لومړۍ 200 کرښې.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
بر اساس وقایع واقعی
زمانی بود که همه ما از رویاهای بزرگ
می ترسیدیم
در قلب این ماجرا مردی بود
به نام، او دابلیو گرلی
اون شوهر من بود، تنها عشق
زندگیم
رویای اون این بود یک وال استریت سیاه رو
به مکانی غرورآفرین و امکان پذیر
برای آفریقایی های امریکایی تبار تبدیل کنه جایی که از نظر قانونی
غیرممکن به نظر می رسید
وقتی می دیدم که چطوری داره قلب و روحش رو
در گرین وود می ریزه، احساس می کردم
دوباره عاشقش شدم
این داستان وال استریت ماست
و چگونگی آغازش
متشکرم
از همه شمایی که اینجا هستید متشکرم
این شروع یک اتفاق بزرگه
در این دوران سخت سیاهپوست آفریقایی آمریکایی
با موانع زیادی رو به رو هست
و خیلی آسونه که احساس کنیم، رویاهای ما
دور از دسترس هستند
اما من امروز اینجا در برابر شما ایستادم که
به شما اطلاع بدم که ما بالاترخواهیم رفت
بایکدیگر، جامعه ای خواهیم ساخت که درآن رویاهای ما
به حقیقت می پیوندد
جایی که فرزندان ما بتوانند در آن شکوفا شوند
جایی که تلاش ما و اراده ما
آینده ای امیدوار و فرصت های مناسب
ایجاد کنه، زیرا ما خود معمار سرنوشت
خود هستیم
و اینجا هست که باید برخیزیم
موفقیت های ما پیروزی های ما
گواهی براقتدار ما خواهد بود
و اتحاد
بگذار این چراغ راه همه کسانی باشد
که به دنبال آینده ای بهتر هستند
این برای ما و بخاطر ماست
این میراث ماست
آقای گرل
آقای گرل
آقای گرلی
فکر کنم دوباره مشغول رویا پردازیه
بسیارخوب کلید، عالی بود
کافیه
کافیه
کارت عالی بود للا
شما نکات کلیدی بازنوساختن اصلاحیه هارو
متوجه شدید
حالا یکم کامل ترش می کنیم
اصلاحیه سیزدهم برده داری رو ملغی کرد
این مسئله بزرگیه
اصلاحیه چهاردهم شهروندی و حمایت
از برابری شما
و پانزدهمین اصلاحیه حق رای شما
حالا چیزی که می خوام همه شما یادتون بمونه
اینه که اصلاحیه چیزی بیش ازتغییر در
قانون اساسی بود
آنها نمایانگر یک امیدجدید برای برابری
و نویدبخش آینده ای بهتر هستند
این اصلاحیه ها زمینه رو برای حقوق مدنی فراهم کردند
که ما امروز برای آن باز هم مبارزه می کنیم
همین حالا
خوب، الان شما چیزی رو متوجه شدید
که هدیه های گذشته ما
قدرتی برای تغییر آینده بودند
هر مقدار دانشی که شما یاد می گیرید
کمک می کنه به ساختن جهانی بهتر
شما بچه ها قدرت تغییر رو دارید
چون شما آینده رو دارید
درسته؟
این خلاصه چیزیه که امروز یاد گرفتیم
یادتون باشه که رویاهای شما نقشه راه
آیندست
و آینده توسط کسانی ساخته می شود که
چی؟
هرگز تسلیم نشوند
بسیارخوب
انگاریک چیزایی یادگرفتید
خیلی خوب
کلاس تموم شد
الان دیگه مشکلی رو ایجاد نمی کنه، للا
خیال باف
منم تو خیالاتتم؟
آماده ای به دنیای واقعی برگردی؟
درواقع، من تازه کلاسم تموم شده
میدونی، بعضی از ما رسالتهای مهمی داریم
که باید بپذیریم
رفیق، میدونی من عاشقتم
اما تو نمی تونی به اعلامیه چسبوندن تو ملک شخصی مردم
ادامه بدی
تو دردسر میفتی
ببین تبی یک چیز مهم اینجا هست اینکه
کلیولند اصلاح طلبه، درسته؟
سیاستهاش درمورد اصلاحات ارضی
برای تامین کردن اهداف جامعه هست
توفکرمی کنی سیاستمداران واقعا به ما اهمیت می دهند؟
تبی، من باید به یک چیزایی اعتقاد داشته باشم
ببین سیاست های کلیولند می تونه محیط امنی برای ما ایجاد کنه
که به آینده بهترکمک می کنه
اگرما برای تغییر خودمون تلاش نکنیم
پس کی به تغییرما کمک کنه؟
داب، داب
حالا دیگه چی تو خیالته؟
من می دونم به چی داری فکر می کنی
نه پسر، بی خیال
کسی برای این چیزا وقت نداره، تبی
می دونی چقدر کار این اطراف
باید انجام بدیم؟
هیچ کس الان وقت نداره که
به هیچ زنی فکرکنه
می دونی چیه داب؟
دنیای تو همیشه با هیجانه
بچه هایی هستند که به کتابهای آموزشی نیاز دارند
توانتخابات نیاز به مطالعه دارند، نیاز به
غر زدن
اما بزار یک چیزی بهت بگم
اگرتوخوش شانس باشی، واقعا خوش شانس باشی
عشق واقعی رو پیدا می کنی
عشق؟
هیچ کس به این فکر نمی کنه
عشق چه ربطی به اون داره، پسر؟
این دور و برها، زنی هست که میدونه
با کی ازدواج کنه
شاید تو درست میگی
اون به هرحال از تو خیلی سرتره
من اینو نگفتم
نبایدم می گفتی
من میدونم چی توسرته
آره، مردی که با همچین زنی ازدواج کرده
قبلا اونو از ته قلبش صدا
زده بوده
تعجب نمی کنم اگر اون یک آگهی
صفحه اول روزنامه آرکانزاس
چاپ کنه
تبی، ساعت چنده؟
نزدیکای ساعت چهار، داب
نکنه فرض کردی جایی باید بری؟
آره، من باید برم
اداره پست، پسر
نمی تونم بازم دیر برم
آقای پرتر منو می کشه
خیلی خوب، خیلی خوب
اجازه نده خیالهات باعث بشن دیر برسی
ماباید یک صندق شرکتی ایجاد کنیم
بزار وام بگیرم
زودباش کرلی، زودباش
تمرکز کن
توالان اومدی، دیر اومدی
صبرکن
صبرکن
خدای من
ببخشیدخانوم
متاسفم
عذر می خوام
برای شما
ببخشید
منو ببخشید
من فقط...شما
من؟
قبلا همو دیدیم؟
نه، ندیدیم
نه، خانوم
ندیدیم
من احساس می کنم این یکی از
رمانهای ادبیات ویکتوریاییه
ببخشید آقا، به نظرتون
قبلا همدیگرو ندیدیم؟
نه
نه خانوم، من همچین فکری نمی کنم
من فقط می خوام دیگه حرف نزنم
چون واقعا نمی دونم چی باید بگم
ببخشید
نه، اشکالی نداره
درواقع، کاملامناسبه باتوجه به روزی
که داشتم
پس انگار ما یک آشوب آروم داشتیم
آره دقیقا
همش مال خودمه
بله درسته
باید بگم که من معمولا دست وپا چلفتی بودن خودمو
ذخیره می کنم برای جاهای خلوت
شما نامه زیاد میفرستید؟
بله، اغلب برای خانوادم می نویسم
کمکم می کنه احساس ارتباط داشته باشم
این عالیه
خانواده خیلی مهمه
قطعا
خوب، شما چی؟
برای اداره پست چی اوردید؟
فقط تلاش های معمولی
برای گذراندن زندگی
اینجا کارمی کنم
خوبه، به نظرم قابل تحسینه
هرکسی افتخار کارکرن برای اینجارو نداره
آره، بعضی ازماها بابت جزئیات قدردانیم
گاهی به این نامه ها حسودیم میشه
No comments yet. Be the first to leave one.