لومړۍ 133 کرښې.
بزرگ شدیا دیگه. حتی گریه ام نکردی
خیلی خوشگل درومد، میشه گفت یه خال واقعیه
خوشگله
بیا بریم یو سونگ
مامان عادت داشت منو یون سونگ صدا کنه
بله
دیوونه شدی!؟
واقعا ترسناکی، حتی تا کپی کردن خالم پیش رفتی؟
چی؟- چرا هنوز نسبت به جومی وسواس داری؟-
باید از اول اینکارو میکردم. من فقط چیزیو که از دست داده بود بهش پس دادم. یون سونگ باید از اولش !اینطوری میشد
!لطفا! اسمشو درست صدا کن
!تمومش کن
سو برای 'مرمر' بین برای "درخشش"
تو سو بینی
بابا؟
بخواب
سو بین
اسمیه که بابام برام انتخاب کرده
....مامان
....سو بین- وقتی مامانم برای اولین بار-
سوبین صدام کرد
،اون روز
دیدمش
....یو سونگ واقعی
که مامان خیلی میخواستش
،یو سونگ از نزدیک نگاه کن. این باباته
و کسی که دزدیدش
خوب تو ذهنت نگهدار! آدمایی رو که !همه چیزمونو دزدیدن
!اول برو بیرون بعد حرف میزنیم
!برو بیرون. برو بیرون
!وای نه! یو سونگ
!یو سونگ!یو سونگ
بله، امروز رفته مدرسه
من همه داده هارو منتقل کردم. بله
بله
بله. متوجهم
چرا الان خونه ای؟
انقدر نخور مامان، مستی
مامان
...یو سونگ
،وقتی مست میشه
،بهم میگه یو سونگ
...یو سونگ
یو سونگ برای مامان چیه؟
ولی من
میخوام منو به عنوان جی سو بین ببینی
::::::::: آيــــ(تقلیدگران)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت پنجم: جی سوبین)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
واو! دیوونگیه این! واقعا واقعیت داره؟
تو این کارو نکردی، درسته؟- !مرد من خیلی حسودیم شد-
واقعیت داره
واقعیه این؟ مانیتوِ من اصلا چیکار میکنه؟
من واقعا خوشبخت ترین آدم دنیام
فکر میکردم هیچ کس نمیتونه آرزوهامو برآورده کنه...ولی حدس میزنم از اونجایی که تو جه جه هستی اینکار باید آسون باشه
عضو کمپانی جه جه ای؟
هیونگ! این دروغ نیس، نه؟
چرا باید راجع به همچین چیزی دروغ بگم؟
منم مثل تو کفش دارم
آره؟- سو بین! سو بین! چیکار میکنی؟- !جه یونگ اینجاست
!هی، هی هی، بیا عکس بگیریم !بذار منم توش باشم، منم
یک، دو، سه
سو بین
یو بین
چیکار میکنی؟خوب نخوابیدی؟ خوابت میاد؟
،هیونگ
اون ویدویی که گفتی مدیر جو داره رو یادته؟
اوه، آره، چی شدش؟
گفتن این نیست. تو اشتباه کردی
...نه، درست نیست، من واقعا دیدمش. اون هان
هان یو سونگ سونبه بود
گفتم نبودش
میخوای خودت بپرسی؟
...منظورم
نه
آره، حتما با کس دیگه ای اشتباه گرفتم
هیونگ! هیونگ، هیونگ، هیونگ، بهترین مانیتو تو جهان، !جه یونگ هیونگ
سو بین، جه یونگ هیونگ اینو به عنوان هدیه مانیتو به من داد
انقدر تحت تاثیر قرار گرفتم که اشکم درومد
خدایی هیونگ خوبی نیس؟
درست میگی، خیلی خوبه
کجا؟- تو راهم-
عجله کن، کی دو ساعت طول میده تا به مدرسه برسه؟
کی وسط کلاس تماس تصویری میگیره؟
سلام- اوه رو شی، خداحافظ-
تقریبا رسیدی، زود باش
باشه
اوه هی، احیانا- باشه-
چه خجالت آور
!بالاخره رسیدی، هان یو سونگ !چرا انقدر دیر اومدی؟
خوب... یکم طول کشید تا برسم
تو چی؟ چرا سر کلاس نیستی؟
...چون
شکمم درد میکنه
واقعا- باید میرفتم دستشویی-
چرا نمیای تو؟ بیا بریم
هی
!هی
بچه ها حتما ناامید شدن، نه؟
چی؟واسه همین دیر اومدی؟ چون نگران بودی؟
البته توی بزدل، برو تو
هان یو سونگ، بجنب و برو تو- صبر کن، صبر کن، صبر کن-
یو سونگ، سلام
سلام
هی، اومدی
!هان یو سونگ، چقدر طولش دادی
هی، ول کن. ول کن تا هنوز خوبم
!نمیخوام. هی همه! اینجا جمع بشید
!هان یو سونگ- !صبر کن! اون-
ولش کن، ولش کن
!گفتم بسه
!ترسوندیم
هی، اونی که منو زد کیه؟ تو بودی؟
خیلی درد داشت
چی؟ داری چیکار میکنی؟
من نزدمت
دستتو بده من
دست؟
چرا من...؟
ماموریت
آه، ماموریت؟ دیر کردی
آره، میدونم دیر کردم
!منم
باشه- دست-
!منم
!منم! منم، منم
!منم میخوام انجامش بدم
جی سو بین
اوه... ترسوندیم
همین الان دیدمت که از اونجا رد شدی
اینجا؟
حتما
بابت دیروز متاسفم
حق با توئه
No comments yet. Be the first to leave one.