My Brilliant Friend

My Brilliant Friend (L'amica geniale)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

My Brilliant Friend S04E01 SUBBED 1080p WEB h264-EDITH
My Brilliant Friend S04E01 ITALIAN SUBBED 1080p/720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
My Brilliant Friend S04E01 SUBBED 1080p/720p HEVC x265-MeGusta
My Brilliant Friend S04E01 SUBBED 480p x264-mSD
د لخوا تبصره K o o R o s H
©️ هومن صمدی 𝑅𝒶𝓎𝓁𝒶𝓃 𝒢𝒾𝓋𝑒𝓃𝓈 ✌ تلگرام ↪️ RaylanGivensSubs ↩️

تګونه

webdl
په خپور شو: 2024-09-10
ډاونلوډونه: 95
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

صبح به‌خیر - صبح به‌خیر -

من می‌خوام با «ایتالیا» تماس بگیرم

بسیارخب

می‌تونید شماره رو بگیرید

بله

الو؟ - پی‌یترو، اِلنام -

دخترها چطورن؟

نه‌که برات مهمه

اون‌ها دخترهام‌ان

چی می‌خوای؟

ناشرهای فرانسوی می‌خوان رویدادهای تبلیغاتی بیش‌تری توی «فرانسه» برگزار کنن

گفتم قبول کنم. شبِ کریسمس برمی‌گردم

تو همین‌حالاش از وقتی تصمیم گرفتی خانواده‌مون رو «نابود کنی، دو بار توی دو ماه رفتی «فرانسه

به خودت زحمتِ برگشتن نده

،در اون ماه‌ها، طی گریزهام به «فرانسه» همراه با نینو

،دده و اِلسا مدام به ذهن‌م میومدن

،همین‌طور پی‌یترو

اما جوری که انگار در جهانی موازی معلق بودن

،چندین روز ازشون بی‌خبر بودم

،و همین‌که از اون آگاه می‌شدم حالت‌تهوع شدیدی به‌م دست می‌داد

،اما هرقدر هم که غیرقابل‌تحمل بود

نمی‌تونستم دعوتِ دو ناشری که به کتاب باور داشتن رو رد کنم

عقب‌انداختنِ برگشتن‌م برای چند روز، چیز زیادی رو تغییر نمی‌داد

یا این‌که دربارۀ همه‌چیز در اشتباه بودم؟

نمی‌تونم پای تلفن بمونم. به‌زودی صحبت می‌کنیم

نه، اون رو نمی‌تونم به‌ت بگم

نینو

خدافظ، خدافظ

ببخشید، صدات رو نشنیدم

داشتی با اِلنورا تلفنی صحبت می‌کردی؟

معلومه که نه

دروغ‌گو

!حقیقته - دروغ‌گوئی -

قسم می‌خورم که اون استاد حوصله‌سربره از «اُوترخت» بود

از قدیمی‌ترین دانشگاه‌های هلند و ] [ یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های اروپا

فکر کنم مست هم بود. یک کلمه از حرف‌هاش رو هم متوجه نشدم

داشتی با اِلنورا تلفنی صحبت می‌کردی، خودم شنیدم

ممکن نیست شنیده باشی، چون حقیقت نداره

حرف‌م رو باور می‌کنی؟

باید به من اعتماد کنی

:این چیزیه که فکر می‌کنم

وضعیت ما پیچیده‌ست، ولی راست‌وْریس‌ش می‌کنیم

،ولی برای اون کار، نمی‌تونیم هی فرار کنیم

مون‌پلیه»، «پاریس»، بعد خدا می‌دونه کدوم شهر»

باید مستقیم با این وضعیت مواجه بشیم

من و اِلنورا، تو هم با شوهرت

امشب هوش از سر می‌پروندی

تمام مدت چشم ازت برنداشتم

جدی؟

و تنها من هم نبودم

« اِلنا فرّانته بر اساس رمانی از »

« دوســت نــابــغــۀ مــن »

« داســتــان کــودک گــم‌شــده »

« بخش بیست‌وْپنجم: جدایی »

بگیر بخواب

بگیر بخواب

« ایستگاه راه‌آهن فیرنتسه سانتا ماریا نوولا »

حالا دیگه باهام حرف هم نمی‌زنی؟

اقلاً دلیل‌ش رو به‌م بگو. به‌م زنگ بزن

جواب نمی‌دی؟

از دست من دل‌خوری؟

واسه کریسمس میای «ناپل»؟

!باز هم لی‌لام. داری می‌ری رو مُخ‌م

.یک ماهه دارم به‌ت زنگ می‌زنم این چه مسخره‌بازی‌ایه داری درمیاری؟

الو؟ - الو، ماریارُسا، من‌ام -

چه خبر؟

تو بگو، کسی خونه نیست

ساعت چنده؟ - سۀ صبح -

تازه رسیدی؟

آره، آره، چه خبر شده؟

حال دخترها خوبه؟

آره، آره، آروم باش

حال‌شون خوبه، «تورین»ان، پیش پدرمادرم

پی‌یترو به‌م گفت برای شامِ کریسمس منتظرم‌ان

«ولی بردشون «تورین

نه، مادرم اومد بردشون

بدونِ این‌که به من بگه؟ چطور جرئت می‌کنه؟

پیش خودش گفت بهتره تو و پی‌یترو تنها باشید

تا آزادانه به وضعیت رسیدگی کنید

!پیش خودش گفت؟ تصمیم‌ش که با اون نیست

،تو سۀ صبح برگشتی

چه‌جور کریسمسِ به‌دردنخوری می‌شد؟ - آره، آره -

به‌خاطر تعطیلات تأخیر خورده بود

نیازی نیست خودت رو توجیه کنی - !توجیه نمی‌کنم -

اِلنا، تو این حق و وظیفه رو داری که به تحصیل و نویسندگی ادامه بدی

دربارۀ بقیه‌ش نمی‌تونم توصیه‌ای به‌ت بکنم

ارائۀ این‌جا توی «میلان» رو یادت نره

،فرانکو ماری بزرگ هم میاد برای دیدن‌ت لحظه‌شماری می‌کنه

آره، آره

خب، شب به‌خیر

خدافظ

کجا بودی؟

چرا اجازه دادی مادرت دخترها رو ببره؟

شنیدی چی گفتم؟

تو «فرانسه» بودی، برای کار

سرِوقت می‌رسیدم، ولی قطار تأخیر داشت

تو هیچ‌وقت واسه دخترهات این‌جا نیستی

پی‌یترو، بیا حرف بزنیم

باید به یه توافقی برسیم

چه‌جور توافقی؟

،دخترها بیان پیش من زندگی کنن

تو هم آخرهفته‌ها ببینی‌شون

ببینم‌شون، کجا؟

خونۀ من

و اون کجاست؟

نمی‌دونم، یه فکری براش می‌کنم

«این‌جا... «میلان»، «ناپل

ناپل»؟ هان؟ «ناپل»؟»

!من هیچ‌وقت نمی‌ذارم دخترهام «ناپل» پیش تو زندگی کنن

!من هیچ‌وقت زیر بار اون نمی‌رم

آروم باش

آروم باش، پی‌یترو

این‌طوری نمی‌تونم رانندگی کنم

کجا باید بری؟

ایستگاه راه‌آهن

واسه چی؟

دنبال مادرت

مادرِ من؟

بالأخره یه نفر باید به‌ش می‌گفت دیگه

!وظیفۀ من بود به‌ش بگم

به تو بود که دروغ می‌گفتی، همون‌طور که به من گفتی

دیدی؟ کاری نداشت

شما واسه هم ساخته شُدید. مطالعه دوست دارید، تحصیل

باهوش‌اید

ولی به چه درد می‌خوره اگه وقتی سخت می‌شه، تسلیم بشید؟

به فکر بچه‌هاتون باشید

دده دیگه بزرگ شده و درست نیست عذاب‌ش بدید

،پی‌یترو، ممنون بابت تمام زحمت‌هایی که برای دخترم کشیدی

ولی تا نبخشی‌ش، من از این‌جا نمی‌رم

!به جونِ بچه‌هام قسم، تا آشتی نکنید، من از این‌جا نمی‌رم

روبوسی کنید

لنو، بگو ببخشید و اعتراف کن که اشتباه کردی

!زود باش! لنو! زود باش، لنو

!مامان، بسه

فایده‌ای نداره

من یکی دیگه رو دوست دارم

!ببند دهن‌ت رو، هرزه

!دیگه به این‌جام رسوندی

!دیگه تحمل ندارم

می‌خوای زندگی‌ت رو با افتادن دنبال مردی !خراب کنی که از پدر کثافت‌ش هم کثافت‌تره

،فکر می‌کردم لی‌لاست که تو رو به راه کج می‌کشونه

!ولی اشتباه می‌کردم، سلیطۀ بی‌حیا توئی

!سلیطۀ بی‌حیا

لی‌لا بدونِ تو آدم خوبی شده

!باید وقتی بچه بودی، پاهات رو قلم می‌کردم

!باید سرتاپای شوهرت رو طلا بگیری

!یه خونۀ قشنگ برات گرفته توش زندگی کنی

!دو تا بچه به‌ت داده

!و این‌طوری جواب زحمت‌هاش رو می‌دی؟ هرزه

!زنده‌ت نمی‌ذارم! زنده‌ت نمی‌ذارم، لنو

!بسه

تو دیگه دخترِ من نیستی

این پسرمه

!امیدوارم پسرِ سارّاتوره به‌ت سوزاک و سیفلیس بده

من چه گناهی کردم که باید زنده باشم این روز رو ببینم؟

حقِ من این بود؟

!خدایا، من رو از روی زمین بردار

!همین‌الآن من رو از روی زمین بردار

در رو باز نکن

ازت نمی‌خوام بذاری بیام داخل

فقط می‌خوام بگم که من این رو نمی‌خواستم

زیاده‌ازحده

حتی تو هم حق‌ت این نیست

،از جوری که هُل‌ش دادم خجالت‌زده بودم

از اون و از خودم خجالت‌زده بودم

می‌خواستم عذرخواهی کنم، بغل‌ش کنم

اما می‌ترسیدم متقاعد بشه که کوتاه اومدم

بدونِ این‌که یک کلمه با هم حرف بزنیم، رفت

برای پی‌یترو آرزوی بهترین‌ها رو کرد

،و به‌ش اصرار کرد، تا لحظه‌ای که قطار راه بیوفته

که اون رو در جریانِ دستِ زخمی‌ش و دخترها بذاره

الو؟

سلام، ادله. من فردا میام دنبال دخترهام

اِلنا، چه غافلگیری‌ای. کریسمس مبارک

کریسمس مبارک

،اِلنا، نگران نباش

...می‌تونی تا هر موقع که لازمه، بذاری پیش من بمونن

دده مدرسه داره

،می‌تونه همین‌جا بره مدرسه

...یکی همین نزدیکی‌ها هست

نه، باید پیش خودم نگه‌شون دارم

خواهش می‌کنم، فقط به‌ش فکر کن

یه زنِ جداشده

با دو تا دختر و بلندپروازی‌های تو باید با واقعیت روبه‌رو بشه

و تصمیم بگیره از چی دست بکشه

فردا می‌بینم‌تون

مگه فردا نباید «میلان» پیش ماریارُسا باشی؟

پس با اولین قطارِ جمعه میام

!سلیطه

،من توی محلۀ فقیری متولد شدم

...خیلی فقیر

،جایی که خشم مردها، خشونت‌شون

پیشامد روزانه بود و هست

من دیده‌ام که یک پدر، دخترش رو از پنجره پرت کرد بیرون

فقط به‌خاطر این‌که می‌خواست ادامه‌تحصیل بده

من یک زن رو دیده‌ام که خودش رو حلق‌آویز کرد

چون بیوه شده بود و باید خرج دو تا بچه‌ش رو درمیاورد

من کبودی‌هایی روی صورت یک دوست دیده‌ام

چون با مردی ازدواج کرده بود که دوست‌ش نداشت

مردی که شبِ عروسی‌ش به‌ش تجاوز کرد

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left