I Know What You Did Last Summer

I Know What You Did Last Summer

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

I Know What You Did Last Summer S01E07 720p WEB H264-CAKES
I Know What You Did Last Summer S01E07 1080p WEB H264-CAKES
I Know What You Did Last Summer S01E07 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
I Know What You Did Last Summer S01E07 720p WEB HEVC x265-RMTeam
I Know What You Did Last Summer S01E07 480p WEB x264-RMTeam
I Know What You Did Last Summer S01E07 WEBRip x264-ION10
I Know What You Did Last Summer S01E07 WEB XviD-RMX
د لخوا تبصره Bahador18B
█⫸ 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 𝐊𝐚𝐳𝐞𝐦𝐢𝐚𝐧 | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐦𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦

تګونه

web
XviD
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
1080
webrip
BRip
په خپور شو: 2021-11-07
ډاونلوډونه: 48
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫این قسمت شامل صحنه‌های خودآزاری است. ‫توصیه می‌شود بیننده بنا به صلاحدید خود، ‫نسبت به تماشای این برنامه تصمیم بگیرد.

‫«کاری از: Bahador» ‫«Bahador_SuB@»

‫درد تطهیرکننده‌ست.

‫درد را در جسم رها کن.

‫اون هیچ‌وقت ما رو دوست نداشت.

‫من رو هم دوست نداشت.

‫بگذار شهد مقدس این بدن را برای...

‫تحقق بخشیدن به پیشگویی آماده کند.

‫تا با خلوص و کمال وارد زندگی بعدی شود.

‫حالا بگذار ذهنت خالی از هر فکری شود...

‫تمام گناه و درد و فریبکاری‌ها را...

‫در زندگی قبلی رها کن.

‫جزرومَد نزدیکه.

‫باز یه آمفتامین دیگه خوردی؟

‫اگه می‌خوایم بفهمیم «دیلن» برای کشتن...

‫- کی رفته باید تمرکز کنیم. ‫- الان عین دیوونه‌ها شدی.

‫اگه برای کشتن کسی رفته پس چرا یادداشت گذاشته؟

‫خب ازش نمی‌تونیم بپرسیم که.

‫همونطور که از مدرک شماره 1 معلومه...

‫اون واقعاً گوشی‌اش رو انداخت تو اقیانوس.

‫و هیچ‌کس تلفن خونه‌شون رو جواب نمی‌ده.

‫واسه اینه که تلفن فقط تو فروشگاه کار می‌کنه...

‫ومامان‌هاش رفتن به یه استراحتگاه یوگا.

‫مدرک 2: همۀ این‌ها زمانی شروع ‫شد که اون از دانشکدۀ تکنولوژی برگشت...

‫جایی که مطمئناً یاد گرفته ‫که گوشی‌ها رو کپی و هک کنه.

‫یادمون نره که «تد باندی» هم آدم بااستعدادی بود.

‫اینطور که معلومه تو هم هستی.

‫مادرم هنوز در مورد نمره‌های ‫ناامیدکننده‌م تو ریاضی حرف می‌زنه.

‫مدرک 3: همه می‌دونن که ‫بزها چشم‌های شیطانی دارن.

‫پس منظورت اینه که ‫«دیلن» یه نابغۀ ریاضیِ روانیه...

‫یا یه شیطان‌پرست روانی؟

‫خنده‌دار نیست.

‫اون ما رو به خونۀ «کلارا» کشوند...

‫که رفتن‌مون اونجا باعث مردن «رایلی» شد.

‫آره، واسه همین باید نگرانش باشیم...

‫به جای اینکه بهش مشکوک باشیم.

‫درک می‌کنم که شماها بعد از سکسِ ‫ناخوشایندتون، احساس نزدیکی می‌کنین.

‫ولی فقط چون باکره بوده ‫دلیل نمی‌شه بی‌گناه باشه.

‫هیچ ربطی به این نداره.

‫ببین، به همه‌مون خیلی سخت ‫گذشته، ولی همه می‌دونیم...

‫که قاتل، «کلارا»ست.

‫کیه؟

‫احتمالاً بازاریاب تلفنیه.

‫چی...

‫اگه نظریه من به‌خاطرِ کمبود خواب باشه و...

‫و «دیلن» تو دردسر افتاده باشه چی؟

‫- الو؟ ‫- «لنون»؟

‫«دیلن» نیست.

‫مگه اینکه سینه درآورده باشه.

‫وقتی که فرصتش رو داشتیم ‫باید «کلارا» رو بیرون می‌کردیم!

‫آره!

‫اون عنکبوت‌خوار 25 ساله که...

‫تو خیابون‌های ما پرسه می‌زنه.

‫گوش کنین، گوش کنین... ‫می‌دونم که همه ترسیده‌ن، باشه؟

‫ولی همگی باید آرامش‌مون رو حفظ کنیم.

‫خب، خیلی خب. برین کنار.

‫- بذارین رد بشه، یالا. ‫- ممنون. می‌دونم.

‫ممنون. مرسی. گوش کنید...

‫می‌دونم که همه‌تون نگران هستید.

‫این احتمال وجود داره که «کلارا» ‫یه گروگان با خودش داشته باشه.

‫یه دختر که اهل همینجاست به نام «رایلی تاکر».

‫که شیرین‌ترین دختریه که تا حالا دیدین.

‫هر کی نشونه‌ای از اون‌ها ‫یا هر چیز مشکوکی دید...

‫لطفاً با اداره تماس بگیرید یا به «بروس» بگید.

‫اینجا ستاد مرکزی جستجوی ما خواهد بود.

‫- «بروس» رابط ما خواهد بود. ‫- یه‌کم بهم فرصت بدین.

‫برای همه ساندویچ و قهوه آماده می‌کنم.

‫لطفاً خودتون هیچ‌گونه اقدامی نکنید.

‫لطفاً مامان.

‫هیچ سرنخی نداریم.

‫فقط عنکبوت‌های مغزخوار و گشتن ‫دنبال دو نفر که بی‌نتیجه مونده.

‫«کورتنی» دیروز اومد پیشم.

‫آره، پیش منم اومد.

‫بهش گفتم مشکلی برای «رایلی» پیش نمیاد.

‫لعنت.

‫می‌دونی، وقتی که با «کلارا» بودی...

‫می‌دونم خیلی وقت پیش بوده...

‫ولی اون قایق یا...

‫راه دیگه‌ای برای خارج شدن از جزیره داشت؟

‫تا جایی که من یادم میاد نه.

‫فکری نداری که کجا می‌تونه باشه؟

‫نه، هرجا که هست...

‫حاضره بمیره ولی نذاره کسی...

‫جلوی چیزی که بهش معتقده بِایسته.

‫سلام؟

‫مامان؟

‫ازت خواستم که من رو مامان صدا نکنی.

‫آخ... من... ببخشید.

‫من... باید در مورد چیزی باهات حرف بزنم و...

‫هیچی نیست که من بخوام بدونم.

‫گفتم که دیگه‌ با من تماس نگیری.

‫دیگه قطع می‌کنم.

‫- نه، لطفاً فقط... ‫- هر چی هم که بگی چیزی عوض نمی‌شه.

‫در مورد این صحبت کردیم.

‫- مامان؟ ‫- یه لحظه دیگه میام عزیزم.

‫تو... تو یه پسر داری؟

‫خداحافظ «لنون».

‫- روبانت کو پس؟ ‫- چی؟

‫روبانی که گفتی برای آینۀ جرم و جنایت من میاری.

‫اه... یادم رفت.

‫چی شده، عزیزم؟

‫ام...

‫اون... زنی که اون موقع زنگ زد...

‫مامانم بود.

‫چی؟

‫چطور ممکنه؟

‫مگه... خیلی سال نیست که مُرده؟

‫دیروز بابام اومده بود همین رو بهم بگه...

‫اینکه...

‫اون اصلاً خودکشی نکرده.

‫اون...

‫فقط رفته بوده.

‫وای خدا. نمی‌شه این تو زندگی واقعی اتفاق بیفته.

‫ولی افتاده و با اون مَرده... «فرد» رفته...

‫از فرقه.

‫همون ساقدوشه تو لینکدین؟

‫تمام عمرم تو فکرم این بود ‫که تو زندگیم مامانم تنها...

‫کسی بوده که دوستم داشته... و...

‫معلوم شد که کاملاً ازم متنفره.

‫خب، منم کاملاً ازش نفرت دارم.

‫یعنی... منظورم اینه که قطعاً جعلِ مُردن غیرقانونیه.

‫- همین الان باید به پلیس زنگ بزنیم. ‫- نه، نه.

‫نمی‌خوام بابام تو دردسر بیفته.

‫درسته.

‫خب، می‌تونیم یکی رو پیدا کنیم...

‫که میگوهای گندیده بندازه تو دودکشِ خونه‌ش.

‫یه جایی در موردش شنیدم.

‫موضوع اینه که...

‫نمی‌تونیم بذاریم بدون ‫درد و رنج راهش رو بکشه بره.

‫از مردن «آلیسون» خبر داره؟

‫حالا خبردار ‌می‌‌شه.

‫دقیقاً. لعنت بهش.

‫باید برم با بابام حرف بزنم.

‫چیزی که لازم داری درست کردن «تاکو» و...

‫و تماشای پری دریایی کوچولوئه.

‫مثل زمانی که «جانی» با من به‌هم زد.

‫بر می‌گردم. من فقط...

‫باید خونۀ «دیلن» هم برم.

‫- باید مطمئن بشم حالش خوبه. ‫- ولی ما...

‫تصمیم گرفتیم اینجا با هم جامون امن‌تره.

‫می‌دونم، فقط...

‫فقط نمی‌خوام یکی دیگه از کسایی ‫که دوست دارم رو از دست بدم.

‫که شامل تو هم می‌شه.

‫«لایلا» و پلیس‌های آشغال دیگه...

‫هیچ کاری برای «کورتنی» نکردن.

‫اگه بذارن «رای‌رای» بمیره، ‫می‌تونن من رو واسه...

‫به‎هم ریختنِ قیافۀ «لایلا» بندازن زندان.

‫خامه یا شکر؟

‫جفتش رو بریزی ورکشسته می‌شی؟ واقعاً که!

‫هر چی می‌خوای بردار.

‫سلام.

‫- به کمکت نیاز دارم که «دیلن» رو پیدا کنم. ‫- «دیلن»؟

‫«لایلا» همه رو برای پیدا کردنِ «رایلی» بسیج کرده.

‫ام... برای «رایلی» دیگه خیلی دیر شده.

‫از کجا می‌دونی؟

‫فقط...

‫من... واقعاً فکر می‌کردم که ‫تنهایی می‌تونم از پسش بربیام...

‫و...

‫حالا این هم آدم مردن.

‫بعد از اینکه سَرِ بُز رو ‫پیدا کردم باید بهت می‌گفتم...

‫ولی... من... به همه قول دادم ‫و نمی‌خواستم نگرانت کنم...

‫و بعد «جانی» کُشته شد...

‫من تو رو با «لایلا» دیدم و مطمئن نبودم...

‫که بهش نمی‌گی و...

‫و به‌خاطر جریان تو و مامان ‫خیلی عصبانی بودم و...

‫اشکالی نداره.

‫خب اشکال که داره ‫ولی تا الان چیزیت نشده.

‫که از همه چیز مهم‌تر همینه.

‫و «دیلن» چی؟

‫‌خونه‌شون نبود.

‫هیچ راهی برای ارتباط باهاش نداریم.

‫اگه «کلارا» اون رو گرفته باشه چی؟

‫چه خبر؟

‫سلام، منم. ام...

‫این احتمالش خیلی کمه ولی...

‫یه جایی به ذهنم رسید ‫که ممکنه «کلارا» اونجا باشه.

‫گفت پشت اینجاست...

‫بین چند تا صخره مخفی شده.

‫«کالاما».

‫پشت سرت میام، رئیس.

‫وای خدای بزرگ.

‫رئیس، یکی دیگه‌ هم هست.

‫«کلارا».

‫بابام گفت «کلارا» خودش رو با عسل خفه کرده.

‫چه عجیب و غریب.

‫وای خدا، «دیلن». سلام.

‫خدا رو شکر که حالت خوبه.

‫ام...

‫فقط اومدم وسایلم رو بردارم.

‫کدوم گوری بودی؟

‫منظورم اینه که به‌هم ریخته به‌نظر میای.

‫- انگار اتفاق بدی واست افتاده. ‫- تموم شد.

‫خب، این جوابِ درست به هیچ سوالی ‫که تو کُلِ تاریخ پرسیده شده، نیست.

‫اون‌ها... «رایلی» رو پیدا کردن.

‫می‌دونم. من تو غار بودم ‫که «کلارا» اون رو آورد.

‫- جدی؟ ‫- چطوری زنده... الان اینجایی؟

‫از یکی از مَجرا‌های گُدازه فرار کردم...

‫که به کندو می‌رسه.

‫انگار گذرگاه مخفی خودشون به اون دُنیا رو دارن.

‫ما... ما خوشحالیم که حالت خوبه.

More Farsi Persian subtitles for I Know What You Did Last Summer

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left