لومړۍ 200 کرښې.
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
:مـــتـــرجـــم Farid87
نه، میدونم بهم نمیاد
بهم اعتماد کن
میدونم که حق با منه
نه، نه
بدون موی جلو بهتر به نظر میای
نه ، خانم
امیلی
همیشه مدلم این بوده
فقط یه کم کوتاهش میکنم
یه کم کوتاه می کنم
...ببین
ببین
این باعث میشه که صورتت روشن تر بشه
یک صورت باید یه قاب خوب داشته باشه وگرنه کسی بهش نگاه نمی کنه
خوبه
!سیلویا
اینجا "شی یر هر". پائولت هستم
با مو
بدون مو
با مو
بدون مو
شاید یه کم کوتاهتر بهتر باشه
دماغت هم باریکتر به نظر میاد
باید دماغمو عمل کنم
نگرفتی چی میگم
... ما فقط باید
...یه کم اینجا رو کوتاه...
کنیم
بفرما
الان ابروهات مثل
حالت صورتت معلوم هستن
اون جلوی موی منو کوتاه کرده
خوشگل شده
هرزه
!عقلتو از دست دادی؟
نمیخواستم که اینجوری بشه
...امیلی
من برای شادی دیدن تو زندگی می کنم
چشمهام مثل قلبم ه چشمهام مثل شش هام هستن
اگه وقتی تو رد میشی ببندمشون
تمام بدنم هوا رو فریاد میزنه
امیلی ، تو گاهی از کنارم بدون اینکه متوجه باشی رد میشی
نمیتونی بی قراری ، عشق و نگاه خیره ی منو
تصور کنی
من از آدمایی که بین ما قدم بر میدارن متنفرم
و بعدش وقتی رد میشن دوستشون دارم و دوباره صورت تو رو می بینم
...امیلی
وقتی تو از کنارم رد میشی ، هربار احساس شادی می کنم
امیلی ، وقتی تو از کنارم رد میشی ، هربار
رنج می کشم
عشق زیاد و جرئت کم از من یک روح ساخته
نثر خوب من باعث نوشتن یک نامه ناشناس زشت شده
مثل یک چک سفید
هیچ ارزشی نداره
اجازه بده تا اینو بدون توقعی
به جز امید به اینکه حس خوب دوست داشته شدن رو به تو منتقل کنه، برات بفرستم
تو زیبا، مبهوت کننده و حیرت انگیز هستی
هرگز مال من نخواهی بود و هیچکس هم به خاطر این نمیتونه منو تسلی بده
در هر حال ، امیلی لطفا احساسات بی ریا ، گرم
و بی نام منو بپذیر
دروغ های زیبا
اینم نامه هات ممنون ، پائولت
سلام ژان
سلام
خوبی؟ آره ، تو چطور؟
منم خوبم
کاشی های سونا اینجان؟
آره، میتونم دوشنبه روشون کار کنم
سر وقت کارشو تموم می کنی؟
آره بانک بهمون فشار میاره
این ، سیلویا رو خیلی عصبی و زودرنج کرده
کارم داره تموم میشه
الان میرم
تو مزاحمم نیستی
بهم بگو ، یکشنبه سرت شلوغه؟
این یکشنبه؟
نه ، کاری ندارم بیکارم
داشتم فکر می کردم که شاید بتونی وقتت رو
بذاری رو سونا کار کنی
یکشنبه؟ ...آره، فقط اگه میتونی
ببینم چیکار می کنم
عالیه
ببخشید
...میتونی
البته
ممنون
قابلی نداشت
از دیدنت خوشحال شدم
لطفا یه کم بیشتر بمون ، مامان
چقدر؟
نیم ساعت
یه ربع؟
باشه
خوبه که یه کم بیرون میای
من مریض نیستم
برات کادو گرفتم
ممنون ، عزیزم
...این
یه لباس رنگارنگ با طرح کشمیریه
...آبی ، زرد
آره؟
...سبز
قشنگه
برای تولدت یه بلیط کشتی گرفتم
تو انتخابشون کن
تور تاریخی، به دنبال اودیسه
اردن ، به دنبال مسیح
یا قطبی ، به دنبال خرس قطبی
ممنون ، ولی نه ، دستت درد نکنه
...تو خونه راحت ترم
یا به دنبال کاناپه ام
...تو باید بری مکان های دیدنی رو ببینی با مردم ملاقات کنی
ببخشید ببخشید که مزاحمتون میشم
یه کم احمقانه ست
ولی میتونم چند ثانیه مجلتون رو قرض بگیرم؟
شاید عجیب به نظر بیاد ولی اون اثر هنری شوهر منه رو جلد مجله ست
"سستی غلط"
اسم قشنگی نبود برای همین اون به "مدی عریان" عوضش کرد
من مدی هستم
خجالت آوره
...من دوست دارم که اینو بخونم منم همینطور
میتونم پولشو بهتون بدم
نه، یه روزنامه فروشی پایین لنگرگاهه
!اجاره ش می کنم بیست یورو واسه 5 دقیقه خوبه؟
سی یور؟ ...لطفا
!امیلی
"پدرت بالاخره رفت رو جلد مجله "آرت پرس
نیا دنبالم چی؟
!تو مثل یک دیوونه بودی نه ، نبودم
تو اون بیچاره رو ترسوندی
نترسوندمش اون اینو بهم داد
تو وحشت زده اش کردی ...تو داشتی اونجا ، مزخرف می گفتی
اون هم اینو بهت داد تا از شرت خلاص شه
اغراق نکن داری با نوک زبونت صحبت می کنی؟
چایی زبونم رو سوزوند
داری عقلتو از دست میدی
پدر رو فراموش کن اون بعد 4 سال برنمی گرده
کی میگه؟
اون دیگه دوستت نداره
نه ، اون تازه با یه دختر 20 ساله ملاقات کرده
تو دیوونه ای
لباسی که خریدم کجاست؟
یادم رفت. ببخشید.میرم بیارمش
!مامان
یه نگاه به خودت بنداز الان بهاره
تو پالتو پوشیدی
ولی خوشگلی
...اگه فقط یه تلاش کوچیک بکنی
...اگه تو
متاسفم که شرمندت کردم
نه ، نکردی
تو دوست داری که من یکیو ببینم کسی که خوشحالم کنه، منو بیرون ببره
...یه آدم خوب حتما نباید آدم خوبی باشه
ولی من نمیتونم ...مامان
من نمیخوام که کس دیگه ای رو دوست داشته باشم
فهمیدی؟
فقط میخوام که غمگین باشم
من فقط میخوام غمگین باشم، تو خونه !همین
...امیلی
...مدی
من برای شادی دیدن تو زندگی می کنم
چشمهام مثل قلبم ه
چشمهام مثل شش هام هستن
اگه وقتی تو رد میشی ببندمشون
تمام بدنم هوا رو فریاد میزنه
مدی ، تو گاهی از کنارم بدون اینکه متوجه ...باشی رد میشی
...مدی
من برای شادی دیدن تو زندگی می کنم
چشمهام مثل قلبم ه
چشمهام مثل شش هام هستن
اگه وقتی تو رد میشی ببندمشون
تمام بدنم هوا رو فریاد میزنه
وقتی تو از کنارم رد میشی
هربار ، من رنج می کشم
...عشق زیاد و جرئت کم
سلام
پیراهنی که من گرفتم رفتم و گرفتمش
فکر نمی کردم که بیای میخواستم که از خونه بزنم بیرون
تو زیبا، مبهوت کننده و حیرت انگیز هستی
هرگز مال من نخواهی بود
و هیچکس هم به خاطر این نمیتونه منو تسلی بده
...پس تو خیلی روون کره ای
و ژاپنی حرف می زنی
داشتی به کره ای و ژاپنی فریاد می زدی؟
به چینی
چرا تو رزومه ت اینو ننوشتی؟
...رییس
این چیه؟
مترجمان، بخش آسیایی
چرا ننوشتی؟
فکر نمی کردم با چیزی که شما میخواستین مطابقت داشته باشه
چند نفر تو یونسکو برات کار می کردن؟ یونسکو: سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد
یونسکو؟
آره ، یونسکو، همینو گفتم
چند نفر
زیاد درس خوندی تا به اونجا برسی؟
آره
خب ، چرا وقتی که میتونی موضوعات مهم رو ترجمه کنی ، اینجا کار می کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.