لومړۍ 200 کرښې.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
...آنچه گذشت
.در آغاز، خداوند آسمانها و زمين را آفريد
...و خدا فرمود
.روشنايي بشود
آدم و حوا خدا را نافرماني کردند .و ميوهي ممنوعه را خوردند
از آن زمان .از زماني که قابيل، هابيل را کشت
.خداوند ديد که شرارت در دل بشر بسيار است
.خداوند مرا آگاه کرد .او فرمود تا کشتياي بسازم
.خداوند با من سخن گفته
.او ما را به خانهاي جديد هدايت خواهد کرد
.او به من وعدهي اولادي به تعداد ستارگان داده
تو که هستي؟ - .نام من موسي است -
.خداوند مرا فرستاده تا شما را آزاد سازم
.پروردگار ما را از مصر بيرون آورد
.او اين سرزمين را به ما وعده داد
.به زودي از آن ما خواهد شد
!اورشليم، خانه جديد ما
.داوود، تو ملت خدا رو روي زمين ساختهاي
.خداوند تو را رها کرده
کسي را ميخواهد که اخلاق .و کردارش مانند خود او باشد
من باور دارم که فرزند شما .شاه وعده داده شده به مردمش است
نامش چيست؟
عيسي
.نامش عيسي است
.کسي بزرگتر از من خواهد آمد
...من تنها صدايي در بيابان هستم که راه را براي
.پروردگار آماده ميکنم
.به زودي به اورشليم خواهيم رفت - .خيلي خطرناک است -
...اين آشوبگر از شهر الجليله
.دردسر سازه
به کجا ميرود؟ - .به سمت معبد، روحاني بزرگ -
...خشم خدا ما را فراخواهد گرفت
و چه کسي ميداند پيلاطس چه خواهد کرد؟
.قربان، يک يهودي در معبد دردسر ساز شده
تو نميتواني هم بندگي خدا را .بکني هم بندگي پول را
...اگر مزاحمت هايي که امروز رخ داد تکرار شود
.فورا معبد را خواهم بست
معبد را خراب کن، من هم آن را .در سه روز دوباره ميسازم
!اون گفت معبد رو ويران ميکنه
بايد اين مرد را از بين ببريم، وگرنه .رومي ها همه چيز را نابود خواهند ساخت
اعدام؟ - بله -
...زندگي يک روستايي
.در مقابل آينده قوم خدا
.من از تو جدا نميشوم
.پطروس، تو در آينده سه بار من را انکار خواهي کرد
نه - فرار کن عيسي -
!فرار کن
.به قافيا بگو عيسي را گرفتيم
.عيسي دستگير شده - دستگير شده؟ -
تو پسر خدا هستي؟ - بله -
!کفرگو
:ترجمه و تنظيم محمد
.لباس عيد پسح شما روحاني بزرگ
.حکم اعدام است ولي با سنگسار نميتوانيم
.اين مجازات کفرگويي است
...جمعيت
.او هزاران حامي دارد
.اين ميتواند فاجعه بار باشد .نميتوانم ريسک کنم
پيلاطس
.پيلاطس ميتواند .او قدرتش را دارد
چرا رومي ها بايد عيسي را مجازات کنند؟
.پيلاطس ميخواهد در يهوديه صلح برقرار باشد
.اين از جمله علايق مشترک ما است
.بايد اين را بفهمد
...بگذاريد همه بفهمند که عيسي از ناصره توسط
.بزرگانِ عالي ترين دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت
...و به خاطر کفرگويي و
.تهديد به نابود کردن معبد مجرم شناخته شد
با او چه کار داري؟
.فقط ميخواهم صحبت کنم
...حکم او
.مرگ است
!تو! پولت را پس بگير
تو
.من تو را قبلا ديده ام .تو او را ميشناسي
نه
.او را نميشناسم
.تو او را خاخام صدا کردي
.او با من هيچ رابطه اي ندارد
.تو او را ميشناسي .من تو را با او ديده ام
.او را نميشناسم
...پطروس
.تو سه بار مرا انکار خواهي کرد
.نترس
.او را نزد پيلاطس ببريد
همسر من کجاست؟ .دير شده
.خواهش ميکنم ارباب .سريع بياييد
کلواديا، چه شده؟
...من
...من مردي را ديدم
.در خواب
...مردي که کتک خورد تا
.نهايتا مرد
.يک مرد بيگناه
.يک مرئ مقدس
.يک مرد خوب
.بانويت را به تخت برگردان - .نه -
.تو بودي که او را کشتي
...يکي از شما
.به من خيانت خواهد کرد
قربان، روحاني بزرگ قيافا و .بزرگانش به ديدار شما آمده اند
.فرمانده، صبح بخير
.فرمانده، به کمک شما نياز داريم
.ما يک مجرم را محکوم کرده ايم
.مجازاتش بايد مرگ باشد
.خوب؟ اعدامش کنيد
.نميتوانيم
...عيد پسح در راه است
.اين کار باعث ميشود ناپاک شويم
.خوب پس از عيد پسح اعدامش کنيد
...او هر لحظه براي ما و حتي شما
.تهديد است
...اين زماني سخت است که
...مردم من آزاديشان را
.از دست ظالمين قديم جشن ميگيرند
.او ادعا ميکند که شاه ما است
.و با اين کار مردم را به شورش دعوت ميکند
.شورشي که باعث ميشود اورشليم از هم بپاشد
.سزار از اين مسئله راضي نخواهد بود
نامش؟ - .عيسي از ناصره -
.بهتر است که وقت من را تلف نکنيد
.زنداني را خواهم ديد
.تو، صبر کن، خواهش ميکنم
!خواهش ميکنم صبر کن .خواهش ميکنم
.تو عيسي را ميشناسي .تو با او صحبت کردي
خواهش ميکنم، پسر من کجاست؟
.او رفته - رفته؟ کجا؟ -
نه - .خواهش ميکنم -
.او در اختيار رومي هاست - رومي ها؟ -
.او تا به حال سخني عليه روم نگفته
...خوب
بگو که هستي؟
تو شاه يهوديان هستي؟
...تو اين سوال را ميپرسي
يا اين سوال از طرف ديگران است؟
تو يک شاه هستي؟
...اين چيزي است که مردمت و بزرگِ روحاني ها
.ميگويند که ادعا ميکني
...پادشاهي من
.براي اين جهان نيست
...اگر بود
.خدمتگزارانم با جنگيدن نميگذاشتن مرا دستگير کنيد
.پادشاهي من براي جاي ديگري است
.پس تو يک شاه هستي
.تو ميگويي که من يک شاه هستم
...من متولد شده ام
...و به اين دنيا آمده ام تا
.حقيقت را تصديق کنم
...هرکس طرفدار حقيقت باشد
.به من گوش ميدهد
حقيقت؟
حقيقت چيست؟
.او است
.مردي که در خواب ديدم او است
.آنها ميخواهند او را به صليب بکشند
.تو نميتواني
.آنها ميگويند او ميتواند يک انقلاب برپا کند
.تو نبايد اين کار را بکني
اگر اين کار را نکنم، قافيا هر شورشي .را بر گردن من مي اندازد
.سزار اين را شکست من تلقي ميکند
.او يک بار به من هشدار داده .دوباره اين کار را نخواهد کرد
.کارم تمام ميشود
.کار ما تمام ميشود
.او فقط به خاطر اغفال کردن گناهکار است
.او قانون را شکسته
!قانون تو را، نه قانون سزار را
.او را بيرون ببريد و کمي احترام يادش دهيد
.چهل ضربه شلاق
چهل ضربه شلاق؟
فقط همين؟
...فرمانده
...ما نميتوانيم مسئوليت
...کارهايي که امروز مردم، پس از
...آزادي مردي که قوانين مقدسمان را شکسته
...با توکل بر خدايشان
.انجام ميدهند بر عهده بگيريم
مردم؟
...سزار فرمان داده
.من ميتوانم يک زنداني را در عيد پسح آزاد کنم
بگذاريد مردم تصميم بگيرند کدام يک ...از زنداني هايي که نگه ميدارم
.به صليب کشيده شوند
!بيا
!تکون بخور !زود باش
!زود باش
!اينجا !زود
آنها با او چه کرده اند؟
.ميخواهند او را بکشند
.هميانطور که خود او ميدانيد بايد اين اتفاق بيفتد
!پس تو يک شاه هستي
!هر شاهي نياز به يک تاج دارد
!بلند شو
.بگذار بيايند
.بله، شما - .شما و شما -
شما .ادامه دهيد
.بله، شما
.صبر کنيد - .شما نه، بريد عقب، عقب -
.نه، بريد عقب .تو نه، برو عقب
.هل نديد .بگذاريد برويم
.بگذار بروم
No comments yet. Be the first to leave one.