The Neighbors

The Neighbors

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

6 فصل

د خپرونې معلومات

Weeds S06E04 Bliss (1080p BluRay x265 Silence)
د لخوا تبصره SubAvaliHa
[ قسمت 4 ] 💬 t.me/SUB2SRT تبدیل و ویرایش زیرنویس ساب به اس‌آرتی

تګونه

other
په خپور شو: 2024-02-29
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه در ویدز گذشت...

‫شین تو مهمونی چه اتفاقی افتاد؟

‫من پیلار رو با یه پتک کشتم و انداختم تو استخر

‫سلام؟

‫اندی؟ سایلس؟

‫بچه من زده یه نفر رو کشته

‫من همین الان باید شهر رو ترک کنم

‫پس مقصد کجاست رئیس؟

‫شمال

‫مرحله اول... هویت قبلیتو بکش

‫مرحله دو... یه هویت جدید ایجاد کن

‫من مایک میشم ‫شان

‫ناتالی

‫من هم رندی نیومن میشم

‫خوب اینطور که به نظر میاد شما تجربه های زیادی در

‫مهمان داری دارید

‫ظرف شور پادو، خدمتکار

‫عجب کالسکه ای مادر جنده

‫میدونی که این دورورها از کجا میشه ماریجوانا گیر آورد؟

‫شانست توی این قضیه ته کشیده، مرد

‫نگیل قبلا میفروخت ولی الان دیگه رفته تو اعتصاب

‫من واقعا تو فروش مواد خوب هستم

‫من میتونم بزرگترین مشتری تون باشم

‫کیش؟

‫چه دختر نازی

‫چند سالشه؟

‫اون پسر ۵ سالشه

‫پول نقد داری؟

‫پس باقی مونده موادتون... میریزید دور؟

‫من میبرمشون

‫فکر کنم که با ۱۰۰ دلار بتونم کلی از اون پسمونده‌ها رو بگیریم

‫من فکر میکردم که نیومنها کارهای متفاوتی انجام میدند

‫همین کارو هم میکنیم

‫ما داریم هشیش درست میکنیم

‫مترجم: احمدرضا ‫::AhmadReza ۲۷:: تیم ترجمه تی‌وی‌سنتر

‫من نمیدونم که اونها کجا رفتن!

‫چرند میگی!

‫من واقعاً روز خوبی داشتم

‫ده دلار روی چرخ ارابه بردم

‫اوه، روزی که سریع جهتش عوض شد

‫توی یکی از نزدیکترین دوستهاشون بودی

‫اونها هیچ چیزی به من نمیگن

‫باتوینها کونی های خود خواه هستند

‫یکی از تخمها شوییر

‫نه وحشتناکه این کارو نکن

‫من نمیخوام که به تخم هاش دست بزنم

‫باشه ‫من انجامش میدم

‫این یه جورایی،عجیبه سزار

‫اگه من میدونستم که اونها کجا رفتند

‫با یه بسته بزرگ پر از مرغ به اینجا میومدم؟

‫من میخواستم به دوری بزنم

‫شاید اون فیلم کرسپین گلاور با بقیه

‫تماشا میکردیم

‫ولی، نه، تو یه تفنگ گذاشتی روی سرم

‫و سرمو بردی پیش ماهی ها

‫و ادوارد جیمز اولمز که وانجا و ایستاده

‫میخواد تخم هامو پاره پاره کنه!

‫من هیچی نمیدونم

‫باشه

‫بکشش

‫وایسا ببین ‫چی شد یه دفعه؟

‫تو بردی ما حرف تو رو باور کردیم ‫تبریک میگم

‫برنده شدن باید به آدم حس خوبی بده

‫نه، نه، نه، من میتونم کمک کنم من می تونم کمک کنم

‫هی هی، هی! ‫لعنتی! فقط تلفنم هست

‫من شماره موبایل اندی رو دارم. ‫ببین.

‫اندی باتونگ

‫من ‫فقط میدونی

‫من دوست دارم که اسمهای خنده دار رو مردم بذارم

‫داره بوق میخوره

‫الو؟

‫اندی؟

‫هی رفیق

‫کجا هستی؟

‫من روی یه دنیا بدبختی نشستم داداش

‫تو چطور؟

‫چطوره که من بیام و تو رو ببینم؟

‫حتما

‫من دیروز یه گربه گرفتم

‫به نظر عالی میاد

‫کجا هستی؟

‫توی یه کوچه لعنتی تو سیاتل

‫وای خیلی دوره

‫اسمش چیه؟

‫باشه اونجا میبینمت

‫آره اون حالش خوبه

‫چه غلتی میکنی؟

‫من میدونم که اون کجاست

‫و به شما‌ها هم نمیگم

‫و اگه منو دوباره شکنجه کنید من فقط دروغ میگم

‫پس شما باید منو زنده نگه دارید تا من شما رو به اون برسونم

‫جدا؟

‫جواب داد؟

‫برو بتمرگ توی ماشین

‫گسترش کار چطوره؟

‫سایلس با پولی که از ساک زدن از اون پیرمرد در

‫آورده، غذا خریده

‫چی؟

‫مهمون هتل

‫انعام زیادی میده کم بینا هست

‫من واسش کتاب میخونم...

‫با شرتم

‫من بهش دست هم نزدم

‫دیدی؟

‫اون فقط واسش کتاب میخونه...

‫با شرتش

‫و اون یارو هم بهش انعام میده

‫گوشت سخاری بچشش

‫خوشمزس

‫آره، چه قدر خوشمزه؟ از ۱ تا ۱۰ بهش یه امتیاز بده

‫من یه ۱۰ امتیازی میخوام، نانس، ناتالی. نت

‫من یه ده امتیازی میخوام نت

‫این در واقع مثل یه صبحانه نیست

‫شرط میبندم که آوی یه ذره میخواد

‫آوی هنوز نمیتونه غذای سرخ شده بخوره

‫فهمیدم، شین

‫بهتره که ببرمش داخل اتاق

‫من میبرمش

‫نه ‫من مسئول آوی هستم

‫شما‌ها تاثیر بد روی بچه میذارید

‫چی؟

‫منظورت که من نیستم؟ ‫من یه نمونه کامل از خوبی هستم

‫من چطور تاثیر بد روی بچه میذارم؟

‫تو واسه پول جلوی مردم قر میدی

‫من باید یه دختر پیدا کنم و باهاش سکس کنم

‫حرکت هوشمندانه ایه ‫برو، خودت رو تمیز کن

‫من مادرش هستم، شین

‫کار تو الان اینه که به خدمتکار باشی

‫و نذاری شوهرت ما رو پیدا کنه

‫کار من اینه که از آوی محافظت کنم

‫بذار هر کس کار خودشو انجام بده

‫تو دیگه داری به تنبیه شدن نزدیک میشی

‫تو به خاطر اینکه فروشنده مواد هستی تاثیر بد نمیذاری

‫درسته

‫تو به خاطر این تاثیر بد میذاری که تو یه فروشنده بد مواد هستی

‫خیلی خب همینه ‫تو تنبیه شدی

‫تو هم میخوای تنبیه بشی؟

‫من اتفاقی یه فروشنده مواد بزرگ شدم

‫نه

‫واقعاً اگه تو به گذشته شغل درخشانی که داشتی یه نگاه بندازی

‫کلمه بزرگ در خور مقام شایسته تو نیست

‫من لحظه های خودم رو داشتم

‫حتما حتما داشتی

‫سعی کن که امروز دستگیر نشی باشه؟

‫بهترین کباب در تمام شمال غرب

‫ساعت شش و سی دقیقه آماده میشه ‫عاشقش میشید

‫و فیله استخون دار بگیرید

‫ممنون

‫بهترین کباب در تمام شمال غرب؟

‫تو منو گشنه کردی

‫،آره، خوب این گوشت اسب هست

‫ولی اونها ۲۰ دلار بهم انعام میدن

‫چطور میتونم منم واسه کار تو درخواست بدم؟

‫گمشو

‫توی این دوسالی که در بون بودم

‫واسه غذا، یا یه کنسرت

‫یا یه رقاص مست، پول خرج نکردم

‫با یه اهرم از فرفره سرد رو از من بلند کن مرده کونی

‫اینجا نگهش میداری؟

‫چی میخوای؟

‫مهمون‌ها ازم میپرسن که

‫کجا میتونن داروهای گیاهی گیر بیارند

‫چرند،میگی هیچ کس با خدمتکارها حرف نمیزنه

‫مردم نمیخوان بدونن که وقتی

‫اونها توی فضای خودشونن، کی

‫دستمال دستشویی شونو برمیداره

‫من میدونم که نیگل پیشخدمت توی اعتصاب هست

‫چیه تو به ماشینهای پارک شده نگاه میکنی؟

‫آره ‫تو منو پیدا کردی

‫رویای واقعی من ماشینهای اجاره ای پارک شده و

‫و از دست افتادن بطری های آب هست

‫اون فرفره... فقط به... مرحله سنگی هست

‫بیست درصد از فروش و من به یه نمونه از محصولت احتیاج دارم

‫چیز خوبیه

‫خوب تو یه زن سفید پوست بدون لحجه هستی که

‫داری به عنوان پیشخدمت در سال ۲۰۱۰ کار میکنی

‫من فقط باید روی حرف تو حساب کنم؟

‫یه نمونه واست میارم

‫ممنون

‫اوه، سرآشپز؟

‫استل، عزیز من

‫امیدوارم که غذا رضایت بخش بوده باشه

‫خوب من باید روراست باشم ‫پیش غذا یه ذره...

‫ولی استادونت و دسر آموزبونچ واقعا عالی بود

‫من میتونم ۱۲ تای دیگه از اون بخورم

‫پس، کارت خوب بود!

‫خوش به حالت

‫آه، این یه پازل هست

‫من امروز اصلا آموزبونچ درست نکردم

‫و هنوز اون میتونه ۱۲ تای دیگه بخوره

‫آقای ظرف شور؟

‫تو به چیزی دست زدی؟

‫اشکالی نداره

‫میتونی به من بگی ‫به نظر مردم ازش خوششون اومده

‫باشه

‫آره کار من بود

‫من قبلا سعی کردم که بهت بگم، سرآشپز

‫استعدادهای من واقعا داره هدر...

‫اخراجی

‫چی؟ واقعا؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left