Outcast

Outcast

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Outcast S02E08 HDTV X264-MTB
Outcast S02E08 HDTV x265-MTB
Outcast S02E08 HDTV x265-SVA
Outcast S02E08 HDTV x264-SVA
Outcast S02E08 720p HDTV x264-RMTeam
Outcast S02E08 480p HDTV x264-RMTeam
Outcast S02E08 720p HDTV x265-RMTeam
Outcast S02E08 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
د لخوا تبصره Cj_Hasdam
.::::: 30nama.click :::::.

تګونه

HDTV
hdtv
x265
HD
x264
720p
720
HEVC
480p
480
په خپور شو: 2017-05-27
ډاونلوډونه: 26
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «MeysaM/Unicorn»

‫این قرار نبود اینجوری شه

‫موقش رسیده

‫این واقعی نیست، من...

‫من دیدمش

‫کسی که همه چیو تموم میکنه

‫متوقف کردنش به من بستگی داره

‫اون تنها نیست

‫اونا دارن میان

‫و همه چی تموم میشه

‫تو نمیفهمی

‫گوش کن

‫داشت اتفاق می افتاد ‫بلاخره داشت اتفاق می افتاد

‫داشت میومد... ولی

‫هی! نه، صبر کن.

‫این کارو نکن

‫اونا آمادن، همشون

‫بس کن، تو نمیتونی این کارو بکنی

‫صبر کن

‫تو نمیتونی منو بکشی

‫این مگانه، میدونی که چطوریه قضیه

‫مگان، منم، تلفنتو جواب بده

‫فقط میخوام بدونم حالت خوبه ‫بهم زنگ بزن

‫دستیار پرستار به ایستگاه ‫سه

‫دستیاران پرستار به ایستگاه سه

‫ببخشید خانم، من به کمکتون احتیاج دارم

‫من متاسفم، آقا.

‫صبر کن صبر کن صبر کن.

‫ببین، من فقط به کمکت نیاز دارم، باشه؟

‫مگه این که بخوای من از این دست استفاده کنم

‫مرده تو اون اتاق یه زندانی جنگه

‫- آره، زندانی من. ‫- و چه جنگی رو میجنگی تو؟

‫ازش چی میخوای؟

‫اگه یه نقشه جنگی مخفیانه داره ‫دوست دارم بشنومش

‫اگه اینقدر گیج نبودی

‫میفهمیدی که هنوزم ما یه ‫چیزو میخوایم

‫خوبه، پس فقط یکی از ما لازمه بره تو و با سیدنی ‫حرف بزنه

‫جز این که من از روش های تو خوشم نمیاد

‫- روش های من؟ ‫- آره.

‫نه، من میشناسمش، تو باهاش ‫قبلا رو به رو شدی

‫-و شنیدم سعی کردی زنده بسوزونیش

‫ببین، شاید قبلا با سیدنی مواجه شده باشی

‫ولی ما مثل اون زجر کشیدیم

‫هر کدوم از ما یه زمانی مثل اون بوده

‫و هر کدومتون نجات داده شدید

‫سیدنی هیچوقت اینو نمیبینه ‫براش دیر شده، اینو میدونه

‫اون بخاطر ترحمت کاری نمیکنه

‫میدونم، من احمق نیستم

‫من هنوز فکر میکنم ‫اون بتونه یه جور مهره باشه برامون

‫و من نمیفهمم چطور اگه تو بری ‫و باهاش همه چیزو خراب کنی

‫کاش میزاشتی دستکش بپوشم

‫آره، آرزوت بود

‫من کاری نکردم

‫- خطر آلوده شدن تو... ‫- نگران من نباش.

‫بدون دستکش یعنی تو مراقبی

‫آه!

‫چند وقته؟

‫خیلی دیر شده

‫تو نمیتونی منو تغییر بدی

‫تغییر؟ من نمیخوام... ‫من میخوام کمکت کنم

‫کاری که میکنی کمکی به ما نمیکنه

‫فقط بدوز

‫حیفه که بمیری

‫بعد از این همه سختی که کشیدم

‫زنده بودن خوبه، اونم دوباره

‫تو هیچوقت واقعا نمردی

‫اما تیوپنتال سدیم یکاری کرد که ‫انگار مرده باشی

‫هر چی بود حقه جالبی بود

‫کل قضیه اینه که جاهای ‫درست حسابی دوست داشته باشی

‫با این حال این قضیه باقی میمونه که...

‫ما خیلی سریع میمیریم

‫دکتر فیلگود، گروه رو بیار

‫من خوبم، بهتر از خوب

‫چون به نظر میرسه تو استثنائی

‫از لحظه ای که اومدی اینجا

‫تو توی سلول انفرادی بودی

‫از دنیا جدا بودی

‫-این تو رو متفاوت کرده ‫-نه بابا

‫نزدیک بود عقلمو از دست بدم

‫منظور من اینه که... تو خالصی

‫تمیز

‫که این به ما این موقعیت خاص رو میده که

‫در مورد این که چرا میمیریم تحقیق کنیم

‫تو نجاتم دادی که یه موش آزمایشگاهی باشم؟

‫من به دنبال یه همکار هستم...

‫که با این تقدیر مبارزه کنم

‫پس ما اونقدی عمر میکنیم که ‫مطمئن شیم...

‫ادغام بزرگ بیاد

‫چرا اینقدر فکرت کوچیکه؟

‫بعد از ادغام نوع ما دیگه ‫منقرض نمیشه

‫ما میتونیم اینجا دووم بیاریم ‫ولی..

‫تو ترجیح نمیدی اینجا زندگی کنی؟

‫آزاد باشی مثل هر کسی که میخوای ‫تا هر وقت که دوست داشته باشی

‫این صحبت خطرناکیه دکتر

‫من یه سری کارای ناتمام دارم

‫بارنز. باید با من بیای

‫- هی، هی، هی! ‫- آه!

‫ولم کن! مامانم کجاست؟

‫باهاش چکار کردی؟

‫هی! یه نفر به حراست خبر بده

‫اینقدر عوضی نباش!

‫فکر نکنم تو قرار بوده اینجا باشی

‫من فکر میکنم

‫فکر نکن خبریه

‫البته که نه.

‫تو میری بیرون

‫هممون نمیریم؟

‫همه ما سرنوشتمون یه جا نیست

‫چاقویی که آرون روی پاتریشا استفاده کرد

‫از آشپزخونش اومده بود

‫ولی میتونه اینم باشه

‫حالا.. کشیش

‫فکر کنم اینم مزه خونو چشیده

‫مال آرون؟

‫چند وقتیه این اطراف ندیدمش

‫و مال خودم

‫اینکارو کردم که تو رو دور کنم

‫میخواستم بهت یه لطفی کرده باشم

‫خب، خیلی ممنونم

‫انگار که تا حالا به ترسوندن تکیه نکردی

‫تهدید به یه مجازات وحشتناک

‫آتش، گوگرد، عذاب ابدی.

‫و بعدش جلوی خدا...

‫و بقیه مردم رم

‫منو به گه خوردن انداختی

‫ولی منظورتو میفهمم

‫من و تو...

‫مثل همیم

‫بزار نشونت بدم چقدر شبیه هم میشیم

‫نگفتم بهش دستبند بزن

‫اون مقاومت میکرد

‫-چه خبره رئیس؟ ‫-رئیس سابق

‫ولی وفاداری هنوز برای بعضیا ‫یه معنایی داره

‫من از سرکار تاتل خواستم بیاد اینجا که ‫فرشته نگهبانت باشه

‫ممنون

‫قابل نداشت

‫چطور میدونستی بر میگردم؟

‫باب بمن گفت تو خانوادتو ترک نکردی

‫اینجور فکر کردم که موندی ‫و جنگیدی

‫من به این قضیه نگاه میکردم

‫من فکر میکنم پدرم میخواست شهرو تقسیم کنه ‫به آدمایی که میدونست گرفته شدن

‫و آدمایی که میدونست گرفته نشدن

‫که بفهمه به کی میتونه اعتماد کنه

‫آره... 30 سال پیش

‫الان به چه دردت میخوره؟

‫فکر میکنم اون ایده خوبی داشت

‫دوستا و دشمناتو بشناس

‫من میگم بفهمیم کی توی شهر ‫گرفته نشده

‫و بهشون بگیم چه خبره

‫بهشون بگیم جمع شن و...

‫من میام کمک وقتی اونا عوض بشن

‫-این خیلی بعیده باور کنن ‫-نه مثل قبل

‫اونا توی جلسه شهر بودن

‫اونا میدونن یه خبری هست

‫- من نمی تونم. ‫- رئیس.

‫من تقریبا کشتمت

‫-تو نبودی ‫-بهانه رو ول کن

‫من بودم.

‫باید قوی تر میبودم ‫باید سخت تر میجنگیدم

‫مهم نیست چقدر سخت بجنگی ‫هیچکس اونقدر قوی نیست

‫برا همین باید به هم کمک کنیم

‫اوناهاش

‫قفل زنگ زده بود، باید با یه ‫اره میبریدمش

‫آماده ای برای خرید؟

‫خیلی خب.

‫خوبه، غیر کلاشینکف ها

‫برتا AR70s و Daewoos،

‫اینجا من منور منیزیومیتو دارم

‫نارنجک گیج کننده

‫و مین های ضد نفر هنوز اونجاست

‫اینجوری باهاشون نمیجنگیم

‫موفق باشید و خدا به هممون توفیق بده

‫ولی من و رزی، ما میریم داخل

‫اونا میان دنبال ما، اونا یه ‫مبارزه گیرشون میاد

‫باید از چیزی که مال خودمه محافظت کنم

‫بفرمایید.

‫-ممنون ‫-خوبی عزیزم؟

‫خوبه

‫حله؟ من میگیرمش

‫- یکی دیگه؟ ‫- آه، حداقل.

‫خیلی وقته اینجایی؟

‫متولد شدم اینجا، زندگی کردم اینجا ‫نمیتونم صبر کنم که ازینجا برم

‫چرا؟ پیشنهادی داری؟

‫جایی که من زندگی میکردم ‫با این هیکل تو

‫حتی موقه ناهارم نمیرسیدی

‫نه، من میخواستم...

‫از کی اینجایی؟

‫من دنبال کایل بارنز یا اون کشیشیم ‫که باهاش میگرده، اندرسون

‫-ندیدم هیچکدومشونو تا حالا... ‫-هی

‫این به این معنی نیست که نمیدونی کجان

‫وقتی اومدم اینجا، با هر کسی ‫بود که میشناختیمشون

‫و من مطمئنم تو با آدمای بیشتری اومدی

More Farsi Persian subtitles for Outcast

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left