدم

.این بار آخری رو جون من به ساز من برقص

از چیزی ناراضی بودی؟

...نه خیرم.. یوکینو چان که از قرار معلوم خودش راضی شده

.مامان خودت هم که اوکی بودی

.پس جایی نمی مونه که من دهن به شکایت باز کنم

.من راضی نشدم

می‌شه دلیلش رو بپرسم؟

.چون از هر طرف که نظاره کنیم چیزی که من علم کردم بالاتره

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left