لومړۍ 200 کرښې.
❤ سرنوشت خوشمزه ❤
ممنونم - نوش جانتون -
ببین،رنگ قرمز خیلی شادتره
رنگ زرد خیلی گرم به نظر میاد،بنفش هم به نظرم خیلی رومانتیکه
این چطوره؟نظرتون چیه از هرکدومشون یکی بخریم،اینطوری میتونی پشت سر هم عوضشون کنی
ییلان،مراسم نامزدیت نزدیکه
چرا خوشحال به نظر نمیای؟
چیزی نیست
فقط نگرانم که این مراسم به خیر و خوشی پیش نره
چطور ممکنه خوب پیش نره ییلان؟
میدونم حسی که الان داری اضطراب پیش از ازدواجه
نگران نباش،یکم آروم باش
میخوای به آهنگ های مایک گوش کنی؟
اما یوژه هنوز هم توجه خاصی به جیامینگ داره
واقعا قصد داره با من نامزد کنه؟
خانم ژانگ،میخوام چند کلمه حرف راست بشنوم
واقعا یوژه با این نامزدی موافقت کرده یا شما تا مجبورش کردین؟
ییلان،سخت نگیر،من و پدر یوژه در این مورد صحبت کردیم
ضمانت میکنیم که هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد
بذار بهت بگم،پسر ما خیلی حرف گوش کنه
هر حرفی بهش بزنم بهم نه نمیگه،باور کن
چشم،متوجهم
ییلان،اگه نگرانی بهتره یه بار دیگه به این موضوع فکر کنیم
اگه بخوایم مراسم رو با این روال پیش ببریم
کمی غیرقابل اعتماد به نظر میاد
نه مادر،حرف های خانم ژانگ درسته
به علاوه یوژه همیشه ظاهر سردی داره
ولی در واقع آدمیه که به روابط خیلی اهمیت میده
درسته خانم یــه،شما یوژه ی ما رو خوب نمیشناسی
یوژه ی ما پسر خیلی حرف گوش کنیه
به علاوه خیلی منو دوست داره
وقتش که برسه،فقط باید حواسمون جمع باشه که جشن کاملا خصوصی برگزار شه
و بعد ازش خواهش میکنم و بدون شک با خواسته ی من موافقت میکنه
خوبه پس
این خیلی دمُده است،نمیخوامش
بذار بهت بگم،لباسی نداری که پر زرق و برق تر به نظر بیاد؟
اونقدر زیبا و درخشان که وقتی مردم بهش نگاه میکنن نتونن پلک بزنن
این یکی چطوره؟
شبیه یه طاووسی که داره دنبال جفت خودش میگرده
مامان،میگم نکنه پای یه نفر دیگه در میونه؟
هرچند پدرت نه خوشتیپه نه قیافه ی خوبی داره
اما تصمیم ندارم بهش پشت کنم
نه این یکی هم خوب نیست
قضیه از چه قراره که میخوای همچین لباس مجللی بپوشی؟
تو مراسم نامزدی،نباید جلوی چن لیهوا کم بیارم
مهمه که جلوی خانواده اش شیک و برازنده و با ابهت به نظر بیام
اگه جلوش کم بیارم،برادرت جلوی خانواده ی یــِه سرافکنده میشه
نامزدی؟ داداش داره نامزد میکنه؟پس چرا به من چیزی نگفته؟
فکر میکنی اگه بدونه میاد؟
شماها...براش نقشه ی یه ازدواج اجباری رو کشیدین؟
مثل این میمونه که براش دام پهن کنین و بهش بگین بپره توش
نمیترسین وقتی به سالن برسه از کوره در بره و همتونو ضایع کنه؟
نگرانیت بی مورده
بهت اطمینان میدم که اینکارو نمیکنه،خانواده ی هردو طرف اونجا هستن
اون پسره مطیع و سربه زیریه،فکر کردی جلو بقیه بهمون بی احترامی میکنه؟
...اصلا ممکنه؟ ولی تو
...مامان،تو
آخه چطور ممکنه؟
خیله خب
یوژی،این اواخر یکم دستت تنگ شده مگه نه؟
بیا اینو بگیر و جلوی برادرت زیپ دهنتو بکش
مامان چطور میتونی همیچین موضوع مهمی رو ازش پنهون کنی؟
مگه غیر ازینه که وقتی به مراسم برسه همه چیو میفهمه؟
اونو بسپار به من و بابات،خودمون خوب میدونیم چه کار کنیم
اصلا به من چه
مگه نمیخواستی یه فروشگاه آنلاین باز کنی؟
ورکشاپ طراحی مُد،آخه چندبار بهتون بگم؟
بذار بهت بگم،تا وقتی که دهنت بسته بمونه
بعد از مراسم نامزدی،فروشگاه آنلاین که سهله
واسه یه کافه اینترنت باز میکنم،بهت قول میدم
خب
جیامینگ،این آخرین فرصته
اگه نتونی منو راضی کنی،باید بیخیال این معامله بشی
موضوع چیه؟ قصد ندارم دوباره امتحانش کنم
اینکه همون غذای غیرقابل قبوله قبلیه
ییلان،قبل ازینکه قضاوت کنی
حداقل یه بار امتحانش کن
این طعم نون بخارپز قبلی رو نمیده،طعم ترش و شیرینش
...تقریبا شبیه
عناب قرمز،بجای اینکه از گوشت برای پر کردن نون سنتی استفاده کنم از خمیر
عناب قرمز استفاده کردم
کیک اسفنجی بوش دو نوئل فرانسوی یوژه سمبل مفهوم خانواده در فرهنگ غربـه
درحالی که عناب قرمز زاده ی شرقه و طعم نوستالژیکی برای همه داره
و همینطور با مفهموم خانواده هم در ارتباطه،یادمه شما گفتید که
شما گفتید مشتری های این دسر مالکین لوکسی از کشورهای مختلف هستن
ترکیب عناب قرمز و کیک اسفنجی بوش دو نوئل همون چیزیه که اسمشو میذارین ادغام غرب و شرق
و این بهترین نمونه ی بارز طعمیه که شما رو به یاد خونه میندازه
اما...نقطه ی قدرت این دسر چیه؟
طعم این دسر برای شما طروات انگیز نبود؟
یوژه گفت بهترین چیزی که میشه در کنار دو نوئل خورد چای قرمزه
برای همین پودر چای قرمز رو به خمیر عناب قرمز اضافه کردم
و اینکار به علاوه ی معطر کردنش باعث ایجاد پیوندی بین این دو دسر میشه
قبل ازینکه بهترین میزان
از برگ چای رو برای پودر کردن تهیه کنیم،چندین بار امتحانش کردیم
ازونجایی که یوژه قراره به زودی نامزد من بشه
نباید از چند روز بیشتر موندنش کنار جیامینگ بترسم
چطوره ازین فرصت استفاده کنم و خودمو جلوی یوژه خوب نشون بدم
میتونیم قرارداد امضا کنیم؟
یوژه،میخوای یه نگاه به قرارداد بندازی و ببینی که مشکلی داره یا نه؟
نیازی نیست،بحث کار که وسط باشه بی نقص ترین آدم روی زمین میشی
ییلان،ازت میخوام برام دنبال یه نفر بگردی
آشنای یکی از دوستانم قبلا برای خانواده ی شما کار میکرد
اون شخص مدتیه از خانواده اش جدا شده،برای همین ازت میخوام در موردش تحقیق کنی و
محل زندگیشو برام پیدا کنی،اسمش چن نانـــ ـه
باشه،خاطرت جمع
مراقب باش،پاتو روی دامن نذاری
خب،یه نگاه بندازیم
رنگش واقعا زیباست
میخوای کمرش کمی تنگ تر شه؟
بد نیست کمی پف دامن بیشتر شه،اینطوری کمرت باریک تر به چشم میاد
اهوم
نظرت در مورد شال چیه؟
اگه شال بذارم،یقه ی کار شده اش پوشیده میشه
یه دختر همیشه دوست داره زیبا به نظر بیاد
اما تنها چیزی که یه مادر میخواد دیدن شور و اشتیاق دخترشه
مامان،حتی اگه با خانواده ی لی وصلت کنم
مطمئن باش هیچی عوض نمیشه
راستی،یوژه ازم خواست آمار یکیو براش دربیارم
گفت وقتی بچه بودیم،یکی به اسم چن نان برای خانوادمون کار میکرد
من که هیچی یادم نمیاد،احیاناً اسمش به گوشت نخورده؟
چــ...چن نان؟
چی شده که یوژه دنبال این آدم میگرده؟
گفت که بخاطر دوستش داره دنبالش میگرده،میشناسیش؟
درسته،مدت کوتاهی تو خونمون کار میکرد
اما بعدش،رفت
شاید مادربزرگ بدونه
نباید حرفی در این مورد به مادربزرگت بزنی
...منظورم اینه
وقتی تو خونمون کار میکرد،با مادربزرگت بحثش شد
به علاوه وضع سلامتی مادربزرگت این اواخر خیلی خوب نیست
بهتره یا این حرفا آزارش ندیم
بسیار خب،دیگه چیزی نمیپرسم
میرم و به یوژه میگم هیج اطلاعاتی عایدم نشد
باشه
هی جیسون،اندی نیومده؟
ماری بعدا بیا یه نوشیدنی باهم بخوریم
حتما
بانو
برای تنها نوشیدن کمی دیر نیست؟
...به علاوه ی تنها بودن،چطوره که
از پشت شبیه انجلینا جولی و از جلو شبیه برد پیتی
چه گناهی کردم که هرجا میرم تو رو میبیننم؟واقعا که گیج شدم
گیج بازی رو بذار کنار،امشب حالم خوش نیست،یه نوشیدنی مهمون من باش
هی،یه کوکتیل"تومارو" واسش بیار
تومارو؟
تومارو خیلی قویه،نکنه قصد داری مستم کنی؟
به تواناییت ایمان دارم پس دهنتو ببند و ازونجایی که حالم خوش نیست باهام نوشیدنی بخور
فکر کردی خیلی باحالی؟
یکی دیگه
بذار...بهت بگم
منحرف عوضی،داشتی بهم دست درازی میکردی؟
حالا میفهمم تو هم لنگه ی خانوادتی
...خواهرت،یـــه ییلان
بذار بهت بگم
برادرم چشم دیدنشو نداره...برادرم
چی گفتی...الان چی گفتی؟
دیگه باهات حرفی ندارم
زودباش بگو ببینم چی گفتی
صورتحساب
یوژی
پنگ فی،بگو ببینم حساب کتابت چطور پیش رفت؟
اولش همه ازم استقبال کردن و بهم لبخند زدن،همین که اسم پولو اوردن گفتم یه قرون هم تو جیبشون ندارن
یه نفر هم طوری رفتار کرد که دممو بذارم رو کولمو برم بیرون
چطور میتونن همچین کاری کنن؟
نمیخوام غیرمنطقی باشم،اونا بهمون بدهکارن
اما حالا انگار ماییم که داریم بهشون التماس میکنیم
رئیس،چطوره جیامینگ رو در جریان وضعیتمون بذاریم؟
قرضی که بدهکاریم خیلی زیاده،حتی پولی که از جعبه های دسر گیرت بیاد باز هم جواب نمیده و کافی نیست
نه،نه،نباید بذاریم جیامینگ ازین موضوع خبردار شه
یا...چطوره یه مقدار از لی یوژه قرض کنیم.فقط برای نیاز های ضروریمون
چطور میتونم از یوژه درخواست پول کنم؟
این مشکلیه که خودم درست کردم،نمیتونم بیشتر ازین بقیه رو اذیت کنم
الو،بفرمائید؟
منم...بیا همدیگه رو ببینیم
یه ساعت دیگه،همون کافی شاپ قدیمی
دژانگ،مشتاق دیدار
چی شده اینجا تشریف آوردید خانم یــــه؟
اوضاع چطور پیش میره؟
خیلی خوب
خیلی خیلی خوب
دژانگ،گذشته تقصیر من بود
اما اینهمه سال گذشته،نمیتونی منو ببخشی؟
الان عذرخواهیت چه سودی به حال ما داره؟
جیامینگ اون زمان خیلی بچه بود
و تو رهاش کردی،بخشیدن یا نبخشیدن تو تصمیمیه که خود جیامینگ باید بگیره
چن نان،به نفعته که از ما دور بمونی
ازون روزی که گذاشتی و رفتی جیامینگ دیگه مادری نداره
اما جیامینگ داره دنبالم میگرده،به دوستاشم سپرده
دژانگ
من الان زندگی خودمو دارم
نمیخوام اتفاقات گذشته مزاحم زندگیم شه
منظورت چیه؟
امروز اومدی اینجا تا بهم بگی
از جیامینگ بخوام مزاحم زندگیت نشه؟
که مزاحم زندگی لوکست نشه مادام،آره؟
دژانگ...من امروز بخاطر جیامینگ اومدم اینجا
برو و قانعش کن،تا بیخیال لی یوژه بشه
تو از کجا میدونی دارن با هم قرار میذارن؟
نکنه جیامینگو تعقیب میکنی؟
میدونی که قراره نامزد یوژه بشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.