لومړۍ 200 کرښې.
در هر صورت
...تا وقتی که نبینم چه اشتباهی مرتکب شدم
و از این انتقال مطمئن نشم
من از این بخش نمیرم ، هیچ جا نمیرم
ای بابا آقای چوی
انگار هنوز نگرفتی
مهم نیست اشتباه کردی یا نه
من به عنوان مدیر تیم بیرونت کردم
...چوی بان سوک تو دیگه
اخراجی
افتاد؟
هان سه گون
ای بابا اون چرا تا اینجا اومده؟
...بذار بعداً حرف میزنیم
واقعاً میخوای بری؟
خیلی اوقاتم تلخ شد
مطمئنی اوقاتت تلخ شده
پس چرا نیشاتون بازه
شما باید این عینک بدبینی رو بردارین
حداقل بذارین یه مهمونی خداحافظی بگیریم
آهان که اینطور
از مهمونی خوشت میاد پس
خب میخواین دو شب و سه روز جشن بگیریم؟
چطوره پایه این؟
نه ممنون
تشکر
امیدوارم با شکوه برگردین
فایتینگ
باشه شماهم اینجا موفق باشید
Of course.
.سلام - .سلام -
بابا؟
.بابا
من اومدم ، سلام
.بابا
سلام
دختر بزرگت اومده
اومدی - آره سلام -
.بابا
زود رسیدی - آره -
من نگاه کن
پدرت امروز خیلی انرژی نداره
که اینطور
یه کم شیرینی گرفتم - ممنون -
بابام دوست داره
.بابا
امروز هوا خیلی خوبه مشکلت چیه؟
اونی
خوابید؟
آره قبلش دیدم که خوابید
همیشه بخاطر زحماتت ممنونم
بس کن شرمنده میکنی
زود باش برو
راستی اونی - جانم -
اگه بری چانگین و با سه گوون روبرو بشی چی؟
می کشیش؟
باید بکشمش؟
واسه چی بکشمش؟
به اندازه کافی با دیدن من خودشو خیس میکنه
میخوام هر روز من ببینه
من رفتم - باشه برو -
مراقب باش موقع رانندگی - باشه -
خدافظ - خدافظ -
آقای چوی
بله سونبه
من باید برم جلسه
باشه
...به محض اینکه برنامه راهنما از آزمون بتا عبور کرد
گزارش میدیم
جقدر طول می کشه؟
(تست بتا: A QA test انجام قبل از انتشار)
حدود دو هفته دیگه
تیم جاروبرقی ربات
مشکل خطارو در آوردی؟
بله قربان
تا یک هفته دیگه مشکل حل میشه
بخاطر اون مشکل واقعا معذرت میخوام
بذارین دوباره روشنتون کنم
اگه تیم توسعه از برنامه توسعه عقب افتاده دوباره برگردین به مسیر
امروز تا همینجاکافیه - بله قربان -
ببخشید آقای گو
می خواستم دو کلمه باهاتون صحبت کنم
.سلام - .سلام -
سلام من مدیر تیم جدیدم - از ملاقات شما خوشبختم -
از دیدنتون خوشحالم من مدیر تیم جدیدم
از ملاقات شما خوشبختم - سلام -
.سلام - .سلام -
.خیلی ممنون
هستم HRمن دانگ جا یونگ مدیر تیم
.از ملاقات شما خوشبختم - .از ملاقات شما خوشبختم -
هستم HRسلام من دانگ جا یونگ مدیر تیم
. از ملاقات شما خوشبختم
.خیلی ممنون
هستم HRمن دانگ جا یونگ مدیر تیم
.از ملاقات شما خوشبختم - .سلام -
کدوم طبقه میرین ؟ - چهارم -
باشه
چی شده؟
از دیروز معده درد دارم
تو هم به نظر حالت خوب نمیاد
از لحظه ای که قرار ملاقات پرسنل جدید دیدم
سردرد گرفتم
واسه چی خانم دانگ قراره بیاد اینجا؟
مگه اون یک کارمند اصلی تو ستاد مرکزی نیست؟
نمیدونم ولی حس خوبی در موردش ندارم
حس خوبی نیست ، نه؟
صبح بخیر
تشریف آوردین
خیلی خوشحالم اینجا می بینمت آقای سو
بله - از دیدن شما خوشحالم -
...من گی - گی بو رامی ، درسته؟ -
. از ملاقات شما خوشبختم
بله
زیاد عصبی نباشین ، بشین
.باشه - .باشه -
از حالا سعی میکنیم اینجارو به یک تیم خوب تبدیل کنیم
.بله - .بله -
...اول از همه آقای سو میتونی
HPIلیست از سال گذشته در ساختمان اداری؟
اما ارزیابی عملکرد هنوز انجام نشده
باید یکی رو برای این صندلی پیدا کنیم
بله درسته
همینجوریش یکی رو داریم
چوی بان سوک چقدر بده؟
اون تازه استخدام نیست
اینقدری اینجا بوده که بتونه رئیس یا رئیس بخش باشه
بخاطر همین نمیتونه تو همچین رتبه ای بگیرمش
در نهایت اینکه چطوری یکی که اصلا تجربه اداری نداره
به عنون بخشی از مدیریت بگیرم؟
تا حالا سابقه نداشته
خانم دانگ - بله قربان -
به نظر شما منابع انسانی معنیش چیه؟
منابع انسانی
مطمئن نیستم
به نظر شما معنیش چیه قربان؟
منابع انسانی یک جفت کفشه
اگه کفش اندازت نباشه
میتونی یک جفت دیگه به جاش بگیری
متوجه شدی؟
بله
درست میگید
علاوه بر این
آقای هان سه گون شمارو به طور خاص انتخاب کرد
مطمئنم اون خوب میدونسته ..درسته؟
منظورتون آقای هان سه گون مدیر تیم -بود؟ آره -
نمی دونستی؟
قبلا شما دوتا به هم نزدیک نبودین؟
هان سه گون
مرتیکه عوضی
آقای هان
هان سه گون
کی اومدی اینجا؟
...بذار
...بعدا حرف بزنیم
دیوونه شدی؟ واسه چی من زدی؟
...عوضی
ببخشید که جا خوردین
من یادتون میاد؟
من به عنوان مدیر تیم منابع انسانی منصوب شدم
من معمولاً این مدلی عجولانه رفتار نمیکنم
...ما بخاطر کارم
دلیل خودم دارم
می بخشید
میشه لطفا مارو تنها بذارین؟
ما داشتیم در مورد چیزی صحبت می کردیم
میدونم ، در مورد انتقالتون به منابع انسانی بود درسته؟
من بهش رسیدگی میکنم
اینجوری به مسائل رسیدگی میکنی؟
میخوام یک شکایت رسمی ارائه بدم
بهشون میگم که مدیر تیم منابع انشانی به همکارش حمله کرده
بازم به عنوان مدیر تیم اینجام
اگه مثل شوهر سابقم باهات رفتار میخواستم کنم که می کشتمت
می بخشید
باشه ، شما اول صحبت کنید
موضوع چیه؟
همینجا میخوای حرف بزنی؟
.سلام - .سلام -
واااو مثل دوتا کبوتر عاشق بنظر میان مگه نه؟
از کجا بدونم
فکر کنم نمی دونی
اونها زن و شوهرن و معروف به دو کبوتر عاشق
الان که دیگه زن و شوهر نیستن طلاق گرفتن
جدی میگی؟
از کجا میدونی؟
تو تازه فهمیدی ، اینجا همه میدونن
چی؟
آه ، واسه چی زدی تو سرم؟
چرا آقای چوی رو توصیه کردی؟
...میخواستی باعث اذیتم بشی
کار کردن با کسی که اصلا هیچ اطلاعی از منابع انسانی نداشته؟
خیلی داری شلوغش میکنم - جوابم این نبود -
برش گردون
من نمی تونم باهاش کار کنم - دیگه خیلی دیره -
من همینجوری ساده توصیه نکردمش
مشکل درست کرد منم بیرونش کردم
به عنوان مجازات به یک تیم دیگه منتقل شده
مشکل؟
جدی میگی؟
آقای با همه چی رو بهم گفت
سعی نکن گُندش کنی
No comments yet. Be the first to leave one.