لومړۍ 200 کرښې.
برادرم هر روز میاد اینجا شنا میکنه
اونا خیلی خوش شانسن
اسب هایی هستن که رام نمیشن
من یک بار یه اسب برامبی وحشی دیدم که احاطه شده بود
اون زیبا بود
اون نمیذاشت بگیرنش
یکسره فرار میکرد
و انقد دوید که مسقیما از پرتگاه افتاد
اون توی هوا میتازید ؟
نه ، دیوونه
اون سقوط کرد و مرد
این که خوبه
اون آزاد شد
مثل ما
الان
! اوی ! چکمه هاتو در بیارید
سلام عزیزم
انقد عجله نکنید ، پسر ها
! وقتی هر دفعه اتفاق میوفته دیگه اسمش شانس نیست
من خیلی گشنمه - ما تاس کباب داریم -
خیلی خوب ، بشینید شام بخوریم
زود باشید ، برین بشینین - خودشه -
بسه ، بشین
اونا احتمالا بهش شلیک کردن بخاطر گوشت سگ
نیازی به اون نیست
تازگی چت شده ؟
من هیچیم نیست
من میخوام اونو با خودم به مدرسه برگردونم
! برو بیرون
میدونی اون سینه بند ها چقدر گرونن ؟
من برنمیگردم
شما دخترها خوش شانسین
که به مدرسه نمیرید
سارا یک ملاقات عالی داشت
حق نداری دیشبش رو لو بدی
ببخشید
دستاتو نشونش بده
اون مجبورت نمیکنه که به مدرسه برگردی
نه
اون ... نشانه ی ضعفه
تو یک آموزش نیاز داری
پس تو میتونی ازدواج کنی
بعد از من تکرار کن
کریسمس بعدی میبینمتون
کریسمس بعدی میبینمتون
پس این یه قوله ؟
ما الان خواهریم
سفر به سلامت
حالا تو بهم گوش کن تو قوی هستی
تو از برادر هات هم قوی تری
این مدرسه چیزی نیست ک نتونی از پسش بربیای
من به اینجا تعلق دارم
نه ، نداری عزیزم
تو فقط هنوز اینو نمیدونی همین
اینجا جای خانم ها نیست
برو
بفرمایید
! خانم کوئید
! خانم لیپولد
! خانم لیپولد
ما اینجاییم
لطفا بیان داخل - ممنون -
خیلی عذر میخوام که بیدارت کردم
نه ، نه اشکال نداره
اون رفته ملبورن
... اون باید دیشب برمیگشت ، ولی
اون احتمالا داره بد رفتاری میکنه
با پسرهای اهل خیابون راسل
من میتونم تنها بمونم اگه شما میخواین برگردین بخابین
خواهش میکنم ، نه من در هر صورت نمیتونم بخابم
منم نمیتونم
، خانم ولانج ... خانم نقاش سابق ما
من خانم ولانج رو میشناسم
شوهرش فرار کرد اونو تنها و بی کس گذاشت
بله
، اون گفت بعد از یک مصیبت
افرادی که باقی میمونن رویا های هم دیگه رو خواب میبینن
چرا توی این ساعت لباس پوشیدی ؟
اینجا خوک دونیه
خب تو قرار بود بیای اینجا نصف روز هاتو
ولی تو خیلی مهم شدی
من این شلوغی رو مرتب میکنم بعدش برمیگردم خونه
اول وقت
اون قصر فریبنده خونه ی تو نیست
تو به اینجا تعلق داری
آخرین باری که انجیل خوندی کی بود ؟
! من خودم انجیلم
... چی
چرا انقد توی چمدون من سرک میکشی ، رج ؟
این چیه ؟ - من نمیدونم چیه -
من اینو توی جعبه جواهر خانم مک کرو پیدا کردم ، رج
و من براش سالم نگه داشتم
تا وقتی که برگرده
اونا تو رو گمراه کردن
نه نه . من فکر میکنم
اون تویی که ذهنت کثیفه
بهم بگو این چیه
صلیب شیطانه
نه ، این ... - از سر راهم برو کنار -
نه ، نکن رگ . این یه تخته پاره است ... این مال
باشه خیلی خوب - من سالم نگهش میدارم -
! تا وقتی اون برگرده . نه
من هیچوقت نباید به حرفت گوش میدادم
باید به اون پیکنیک میرفتم
باید میرفتم
اونوقت هیچ کدوم از این اتفاقات نمیوفتاد
دست خدا
رج ؟
تو توی صخره آویزان بودی ؟
بودم
واقعا بودم
تو کاری کردی
با اون دخترا ؟ من فکر میکنم
نه . تو نمیتونی کاری کرده باشی
! اونا خیلی برای تو قوی ان
! نه
! ببرش بیرون سریع ! سریع
لگد بزن به بیرون ، دورا . شوتش کن بیرون با پات شوتش کن
شوتش کن
داره میسوزه
اون قبلا یک بدن سوخته ندیده
این جای لعنتی
ذهنم رو از هم باز میکنه
من کمتر از روی که گم شدن چیزی میدونم
شما سفید پوستا
اون خیلی وقته که اینجاست ، صخره
ما خیلی وقته اینجاییم
تو همین یه دفعه اینجا بودی
مدت طولانی ، تعداد زیاد، تو میتونی این صخره رو بشناسی
پس بهم بگو این صخره چی داره میگه
اونا اون بالان؟
تو میدونی اونا کجان؟
تو فکر میکنی من اونارو ترک میکنم ؟
نه ، البته که نه
این صخره ... اون هیچ زمانی نداره
قربا....
شما الان برو خونه
! من پیدات میکنم
و من تو رو مثل شمش غارت میکنم
فقط ۴ پنس هر قوطی صابون دستی اپل یارد
بفرمایید خانم از این صابون های دستی اپل یارد امتحان کنید
چهار پنس هر قوطی صابون دستی اپل یارد
یکبار امتحان کنید قطعا میخرید
برای پوستتون پوست صاف و زیبا
صابون دستی اپل یارد
اینجا توسط خانم اپل یارد درست میشه
دوباره به ما درباره ی جنگل بان بوته ها بگین
آقای وایت هد
اگه اونا راز های دروغی در صخره ی آویزان داشته باشن
حتمن باید راه فرار هم داشته باشن
در روزگار قدیم
باید دقیقا از صخره عبور میکردی
تا بتونی به زمین های طلا برسی
به گنجینه ی پادشاهی در ملبورن
خب ، اون نگهبان های جنگلی صبر میکردند
و اونا آدم های بی رحمی بودن
و اونا قربانی هاشونو از درخت آویزون میکردن
و فقط برای سگ های وحشی خونشون ریخته میشد
اونا زنده زنده خورده میشدن؟
هممم
... من و برادرم هر دو ، ما
ما گوشت دنده ی یک مرد رو پیدا کردیم که از یک نهال آویزان بود
پس شما اونجا بودین؟
صخره آویزان؟
... سارا رو تنها بزار
و گرنه به همه میگم
تو اسمت رو از یک قوطی صابون گرفتی
شایعات مثل شعله ی آتشن
... به محض اینکه شروع بشه
یا مسیح ! ترسوندی منو
آقای وایت هد ، حالتون بده؟
بیاین
برو
! قربان . قربان
مدرک برای شما که توی دستاتون باشه
چمدون سارا زیر تخت خانم اپل یارد پنهان شده
کجا بودی ؟
ما تمام شب بالا بودیم
مستی ؟ نه ، عشقم
ما کل شب رو توی آتش بودیم
اونجا یک تراژدی بود
لاملی ها هر دو مردند
اوه خدای من
آقای کاسگرو
روز بخیر . من فکر کردم تویی
من داشتم در مورد راز کالج میخوندم
تو باید همه چیزو بهم بگی
این نگهبان ساراست
من خیلی شرمنده ام که باید قبول کنم که
کاملا در مورد عید پاک فراموش کردم
در دفاع از خودم ، منشی من ، مرد بیچاره
در گیر و دار تب مالاریاست
، و بدون اون من دقیقا مثل
یک لاکپشت رو به عقبم برو -
! برو
این تموم میشه ، الان
برادرم در یک قبر بی نام خوابیده
با گناهکاران تا ابد
خدای من اونو بخشید اون زندگی خودشو داشت
تو فکر میکنی اون کاریه که سارا کرده ؟
No comments yet. Be the first to leave one.