لومړۍ 200 کرښې.
جزیره مرگ
پسزمینه صدای استاتیک
تو به هر حال نباید اون رو بگیری
همونطور که اینجا توی کمپ نشستم تصمیم گرفتم
از طریق زبانم ادامه بدم
زبون اوبیتو و یه سری چیزهای اینجا
برای استفاده بعدا و این چیزیه که گرفتم
اون وحشتناکه
من هیچوقت مثل اون نداشتم
من یه بار داشتم و که اونم مزرعه بود
در نظر گرفته شده بود که شکار بشه
فقط برای دوباره چک کردن اینکه من انجامش دادم یا نه
تست یک دو سه
اون سومیه بزار من 5 رو انجام بدم
هممون مستقیم ادامه میدیم و نگه میداریم
به این معنی نیست که من این اطرافم
من میشینم
مثل این نیست که تصادفی باشه
استاتیکه چیزیه که اون گفت
مثل یه الگو میمونه
شاید یه الگو
یه ریتمی یا چیزی توش داشته باش
ولی تو نگفتی که
یه سری استاتیکای عجیب دارن میان سمت هدفونت؟
من روی هدفونم داشتم و
اون چیز عجیب اینه که من تصور نکردم
که چه زمانی اون هدفون ها....
911 مورد اورژانسیتون چیه؟
من از جزیره زنگ میزنم
ما 4 بچه اون بالا داریم و اونا به شدت مریض شدن
ما الان باید ببریمشون بیمارستان
آروم باشید قربان
میتونین بهم بگین که چی مریضشون کرده؟
نمیدونم
چیزی بوده که خوردن؟
نمیدونم!
همه ما اینجا بودیم
ما الان باید از جزیره بریم
لطفا آروم باشید
باشه باشه آره
چندتا بچه مریض شدن؟
4 بچه
چند سالشونه؟
اون برای رضای خدا یکی رو بفرستین
ما داریم میایم قربان
قربان چه خبر شده
چزیره ی دروغ
تو هم به من مثل یه گمشده نگاه میکنی
من فقط میخوام از اینجا برم
فقط میخوام برم خونه
فقط میخوام برم خونه
و میخوام یه دوش طولانی بگیرم
من میخوام یه دوش طولانی بگیرم
و دیگه این کار رو نمیکنم
من این کار رو دیگه انجام نمیدم
من زنگ زدم و اونا جواب دادن
هر دفعه خفه خون نمیگرفتن
ولی وقتی بهشون نیاز دارم و من
وسط جنگل کوفتی گم شدم
هیچی به هیچی.
چی؟
متاسفم جیمی
متاسفم پاول
جنیفر کیت
لولا و آرلی میگن که من نبودم
متاسفم
نمیخواستم ترکت کنم
منم فقط یه بچه بودم
ترسیده بودم
متاسفم
هی یکی اونجاست
تا ایجا کسی به من زنگ نزده
سلام این یه پیام از طرف دنه
از بین بردن یه وقت طولانی اینجا
تا الان 10 پیام
سلام این چاکه؟
پاک هارپ؟
هی چاک سلام
این کریسه از طرف شرکت سینمایی داگبیت
و ما میخوایم یه مستند تو این جزیره درست کنیم
ما فقط یکم اطلاعات میخوام و باید با یه سری
مردم حرف بزنیم راج اینکه
چه اتفاقایی اینجا افتاده
تو علاقه داری؟
اهمیت این مکان اینه که
ناشناختس
بالاتر از اینجا قبرستون توی کت میشیگان هست
و دلیلی که اینجاییم اینه که
تمام تاریخچه ی اونجا رو بفهمیم
درواقع 4 نفر از اونا بودن
اونا رفتن به جزیره گاردن که در شماله
توی جزیره میشیگان و متاسفانه
4 تا از بچه ها نتونستن کاری کنن
جزیره گاردن در اصل پر از سکنه است توسط
قوم اوتیبو حدود دو هزار سال پیش چیزیه که
ما داریم پیدا میکنیم
اونا بیشترتو صلح و آرامش زندگی کردن
بازی تمومه
بیشتر قوم اوتیبو توسط اپیدمی باکتری به قتل رسیدن
اگه پیدا میکردن که دولت
که اون مرد سفید پوست مشکلاتو بیشتر کرد و اونا
به شدت عصبانی شدن
و من میتونم ببینم که همه ی اون عصبانیت ها
به یه قدرت خیلی بالا وصل میشن یه قدرت فراطبیعی
ما میخوایم که صداهای صوتی زیادی ضبط کنیم
ببینیم اگه بتونیم EVP رو بگیریم که بعنتی
پدیده ی صدای الکترونیکی
مثل جنبه های دیگه
ما میتونیم هرچیزی رو ببینیم
میتونیم سایه ها رو ببینیم
ما میتونیم ظاهر رو ببینیم
اونا خیلی موجوداتی داشتن که کسی باور نداشت
و همچنین شکلگیر ها رو باور داشتن
من خسته شدم
خسته شدم که ببینم
چی میتونیم با تحقیق پیدا کنیم
نه من نمیام مقابل یه موجود ولی
توی جنبه فرعی من نمیتونم صبر کنم برم اونجا
و ببینم چی رو میتونیم مستند کنیم
قراره چیکار کنی
اگه یه موجود ببینی
شاید فرار
اولین بارمون بود که میرفتیم جزیره
وقتی رفتیم اونجا
قشنگ بود
آفتاب گرمی بود
میشیگان خوشگل
اونروز
نمیتونستی کار بهتری بکنی
کنار دریاچه بودن
و 4 تا بچه رفتن
قدم بزنن و اینو پیدا کردن
و یه مراسم خاکسپاری هندی بود
دقیقا همون وقت بود که
یه سری چیزا تغییر کرد.
ما
سه روز هیچی نگرفتیم فقط بارون میومد
همه ی 4 بچه ها مریض شدن
کتی جنیفر
پاول و جیمی
همشون مریض شدن
پسرا تب و حالت تهوع داشتن
دخترا لرز کرده بودن و رنگشون پریده بود
بعد کیتی شروع کرد به هذیون گفتن
یه سری از ما تصمیم گرفتیم بریم یه جایی
تا راجب کمپ جزیره صحبت کنیم
و ببینیم که میتونیم کمکی براشون پیدا کنیم یا نه
وقتی صبح فرداش برگشتیم
تمام 4 تا بچه رفته بودن
کسی چیزی نمیدید
کسی چیزی نمیشنید
من تقریبا هر شب رویا داشتم که اونا
هنوز زندن و یه جایی از این جزیره ی کوفتی ان
درواقع
همیشه یه چیز بوده
اون روی لبه ی این چوبا وایساده بود و
پشتش به من و بود و
شروع کردم به صدا کردن اسمش
فقط بخاطر اینکه برگرده و به من نگاه کنه
من هر دفعه با سرما بیدار میشدم و
ضربان قلب میگیرم
همچنین مامانمونم اینطوری بود
اون هیچوقت نرفت اونطرف
یه نیرویی اون شب کار میکردن و
یه تماس نگران کننده گرفتن
اونا سریع یه هواپیما میخواستن
نمیتونستیم هواپیما رو بخاطر مه تکون بدیم
روز بعدی
حدودا 7 صبح بود
هنوز اون مه قوی بود و ما رفتیم سراغ قایق
اون آدم کل جزیره رو گشت و چیزی پیدا نکرد
اونا واسه سه روز اونجا بودن
میدونم سالها گذشته ولی
نمیتونم بهش فکر نکنم
میخوام بدونم چه اتفاقی براش افتاده
چه بلایی سر جزیره اومد؟
یه جزیره کوچیک بود
چیزی اونجا نبود
4 تا بچه نمیتونن از صفحه ی روزگار محو شن
حدودا 20 سال از این اتفاقی میگذره ولی
من بردادر بزرگترش بودم
من باید اونجا میبودم تا کمکش کنم
کار من بود
من قرار بود ازش مراقبت کنم
ولی نکردم
و اون رفت
ما اینجا توی چارلویکسیم میشیگان و
این شهر قشنگ.
ما میریم اونجا و ببینیم میتونیم
یه مصاحبه کنیم
شاید یکی از اونجا گذشته باشه
اونا میرن سمت هدف
اطراف جزیره گاردن و جزیره ویسکی
جزیره گاردن تقریبا به عهده ی ایالت میشیگانه
و نزدکترین جزیره به جزیره بیوره
درست بالاتر از جزیره بیور
تو اونجا بودی؟
من اونجا نبودم
من اونجا بودم
تمام راه رو رفتم اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.