لومړۍ 200 کرښې.
سلام! همگي خوب هستين؟
!اسم من کانگ سو اوله
لطفا هوامو داشته باشين
اين چه وضعِ خونواده ست؟
سلام تال بونگ
حالت که خوبه؟
بيا دوباره حتما همو ببينيم
کي؟
وقتي بزرگ شديم
خب ميشه کي؟
يازده سال ديگه، چطوره؟
يازده سال ديگه؟
آره يازده سال ديگه بايد همو ببينيم
توي برج نامسان سئول
پس اونموقع واقعا ميتونيم باهم ازدواج کنيم؟
واقعا ميتونيم عروس و دوماد بشيم؟
معلومه
وقتي دوباره همو ديديم، بايد عروسي کنيم
باشه
!بالاخره اون روز رسيد
سو اول، بيا بيرون
بابابزرگ واست آب گرفته
زودباش بيا بيرون
بااينکه آفتاب نزده بود ولي کلي آدم بود
کره اي هرچي خوب باشه ميخوان
ميخواد آب باشه يا غذا
سو اول، داري چيکار ميکني؟
واست آب آوردم
سو اول
سو اول
روزيکه ميرم سئول
ايستگاه هونگ سونگ
بابابزرگ، خيلي نگران نباش
من بايد الان از خونه برم فقط بايد خونه رو ترک کنم همين
اين پسر خيلي نازه، کيه؟
کسيه که قول ازدواج بهش دادم
ازدواج؟
تو چند سالته؟
باندازه ي کافي بزرگ هستم
پس خيلي نگران نباش
غذا تونو سر وقت بخورين
و يادتون نره که قبل از خوابيدن دستها و پاهاتونو بشورين، خب؟
تال بونگ، منتظرم باش
من الان تو راه سئولم که ببينمت
چا تال بونگ
!تال بونگ! چا تال بونگ
چا تال بونگ
خواب ديدم
!تال بونگ! تال بونگ
پا نميشي؟ گفتي اولين روز کارته
يالا ديگه
اينجوري ميتوني بري سرکار؟
چرا الان بيدارم کردين بابا؟ ديرم شد
برو دست و روتو بشور
صبحانه ات حاضره
نميخورم. گفتم که ديرم شده
غذا حاضره؟ تال بونگ ديرش شده
اگه اولين روزشه، بايد خودش بيدار شه
سوپ جلبکه؟- مگه سوپ جلبک چشه؟-
امروز اولين روز کار تال بونگه سوپ جلبک زيادي معمولي نيست؟ چيز ديگه اي نداريم؟
اون که امتحاني نبايد بده خوردن سوپ جلبک به معني رد شدن تو امتحانم هست-
ميدوني که امروز- خيل خب باشه باشه-
فقط خورش کيمچي ميخوره، نگران نباش
من ميزُ ميچينم
بابا، عمه !من ميرم
تال بونگ، بايد يه چيزي بخوري
زيادي لوس شون ميکنه واسه همينه که بچه ها اينقدر نُنُر شدن
اگه زن داداش زنده بود
نميذاشت بچه ها اينجوري بزرگ بشن
درست حسابي بهشون ياد ميداد
چقدر بي مزه ست
من که بهش نمک زدم چرا اينقدر بي مزه ست؟
بازم، چطور ميتوني روز اول کارت بدون صبحانه بري؟
موقع کار گشنه ات ميشه، ميخواي چيکار کني؟
اين بهتر از اينه که روز اولم دير برسم
پسر جان
دوباره اولين روز کار تو صميمانه تبريک ميگم
!من رفتم سر کار
اگه غذا خورده بود، بهتر ميشد
چي؟؟
هي
چي داري ميگي؟
منظورت چيه که فايل نيست؟
چرا؟ چرا؟
چرا؟ چرا؟ چطور اين اتفاق افتاده؟
من دو روز تمام نخوابيدم تا درستش کردم
کانگ شيم، پا شدي؟
ميخواي چيکار کني؟ ...رييس مي بينش و اونوقت
صبرکن، وايسا
هيچکاري نکن و همونجا بمون
چهل دقيقه.. نه 20 دقيقه ي ديگه اونجام از جات جمب نخور
چي شده کانگ شيم؟ اتفاقي افتاده؟
سر کارت اتفاقي افتاده؟
کار اضطراريه؟
بابا بابا، زنگ بزن واسم تاکسي بياد
پنج دقيقه ي ديگه ميرم !زنگ بزن
پنج دقيقه باشه
هي هي! پس صبحانه چي؟
هيچي نميخورم
!پنج دقيقه بابا
اين چه کاريه
چرا بدون اينکه اجازه بدن صبحانه شو بخوره، بهش زنگ ميزنن؟
بذار ببينم
آره
اومدي خونه؟- بله-
بازم نخوابيدي؟
بهت گفتم استراحت کن
تا ساعت 12 منو بيدار نکنين
ولي بايد يه چيزي بخوري
خسته ام
اگه همش غذا نخوره، زخم معده ميگيره
بابا، زنگ زدي تاکسي بياد؟
دارم ميزنم- واقعا که-
من سه دقيقه ي ديگه ميرما
باشه باشه باشه
الو؟
سلام، اينجا جوگنو گو، سويين دونگه
کانگ شيم، کانگ شيم
اينو تو راه بخور
مخلوط جوانه ست! طبيعيه
با اينهمه استرس نميتونم چيزي بخورم
معده ام خالي باشه راحت ترم بابا
ولي اين غذاي سالميه، بايد روبراه باشي
من ميرم خداحافط بريم آجاشي
...مدير، اتفاقي که افتاده
کافيه. اين حرفا رو ولش کن، بياين مشکل رو حل کنيم
تو راه اينجا با مدير گو تماس گرفتم
بهم گفت اينو براش ببري تا فايل بک آپ رو پيدا کنه
رييس کجاست؟- تلفن کردن گفتن سي دقيقه ي ديگه ميرسن-
شنيدي که؟
هفت دقيقه ميري بالا و مياي پايين پنج دقيقه هم پرينت ميگيري و فايل رو درست ميکني هجده دقيقه ميمنونه
اگه سر موقع انجامش ندي هم کار من تمومه هم تو. فهميدي؟
بله
چرا هنوز اينجايي؟
نميري!؟- چشم مدير-
کنفرانس هاي استراتژي رؤسا و گفتگوهاي کاري
همه شون امروز صبحه پس حواس تونو جمع کنين
بخصوص کنفرانس رؤسا بودجه ي نيمه ي دوم سالُ معين ميکنه
پس همه چي رو دقيق بررسي کنين
چشم مدير
چاي رييس و نوشيدني چيني و اُميجا و چاي قرمز آماده کنين
بله چشم
چيزيکه ديروز گفتم آماده کنين
بله مدير. همينکه باز کنن، ميگيرم
خوبه. ميخوايم توي 15 دقيقه زمان استراحت بهشون بديم پس براي پذيرايي به موقع آماده بشين
چشم مدير
گوش کنين. امروزم يه روز پُر کار ديگه ست
بياين تموم تلاش مونو براي يه روز بدون اشتباه ديگه بکنيم همين
بله چشم
ماهي هم که داريم
ماهي مورد علاقه ته
نتونستم فقط سوپ جلبک بيارم ماهي تازه ست از جزيره ي جيجو
بخاطر من تو خرج افتادي
ممنونم
دستت درد نکنه
حتي يکي از سه تا بچه هات تولد باباشونو بياد ندارن
نبايد کانگ جه رو بيدار کنيم باهامون غذا بخوره؟
ولش کن
ظاهرا بخاطر بيمارهاش وقت نداشته بخوابه
چه فايده داره پسرت دکتره و دخترت هم توي يه شرکت بزرگ کار ميکنه
هيچکي نيست که يه شمع واسه کيک تولد باباش روشن کنه
حالا تولد چه تحفه اي هست هر سال مياد
چون سالي يه بار مياد، بايد روز خاصي باشه
واسه همين الان دارم اينو ميخورم
ديوونه ي بچه! وقتي حرف بچه ها ميشه عين بچه ها ميشي
نه مادرمون اينجوري بود نه پدرمون تو به کي رفتي؟
...چون تو اينجوري ميکني بچه هات- شوره-
هان؟ شوره؟
شوره
سوپ جلبک نيست، آب درياست
اُه نه
الان که چشيدم مزه نداشت
بنطر من که خوبه
ميگن که وقتي پير ميشي ذائقه ات شور ميشه
بنطر من که خوبه
خوبه
ببينم زانوت چطوره؟
ميخواستم همينکه داماد سو از بازار برگشت برم دکتر
جوّ بديه
زانو مم که خرابه
گفتم که اينا نشونه ي پيريه
اينجوري نباش بيا چند تا خواستگاري بريم
خانم گو رو که ميشناسي تو لباس فروشي کار ميکنه؟
يه مدتي ميشه تنها شده. بچه اي نداره ....پس انداز داره
بذار غذامونو بخوريم
سوپ از دهن ميفته
بيا بخوريم
..جنس خراب
ببينم تو به برادرت چي گفتي؟ جنس خراب؟
داشتم تال بونگُ ميگفتم
هميشه ي خدا تولد پدرشو يادش بود ولي تولد عمه شو فراموش ميکرد
اولين روز کارشه
بعد يک سال و هشت ماه بيکاري، اين اولين کارشه
وقتش کجا بود به من فکر کنه
شرکت شم که همچين معروف نيست
معلوم نيست چيکاره ند
اميدوارم از اون شرکتا نباشه که زير زيرکي يه کار ديگه ميکنن
بازم شروع کردي
نبايد اولين روز کارش اين حرفو بزني
بخور، سوپ سرد ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.