The Breslau Murders

The Breslau Murders (Breslau)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Breslau S01E01 1080p WEB h264-NESTED
د لخوا تبصره NESTED

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-09-21
ډاونلوډونه: 62
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫- آشغال! ‫- قاتل بچه کش!

‫روانی!

‫اینو از اینجا ببرید!

‫روانی!

‫باهاش میرم.

‫- ما قانون داریم، کارآگاه. ‫- این سیزده تا بچه رو کشته.

‫پرونده منه و تا آخرش میرم.

‫دو ساله دنبالت میگردم، فلیکس.

‫تو یه خانواده پرنفوذ داری.

‫نامه وکلات از برلین رو خوندم.

‫دیوونگیه.

‫یه اختلال ادراکی که نمیذاره خودت

‫درباره کارات قضاوت کنی.

‫ولی تو دقیقا میدونستی ‫داری چی کار میکنی، مگه نه؟

‫وقتی اون بچه ها رو کشتی، ‫دقیق میدونستی داری چی کار میکنی.

‫شنیدم قراره محکومیتت رو ‫تو یه استراحتگاه تو آلپ بگذرونی.

‫حیف شد.

‫شنیدم آلپ تو تابستون خیلی قشنگه.

‫- چی؟ ‫- خداحافظ، آشغال.

‫کارآگاه؟

‫کارآگاه!

‫کارآگاه... خدایا.

‫اینجا چیشده؟

‫تو بازرسی بدنی خیلی گند زدید.

‫دستبندشو باز کرد و پرید روم.

‫ممنون. میتونی لباساتو بپوشی.

‫لعنتی های فقیر.

‫نمیذارن آدم کارشو بکنه.

‫کارآگاه،

‫همه چیز روبراهه.

‫همسرت...

‫خوب درست شده.

‫منم همین فکر رو میکردم.

‫خب، اگه اینطوره، ‫هیچی جلوی بچه دار شدنتونو نمیگیره.

‫پس چرا تا حالا موفق نشدیم؟

‫درباره روش تقویمی شنیدی؟

‫بله، اون چیه؟

‫آخرین روز پریود همسرت.

‫اگه بخواین بچه دار بشین،

‫امروز، فردا، یا نهایتا پس فردا،

‫بهترین وقته.

‫باید یه سر به کلانتری بزنم. ‫زیاد طول نمیکشه.

‫یه شراب میخرم.

‫شامپاین.

‫شراب مال جنده هاست.

‫اگه میخوای از این هیکل درست و حسابی ‫استفاده کنی، حسابی تلاش کن.

‫سه ماهه تعلیق شدم.

‫گفتی وقتی اوضاع آروم شد ‫منو برمیگردونی.

‫پودولسکی، من سعی مو کردم.

‫ولی هیملر یه دستور جدید داده.

‫کریپو حالا زیر نظر ‫پلیس امنیت نازی های مرکزیه.

‫نازی ها همه چیزو کنترل میکنن. ‫هیچ کاری نمیتونم بکنم.

‫یعنی چی؟

‫برلین چی؟ دوستات؟ گفتی...

‫هیچ کس به خاطر بازی ها ‫نمیخواد ریسک کنه.

‫این اولویت هیتلره.

‫ما قراره به دنیا نشون بدیم

‫که رایش سوم یه کشور دوستانه ‫و مدرن و قانون منده.

‫رایش هر چی بخواد میتونه باشه. ‫من چه ربطی بهش دارم؟

‫اینکه یه افسر پلیس ‫خودسرانه عدالت رو اجرا کرده،

‫اونم روی یه زندانی پرنفوذ.

‫من مظنونم.

‫فعلا فقط مظنونم.

‫پرونده بازه.

‫به خدا قسم، اون حرومزاده ‫به سیزده تا بچه تجاوز کرد و کشت.

‫کوچیک ترینشون چهار سالش بود.

‫قرار بود تو یه استراحتگاه ‫محکومیتشو بگذرونه؟

‫باید یه راهی باشه.

‫اس اس ها میدونن تو اینو برنامه ریزی کردی.

‫حتی مدرک هم لازم ندارن.

‫اسم و نژاد تو هم کمکی نمی کنه.

‫خودمو کشتم تا نذارم تورو بندازن زندان.

‫ولی باید از پلیس استعفا بدی.

‫ سلام از ایستگاه مرکزی برسلاو

‫ تیم ملی لهستان دعوت رایش سوم رو پذیرفت

‫ و هفته های آخر تمرینشون ‫قبل از بازی ها

‫ در برسلاو، با امکانات ورزشی ‫مدرن ما برگزار میشه

‫ مردم برسلاو با اشتیاق ‫منتظر ورزشکارای همسایه مون هستن

‫آقایون، این سنگا واسه بازیه هان؟

‫بزن به چاک

‫بزنین به چاک

‫گفتم بزنین به چاک

‫چته؟

‫اینجا واسه تعطیلات اومدی؟

‫اگه یه مشت احمق با سنگ دیدی، ‫برو دنبالشون.

‫ اینجا برادران اولخوفسکی ‫دونده های معروفن

‫ یه شناگر، یادیگا براون

‫ چند هفته دیگه، همشونو ‫تو استادیوم المپیک می بینیم

‫ بزرگ ترین سالن ورزشی دنیا

‫سلام، زلدا.

‫امروز باید همه چیز منظم باشه، ‫پس دردسر درست نکن.

‫من کی دردسر درست کردم، اروین؟

‫این لهستانی ها کجا میمونن؟

‫زلدا، اونا کاتولیکن. ‫میگن دنبال دخترا نمیرن.

‫همه دنبالشن، عزیزم.

‫گراند، مجارستانی، یا ساسکی؟

‫مجارستانی.

‫- می دونستم. ‫- هی!

‫ممنون.

‫برو!

‫ تیم ملی لهستان ‫با استقبال گرم مهمونا

‫ و بقیه اتباع رایش سوم مواجه شد

‫ لئون روزنبلوم ‫الان داره از قطار پیاده میشه

‫ آقای روزنبلوم ‫شما رقیب اصلی هلموت زوله این

‫ قهرمان برسلاو ‫افتخار کل رایش

‫فکر می کنید شانسی برای مدال طلا دارید؟

‫- می برم. ‫- چطور مطمئنی؟

‫- چون هلموت ضعیفه. ‫- یعنی چی؟

‫دو بار به من باخته.

‫خون یهودی و شجاعت لهستانی ‫غرور آلمانی رو شکست میده.

‫خوک یهودی!

‫برگرد همون جا که اومدی! ‫چطور جرأت می کنی اینو بگی؟

‫روز خوش.

‫رئیس،

‫پدرت چکاره بود؟

‫رئیس شورای شهر.

‫مال من لهستانی بود.

‫اومد تو رایش قشنگ ‫تا قصاب بشه.

‫من بدون نشان پلیس کی میشم؟

‫پسر یه قصاب و مست.

‫یه هیچ کس.

‫شاید باید قبل از کاری که کردی ‫به این فکر می کردی.

‫لنا نمیدونه.

‫- چی؟ ‫- فکر می کنه میرم سر کار.

‫متأسفم، فرانز.

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫خب...

‫بازش کنم یا...

‫میخوای حال کنیم، کارآگاه؟

‫آره.

‫میخوام باهات حال کنم.

‫خب برو با رفیقای مستت حال کن.

‫- لنا، ولی... ‫- فرانز؟

‫بیخیال، میدونی حالا بهترین وقته.

‫توام که این قدر کار داشتی، حیف شد.

‫بعدا میتونی از دستم عصبانی باشی، ولی حالا...

‫بهم دست نزن!

‫گمشو برو رو کاناپه بخواب.

‫مشروب کاری میکنه ‫خر و پف کنی که من نمیتونم بخوابم.

‫گمشو، فرانز.

‫آقا؟

‫آقا.

‫باشه، من بدترین آدمم.

‫چی کار باید بکنم؟

‫نمی دونم. ‫شاید آلتتو ببری و بخوری؟

‫به هر حال نمیخوام باهاش کاری کنم.

‫برات اون انگشتر مشکی با طلایی میخرم.

‫فکر کردی با یه انگشتر باهات میخوابم؟

‫نه، ولی فکر می کنم اگه تو، ‫با بزرگواریت،

‫مستی منو ببخشی، ‫اون موقع عشق بازی می کنیم.

‫اگه طلا هم بگیری، ‫دیگه نمیتونی رد کنی.

‫طلا رو بیار، بعد حرف میزنیم.

‫لنا، امروز یکشنبه هست!

‫چرا بیدارم کردی؟ ‫فردا بیا.

‫تو میخوای مادر بشی. ‫همیشه اینو میخواستی. خودت گفتی.

‫شاید بخوام، شایدم فقط گفتم.

‫گور باباش.

‫کارآگاه، منم، بنک!

‫صبر کن.

‫یه لحظه صبر کن، فقط...

‫میرم بهش بگم بره.

‫پنج ثانیه وقت داری، ‫بعد بهت شلیک میکنم.

‫حرف بزن.

‫- این آخرین شانسته، رئیس. ‫- چی؟

‫یه ورزشکار لهستانی ‫تو هتل مجارستانی کشته شده.

‫بازرس بارنز منو فرستاد بگم ‫این شاید آخرین شانس تو باشه.

‫تا قبل از ساعت هشت اونجا باشی.

‫پایین منتظر باش.

‫لنا...

‫قتل دوگانه، پودولسکی.

‫دور و برتو نگاه کن و گند نزنی.

‫بله، قربان.

‫سلام.

‫ردی ازش مونده؟

‫یه دستکش، پس.

‫کی پنجره رو باز کرد؟

‫خدمتکار گفت بوی مواد شیمیایی میداد.

‫چرا چشم ها؟ ‫این یه جور نماده؟

‫یه قاتل که چشم قربانیاشو میسوزونه

‫معمولا نشون میده ‫با یه روانی گند طرفیم.

‫گلوله رو درآورد؟

‫یه روانی گند ‫که اون قدر زرنگه که بدونه

‫میتونیم اسلحه رو ‫از روی گلوله شناسایی کنیم.

‫یکی از دخترای لوویاکوفه، درسته؟

‫چرا رنگت پریده؟

‫حساس شدی؟

‫زلدا.

‫واسه یه خبر درباره هتل ‫تو ایستگاه پنج مارک بهم داد.

‫از روی عادت گرفتم.

‫باشه، برام چند تا شاهد از هتل پیدا کن.

‫کسایی که اونا رو دیدن. ‫ساعت اومدنشون به اتاق.

‫اگه کسی صدای شلیک شنید... خودت می دونی.

‫اون تازه کارو هم بفرست اینجا.

‫اونجا بشین.

‫اونجا، روی تخت بشین.

The Breslau Murders subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Breslau Murders

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left