Chance

Chance

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Chance S02E08 WEB h264-TBS
Chance S02E08 1080p WEB h264-TBS
Chance S02E08 720p WEB h264-TBS
Chance S02E08 WEB h264-Persian
د لخوا تبصره Anakin_Skywalker
►► Skywalker | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

تګونه

web
720p
720
1080
په خپور شو: 2019-01-24
ډاونلوډونه: 39
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

...آنچه در چنس گذشت

داوسون پیت؟

بله، ما همدیگه رو می شناسیم؟

.نه هنوز

فکر می کنی چقدر طول بکشه تا پلیس ها

بفهمن تو و شغلت

مخرج مشترک بین اینایین؟

دی: نمی تونم باهاش تماس بگیرم

.احتمالاً تا الآن باید تماس می گرفت

قراره حین حرکت به جلو .یه سری تغییرات رو اعمال کنیم

چه تغییراتی؟

!مامان، به دادم برس

!شرمنده نیک

چرا پیدام کردی؟

.من و تو بهتره صحبت کنیم

اینکه به همه اینا نگاه کنی

و نتیجه بگیری وینتر همشون رو کشته !مصداق تفکر دانش بنیانه

برای یک میلیونیومین بار می گم !هیشکی جز تو این فکر رو نمی کنه

نظرت چیه؟ فکر می کنی همدست داشته؟

.نمی دونم

.دیگه صحبت با دکتر چنس موقوف

.تمومه

یه ساعت پیش یه بابایی ،اومده پیش ستوان تو پاسگاه ریچموند

.شروع کرده به اعتراف قتل های متعدد

تنها کسی که می تونه برینه تو این قضیه در حال حاضر تویی

آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.

«:: مــتـرجـم: اسکای‌واکر ::» |^| Skywalker |^|

.سلام، رییس

.شرمنده، شرمنده

!لعنتی، فرانک .زهره امو ترکوندی

،گوش کن می خواستم اول زنگ بزنم

اما به ذهنم اومد برای .اینکه جواب بدی زیادی زوده

فرض می کنم خبر ها رو شنیدی؟

در مورد رایان وینتر که قاتل زنجیره ایه؟

منظورم اینه که درست وقتی که فکر می کنی دیگه

.هیچی تو این حرفه نمونده که سورپزایزت کنه - .آره -

بخاطر همین اینجایی؟

می خوایش؟ - انقدر زیاد -

.که الآن دو ساعته اینجا منتظرم

که شاید بخوای برای دویدن صبح به .این زودی بیای

باشه، اما ما حتی نمی دونیم

.هنوز با چی طرفیم فرانک

،هفت تا جرم درجه اول تا حالا

.و یارو همچنان داره حرف می زنه

و دارم می شنوم از قبل به وکیلش گفته

نمی خواد تو .دادگاه مقدماتی شرکت کنه

می دونی دیگه چیا شنیدم؟

شنیدم یه نفر از اداره پلیس

داره اخبار رو به .رسانه ها درز می ده

.ببین قراره یه نمایش بشه

خیلی خب، همین الآنشم هست

پس، اگه در نهایت کار به

گناه کار شناخته شدن وینتر بکشه

و ما جلوی قاضی بالا و پایین بپریم که

.که اشد مجازات رو براش بگیریم خوبه

اما هر دومون می دونیم .از اینجا تا اونجا راه درازیه

پس اگه بهترین مامورت رو بذاری پای پرونده

...احساس خیلی بهتری خواهی داشت، پس

بذار روش فکر کنم فرانک، باشه؟

.کاملاً

.اصرار می کنم فکر کنی

ایا رفاقتت با کوین هاینز

ربطی با این خواسته داره؟

ببین، همه یه زمانی با .هاینز رفیق بودن

همه تو اداره پلیس و .همه تو دفترمون

.من فقط اونیم که هیچ موقع قطعش نکرد

.خیلی خب

.تا آخر امروز بهت جواب می دم

.ممنون

چنس: چطوری؟ چه احساسی داری؟

.خسته ام

یه جورایی انگار یه جیزی درونم کنده شده

آره

اما دوستش دارم

اتفاقا قبلاً حس بد داشتن... و خوب

.اما هیچ موقع حس درستی نمی دادن

...و این

.انجام اینکار، حضور در اینجا

.حس درستی می ده

.من با لوسی حرف زدم

بهم گفت که باهات رابطه داشته

،که بهش حمله کردی

که می خواستی بهش صدمه بزنی .که بکشیش

.می خواستم

.خوشحالم که نکردم

خوشحالی که نکردی؟

اما چرا نکردی؟

:فکر کنم بهتره سوال اینطوری باشه چرا لوسی؟

.منظورم اینه که، اولش اون بود کلاً

چون بهت نزدیک بود

و بعدش من آمارت رو درآوردم

،می خواستم حسش کنی

.که بدونی که تقصیر تو بود

آمار چیم رو درآوردی؟

.که یه دروغگویی

تو و بازپرس هاینز، شما رفیق بودین، مگه نه؟

.اولش نه

اون شب اون تو رو به پارکینگ فرستاد

چون من یه هیولا بودم .و یکی باید جلوم رو می گرفت

یه جزوی ازم از همون اول می دونست

،که همه ی تو رو نمی بینم

که یه جیزی رو پنهان می کردی

و بعدش اون روز توی آب ،که دستت دور گردنم بود

.به هم وصلشون کردم

اما اتصالشون رو قطع کردم

به خودم اجازه ندادم معنیش رو بفهمم

فقط می خواستم باور کنم یکی می خواست نجاتم بده

.که تو می خواستی

بیشتر از اونی که می خواستم .بدونم داری دروغ میگی

و حق داشتم این کار رو بکنم ...چون تو

.واقعاً هم نجاتم دادی

.برای نجات دادنم بهم صدمه زدی

.و حالام که اینجاییم

حالام اینجاییم

می دونم که نمی تونم ،با اون زنه، بیمارت صحبت کنم

اما می خوام بدونم اونم .اوضاعش همینطوره یا نه

.اینطور آروم

.امیدوارم

سعادت نه در گروی برآورده کردن خواسته هام

بلکه در داشتن قدرت برای .پذیرفتن همه چی با شادمانیه

وقتی بنیامین مرد دیگه کی اونجا بود؟

چی؟

چی؟ - یکی دیگه هم اونجا بود -

کی بود؟ - پیچیده است -

لیندسی بود؟ - پیچیده است -

اما اون دیگه این ورا نیست .حالا دست هیچ کس بهش نمیرسه

.لیندسی عاشق من بود

...واقعاً بود و من

.نه، نه، گوش کن، من اونجا بودم

آره؟

.من اونجا بودم و این رو اینور اونور می گم

.این کار رو می کنم

خب، پس گمونم هر دومون دروغگوییم

هردو آرزو داریم ،اتفاقات جور دیگه ای رقم می خورد

یه جوری غیر از چیزی که هستن

.من در مورد هاینز بهت دروغ گفتم

.یه دروغ دیگه هم بهت گفتم

اون زن، بیماری که مدام ازش دم می زنی

.اسمش جکلینه

،و من می خواستم کمکش کنم به ارامش برسه

به کمال برسه، چون عاشقش بودم

.اما اون اینو نمی خواست .کمک من رو نمی خواست

نمی خواست کامل بشه

.نمی دونم الان کجاست

پس، جایی که الآن توشیم رایان

یه شرایط کاملاً جدیده

.برای هر دومون

.نمی دونم بعدش چی میشه

گهگاهی سمت محله لورنا ،دور دور می کردم

و بله؛ پارک کردم و برای مدت زمان بیشتری منتظر موندم

هیچ چیزی که بشه بهش گفت مشکوک ندیدم

.اصلاً هیچی ندیدم

پس، شاید اشتباه می کردم

بعد از اینکه اون در مورد ،وینتر کمکمون کرد

.همه ی اون اتفاقایی که افتاد

..شاید می خواست که کارش تموم بشه

منظورت با توئه؟

نظرت اینه؟

این چیزیه که می خوای؟

با دوستاش صحبت کردی؟

.فکر نکنم دوستی داشته باشه

فکر نمی کنی یا نمی دونی؟

در مورد دکترش چی؟ اوبی جین؟

بهشون زنگ بزنیم ببینیم قرار ملاقاتی داشته که از دست داده؟

رستوران های مورد علاقه اش، شاید؟

تو پاگودای طلایی ندیدنش

خیلی خب

مغازه هایی که ازشون خرید می کنه؟

جاهایی که قدم می زنه؟ جاهایی که دوست داره ببینه؟

مرد جوون به نظرم میاد که این ماموریت رو

با دقت همیشگیت به جزییات انجام ندادی

.می دونم - .جای نگرانی نیست -

...دفعه بعدی که لورنا رو دیدی - .اگه -

وقتی لورنا رو دیدی، ازش اینا .و بیشترش رو هم بپرس

.خوشش میاد

.بهت قول می دم

نیکول: میشه لااقل بهم بگین کجاییم؟

یا کجا داریم می ریم؟

هی، این دختر عقبیه حالش خوبه؟

دانا: خوب میشه

...این دیگه چه

کوفتیه؟

.خوش برگشتی، لکسی

.شوخیتون گرفته

.آره بخندین

گرفتنم با وجود از حال رفتنم .باید سخت بوده باشه

.روان پریش ها

باورم نمیشه این بگایی .دوباره داره اتفاق میفته

و تو واسه چی اینجایی؟

سگ مست کردی؟ رفتی سراغ قرص های ننت؟

باشه، نمی خواد بگی

به هر حال وقتی تو جمع در موردش بشنوم

تا سر حد مرگ حوصلم سر میره

!خدا

!گرمه

تام: کمربندت رو دوباره ببند

چنس: هی، نیک بازم منم

گوش کن، این پیغام ها رو می گیری؟

داری سعی می کنی چیزی بهم بگی؟

چون بهش توجهی نمی کنم

More Farsi Persian subtitles for Chance

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left