لومړۍ 187 کرښې.
شما اینجا قدمتون رو !چشمه
.من قبلاً ازتون خواستم که زندگی کنین .که فقط زندگی کنین
.و اینجا انجامش بدیم
اگه جوری که
تو جنگیدی ، نمیجنگیدی .من اینجا نبودم
.این پسر هم اینجا نبود
"این پسر؟"
،داکوتا .من خواهرت نیستم
.من مادرتم
.تو دلیلشی
!نه. صبر کن
.توپ ساحلی
.فیل
.انگور
باید ادامه بدم؟
اول امروز ازم پرسیدی که .چه احساسی دارم
.من احساس... امیدواری داشتم
.خوبه
ممنون
.وهو
.این قویه
این همونطوری بود که تصورش میکردی؟
.به اونجا هم میرسیم
فکر کنم که .باید از تو بهخاطرش تشکر کنم
اگه من کاری که داشتیم میکردیم
...رو از همه مخفی نمیکردم
هممون باهمدیگه .تویِ اینجا نمیبودیم
.بعضی از دروغها ارزشش رو داره
-مورگان
.هی
دوایت میخواد که .بیای یه نگاه به خیمه برپا کردن بندازی
یکی برای راهت میخوای؟
زنم تمام مدتی که
،اوفلیا رو حامله بود .از این سوپ میخورد
.امروز زیاد اشتها ندارم
حالت خوبه؟
.آره .خوب میشم
مطمئنی؟
.اوهوم
از دیدن همه .باهمدیگه خوشحال بودم
،حس میکردم که همه کارهایی که کردم .بالاخره دیگه داشت جواب میداد
.اونها اینجان
.برو به مورگان بگو
.سارا .مدتی ندیده بودمت
هنوز هم با ماشین زرهیی؟
احتمالش هست که بتونی به ما هم بدیش؟
اینطوری، وندل هم میتونه
.به من ملحق بشه
،اگه به تو بدیمش .باید به بقیه هم بدیمش
.و ما نمیتونیم اینکارو کنیم
.آره
.سلام به همگی
حال همه چطوره؟
.دشمنانمون از تنک تاون
.اونها دروازههایِ پردایس ریج رو هم گرفتن
.به پارک اسکیت هم حمله کردن
اه. من و جون فکر کردیم که .فقط ماها بودیم
خیلی وقته که .انتظار این ملاقات میره
.آره، همینطوره
مشتاقم ببینم که
.با اینجا چیکار کردی، مومو
.خیلی پیشرفت کرده
.جون هم عذرخواهی کرد
فکر کردش که .اینطوری بهتره
.از دیدنت خوشحالم، ویکتور
.منم از دیدنت خوشحالم
و از دونستن اینکه ما ممکنه که بتونیم
تویِ دردسرها به همدیگه .کمک کنیم هم خوشحالم
.آره، میتونیم
چون ممکنه که با یه تهدیدی .روبهرو باشیم که زندگیمون رو به خطر بندازه
چیزی که ویرجینیا فکر نمیکرد که .خودش بتونه باهاش مقابله کنه
برای همین فکر کردم بهتره که .تنهایی باهاش روبهرو نشیم
برای همینه که .به همتون گفتم بیاین اینجا
ما باید سعی کنیم که ...باهمدیگه کار کنیم
...اطلاعاتمون رو با همدیگه درمیون بذاریم ...منابع جمع کنیم
.اختلافاتمون رو کنار بذاریم
آیا میتونیم با این چیزی که هممون رو تهدید میکنه روبهرو شیم؟
،فقط یه قانون هست
و همون قانونیه که
آخرین باری که .اینجا جمع شدیم درستش کردم
--هرکسی بشکنتش --هرکسی
دیگه اینجا ازتون .استقبال نمیشه
.بیاین تو
.کارهایی برای انجام دادن داریم
میتونی بفهمی که .چرا امیدوار بودم
.و بعدش همهچیز تغییر کرد
"سریال "از مردگان متحرک بترسید فصل ششم ، قسمت دهم "با مراقب رسیدگی کن"
ارائه شده توسط رسانه تلگرامی واکینگ دد تیوی @The_WalkingDeadTv
.::ترجمه از محمد آلفا::. .::Mohammad Alpha::.
لگد زد؟
.اون قویه
مطمنی یه انقباض نبود؟
آخرین باری که ...همچین چیزی رو حس کردم
موقعی بود که .زنم اوفلیا رو حامله بود
این لحظهای بود که تصمیم گرفتم که ،به لسآنجلس نقل مکان کنم
تصمیم گرفتم که همهچیز رو عوض کنم
و زندگی رو تقدیم دخترم کنم که .حس میکردم لیاقتش رو داره
فکر کنم که میخواستم .اینجا هم همچین چیزی بشه
.برای بچه گریس
.برای همه
برای همینه که .اصلاً خطر نکردیم
همه جلویِ در .سلاشون رو تحویل میدادن
.برای امنیت ما و خودشون
ما همه اسلحهها رو خالی کردیم .و اونها رو قفل کردیم
.فقط من و مورگان کلید داشتیم
.خنجر
.بفرما
چیز دیگهای نیست؟
.اسکیدمارک! هی
از کجا پیداش کردین؟
.اه، توی لینز
ویرجینیا فرستادش اونجا که .به هجوم موشها رسیدگی کنه
رسیدگی کرد؟ - .نه -
ظاهراً، تمام روز رو مینشست
...و جاهایی که .نمیشه گفت رو لیس میزد
.اصلاً عوض نشدی
بابت پیشنهاد صلح .ازت ممنونم، ویکتور
تو میفهمی که چرا نمیتونستم بزارم که
.وارد کاری که داشتم میکردم بشی
جفتمون داشتیم .بازی خودمون رو میکردیم
.مرد بهتر پیروز شد
.راستی، کارت حرف نداشت
...بیحافظه بازیت
.اه، تقریباً متقاعد کننده بود
و مثل اینکه .شطرنج بازی کردن جواب داده
چرا شنیدن این انقدر برام ارزش داشت؟
.یه دلیل خوب براش هست
.ولی هنوز به اونجاش نرسیدیم
.تو باید مثل من درکش کنی
.من آلیشا رو ندیدم
اون با ال بیرون بهدنبال .جور کردن آذوقس
اون میدونست که من دارم میام؟
.مورگان - بله؟ -
.بهت نیاز داریم .گریسه
.فرنکی، اون رو به چادر من ببر
من از راه دور با جون .ارتباط برقرار کردم
حداقل یه روز براش .وقت میبره
ممکنه انقباض قبل از موقع زایمان باشه؟
.یا هم ممکنه درد موقع زایمان باشه
از کجا بفهمیم؟
صبر میکنیم که .بیاد اینجا
-بچه چی
از کجا بفهمیم که .حالش خوبه یا نه
.ما به یه مانیتور برای جنین نیاز داریم
میدونم که .از کجا میتونم یکی پیدا کنم
چی؟ - از کجا؟ -
یه جایی بود که قبل از اینکه اینجا رو پیدا کنم
.برای تو و بچه آماده کرده بودم - کجاست؟ -
.میرم میگیرمش - .نه، نه -
اون، اه، اون یکم مسیرش .پرت و بیرون جادست
.پیدا کرنش راحت نیست
میرم اونجا و تا چند ساعت دیگه برمیگردم، باشه؟
.باشه
.باشه
.شری کلید ماشین زرهی رو بهش داد
.برای کل مسیر سوخت داشت
.محض احتیاط، خاخام رو هم برد
مورگان ازم خواست که .تا وقتی که برگرده، آرامش رو نگه دارم
.که صحبتها رو رو شروع کنم
اون اینجا چیکار میکنه؟
ما هممون اینجاییم که .اطلاعاتمون رو با همدیگه درمیون بذاریم
و هیچکس بیشتر از داکوتا .به ویرجینیا نزدیک نبود
برای همینه که هر اطلاعاتی که بهمون برسونه رو
باید با تردیدی بزرگ .بهش نگاه کرد
کسی این حرفها رو میزنه که
ما رو جوری که انگار برای .عکسبرداری منتظریم، بهصف کرده بود
من خیلی بهوضوح بهیاد میارم که موقعی که فرصتش رو داشتم
.تفنگ رو به سمت ویرجینیا گرفته بودم
اه. فقط برای این بود که .فهمیدی کدوم سمت به سودته
.باشه - .ما برای مرور گذشته نیومدیم اینجا -
.این راجب آیندس، آینده ما
.محافظت کردن ازش .باهمدیگه
.داکوتا .این افراد
ویرجینیا هیچوقت چیزی راجبشون گفت؟
آخرین چیزی که راجبشون گفت ."این بود که "مخفی شدن
بقیه چیزها همشون راجب .پیغامهایی رویِ دیوارها بود
.بیخیال، مرد ،آخرین باری که به حرف اون گوش کردیم
.منتهی به مرگ جان شد - .مورگان گفت اینجا قراره متفاوت باشه -
--ما فقط باید یکم بیشتر - .خیلی جالبه که اینو تو میگی -
این حرفت یعنی چی؟
تو اونی نیستی که جینی فکر میکرد سعی کرده تنک تاون رو منفجر کنه؟
.همینطوره .و اشتباه کرده بود
خب، باید به یه دلیلی .همچین فکری کرده باشه
این افراد، تنک تاون رو از داخل .منفجر کردن
اونها بدون اینکه متوجه بشیم .یکی از ما" شدن"
.باشه ،خب، تمام چیزی که میدونیم
اینه که ممکنه تبدیل به یکی از ما هم شده باشن؟
No comments yet. Be the first to leave one.