لومړۍ 200 کرښې.
راوی: در سیستم قضایی
جرایم جنسی جزو شنیعترین جنایات محسوب میشن
در شهر نیویورک، کارآگاهان فداکاری
که روی این پروندههای وحشیانه کار میکنن
عضو یه واحد زبده هستن
که بهش میگن «واحد قربانیان ویژه»
اینها داستانهای اونهاست
اونا چیان؟
اونا پرندهنگرن
تو این قسمت پارک از این آدما زیاد پیدا میشه
کسلکننده است
میتونی بشینی
پدربزرگ، این که اصلا کیف نداره
این یکی داره
من میرم بیارمش، پدربزرگ
نه، نمیخوام تنها از مسیر خارج بشی
پیداش کردی؟
برات یه دونه نو میخرم
کارلایل، دایره قتل
استیبلر، واحد قربانیان ویژه
همکارم، بنسون
کدوم کلهگندهای اینجاست؟
رئیس، از مرکز پلیس
گفته همین دیروز میخواسته متهم بازداشت شده باشه
پس باید با اچ. جی. ولز حرف بزنه
این همه فشار برای چیه؟
مقتول معاون دادستان بوده
اسمش کارن فیتزجرالد بود
جسدش رو لای بوتهها پیدا کردن
همین دمِ غروب
بهش تجاوز شده، یه تیر هم خورده تو سرش
من... میشناختمش
میشناختمش
اون... همسن منه
چند باری بعد از دادگاه با هم رفتیم بیرون چیزی خوردیم
همه چیز در اختیار شماست
بچههای بررسی صحنه جرم میتونن بهتون بگن تا اینجا چی گیرشون اومده
زیرنویس توسط انبیسی/یونیورسال
همین الان تلفنی با دستیار شهردار حرف زدم
اون یه مظنون میخواد
برای این پروندهی قتل و تجاوز فیتزجرالد، اونم در اسرع وقت
خب، تا کجا پیش رفتیم؟
دو سال بود که معاون دادستان بود
از اونایی که صددرصدِ توانش رو میذاشت
هر پروندهای که بهش میدادن رو قبول میکرد
براش مهم نبود که میانگین برد و باختش پایین بیاد
میشناختیش؟
در حد آشنایی بودیم
کاش با هم دوست بودیم
سرش به کار خودش بود
و سعی میکرد آدمبدهارو بندازه زندان
که یعنی خیلیاشون تبرئه شدن و رفتن
بیشترشون نه، ولی هنوز داریم
دربارهی یه گله متهم حرف میزنیم
آدمایی که کینه به دل دارن
چیزی توی صحنه جرم هست که نشون بده
ممکنه قاتل رو میشناخته؟
جفریز: یه دنیا خشم و عصبانیت
طرف با سنگ زدتش، بهش تجاوز کرده
و بعد تو اون برنامه شلوغش وقت گذاشته
که دو بار بهش شلیک کنه
کسی «متجاوز روز کارگر» رو یادش هست؟
روز کارگر به کسی تجاوز کرده؟
استیبلر: جان، احتمالا تو روز کارگر
ده مورد تجاوز داشتیم
ولی روزنامهها روی این یکی کلید کردن
مغزهای خلاقشون رو ریختن روی هم
و این لقب رو برای اون جانی انتخاب کردن
توی منطقه رمبل اتفاق افتاد، دقیقا مثل همین یکی
قتلی در کار نبود ولی ضرب و شتم داشت، همون موقعِ روز
پروندهش هنوز بازه
پس میگی کارِ همون آدمه؟
فقط چند ماهه که همکاریم، ولی این مرد
داره مثل من فکر میکنه، فقط یه کم کندتر
جفریز، بریسکو، دست به کار شید
پرونده روز کارگر رو بکشید بیرون، ببینید چی از قلم افتاده
میخوام یکی از بچههای جرمشناسی رو بردارم
و با بنسون دوباره صحنه جرم رو چک کنیم
تا بفهمیم دقیقا چه اتفاقی افتاده
حله
مانچ، کسیدی
بین اتفاقات روز کارگر
و اتفاق دیروز شباهت پیدا کنید
بعد ببینید تجاوز دیگهای هم بوده
که بین این دوتا و با همین شگرد انجام شده باشه
فرض رو بر این میذاریم که از اینجا گرفتنش
و بعد کشیدنش تو این بوتهها
این قالبهای گرد چیه؟
جای زانوئه. رد دستهای جلوی زانو رو میبینی؟
استیبلر: یارو مجبورش کرده چهار دست و پا بره؟
جلوی این یکی جای زانوها، رد دستی نداریم
از این چی میفهمی؟
داشته التماس میکرده
التماس میکرده بهش تجاوز نکنه یا برای جونش؟
هردوش
متهم یه سنگ برداشته
توی آزمایشگاه داریمش، خونِ مقتول روشه
دماغش رو شکونده
خون ازش فواره میزده
روی لباساش اینجا روی زمین خون پیدا کردیم
پوسته کاندوم رو هم پیدا کردیم
پس، در حالی که دماغش شکسته بوده داشته فرار میکرده
بهش تجاوز شده و برای جونش التماس میکرده؟
بعدش طرف دو بار بهش شلیک میکنه
اوه، این پوکه مال کالیبر ۴۴ئه
یکیش خورده تو چشم چپش
و اینجا تو زمین گیر کرده
اون یکی بخشی از سرش رو پرونده
و بعد کمونه کرده اون بالا
کتابی چیزی پیدا نکردید؟
نه، چطور؟
منشیش میگفت اون دوست داشته
بیاد به منطقه رمبل
تا توی ساعت ناهارش کتاب بخونه
چون اینجا خیلی امن و آرومه
کتابی نیست
اگه از این طرف کشیدنش چی؟
دستکش میخوام
«یک پروندهی سوخته»
یه داستان جنایی
فکر کنم گند زدیم
نه، نزدید
خب، حالا فرض کنیم که اون رو
از این سمت کشیدن
این یعنی اون رو
از این طرف گرفتن
احتمالا از روی اون نیمکت
هی، هی. خانم داری باعث میشی پرنده «ویرئوی چهچههزن» رو گم کنم
بنسون، اداره پلیس
میخوایم چندتا سوال ازتون بپرسیم
اون یارو داشت منو از روی نیمکت پرت میکرد پایین
چه ساعتی بود؟
نمیدونم. ۳:۳۰، ۴:۰۰
تازه یه «مرغ مگسخوار شرقی» رو دیده بودم
چیزی نگفت؟
نه
شما چی؟
من با آدما راحت نیستم
واسه همینه که پرندهها رو تماشا میکنم
دوست دارم تنها باشم
خیلی خب
چی...؟ این چیه؟
اسم ۲۰ هزار مجرم جنسی شناخته شده توی کامپیوتر ما هست
من بر اساس مشخصاتی که دادی لیست رو محدود کردم
پس اگه چیزی دیدی خبر بده، باشه؟
اگه اینا پر و بال داشتن، من تو این کار بهتر بودم
از دوربینت استفاده کن
خودشه
گوشه بالا سمت چپ
از همون ۶ تای اول؟
مطمئنی؟
تقریبا مطمئنم
نه
آره
باشه، ازش پرینت میگیرم
بیا چندتای دیگه رو هم نگاه کنیم، باشه؟
نه. هیچکدوم از اینا نیستن
صبر کن، صبر کن، صبر کن
نه
کدوم یکی از اینا؟
خودشه، گوشه پایین سمت راست
پس نفر اول اون نبود؟
خب، جفتشون شبیه اون یارو هستن
ببینید، اگه من دارم اشتباه انجام میدم
میتونید برید سراغ یکی دیگه
شما شاهد مایی. بهتون نیاز داریم
میتونم یه نوشابه یا چیزی بخورم؟ پپسی؟
اسپرایت
یه پپسی به من بده
ده تا شناسایی
این مردِ پرنده، ده نفر رو شناسایی کرد
مانچ: لری برد و خانواده پارتریج
این چیه؟
از دفتر دادستانی خواستم هویتهای شناسایی شده توسط پرندهنگر رو
با تمام پروندههای فیتزجرالد مطابقت بدن
دو مورد پیدا شد
اولی کنت مگیو بود
به جرم لواط به زور محکوم شده بود
توی زندان المیرا حبس کشیده
الان با آزادی مشروط بیرونه
میریم سراغ آقای ریچارد وایت
که یه پرونده دیگه فیتزجرالد بوده
اون کجای نمودار جنایت قرار داره؟
تجاوز در قرار عاشقانه، با اعتراف تخفیف گرفت و حبس نکشید
اون مشاور املاکه
توی روزنامه که خوندم شوکه شدم
چرا؟
هیچکس سزاوار اینطوری مردن نیست
راستش دلم برای اون زن سوخت
چه حسی داشتی؟
خوشحال بودی که اون زنی
که به اتهام تجاوز در قرار برات پرونده ساخته بود
دیگه فرصتی نداره که در آینده هم برات پرونده بسازه؟
اون اتهامات به آزار جنسی کاهش پیدا کرد
من به توصیه وکیلم اعتراف به گناه کردم
توی پروندههایی که فقط حرف دو نفره، ابهامات زیادی وجود داره
من بیگناه بودم
پس بهت ظلم شده؟
و مرگ اون باعث شد شما احساس
نوعی عذاب وجدان یا نگرانی داشته باشید؟
No comments yet. Be the first to leave one.