لومړۍ 185 کرښې.
ه ع ب ه ع ب
هيولاها عليه بيگانگان
اين ماييم عليه اونا
دشمن عليه دوست
مغز متفکر عليه باب
اين شغلي فوق العاده عجيب است
. اوه آره ، عجيبه
ه ع ب
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
هيولاها عليه بيگانگان
ه ع ب
فشار کليد
. همه چيز به اين بستگي داره
. مسابقات قهرماني پرتاب و دريافت توپ
باب انگار سريعه ، و با ليدر اصلي
. يعني " فرناندو بولاروها " متحد شده
! آماده باش فرناندو . بيا شروعش کنيم
. فرناندو ، حالا ديگه نمي خواي با من بازي کني
! فرناندو
! با تو نبودم
. معرکه بود ! فرناندو
! گرفتمت ... و حالا جمعيت
وحشت زده مي شن ؟
. خيلي دلم مي خواد اون کليد رو فشار بدم
. سيستم دفاعي از کار افتاده
. سيستم دفاعي از کار افتاده ... سيستم
! بسه باب - هي رفقا ، از موقعي که دستمو گرفتيد -
! فشار دادن اون کليد برام خيلي سخت شده
. ژنرال مانگر ؟ باب ؟ ما صداي زنگ خطر شنيديم
چي شده ؟ - ! اين موجود چسبناک آبي شيطاني شده -
! فوراً اونو از بين ببريد . ديگران هم واسه امنيت خودمون از بين ببريد
. هيچکي کسيو از بين نمي بره
. تا موقعي که کسي به کليد اضطراري من دست نزده از بين نميره
کليد اضطراري ؟ - اين يه چيز کوچولو و هوشمندانست -
. که در دهه ي 60 ابداع شده
اگه اوضاع خيلي خيلي بد شد ، و در برابر حملات نياز به دفاع داشتيم
به مامانت ميگي که خيلي اونو دوست داشتي . اون موقعس که من اون کليد رو فشار ميدم
و ؟ . ادامه بده
واقعاً اون کليد به چه دردي ميخوره ؟ - . صبر کنيد ، الان مي فهمم -
! فقط مي خوام لمسش کنم
اين اطلاعات بشدت طبقه بندي شده است . و بغير از من هيچکي از اونا چيزي نمي دونه
بهم اعتماد کنيد ، وقتي اين کليد فشار داده بشه نبايد دور و برش باشيد
. و منظور من از " دور و بر " کره ي زمينه
دستگاه سري روز رستاخيز ؟
. داشتم آروم با خودم حرف مي زدم . تو حق نداشتي که گوش کني
. من ميگم سيستم امنيتي اين اتاق نياز به ارتقاء داره
... من داوطلب محافظت از اين اتاق و همه ي
. رازهاي ممنوعه و وسوسه انگيزش مي شم
. خودم از پس ارتقاء اينجا بر ميام تا فردا همين موقع
. هيچکي حق نزديک شدن به اين کليد رو نداره
. در اين مدت بايد فراموش کنيد که هيچوقت اونو نديديد
. ژنرال از قبل فراموش شده
و حالا هم دارم در عين بي خيالي اينجا رو ترک مي کنم يا نمي کنم ؟
! داشتم آروم حرف مي زدم . کسي نبايد گوش مي کرد
. ژنرال ، تيم هيولاها دستور شما را دريافت کرد
... و اگه شما مي گوييد که کسي نبايد وارد اين اتاق بشه ، پس
! باب - چيه ؟ -
. اوه خيلي عجيبه
ديديد بعضي وقت ها يادتون مي ره که دستتون کجاست ؟
" مثلاً اينجوري ، " اين ساندويچ ها رو از کجا گرفتم ؟
... مي دونيد که - ! اون يکي دستت هم داره همونکارو مي کنه -
هيولاها ؟
بنظرت باب تو دل برو نيست ؟ . همه چيز تحت کنترله
. اونا بهش " کليد اضطراري " مي گن
! اگه يه جور اسلحه باشه ، مي تونه به نقشه هاي شيطانيمون کمک کنه
! آره ، نقشه هاي شيطاني . کاورتون ، تمام
آره ، تو بهتره براي حرف زدن با شيطاني مثل اون
. آروم صحبت کني
! کليد ! کليد
بسيار خب باب ، قرارمون چي بود ؟ - . ببين ، انگار يه چيزيم شده -
. وقتي يه دکمه مي بينم فشارش مي دم . وقتي صفحه ي مدرج مي بينم اونو مي چرخونم
. وقتي يه کليد مي بينم بايد فشارش بدم - ... باب تو نمي توني -
مثل همين حالا ، من و تو با هم حرف ميزنيم
ولي به تنها چيزي که فکر مي کنم اينه
" بنظرت عالي نميشه اگه اون کليد رو فشار بدم ؟ "
! اوه آره ، عالي ميشه . رفقا همين حالا بر مي گردم
! اَه ، دوباره دارم همونکارو مي کنم ! نمي تونم مقاومت کنم
. البته که مي توني . فقط بايد يخورده خودتو کنترل کني
. کنترل - خود
. نمي دونم
. دهنم احساس مي کنه که اين يه کلمه ي ساختگيه
تا فردا عمليات ارتقاء دستگاه مانگر
. ترتيب دور نگه داشتن تو رو ميده
. باب ، تو فقط بايد يه روز خودتو کنترل کني
يه روز کامل ؟
. بسيار خب ، ولي بهتره آماده باشيد ، چون ممکنه کنترلمو از دست بدم
. ما هواتو داريم - . ولي در کل بهش نيازي نداري -
. باب ، من بهت ايمان دارم
: فقط بعد از من اين حرفا رو تکرار کن . من به کليد اضطراري دست نمي زنم
من فقط يه بار دست به کليد اضطراري مي زنم ! و به آرامي فشارش مي دم
. نه ! باب . بايد بگي بهش دست نمي زنم
! دست نمي زنم ! نمي زنم
... من به کليد
! بس کن
آره ، کنترل خود ؟ . باب اين چيزا حاليش نميشه
من بايد يه سوال عاقلانه
. از فعاليت دستگاه ناشناخته بپرسم
اون دستگاه ممکنه منجر به تخريب گسترده
. يا نابودي دنيا و يا هر چيز ديگري بشه
. به همين خاطره که بايد اون کليد رو فشار بدي و بفهمي که چيه
! بخاطر علم و شايد هم اضافه شدن اعتبار
. به مطالعاتت در مورد زمين
! من عاشق اعتبار اضافي ام
کاورتون ؟
يخورده عجيبه که تو رو اين پايين پيدا مي کنيم نمي خواي چيزي بگي ؟
! تو عجيبي . اينجا يه ورودي آزاده
. حالا هم از اون طرف مي ريم
. اونا به ما شک کردن
. بنظر مياد که بايد يه راهي پيدا کنيم تا بطور مخفيانه از اونجا رد بشيم
چي تو مغز " کله قارچي " و " اسکوييپ خال دار " مي گذره ؟
در حال حاظر اين تو ليست مشکلات ما قرار نداره ، باشه ؟
جداً چطور نمي توني به اون کليد فکر نکني ؟
! تو حتي مغز هم نداري
. سوزان ، قلبم هر چي بگه همونه . براي فهميدنش به قلب نياز نداري
. اما تو حتي قلب هم نداري
جدي ؟ پس کدوم قسمت بدنم مي خواد که اون کليد رو فشار بدم ؟
يعني باسنم مي خواد ؟ ! چون بهش اعتماد ندارم
. سوزان ، مشخصه که " کنترل خود " روي اين موجود کار نمي کنه
. من نقشه ي " ب " رو پيشنهاد مي کنم : حواس پرتي
سورپرايز ؟ برا من ؟
يعني اجازه دارم رو ورودي قدم بزنم ؟
معرکه تر از امروز ديگه ميشه ؟
. فقط صبر کن تا ببيني دکتر کاکروچ ( سوسک ) برات چي درست کرده
. وضعيت رو گزارش کن - . داريم به سطح زيرزمين 7 نزديک ميشيم -
. سه طبقه ي ديگه تا کليد
. نگاه کن
مي دونم که چقدر عاشق دکمه ، صفحه ي مدرج و کليدي
... بخاطر همين اينا رو پيدا کردم تا تو رو سرگرم
ممنونم دکتر ، حالا خيلي مشتاقم
! که کليد اضطراري رو فشار بدم
. ببين باب ، يه صفحه ي مدرج ديگه . فکر کنم اين يکي واسه دستگاه تنظيم هوا باشه
. حالا گرمه . حالا سرده . حالا گرمه
حالا سرده ، حالا گرمه
! عقب نشيني
بسيار خب ، ميدوني چيه ؟ . ما تسليم شديم
اگه واقعاً دلت مي خواد که
. کليد اضطراري رو بزني ديگه نبايد جلوتو بگيريم
در حقيقت ، تو خيلي عالي هستي . حتي برات يه نقشه ي مبانبر هم کشيديم
. وااي ، ممنونم رفقا
. بسيار خب ، بذار ببينم
. بنظر بايد به طرف راست برم
. بعدش هم دوباره به سمت راست برم
. سمت راست اينجاس . دوباره راست
اين وسيله ترتيب فکر دائم باب به کليد اضطراري رو مي ده
. سمت راست
حواس من چيو استراق سمع کرد ؟
هر دومون در مورد اين چيز اشتباه مي کرديم ؟
. البته . نيازي نيست که خودمون اون کليد رو تست کنيم
تا موقعي که يه احمق لکه اي مي تونه اون کارو برامون بکنه
. لزومي نداره که خودمون اونو تست کنيم - . بسپرش به من -
. بسيار خب . فکر کنم حالا بايد از اون طرف برم
چي به چي ؟
! باب صبر کن
. تو . من . بيا اين چيزو فشارش بديم
. عجيبه
. حاظرم قسم بخورم که يکي بهم گفت اين کليد رو فشار ندم
مزخرفه ، چرا بايد يکي بهت بگه که اون کليد
فوق العاده سبک رو نبايد فشار بدي ؟
. نه ، من مطمئنم که بهم گفتند
! نگفتند
. يه چيزي هم درباره ي " کنترل خود " گفتند
. اون کليد رو فشار بده
. يه دقيقه صبر کن تو ازم مي خواي که کليد رو فشار بدم ؟
! آره . من فوق العاده در اين مورد رکم
. منم مي خوام کليد رو فشار بدم ، پس دو نفر راي " آري " دادند
... بسيار خب ، کس ديگه اي هست که بخواد
! نه
منظورت از " نه " چيه ؟ ! فشارش بده
نمي تونم ، حالا مي فهمم که بايد از امروز
، مثل قهرمانم قوي باشم
! فرناندو بولوروها
. رفيق ، تو الهام بخش همه ي ماها هستي
. تبريک مي گم . لحظه اي بزرگ در انتظار توست
چرا دوستاتو خبر نمي کني تا جشن بگيري ؟
. مي توني از اون تلفن استفاده کني که شبيه کليده
. اوه ، چه فکر بکري
سلام ؟ سوزان ؟ سلام ؟
( آيا من دو بار بطور تصادفي فشارش دادم ؟ ( به زبان اسپانيايي ! سوزانا
چي ؟ هيچي نشد ؟ چطور ممکنه که هيچطور نشه ؟
مطمئني که اون کليد رو درست فشار مي دي ؟
. آره ، من مطمئنم اين همون چيزيه که باعث رقص ميمون ميشه
ميمون چيکار مي کنه ؟
... باب اون کليد رو
. من کاملاً گيج شدم - . سربازها از سر راه بريد کنار -
No comments yet. Be the first to leave one.