لومړۍ 184 کرښې.
⌛ عشق موازی ⌛-
= قسمت دوم =
می تونی اینجا بخوابی.
به چی نگاه میکنی؟ نمی خوای بری؟
من فقط میخوام ببینم چیز دیگه ای نیاز داری یا نه.
چرا اینجوری بهم نگاه میکنی؟.
میخوای خوابیدنم رو ببینی؟
من قصد ندارم لباسم رو در بیارم.
خیلی دیر شده
رئیس جیائو ، حالا باید استراحت کنین.
من میرم بخوابم.
خانم ، تو توی خونه ی خودم بهم دستور میدی.
اینجوری مهربونی منو پس میدی؟
حتی به من یه بالش ندادی.
چرا تو لباس روز خوابیدی؟
فردا لباس بیشتری به تو می دم.
زیاد جو زده نشو
من فقط سخاونتمندم
رئیس جیائو
رئیس جیائو
وقت بیدار شدن ـه.
رئیس جیائو ، ما دیر می رسیم سر کارا.
رئیس جیائو ما دیر می رسیم سر کارا. بیدار شو.
یک دقیقه صبر کن.
چرا تو که یک خانم جوونی به سادگی وارد
اتاق یه مرد میشی؟
این اولین روز کار من ـه.
نمی خوام دیر برم
تو قول دادی منو برسونی
لطفا الان بیدار شو
میدونم.
من الان بیدار می شم ، مگه نه؟
اول برو بیرون میخوام لباسمو عوض کنم
باشه.
سریع باش. سریع باش.
چرا به من اصرار می کنی؟
اگر میخوام از خواب بیدار می شم.
اگر نخوام نمیشم
الان حس بلند شدن ندارم. می خوابم
چه کاری می تونی انجام بدی؟ منو بزنی؟
صبح زود ـه.
اگر رئیس جیائو بخواد کتک بخوره،
حتما.
نه خانم.
من فقط شوخی میکنم ، خانم.
همونجا بمان
الان لباسمو عوض میکنم و میام
دستیار لین ، از این سمت ، لطفا.
از این طرف.
باشه. سریع باش.
رئیس جیائو ، اون لباسا برای من بد نیست. خیلی ممنون.
چه طرز رفتارشه الان؟
این مسواک برقی نیست؟
از کار افتاده. سرت به کار خودت باشه.
رئیس جیائو ، ما دیر می رسیم
می تونی سریع باشی؟
رئیس جیائو
رئیس جیائو ، ما واقعاً دیر میرسیم.
کدوم لباس رو باید بپوشم؟
نکبت کوچولو ، اگر من مادر تو بودم ،
یه جوری میزدم تو سرت شکل سگ صدا بدی
یک دو اسکای بلو، همه بیرون به جز تو
رئیس جیائو ، چطور ممکن ـه
بیشتر دخترا طول میدی تا آماده بشی؟
به نظر تو کدوم کفش رو باید بپوشم؟
فرقی نمی کنه
نیازی به وحشت نیست.
من قبل بیرون رفتن یه روتینی رو دارم که باید انجام بدم
برو یه جای دیگه منتظر باش
چنین آدم دردسرسازی میخواد کیو گول بزنه؟
قبلاً کسی رو به این خوش تیپی دیدی؟
من هرگز چنین مردی خودشیفته ای ندیدم.
اه اه
من آماده ام.
بیاین بیرون بریم
شین ، چرا تو پذیرش هستی؟
رئیس جیائو ، تو هتل مشکلی پیش آمده ـه.
چی؟
محل برگزاری مراسم عروسی همزمان توسط دو نفر رزرو شده.
چه خبر ـه؟
این همون چیزی ـه که به من گفته شد.
علاوه بر این ، یکی از والدین زوج ها
یکی از دوستان رئیسه
بنابراین اونها سالن رو رزرو نکردن
همینجوری به رئیس گفتن فقط
اما اونها گفتن که به تو هم چندین بار زنگ زدن.
زنگ نزدن؟
احتمالا نه.
سلام؟
شما؟
بگو.
علاوه بر این ، بسیاری از افراد هر روز با من تماس می گیرن.
شاید حالا زده باشن شایدم نه
شاید ، احتمالاً
شما بهشون گفتین بله؟
این فقط یک عروسی ـه.
این باید کار تو باشه.
حالا من شخصا باید انجامش بدم؟
مثل اینکه
تو می تونی همه چیز رو به تنهایی برطرف کنی.
ما قبلا اونجوری که زوج اول میخواستن همه چیو تزئین کردیم
محل برگزاری عروسی آماده است.
اما با توجه به اینکه تاریخ عروسی در روز ولنتاین چینیه،
من قبلاً با تموم هتلامون بررسی کردم
و فهمیدم که
وجود نداره
جای خالی بیشتر
اگر اینطور باشه ... خوب.
لطفا،
همین حالا با همه هتل های شهر تماس بگیرید.
به اونها بگید که ما مایل هستیم
تا فردا محل برگزاری اونها رو اجاره کنیم ، و می خوایم
اجاره رو دو برابر کنین
در مورد مسئله پول ،
با کارت اعتباری اجاره رو پرداخت کنین
همونی که پدرم به من داد
همچنین به کلیه شرکت های برنامه ریزی عروسی اطلاع بدین
اضافه کاری کنن.
فردا ، در طی یک روز ،
اونها مجبورند دکوراسیون محل عروسی رو تموم کنن.
باز هم ، اونها رو با کارت اعتباری من پرداخت کن.
اما به یاد داشته باش که
مهمترین چیز این ـه
پدر من نباید در مورد این موضوع بفهمه،
قبل از رفع این فاجعه
رئیس جیائو ، من باید به شما بگم ...
رئیس جیائو ، عروسی فردا ست.
این زوج محل برگزاری هتل رو رزرو کردن.
تو به سادگی نمی تونی محل رو تغییر بدی.
علاوه بر این ، حتی اگر زن و شوهر با این ترتیب موافق باشن ،
چه جوری جای خوبی پیدا کنیم
اونم یه روزه؟
دستیار لین ، باید این رو به تو یاداوری کنم
تو دستیار من هستی و من رئیس تو هستم
از این به بعد ، اگر میخوای با من صحبت کنی ، باید به من از قبل اطلاع بدین.
رئیس جیائو ،
چیزی دارم که به تو بگم...
من چیزی برای گفتن دارم ، رئیس جیائو.
این رو هم باید یاداوری کنم
برنامه تو باید قابل اجرا باشه
شین ، به مزخرفات اون گوش نکن.
همونطور که حالا می گم انجام بدین.
رئیس جیائو ،
من باید در مورد چیزی برای تو بگم.
این وضعیت ممکن ـه کمی مشکل باشه.
مشکل چطور؟
والدین زن و شوهر
دوستای مدیر و رئیس جائو هستن
اونها بطور خاص درخواست کردن
برای برگزاری عروسی تو هتل اوقات فراغت.
علاوه بر این ، رئیس و مدیر جائو
مدتی پیش دعوت عروسی رو دریافت کردند.
به همین دلیل رئیس حالا عصبانیه.
اون میخواد تو رو فورا تو دفتر خودش ببینه.
هان؟
لطفا.
رئیس جیائو
چطور به نظر می رسم؟
رئیس جیائو ، عالی ـه.
رئیس جیائو چیه؟
همچنین ، اسم من "آه" نیست.
من این رو می دونم
وقتی وارد اتاق شدیم ، یک کلمه حرف نزن.
یا در غیر اینصورت امشب تو خیابون باید بخوابی.
اگر این برای مأموریت نبود ،
نمیخواستم وقت خودم رو تلف کنم
کمک به رفع خودشیفتگی و بی فایده بودن
آشفتگی رئیس ، خوب ـه؟
شین بفرمایید
یک دقیقه صبر کن.
بهتر ـه اول به دستشویی برم.
یه مرتبه احساس رفتن می کنم.
بفرمایید تو، بیا تو.
تو برنده شدی
بابا عمو جائو مدیر لی
چرا جو اینقدر پر تنش ـه؟
من در حال حاضر سعی در رفع این مشکل دارم.
جیائو یانگ
من به راحتی هتل اوقات فراغت رو به تو تحویل دادم.
چه جوری جواب منو میدی؟
اگر این برای والدین زوج نبود
که سعی کردن از با پارتی بازی
سالن بگیرن
ما این مشکل رو نداشتیم
No comments yet. Be the first to leave one.