Where the Skin Lies

Where the Skin Lies

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Where the Skin Lies 2017 WEB
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (25.000 FPS) (1 h 31 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-23
ډاونلوډونه: 18
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫چی می‌خونی؟

‫الگوریتم‌های کامپیوتر کوانتومی ‫به سمت راست

‫کتاب ادیه ‫به نظر پیچیده میاد، رفیق

‫فکر کنم یاد گرفتم ‫اون‌ها آدم‌های خوبی هستن

‫تو اصلاً یاد نگرفتی

‫بله مامان ‫مراقب رفتارم هستم

‫زود باش مایک ‫بهمون بگو چطور انجامش می‌دی

‫امکان نداره ‫خودتون میتونید ازش سر دربیارید

‫آره، همه اینجا هستیم ‫نه، غیرعادی نیست

‫شما به مقصد خودتان رسیدید

‫الو؟ مامان؟ ‫فکر کنم رسیدیم

‫محاسبه مجدد مسیر ‫اوه، صبر کن صبر کن

‫لطفاً دور بزنید ‫فکر کنم قطع و وصل میشه

‫الو؟ الو؟ ‫چی شد!

‫مامان، اگر هنوز صدامو میشنوی من قطع میکنم ‫باشه؟

‫خوب، به نظرم همینجاست

‫کمی با تبلیغاتش فرق داره

‫اینجا خیلی عالیه، ادی

‫اوه، متاسفم... خوبی؟ ‫من تسلیم شدم

‫مامان، ما تازه صحبت کردیم

‫ببخشید؟ ‫چی؟

‫میتونی تکرار کنی؟

‫تو کی هستی؟

‫بچه ها، لطفاً کمک کنید! ‫آره، متاسفم جان!

‫من جان هستم ‫فکر کنم شماره رو اشتباهی گرفتید

‫خداحافظ ‫سلام؟

‫من اومدم

‫ممنون ری

‫ری اسم واقعی توئه یا کوتاه شده یک اسم هست؟

‫سانری ‫مونری؟

‫استینگری!

‫شما هم نمیدونید؟ ‫نه، حتی نزدیک نشدیم

‫چیه، فکر کردید چون شبیه ‫یک هیپی هست

‫باید یک اسم احمقانه هیپی داشته باشه؟

‫آره ‫نه، اسم من رین بو (رنگین کمان) هست

‫اوه، خیلی بهتر شد ‫اصلاً هیپی نیست

‫خیلی بهتر شد

‫به سلامتی رفیق ‫همه چی مرتبه ادی؟

‫ادوارد... اسم من ادوارد هست ‫قبلاً به همتون گفتم

‫فقط همسرم منو ادی صدا میکنه ‫باعث میشه بیشتر غصه بخورم

‫اول خانم ها

‫ادوارد ‫مراقب باش

‫مراقب باش مایک... مراقب باش! ‫اینجا خیلی بزرگه!

‫مزخرف نگو خانم مارپل ‫و خیلی به سبک دهه 70 هست

‫خیلی فرومایه هست ‫بله

‫بله، همینطوره

‫کهنه هم هست ‫خوب من دوستش دارم

‫هی، روی اون برگه ننوشته بود ‫که اینجا برای ...

‫ویلچرها قابل استفاده هست؟ ‫نمیدونم... نوشته؟

‫یادم نمیاد ‫خوب، چرا باید یادت نباشه

‫اما، آره... من مطمئنم ‫روی برگه نوشته بود

‫بله، اتفاقاً نوشته بود

‫فکر میکنم روی بروشور ‫در مورد یه چیزهایی اغراق کردن

‫اغراق کردن؟ جایی که من ازش میام ‫اسم این دروغ گفتن هست

‫خیلی خب، هیچ کدوم از اتاق های این پائین ‫برای تو مناسب نیستن

‫ما یه فکری میکنیم رفیق

‫آشپزخانه و اتاق نشیمن این بالا هستن بچه ها

‫یک اتاق خواب برای جان هست؟ ‫و یک دستشوئی؟

‫آره، هردوش هست ‫و یک بهارخواب اینجاست

‫نابکار... بخند السی ‫خیلی خب، پس بیاین انجامش بدیم

‫کار تیمی، درسته؟ ‫آره، قطعاً

‫هرچند هیچ کدوم از ما ‫زحمتش رو به دوش نمیکشه

‫خیلی خب... آماده؟ ‫دو... سه

‫وای ‫مراقب باش

‫صبر کن! ‫نه، این جواب نمیده

‫اوه!... ببخشید ‫باید بیشتر کشف کنم

‫حداقل تو بوی خوبی میدی

‫درسته ‫راحت باشید بچه ها

‫دارم میام، ببخشید ‫کمک زیادی بهم کردی

‫رفیق بزار بهت بگم ‫برام مهم نیست چه اتفاقی بیفته

‫تا آخر تعطیلات تو این طبقه میمونی ‫باشه؟

‫آره، خیلی ممنونم... خواهش میکنم ‫خیلی ممنونم

‫این بالا اتاق خواب ها و ‫دستشوئی های بیشتری هست

‫در واقع خیلی اتاق های خوبی داره ‫دیپس!

‫اوه، شما خیلی نابالغ هستید!

‫واقعاً؟ ‫این جواب میده

‫من میتونم در یک طبقه ‫از پسش بربیام

‫و ته اون راهرو ‫اتاق توئه

‫اوه، متاسفم ‫بزار ببینم

‫من فراموش کردم این چقدر بزرگه ‫خوب، نگران اون نباش

‫به زودی به بزرگی اون عادت میکنی

‫بس کن جان

‫متاسفم

‫و من فکر میکردم تو کاملاً جدی گفتی

‫آره، خوب به هیچ کس نگو

‫فکر کردم خوب میشه ...

‫اگر بتونیم باهم در آخر هفته بنوشیم

‫من شامپاین آوردم، چیپس ...

‫خوب، من میرم یک کاسه بیارم ‫هرچی که باشه ...

‫و لیوان ها

‫عالیه

‫پرده ها عالی هستن ‫یه کمی برق میزنن

‫مایک؟

‫میتونم کمک کنم؟

‫نه، اون انجامش میده ‫کسی ...

‫اووه!

‫اوه، به سلامتی

‫آه، ممنون السی ‫به خاطر هماهنگ کردن تمام اینا

‫امروز نشان یک سال هست ...

‫از موقع اون اتفاقاتی که ‫ما رو دور هم جمع کرد

‫و ما رو پیش این دکتر شگفت انگیز لایق آورد

‫و درمان گروهی

‫و... یک سال از ...

‫از جوئی

‫امیدوارم روحش در آرامش باشه

‫ما مشکلات زیادی داشتیم ‫اما این آخر هفته ...

‫برای فراموش کردن اون مشکلات هست ‫و اینکه فقط اوقات خوشی داشته باشیم

‫پس، به سلامتی همگی ‫به سلامتی

‫درمان گروهی دیگه تمومه

‫درمان گروهی کافیه

‫به افتخار جوئی ‫جوئی

‫اون در تمام زندگیش ‫جلوتر از خودش بود

‫آره، که وقتی با صورتش سعی کرد جلوی یک ‫گلوله رو بگیره، زندگی خودش رو به هدر دار

‫بیخیال ادوارد ‫اون پسر شجاع بود

‫ادی تمسخر نمیکنه ‫اون فقط ...

‫من فقط به حقایق اشاره میکنم

‫خوب، حقیقت اینه که جوئی برای نجات ‫ما کشته شد ،... بعضی وقت ها ...

‫بعضی وقت ها احساس گناه میکنی ‫همونطور که دکتر گفت

‫روی یک یادداشت آگاه کننده ‫اینو ببین

‫زود باش... بهشون نشون بده ادی ‫اوه ...

‫تادا!

‫این قرار بود یک سمبل از نجات شما ‫از این شرایط باشه

‫میبینی؟ ‫6... برای گروگان ها

‫میدونم که مستقیماً درگیر نبودم ‫اما ...

‫نمیتونم اینو باور کنم ‫اون فقط یک خالکوبیه

‫من بهت بی احترامی کردم؟

‫نمیخواستم سرزده وارد بشم ‫یا تجربه شما رو کوچک نشون بدم

‫من فقط فکر کردم ... ‫نه، مساله این نیست

‫خوب پس مشکل چیه؟ ‫خوب، من هم یکی از اونا دارم

‫با یک شماره 6

‫خیلی خب ‫این تصادف جنون آمیزی هست

‫فکر میکنی این یک تصادفه؟

‫نعمت غیر مترقبه

‫وای خدای من ‫تو هیپی هستی

‫ما در دوره درمان از این حرف نزدیم؟

‫نه، بحث خالکوبی پیش نیومد

‫میخواین یه چیز ترسناک ببینید؟

‫اوه!

‫آره، بسیار خب ‫احتمالش چقدره؟

‫نه، منظورم ... ‫این خیلی ...

‫منظورم... نه... کاملاً واقعی

‫خوب احتمال این اتفاق چقدره؟

‫منظورم اینه که... میدونی ... ‫سبکش دقیقاً مثل همه

‫منظورم اینه که همون شماره 6 هست ‫میخوای به کجا برسی؟

‫خوب، این یک جور جوکه، درسته؟

‫منظورم... حقه ای برای گول زدن دانشمند؟

‫خوب،... زود باش رفیق ‫خالکوبی خودتو بهشون نشون بده

‫نه، من خیلی پیر شدم ‫برای بازی ...

‫اگر مال خودتو نشونم بدی ‫مال خودمو نشونت میدم!

‫و برای خالکوبی

‫پس... شما سعی دارید به من بگید که ...

‫به غیر از السی و من ‫که باهم اینکارو کردیم

‫بقیه شما به صورت ‫مستقل تصمیم گرفتید

‫که این خالکوبی به خصوص رو ‫به این سبک انجام بدید... همم؟

‫خوب، به غیر از مایک

‫نعمت غیر مترقبه ‫آره، درسته

‫من احمق نیستم

‫باشه ، من میرم بقیه چمدان ‫ها رو از ماشین بیارم

‫به افتخار یک تعطیلات دلپذیر ‫در بیرون شهر

‫میدونی کجاش عجیبه؟ ‫من حتی خالکوبی نمیخواستم

‫یک آدم عادی در یک بار ‫منو به اینکار راضی کرد

‫و هیچ وقت در دوره درمان ‫به این اشاره ای نشد، مگه نه؟

‫گردهمایی مجدد... آره ‫خالکوبی... نه

‫تو حالت خوبه ادوارد؟ ‫چی؟

‫اوه... حتماً

‫اوه... دلپیچه دارم

‫سردیم کرده یا همچین چیزی ‫نمیدونم

‫همه اینا خیلی عجیبه ‫چرا باید همه ما همون فکر رو داشته باشیم؟

‫اون محلی که خالکوبی کردیم ‫اسمش چی بود؟

‫نمیتونم به خاطر بیارم ‫یه جای کثیف بود که تو اسمش اینک داشت

‫جینکس!

‫جینکس!

‫به خاطر اینکه هممون در یک لحظه ‫همون کلمه رو گفتیم

‫پس همه ما دقیقاً در همون محل ‫خالکوبی شدیم

‫و به جرات میتونم بگم ‫توسط همون مامور بدبو خالکوبی شدیم

‫اون بیشتر ترسناک بود

‫درسته... بسیار خب... کافیه ‫من به این خانم زنگ میزنم

‫از جوک های واقعی خسته شدم

‫در واقع، خسته نشدم

‫خوب، چه مشکلی داره؟ ‫این چیز خوبیه، مگه نه؟

‫لعنت... باطریش تموم شده

‫من فراموش کردم تلفن رو شارژ کنم؟

‫خوب، من تازه تلفن خودم رو شارژ کردم

‫اوه، عجیبه ‫این هم باطریش تموم شده

‫مال من هم همینطور

‫عجب روزی!

‫بهتون گفتم ‫باید تو خونه میموندیم

‫این داستان داره احمقانه میشه

‫خوب، من میرم شارژر خودم رو از ماشین بیارم

‫تو کیف ها رو برنداشتی ادی؟ ‫چی؟

‫نه... باید فراموش کرده باشم

‫تاثیر راهرو ... ‫فراموش وقتی که ...

‫نقش روانشناس آماتور رو بازی نکن

‫اینجا واقعاً کهنه هست، مگه نه؟

‫چی شده؟

‫چه اتفاقی افتاد؟ ‫کمرم... درد میکنه!

‫آه... انگار یه تعداد ...

‫نمیدونم ... ‫سوزنی چیزی بود

‫بزار یه نگاهی بندازم ‫ری؟

‫این درد داره؟ ‫نه

Where the Skin Lies subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left