لومړۍ 200 کرښې.
چه خبره؟
بریم
شماها قرار می ذارین؟
قرار می ذارن؟
قرار می ذاریم؟
قرار می ذاریم؟
.. جونگ ریول، تو فندک منو
من برش داشتم
این روزا دیگه نمی ذارن تو بار سیگار کشید
خب، گمونم سر وقت مناسبی بیرون نیومدم
زمان درست از دستم رفت - معلومه -
دونگ بک خیلی سر و وضعت شلوغه ها
هم باید از پسرت مراقبت کنی هم قرار بذاری، هم بارو بگردونی
بار می گردونه؟
می تونی سر وقت پول اجاره بارو بدی؟
... خب
ببخشید من خیلی زود می رم سر اصل مطلب
... ولی
فکر نکنم بتونم باهات دوست بشم
از دوست شدن باهات حس خوبی ندارم
بمب آماده ی ترکیدنه
و هیچی به اسم راز وجود نداره
= قسمت 3 =-
به خصوص تو این شهر کوچیک، اونگسان
دستای همو گرفته بودن پس تا آخر خط رفتن دیگه
موندم اون وقت شب از کجا میومدن
وای خدا، خانم کواک همیشه طرفِ دونگ بک رو می گرفت
گمونم دیگه عروسش می شه
گفت که با یه وکیل قرار می ذاره
امروز خوشگل تر شدی
وای خدا، چتری هاشو انگار امروز مدل دادی بهشون
خداوکیلی امروز عالی شدی
دیشب زیاد نخوابیدم امروز قیافه ام خسته به نظر می رسه
جدی؟
چرا نخوابیدی؟ باید خوب بخوابی - وای خدا -
دونگ بک - اصلا با عقل جور درمیاد؟ -
چیه؟ - چرا بره با یه مادر مجرد قرار بذاره؟ -
چی؟ دارم این سریاله رو می گم
آها - اون سریاله -
آره - می گم، اصلا ممکنه؟ -
یا پسره یه عیب گنده ای داره یا دختره ترشیده
راست می گی - سریاله ها اینی که می گم -
یه بسته اینجولمی می خوام
چون فقط حالت بده دلیل نمی شه اینو بخری
با هیانگ می حرف می زنم
بهش می گم یه میلیون وون رو زود پس بده
حرف بزنی باهاش؟ باید فقط یکی خوابوند تو گوشش
... دونگ بک
امروز چت شده؟ - لعنتی -
بازم دارن اذیتش می کنن - خودت پول نداری؟ -
من رفتم رسیدم خونه با هیانگ می صحبت می کنم
! دونگ بک خانوم
داری فرار می کنی؟ - چرا فرار کنم؟ -
پس چرا انقدر تند راه می ری؟
صبر کن، وایسا خواهشا دنبالم نیا
چرا باز داری دنبالم میای؟
چیز، می گم نباید درباره اون قضیه ی دستِ دیشب حرف بزنیم؟ ای وای
می گم نباید درباره قضیه دیشب حرف بزنیم؟
خدایا
به خاطر این دست دیشب پلک رو هم نذاشتم
همش از خودم می پرسیدم "چرا دونگ بک خانوم دستمو گرفت؟"
انقدر درباره دستت حرف نزن، خب؟
"یعنی چه معنی ای داشت؟"
انقدر مخم رو خوردم تا بفهمم چه معنی ای می تونست داشته باشه
... احیانا، یعنی
یعنی می شه از الان به بعد هر وقت خواستیم دست همو بگیریم؟
بریم یه جای خلوت حرف بزنیم
"جای خلوت؟"
اگه الان کسی مارو ببینه، فکر می کنه یه پلیسو قراره بدزدن
چرا منو آوردی تو این کوچه سوت و کور؟
ببخشید - چی؟ -
اشتباه کردم
نمی تونم همه چیو توضیح بدم
ولی دیشب تو یه وضعیتی بودم
فوری بود ... واسه همینم خوب فکر نکردم
آها، می فهمم
می دونی، وقتی دست یکیو می گیری
همیشه آدم تحت تاثیر قرار می گیره
به نظرم همین تحت تاثیر قرار گرفتن ... مرد و زن بود که
بشر تونست تکامل پیدا کنه
اگه همین جوری همه چیو حساب کتاب کنی که وای ... خیلی بدبخت به نظر می رسی
آخرش، چه از مخت استفاده کنی چه نکنی
یا عاقبتت این می شه یا اون زیاد مهم نیست
چی داری می گی؟
تو می تونی دل هر کسیو ببری
اونم فقط تو سه ثانیه
منم وقتی تو کتابفروشی بودیم تو سه ثانیه بعد از اینکه دیدمت اینو فهمیدم
ولی من قصد نداشتم همچین اتفاقی بیفته
تازه، تو هم چیزی درباره ام نمی دونی
خیلی ساده با نگاه اول عاشق شدم
وای خدا
من زیاد اهل دست دست کردن توی رابطه نیستم
"اگه ازدواج نکرده، می رم سراغش"
تصمیمم رو گرفتم
چی داری می گی؟
... چطور انقدر نترسی
آره، به نظرم باید هم مراقب باشیم ... هم محتاط
ولی به نظرم اگه سریع بری سر اصل مطلب مهم تره
اگه هی دست رو دست بذارم
تو، دایانای اونگسان
از دستم می پری
وقتی از چیزی مطمئنی باید انجامش بدی
چرا همش بهم "دایانا" می گی؟
این پسره فقط رک نیست اصلا چیزی تو دلش نمی مونه که نگه
وای خدا
نباید جلوی دیوار لطفا اینجا نشاشید" این چیزارو بگیم"
خب، چطوره بریم با هم کتلت خوک بخوریم؟
کتلت خوک؟ چرا؟
می خوای عشقت رو بهم ابراز کنی؟
دونگ بک خانوم شمام خیلی وقتا رک هستیا
آقا یونگ شیک
بله
همین الان پیشنهادت رو رد می کنم
همین
هجده کیلوئه - باشه، هجده کیلو -
خوبه - بدش من -
چه خوب و تازه هم هستن
میگما، به نظرت خانوم کواک خبر داره؟
اگه می دونست که غوغا به پا می کرد - چطور؟ -
دونگ بک و خانوم کواک خیلی بهم نزدیکن
ممکنه نزدیک باشن ولی الان وضع فرق می کنه
دونگ بک فقط براش یه همسایه بدبخت بیچاره بود
ولی اگه با پسرش قرار بذاره همه چی عوض می شه
همون
حتی مهربون ترین زن هم اگه ببینه پسرش عاشق یه مادر مجرد شده قاطی می کنه
دوک سون که بفهمه جهنم به پا می کنه
کی بهت اجازه داده اسم کوچیکمو بگی؟
اومدی - سلام -
نه، اشتباه برداشت نکن
داشتیم می گفتیم دیگه کی این آقا پسرت می خواد زن بگیره
حواست باشه چی می گی الان جهنم به پا می کنه
هر وقت عشقش کشید زن می گیره
اگه شلوغ کنین بیشتر همه چیو خراب می کنین
وایمیستم ببینم خودش چی می شه
پس چطور دختری رو خوشت میاد عروست بشه؟
الان تو قرون وسطا که زندگی نمی کنیم دیگه این چیزا مهم نیست
فقط مهم اینه که خودشون همو دوست داشته باشن
من اونجوری نیستم که واسه عروسم ایراد گیر باشم
این افکار خیلی دِمده ست
وایسا
همین جوری زرت ردم کنی بری که نامردیه
حداقل بایدم بهم بگی چرا ازم خوشت نمیاد
بعدش سعی می کنم خودمو درست کنم یا کلا بی خیالت می شم
بذار بی خیالش کنم
زندگی با سریالا فرق می کنه، آقا یونگ شیک
مادرای مجردم، سلیقه ی خودشونو دارن
چون یه مادر مجردم دلیل نمی شه ... به هر کی ازم خوشش بیاد
بله بگم
تازشم، مهم اینه که اصلا تیپ موردعلاقه ام نیستی
تیپ موردعلاقه ات چیه؟ منم تیپ موردعلاقه ات می شم خب
گونگ یوئه، گونگ یو
من از پسرای بد خوشم میاد
... ولی
... تو... به نظر میاد که
خیلی راحت به اینو اون پول قرض می دی
از مردایی خوشم میاد که سنگدل باشن
باید شوخ و تر تمیز باشن
حساس باشن و سخت بشه به دستشون آورد
همچین مردی رو منظورمه
چرا چیزی نمی گه؟
چطور یه آدمیزاد با گابلین رقابت کنه؟
مگه آدم هم گابلین می شه؟
چی؟
... چیز
الان باید برم محله رو گشت بزنم
گشت؟ یهویی بری گشت؟
خیلی تند رفتم؟
آدمو معذب می کنه
چرا وایساد؟
! دونگ بک خانوم - ای وای -
... من... چیزه
! سگی که نژادش مخلوطه از همه ناز تره
بعدشم همین چیزای کوچیکه که بدون اینکه بفهمی روت تاثیر می ذاره
من؟
! بعدا پشیمون نشی و دنبالم راه بیفتی ها
چی بود؟ اعلام به جنگ بود یا اعتراف عشق؟
وای
گرمه؟ - نه -
صورتت یه جوریه انگار جلوی آتیش بودی
من؟
هیانگ می
... تو
چرا از شوهر کیک برنجی فروشی پول قرض کردی؟
مسئله شخصیه
چرا جدیدا می ری از مردم پول قرض می کنی؟
حقوق ماهیانه ت چی می شه؟
همچین می گی انگار ماهی ده میلیون حقوقمه
بیا اول پولش رو پس بدیم
مگه دارم که پس بدم؟
من به جات پس می دم
چرا واسه یه کارگر نیمه وقت اینکارو می کنی؟
هنوزم خیلی مونده مخش رشد کنه
شماره حسابش چنده؟
باید یکم پول دربیاری
هیچی پول ندارم
همه چیو بدتر نکن و دردسر درست نکن
انقدر با بی محلی هات همه چیو بدتر نکن
مامانم همچین زود به زود هم سر نمی زنه
فقط هفته ای دو سه روز میاد
نمی شه همینم یه روی خوش نشون بدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.