لومړۍ 200 کرښې.
چهار هفته پیش که گنبد نامرئی
بر سر چسترز میل نازل شد و ارتباط ما رو با بقیه دنیا قطع کرد
گنبد شروع به ازمایش قرار دادن محدودیت های ما کرد
و مارو مجبور که کرد که با شیاطین درون خودمون رو به رو شیم
خشم
اندوه
ترس
خدای من
و حالا برای زنده ماندن
باید با خطرناک ترین دشمن خودمون رو به رو بشیم
دشمنی از داخل خودمون
بیست و پنج سال پیش یک تیم کشف کرد
که تیکه ای از یه چیزی قراره یک تخم بشه
هر چیزی که داخل اون تخم بوده
رفتارشون رو تغییر داده
هکتور مارتین ؟
به نظر میاد رئیس واقعی اکتیون اون باشه
اخرین خبر اینه که
تو تحت بازداشت دکتر مارستون هستی
سطح گنبد داره سنگی میشه
مگر اینکه با کمک جو جلوش رو بگیریم
حامله ای ؟- یه دختره-
اونا برای چی اینجان ؟
برای ملکه آینده
سم ، با فرکانس و نوسان درست
ممکنه که گنبد از هم بپاچه
سم یه قسمتی از اجتماع ــه
و فکر میکنم اون جو رو برده
بقیه توی مرده شور خونه کاگین هستن
هر کسی که میتونی جمع کن و برو اونجا
ما محاصره شدیم
اینجا جایی ــه که قیام مون رو انجام میدیم
من درست همینجام برگرد پیشم
جولیا ؟
خدای من
حالت خوبه ؟ بهت اسیب زدم ؟
خوبم خوبم
تو خوبی ؟
... شوک ها
جولیا جولیا
من دنبالت میگشتم
میخواستم بکشمت
هر چیزی که گفتم منظوری نداشتم
منم همینطور
به جز اون قسمتی که گفتم چقدر عاشقتم
منم عاشقتم
تو منو از تبدیل شدن به یکی از اونا نجات دادی
هیچ وقت ازم نا امید نشدی
میدونستم که باربی واقعی هنوز هم اونجاست
من خیلی متاسفم
باشه بعد
افراد من
توی مرده شور خونه مخفی شدن
اونها هر کمکی که بشه رو لازم دارن
لعنتی ، یه عالمه از اونا بیرونن ، همه جا هستن
از پنجره فاصله بگیر
هر حرکتی دیدی شلیک کن
باید چی کار کنم ؟
مشعل ها رو نشونه بگیر
خیلی خب
کار نمیکنه
روی ضامنه
اونها نیومدن که دستگیر مون کنن
اومدن با خاک یکی مون کنن
لعنتی
یه نفر دیگه اون بیرون هست که داره شلیک میکنه
برید برید برید- برید اینجا-
همینجا وایسید- بخوابید روی زمین-
شما کدوم خری هستید ؟
هکتور مارتین
اکتیون زیر دست اونه
ببینید اومدم اینجا کمک کنم
کجا جامون امنه ؟
همین الان
خیلی خب هوامو داشته باش
من جلو میرم
تیم ترجمه شوتایم تقدیم میکند ::::.... Forums.Show-Time.us ....:::: بهزاد | مسعودصفامنش
باید یه بار تنهایی در مورد این موضوع صحبت کنیم
دیروز مزخرف بود باشه ؟
همه چی از وقتی از اون پیله بیرون اومدی
تقریبا یه کابوس بود
الان نباید این کارو بکنیم
اره ، ولی نمیتونیم جوری وانمود کنیم که این اتفاق نیافتاده
میدونم
چیزی که نمیدونم اینه که چطوری میتونیم برگردیم
به جایی که بودیم یا اصلا میتونیم برگردیم یا نه
ببین ، چیزا الان فرق میکنن
ایوا حامله است
بچه ماله منه
نمیخوام منکر پدر بودن بشم
بچه توی این ماجرا ها بیگناهه
باربی ... دخترت
دخترم چی ؟
کریستین یه سری نکته هایی رو روی ضبط صوت داره
که توش میگه چطوری ازش برای
زنده نگه داشتن نیروی زندگانی عمل کنیم
اون این کار رو برای موفقیت خودش انجام داده ، ملکه بعدی
و اون تو و ایوا رو برای یه دلیلی جفت هم قرار داده
دختر تو اون ملکه است
پس کریستین این کارو کرده
میدونم درکش خیلی سخته
ولی حداقل برای برای فهمیدنش نه ماه صبر کنیم
نوری جیم
همه شون اونجا بودن
همینجا بمون
اول باید برم ببینم چه خبره
کار خوبی کردی که جو رو برگردوندی
وقتی که داشتم از مرده شور خونه میبردمش
اون گفت که فکر میکنه
اون نمودار یه راهی برای از بین بردن گنبد
یه سری امواج صوتی ــه
واسه همین کریستین میخواستش
لازمه که جو سریعا کارش رو شروع کنه
فکر نمیکنم همکاری کنه
راه زیاده
به بقیه بگو که نوری نباید کشته بشه
میخوای ازش به عنوان اهرم استفاده کنی ؟
اگر لازم باشه
جو
اجتماع به کمکت نیاز داره
گنبد داره سنگی میشه
و برای اینکه زنده بمونیم بهت نیاز داریم که با ما باشی
هیچ وقت این اتفاق نمی افته
داری از من سو استفاده میکنی
خب سعی کردیم خوب رفتار کنیم
ممکنه هیچ کسی از این حمله جون سالم به در نبرده باشه
اینا تنها اجساد این اطراف هستن
جیم خونه های امن دیگه ای هم در نظر داشت
شاید فرار کرده باشن
اره شایدم گرفته باشن شون
اگر زنده باشن زیاد دووم نداره
اجتماع هنوز فکر میکنه من جزوی ازشون هستم
پس چرا نرم شهرداری و ببینم
میتونم پیداشون کنم یا نه
خیلی خب ، منم میرم جاهای دیگه که ممکنه افراد گروهم
اونجا مخفی شدن باشن چک میکنم
... اگر
یه جوری بفهمن که تو دیگه از اونها نیستی چی ؟
نمیفهمن
میتونم وانمود کنم
و اگر دوباره ایوا رو ببینی ؟
از من داشت استفاده میشد
کریستین داشت منو بازی میداد که پدر یه بچه بشم
تنها چیزی که الان احساس میکنم خشم ــه
پس میرم اونجا
و چیزی رو که نیاز داریم رو پیدا میکنیم
و برمیگردم پیشت
خیلی خب ؟
مواظب خودت باش
هستم تو هم مواظب باش
اینو بگیر
اگر اگر بخوام از اجتماع ... بگذرم باید
باور کنن که تو رو کشتم
پس اگر دیده بشیم کارمون تمومه
با ماشین من برو
من مردم نمیتونم رانندگی کنم
دو ساعت دیگه منو توی بارانداز هالرومان میبینی ؟
اره
هی ایندی
بذار نگاش کنم
تو هوا مو داشتی ها ؟
پسر خوب
یه فکری دارم
میخوای بریم جیم رو پیدا کنیم ؟
فکر کنم بدونم کدوم یکی ازما از دیدنش خوشحال تر میشیم
زودباش
بیا بریم
بیا بریم
در های محدود پنچره های امن شده ، دوربین های مدار بسته
پایگاه رو همینجا برپا کنید
ما اینجا با اکتیون میمونیم ؟
اره
جو چی ؟ باید بریم دنبالش
افتابی بشیم کارمون ساخته است
فقط باید همینجا بمونیم
هیچ کسی نگفت که میتونی اینجا بمونید
اینجا خونه امن منه
پس چطوری میخوای از مردی که
جونت رو نجات داده تشکر کنی ؟
چیزی بهت مدیون نیستم
راستش هستی
دکتر مارستون
من برای نجاتش نیرو فرستادم
ولی اون توی مرده شور خونه نبود اینجا هم نیست
پس کجاست ؟
اون محبوس شده
توی یه جای امن
کجا ؟
میبرمت پیشش
نه نه نه نه نه
فقط تو و من
من هیچ وقت به کسی که لباس سیاه پوشیده اعتماد نمیکنم
کرواتش سیاه باشه هم جزوش میشه
جیم تو اینجا تصمیم گیرنده نیستی
خلع سلاحش کنید
ببرمون پیش مارستون
واسه چی وایسادیم پس
برگردید سر کار
به زخمی ها رسیدگی کنید
کریستین کجاست ؟
No comments yet. Be the first to leave one.