لومړۍ 200 کرښې.
چند سال سابقه کار داری؟
ده سال سابقه کار به عنوان خبرنگار دارم.
خب، یه جای خالی برای خبرنگار ورزشی داریم.
عالیه، دو سال تو خبرنگاری ورزشی کار کردم.
سفارش شما ظرف ۴۸ ساعت آینده تحویل داده میشه.
اگه به اطلاعات بیشتری نیاز دارید، هر وقت دوست داشتید با ما تماس بگیرید.
برای کمک پزشکی، به این ایمیل
ایمیل بزنید و یه متخصص در اسرع وقت جوابتون رو میده.
روز خوبی داشته باشید و از اعتمادتون به مدیکال وینگز ممنونم.
ببخشید.
- چهل دقیقه دیگه، ماریانا. - ممنون.
گابریل - فرانسس سلام. حال اون سمبوسه چطوره؟
میتونست بدتر باشه.
- یه سمبوسه دیگه، یکی. - یه سمبوسه کوچولو.
ممنون.
ویسکی، لطفا.
ممنون.
صبر کن، صبر کن، صبر کن.
- آپارتمان تو چه طبقه ایه؟ - طبقه ششم.
آسانسور داره؟ نمیتونم از پله ها بالا برم.
آره، آسانسور و لباسشویی داره.
و حیوون خونگی قبول میکنید؟
خروج...
چه جالب...
و اونجا چطور؟
میخوای دوش بگیری یا بخوابی؟
شیفت شب رو بهم دادن.
اون مرد سفید پوست مرد؟
چند روزی گذشته.
ژولین خاکش کرد. خیلی غذا میدن.
قهوه داری؟
باید آماده شی.
هیچی از ریگو نیست؟
- نه... - اگه راست باشه تقصیر منه؟
- ممنون. - ناهار نمیخوری؟
اینو واسه من داری؟
مونیکا نیومد.
اگه به چشمام کمک کنی، بابت هر کدوم ۲۰۰ پزو بهت میدم.
کمکت میکنم.
میخوام با پدربزرگ بازی رو ببینم.
اینطور نیست، پدربزرگ؟
- چینی، کی میخوای بازی کنی؟ - جمعه.
میبری یا میبازی؟
مطمئنا میبرم.
ده تا رو نگه میدارم.
ولی جمعه برد.
- نمیدونی کی میای؟ - میتونی پیام بدی.
میتونی پیام بدی یا خبر بدی که نمیای.
ولی حتما خیلی سخته.
حالا باید خیلی سخت کار کنم تا قرضمو پس بدم.
مسئولیت کارات رو بپذیر.
کار تو اینجا که سخت نیست، نه؟
سلام.
سلام.
بهت گفتم که دو تا خواهر دارم؟
لیست، لیسبت هست.
دوقلو هستن.
13 سالشونه.
همش دارن منو نادیده میگیرن و...
به شوخیام نمیخندن.
از اومدن با من خجالت میکشن.
با تو خیلی چیزا مشترکن.
شما خیلی با هم جور میشید.
هی، میخوای بریم سینما؟
کی؟
هر شبی، بعد از کلاس.
من شب کار میکنم.
هر عصر؟
تقریبا همه شون.
بیشتر شب ها کجا کار میکنی؟
من یه متل رو اداره میکنم.
همیشه دوست داشتم یه متل رو ببینم.
واقعا دوربین مخفی تو اتاق ها کار میذارن تا فیلم کسایی که دارن سکس میکنن رو بگیرن؟
و مدیرها دارن نگاه میکنن؟
دوستام شرط بندی کردن که چند بار...
دعوتت میکنم بیرون و ول کن نیستم، اما...
شرط میبندم آخرش تو منو دعوت میکنی بیرون.
برای همین یه پیشنهاد دارم.
چون این ممکنه خیلی طول بکشه، قسم میخورم.
خیلی اصرار میکنم.
چه پیشنهادی؟
کمک میکنی برنده شرط بشم و نصف پول رو بهت میدم.
-نصف نصف. -یعنی قراره بهم پول بدی که باهات بیرون بیام؟
نه، البته که نه، اما...
میتونیم با هم پول در بیاریم و...
باهاش میریم بیرون و یه آبجو میخوریم.
سینما نبود که؟
سینما و آبجو.
با کی زندگی میکنی؟
با پدر و مادرم و خواهرهام، لیست و لیسبت.
هر وقت خواستی میتونم معرفیتون کنم.
مطالعه L&D
یه ماریانیتا.
هر روز خوشمزه تر میشه.
حیف که نمیتونم همینو بگم.
خیلیا باور نمیکنن.
برعکس.
چی میخواستی بگی؟
هیچی. برادرتو پیدا کردی؟
-اون پسر ناپدید شد. -اگه دیدیش بهش بگو مامانم میخواد ببینتش.
چه خنده دار!
بهتره بهش بگم پولشو بده.
چه معجزه ای!
تا دیگه غر نزنه.
تا این وقت شب سر کار؟
اینو باید فردا تحویل بدم و چون امروز یه روز کامل حالِ بدی داشتم،
الان تونستم بلند شم.
غذا هست اگه میخوای گرم کنی.
- با یوهان دیدمش. - دوست برادرت؟
اون دوست هیچکی نیست، به خاطر همین ریگو رفت.
کی میدونه کجاست؟
اگه ریگو رو دیدی، اگه زنگ زد، بهش بگو مواظب خودش باشه.
این یارو دور و بر خونه پرسه میزنه.
میدونی که من هیچ ربطی به مشکلات برادرت ندارم؟
وقتی مرده پیدا شه این حرفو نمیزنه.
و چطوری پیدات میکنن؟
باردار مثل لوییزا؟
فکر میکنی بچه دار میشه بدون پدر؟ واسه همین بود که ازش الگو گرفت؟
چرا گم نمیشی و مارو ول نمیکنی؟
من خودم رسیدگی میکنم.
ولی هیچوقت آروم نمیشی.
دختر میشه.
به لوییزا گفتن و خیلی خوشحال شد.
و مادرش گفت که لباس به نوزاد میده.
نزار اون ژاکتای زبر و خارش دار رو بخره.
خانم ژولیا عاشق این آشغال بود.
یادته؟
آره، آره یادمه.
و فقط منو باهاش پوشوند.
نه.
به ارث بردی از من.
آره، وحشتناک بودن.
به من حساسیت میدادن. خارش کردم و خارش کردم تا خون اومد.
و بجای اینکه اون پالتوی لعنتی رو ازم در بیاره، زد تو سرم که دیگه نخارونم.
از این درام بازیا خسته نمیشی، ماریانا؟
اگه مامانم میزدت چون هیچوقت آروم نمیموندی.
یا چون واسه هرچیزی گریه میکردی.
طاقت فرسا...
یکی دیگه مُرد.
ماریانا، امروز تو ناهار رو آماده کن.
چی شده، ریگو؟
کلی پیام فرستادم. حتی نمیدونم شماره تو هست یا نه.
داری چیکار میکنی؟
زنگ بزن، احمق نباش.
کمکم کن پدربزرگ رو ببرم.
الان میرم.
مطمئن شو که ظاهرش خوب باشه و سوپ به سبیلش نچسبه.
- من هنوز نمیدونم، تو چی؟ - سالاد خوردن.
- رژیم داری؟ - نه بابا، فقط پیش غذاست.
ای بابا، چینی.
خب ببینیم چی میشه.
باشه، ساکت شو. دهنتو ببند یا گوشت رو میبرم!
دوست داشتی، نه؟
ای وای چینی، خیس شدی.
- حرف بزن. - آب پاشی کردم.
- مواظب باش، مواظب باش! - نه، نه.
نه، دیگه کافیه! منو خیس نکن! بس کن، لعنتی!
خیلی خشکی.
نه، نه، نه!
- نه، من از سگ خواهرم مراقبت میکنم. - اسم سگ خواهرت چیه؟
ادگار.
ادگار، سگ خواهرت، چند سالشه؟
- ادگار پنج سالشه. - میتونم یه بیسکویت بهش بدم؟
حتما سونجا، خیلی ممنون.
بیسکویت رو بگیر ادگار، بیا. چه سگ نازی!
میشه بشینم؟
حتماً.
بشین.
کی تو بار بود؟
یه اشتباه.
گی نبود؟
اون یکی؟
اون خیلی گی بود.
دوست دارن مستقیم بازی کنن تا ازشون استفاده بشه.
چه تنبله!
- داره میبازه. - البته.
با این حال، به نفعش...
خیلی بده که تو تنها کسی هستی که تونستم باهاش به رختخواب برم.
بدون منظور.
میشه ازت استفاده کنم؟
چرندیات نگو!
ممنون که گذاشتی بمونم.
تا اونجایی که من میدونم، خودت دعوت کردی که بمونی.
شامگاه ها باید خوشتیپ باشی؟ روز ژان نیست که؟
یه آموزش دارم.
نمیتونم اونجوری که تو میخوای لباس بپوشم.
این ماه قراره با پول ریگو چی کار کنیم؟
دیگه تنها پول نمیدم.
خسته شدم از اینکه مسئول همه چی باشم.
این کارو نکن، هیچکس مجبورت نمیکنه.
ماریانا، جدی میگی؟
اون فقط پارتی میگیره و هیچی نمیدونه.
فقط بگو چقدره. از خانم ژولیا هم بدتره.
سلام.
سلام.
بریم سینما؟
چی؟
بریم سینما؟
نمیتونم.
باید از خواهرهام مراقبت کنم و تو هم باید یه متل رو اداره کنی.
No comments yet. Be the first to leave one.