لومړۍ 200 کرښې.
مفت خورها
subtitle by sokOoooot
تفريحگاه ساحلي شهر ما
: مهماني تابستون قبلي ما انتخاب دختر برگزيده سال 1953
جماعت باحالين ، نه ؟
مهمان ها ، توريست ها و يه هنرپيشه روماني به عنوان داور
همه اينجا هستند
... و ، البته ، ما هم اينجا هستيم ... برو بچ
اين آلبرتوئه
اين لئوپولده ، مغز گروه
، و اينم مورالدو جوانترين فرد گروه ما
هي به صاعقه نگاه کنيد قشنگه
صداي ريکاردوئه . مثل هميشه امشب بيشتر شب اونه
و اينم فوستو سر دسته و رهبر معنوي ما
حالا حرفم رو باور کردي ؟
فکر مي کني من اينقدر احمقم ؟ کفش ام رو بده
مي دم ، ولي يه بوس بهم بده
ول کن - يه بوس بهم بده -
گفتم ول کن
اينقدر خجالتي نباش - ! ولم کن ، عوضي -
! پــُر رو
، گوش کن ، جيغ جيغو .. .تو بهم قول دادي که
بهت قول دادم که چي ؟ - .. .که قبل از اينکه بي -
خيلي دلت خوشه ملت قول خيلي چيزها رو مي دند
به اوني قولي که به ساندرا دادي فکر کن ساندرا کيه ؟ داري هذيون مي گي -
پس حالا حتي ديگه نميشناسيش ؟ اين ديگه خيليه
با چهار راي از پنج راي دختر برگزيده 1953
خانم ساندرا روبيني هستش
، دختر کوچولوي من ! فکر کن حتي نمي خواستي شرکت کني
! خواهر کوچولوت برنده شد
برو عزيزم ، برو
دختر برگزيده سال 1953
جدا هيجان زده شده
، خانم ها و آقايان ستاره سينما از رم خانم ليليا لندي
هم اکنون حمايل دختر برگزيده سال 1953 رو
به گردان ملکه زيباي ِ ما مي ندازند
مهموني تمومه
چند تا کلمه براي طرفدارا بگو
... من - !شگفت انگيز ! گفت"من -
! ببينيد ! رعد و برق مي زنه
... نمي خواستم که رقاب - اين فقط يه رگباره که الان تموم مي شه -
مهموني ادامه داره ... فقط يه کوچولو
صورتحساب ، آقاي آلبرتو
همه دارند مي رند - حداقل سهم خودتون رو بديد -
من رو به ليليا لندي معرفي کن - ! الان نميشه -
اوناها اونجاست . لطفا
، دوشيزه لندي ، با يکي از شهروندان لايق ما آشنا بشيد
نمايشنامه نويس لئوپولدو وانوسي خوشبختم -
افتخار از آن من من کارهاي شما رو بسيار دنبال مي کنم
ايشون همچنين شاعر اين منطقه ما هم هستند
، بيرون قشنگه درست عينه پايان دنيا شده
تبريک ، ساندرا خانم روبيني
حالا حتما مي برنت توي فيلم
مي خوام با دختر کوچولوي من آشنا بشيد
! خداي من ! مورالدو
چي شده ، مامان ؟ - بيا اينجا ، خواهرت مريضه -
لطفا اجازه بديد - سريع يه دکتر بياريد -
مامان ، آروم باش ، چيزي نيست يه دکتر اينجاها نيست ؟
! چرا ... مکلاني
اينجام . چي شده ؟ ! بريد کنار ! بگذاريد رد شم
... دکتر ، دختر کوچولوم
اومدم . چي شده ؟
! از سر راه بريد کنار ! بگذاريد رد شم
! چيزي نيست فقط يه کمي بايد هوا بخوره
! سانداري بيچاره رو ببين - هيچي نيست مامان آروم بگير -
! فاستو ! لئوپولدو ، فاستو رو صدا بزن - ! فاستو -
! بيا اينجا
آروم باش مامان هيچي نيست - ! هيچي ؟ نگاش کن -
بگذاريد رد شم
چي شده ؟ - ساندرا غش کرده -
بهتره ؟
! مامان - ! عزيزم -
چي شده ؟
! مي خوام بميرم
، چي ؟ مي خواي بميري حالا که دختر برگزيده شدي ؟
! اينو نگو حتي به شوخي دکتر . چشه ؟
جوابم رو بده
خيلي خوب ، همه برند بيرون
برگشتي ؟
براي همينه داره بارون مياد
چت شده ؟
بابا ، همين الان براي کار بايد برم
اون کار رو که از ميلان بود يادته ؟
خوب ، در موردش فکر کردم و مي رم که بگيرمش
تو اين ساعت ؟
ديگه چيکار کردي ؟
هيچي . يه کار گير آوردم راضي نيستي ؟
چه کاري ؟
با يه شرکته آدمهاي معتبريند
در ضمن ، مي توني 5000 ليره براي بليط قطار بهم قرض بدي ؟
وقتي رسيدم اونجا بهت پس مي دم
ولگرد . چيکار کردي ؟
چيکار کردي ؟
هيچي . فقط يه کار گير آوردم
حرفم رو باور نمي کني ؟ بايد برسم به قطار ساعت 1
مي رم ببينم کيه
سلام آقاي فرانچسکو چطوريد ؟
سلام مورالدو بيا داخل
بيا داخل
بگير بشين
ما رو ببخش بابا ، باشه ؟
چه باروني ، مگه نه ؟ تابستون تموم شد - چه بد
سيگار ؟
فقط يکي ديگه برات مونده - مهم نيست . نمي خوام -
چند روزي بارون خواهد اومد
غم انگيزه نه ؟
پس داري مي ري ؟ - آره از گروه جدا مي شم -
کجا ميري ؟ - نمي دونم ... بستگي داره -
و ساندار ؟
الان شده دختر برگزيده بايد خوشحال باشه
ساندرا حامله است
آره ، مي دونم
براي همينه که دارم از اينجا مي کنم
دوست دارم که کار درست رو انجام بدم ولي چطور مي تونم ؟
منم مثل خودت يه آس و پاسم براي همينه که دارم مي رم به ميلان
مي خوام يه کاري با زندگي ام بکنم
فقط تا وقتي که تونستم روي پاهاي خودم وايسم صبر کنه حرفم رو قبول نداري ؟
من که حرفي نزدم
ببين ، ما همديگه رو مي فهميم من جدا عاشق ساندارم
به هرچي بگي قسم مي خورم به جون مادرم . من عاشق اشم
اين تقدير بوده
رو راست باش . اگه جاي من بودي اول سعي نمي کردي کار خودت رو راه بندازي ؟
نمي دونم - تو نااميد کننده ايي -
چرا با من نميايي ؟
با هم مي ريم اين شهر توي زمستون مرده
ميلان هم نشد ، مي ريم يه جاي ديگه هميشه مي خواستيم که اينجا رو ترک کنيم
همين الان ؟ - ! اين شانس بزرگمونه -
و ساندرا هم اينو قبول مي کنه حالا مي بيني
بيا بريم و بيرون حرف بزنيم
ساکت باش . صدايي درست نکن
... ولي من - ! بجنب -
چراغ رو خاموش کن
بابا ! ببخشيد مورالدو
اون 5000 ليره رو مي دي ؟
براي چي مي خواي ؟
براي زدن ِ به چاک ؟ نه بابا -
تو دردسر افتادي و داري در مي ري گردنت رو مي شکونم
... بابا ، خواهش مي کنم - ! خفه شو ! بيا اينجا -
مي خواي چيکار کني بابا ؟
... قسم مي خورم که ! از سر راهم برو کنار
! راسوي کوچولو
! به روح مادر بيچارت قسم مي خورم که اين فرار زشتت ديگه تمومه
پدر اون دختر آدم باآبروييه
همه زندگيش رو مثل من کار کرده
، به همون کودني من که خانوادش رو زير پرو بالش بگيره
تو باهاش عروسي مي کني حتي اگه مجبور بشي که همه راه تا کليسا رو روي زمين خودتو بکشي
! حروم زاده
چي شده بابا ؟
هيچي
برگرد تو تختت
باهاش عروسي مي کني اين کار رو خودم صد در صدي مي کنم
هي ، فاستو
آره ، بخنديد ، احمق ها باباي من داره گريه مي کنه
پس ازدواج کردند
عروسي دوست داشتني ايي بود حتي با اينکه يه مقداري عجله ايي شده بود
بدرود ماريا رو مي خوند ريکاردو آواز و همه ما رو به گريه انداخت
و کشيش ام که خيلي وقت بود ما رو مي شناخت
خيلي سخراني گيرايي کرد
... فرزندان من
نمي توانيد تصور کنيد که اينکه شما رو
به آيين مقدس ازدواج در بياورم براي من چقدر باعث فرح است
... تو ، فاستوي عزيز
و تو ، سانداري عزيز
ديدي ؟ سريع و بدون درد خوش به حالت
ببين ، بابا ؟ حالا يه مرد متاهلم
دختر کوچولوي من
وايسيد . کنار هم بايستيد
آلبرتو تو جلوي عروس وايسادي
! دعوا نکنيد
! وقتي توي رم از خيابون رد مي شيد مواظب باشيد
براي چي گريه مي کني ؟
ريکاردو - دارم ميام -
حالا کجا بريم ؟ - بياييد بريم پيش مارينا -
خداحافظ فرانچسکو
ممنون آقاي روبيني
خواهي ديد که ) فاستو واقعا بچه ي بدي نيستش
مي دونم
ايشون بايد دختر کوچکتون باشند کوچيکترين بچه اتون ؟
بله ، يه فرشته است
، البته
فاستو با ما زندگي خواهد کرد
تا وقتي که بتونه خرج خودش و زنش رو بده
خداحافظ
چرا اينطوري باهاش کرد ؟
ببرمون خونه
مي تونيم يه نوشيدني بخريم براتون آقاي فرانچسکو ؟
نه ، ممنون ريکاردو دارم مي رم خونه
نه و دو ... اين شد يازده - يازده به بيست -
فکر ميکني بردي ؟
لئوپولد دو تا امتياز براي من بگذار لطفا
لئوپولدو چرا اينقدر قيافت داغونه ؟
غمگينم
مگه چي شده ؟ ... فقط به خاطر اينکه اون دو تا رفتند
يعني تا حالا رسيدند به رم - ! چه بحثيه -
بايد بلد باشي که بتوني توي رم همچي خوب حال کني
اگه با من رفته بود ، داستان به کلي فرق مي کرد
يه عالمه تلفن و مي تونستيم خوش بگذرونيم
و ساندار چي ؟
منظورم اينه که اگه مجردي بوديم
اگه من برم ماه عسل مي رم آفريقا عينه همينگوي
No comments yet. Be the first to leave one.