لومړۍ 200 کرښې.
آنچه گذشت...
من مثلِ اکس نیستم. فرق دارم.
و حاضرم تمام تلاشم رو بکنم...
تا این رو بهتون ثابت کنم.
با اکس لازم نبود وانمود کنم...
دارم کارهای ظاهری میکنم...
درحالی که دارم پوستِ یه مادرسگی رو میکنم.
شاید روشِ پرینس خیلی قویتره.
به مایکل پرینس کپیتال خوش اومدی، کیت.
محل کارِ من کجاست؟
لوشن، یه زمانی فرا میرسه که...
ایدئولوژی با واقعیت روبرو میشه.
حتی توی حوزهی روزنامهنگاری.
نظرت رو درمورد مقالهای که دارم روش کار میکنم میخوام.
هر دوی ما دیدگاه یکسانی دربارهی...
اینکه مسابقات تابستانی توی نیویورک چطوری باید باشه، داریم.
من توی دوران صلح پیشرفت میکنم.
ولی بهترین راه رسیدن به صلح از طریق نیروی غالب و طاقتفرساست.
دیگه نمیشه مسابقات 2028...
رو توی نیویورک برگزار کرد.
میشه چاک رو از سِمتِ دادستانی کل عزل کرد.
چطوری این اهرم فشار رو به کار بگیریم؟
چارلز رودز جونیور...
بدینوسیله از سِمتِ دادستانی کلِ...
ایالت نیویورک عزل میشه.
مجلس سنا خانم داویشا ماهار رو...
برای تصدی وظایف دادستان کل...
برای باقیماندهی دورهی مسئولیت آقای رودز معرفی میکنه.
میخوای بدونی چرا اکس از آزادیش راضیـه؟
چرا چاک عاشق جنگ و دعواست؟
چون اونا سزارهای کوچیکتری هستن.
تو میخوای سزار بزرگتری باشی؟
مایکل پرینسِ عوضی داره نامزد ریاست جمهوری میشه.
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا.
- و یکیمون... - هر دومون.
ممکنه بهزودی هدایت مایکل پرینس کپیتال رو به عهده بگیریم.
اگه میخوای تو هر کاری موفق باشی،
باید دست از دروغ گفتن به خودت برداری.
بیا تو و خواستهات از این ماجرا رو...
فراموش نکنیم.
پرینس داره با رمز ارز هزینهی پروژهی «مایک مانی» رو تأمین میکنه.
اگه 10 بار رمز رو اشتباه بزنی خودش رو رمزگذاری میکنه،
و دیگه غیرممکنـه به اطلاعاتِ داخلش دسترسی پیدا کرد.
اگه این مسیر رو پیش بگیریم، یکیتون سر از زندان در میاره.
این شب همین الانش برام 3.5 میلیارد دلار آب خورده.
قراره با همدیگه مایک پرینس رو نابود کنیم.
دنیا خیال میکنه تو تحت بازداشتی،
درست تا لحظهای که مایک پرینس رو بندازیم پشت میلهها.
قبولـه.
ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
وندی رودزِ کثافت رو برام پیدا کن.
جدی جدی اینجاست؟!
مگه من چه مشکلی دارم...
که اینقدر مطمئنی که من نباید رئیس جمهور بشم؟!
نام موسیقی در حال پخش: Because I'm Awesome by The Dollyrots
Billions - S07E01 1402/05/21 « برج لندن »
این بخش دومـه، وندی.
فقط من و تو.
بخش اول اون روزی بود که اینجا تنها بودیم و...
منو به سیخ کشیدی. این...
بخش دومـه، آره. گفتی.
باید به عُمقش برم.
یعنی با هم بریم.
تخصص من همینـه.
ولی حالا باید برای من انجامش بدی.
این مدت داشتم یهجورایی...
ستون فقرات داخلیمو جا مینداختم.
سعی کردم خودم رو همتراز کنم تا قسمتهایی که...
مانعِ کل سیستم هستن پیدا کنم، ولی...
آره، نمیتونی به تنهایی انجامش بدی.
ولی میتونستی راحت از اون در بیای داخل...
و از من بخوای به عمقش برم.
به جاش دفتر رو خالی کردی. چرا؟
خب، نمیتونم اجازه بدم کسی، حتی تو،
کاملاً وارد وجودم بشه، نه تا وقتی مطمئن نشدم.
پس قصد داری همونطوری که من بازجوییـت کردم، ازم بازجویی کنی؟
من نیستم.
اینطور بهش نگاه نکن.
واسه مقصدی که میرم آدمای وفادار لازم دارم.
نه وفادارهای کور، معتقدهایی که چشمشون بازه.
مثل طرفدارای گروه نیروانا اون قدیما.
نه. بیشترشون «کرت» رو درک نمیکردن.
باید مطمئن بشم که منو درک میکنی.
میخوای برات «کورتنی لاو» بشم؟
نه. برام «دیو گرول» بشو.
یه بیتِ خفن برام بزن و روی همون نگهم دار.
خب، میتونم بگم اگه برای این کار آماده نبودم،
الان اینجا نایستاده بودم.
مطمئن نیستم این کافی باشه.
باید به «چرا» و دلیلت برسیم.
پس جواب بده:
چرا اینقدر مطمئنی که من باهات راه میام؟
چرا فکر نمیکنی که برنمیگردم...
وسایلم رو جمع نمیکنم و برم؟
برای همچین کاری داوطلب نشدم
بعیده کسی از این همه قدرت و دسترسی...
که اگه کنارم بمونی بدست میاری...
دست بکشه و بره.
منظورت نامزد شدنت واسه ریاست جمهوریـه؟
تا سال 2028 خیلی مونده.
اوه.
جدول زمانی تغییر کرده.
قراره کارها رو به شیوهی متفاوتی انجام بدم، آره.
توی جدول زمانی خودم اعلامش میکنم.
نامزد میشم و برنده میشم توی...
- سال 2024. - همین الان بهش نیاز دارم.
قبل اینکه خیلی دیر بشه.
فرض کنیم برنده میشم، باید مطمئن بشم که...
نه تنها برای این کار آمادهام، بلکه بینقص هستم.
من نقاط کور دارم. همه دارن.
ولی باید مطمئن بشم که تو هستی تا اونا رو برام روشن کنی...
تا بتونم ببینمشون و درستشون کنم.
قانع شدم.
ولی هنوز مطمئن نیستم که میخوای چی از من بشنوی.
خب، با کامل کردنِ این جمله شروع کن.
«مایکل پرینس ... .»
مایکل پرینس داره مسیر رو کاملاً اشتباه میره.
چون بهجای اینکه سعی کنه از من...
آزمون وفاداری بیرون بکشه،
باید از تک تکِ ثانیههای زندگیش استفاده کنه...
تا سعی کنه من و امثالِ من رو متقاعد کنه...
که اون ارزش داره روش سرمایهگذاری کنم.
حتماً به درون نگاه کن.
ولی به بیرون هم نگاه کن تا همهی اونایی رو که برای...
رسیدن به هدفت نیاز داری بهکار بگیری.
فقط این رو بهم بگو.
هنوزم میتونی انجامش بدی.
چیزی که واقعاً میخوای بدونی این نیست.
واقعاً میخوای چی رو بدونی؟
چرا انجام دادنش برای من اینقدر برات سختـه...
در حالی که با اکس خیلی برات راحت بود؟
اصلاً نمیشه گفت «راحت» بود.
ولی اون رو راست بود.
خواستههاش رو سر راست میگفت.
و وقتی تضادهای داخلی رو برطرف میکردیم،
میرفت دنبال اهدافش و بهدستشون میآورد.
پس تو اونو به یه موشکِ هدفدار تبدیل میکردی.
فقط سیستم راهبریش رو انگولک میکردم.
اون خودش موشک بود.
وقتی درموردش حرف میزنی نمیتونی جلوی لبخند زدنت رو بگیری.
دلیل لبخند زدنِ خودت وقتی به جایی که...
میخوای بری فکر میکنی چیه؟
پس داریم شروع میکنیم.
آره.
خب؟
چرا همین الان، در همین لحظه، اونی هستی که...
که میخواد این کار رو بکنه؟
اون حرفهای قشنگی که توی دورهمیها میگی نه،
بلکه جواب واقعی که ساعت 2 صبح جلوی آینه...
به خودت میدی.
بهخاطرِ بیرحمیم.
ادامه بده.
اینطوری بهش فکر کن:
خیال کن رفتی کوهنوردی،
سقوط میکنی و استخون رانـت از وسط میشکنه،
کسی که خوب نصیحتت کنه به دردت نمیخوره.
کسی رو لازم داری که بلد باشه درستش کنه.
کسی که حاضره کاری رو که لازمـه انجام بده،
حتی موقعی که داروی بیهوشی نیست.
کسی که به فریادهای ناشی از درد کشیدنت توجهی نکنه...
تا وقتی که استخون سر جاش قرار بگیره.
اون شخص منم.
و اون استخونِ ران کشورمونـه.
آره که هست.
قدرت.
مردم موقعی این رو میخوان که معتقدن این یه ادعا نیست...
بلکه یه واقعیتـه.
مردم؟
کار از اون جایی بیخ پیدا کرد که سیاستمدارها...
فکر کردن باید حرف مردم رو گوش کنن.
نه مردمِ دانا. نه مردمِ تحصیلکرده.
فقط مردم عادی.
یه چیزی هست به اسم مخالفتِ شایسته.
متمم اولِ قانون اساسی.
بنیانگذارانِ آمریکا هرگز دموکراسی واقعی نمیخواستن.
بلکه یه جمهوری مشروطه میخواستن. خودت این رو میدونی.
پس وقتی تو به دفتر خاگدیس راه پیدا کردی...
«هری ترومن» یه تابلو روی میزش بود که نوشته بود:
«این مسئولیت رو به دوشِ کس دیگهای نمیگذارم.»
تابلوی من این میشه: «مسئول منم.»
پس بیا برسونیمت به اونجا.
این شد دختر!
البته، دکتر...
آره، الان توی یه سطح دیگهای،
پس اینطوری نگو.
دریافت شد.
پس دفتر رو کل روز خالی نکردی.
میدونستم نیازی بهش پیدا نمیکنی.
ضمناً یه جایی هست که حتماً باید برم.
وگز، آخرین باری که اِگفو یانگ خوردی کِی بود؟
سبک قدیمیش با گوشت خوک؟
چون هر موقع که بوده، بعدیش امشبـه.
موکلِ قبلاً مرتکب هیچ جرمی نشده،
هیچ پرونده مُعلقی نداره.
خودش پاسپورتش رو تحویل داده.
آقای رودز تقریباً شناختهشدهست.
که باعث میشه فرار با هواپیما بعیدتر بشه.
جناب قاضی، جیپیاس مچ پا اقدامی غیرضروری...
و شگفتآوره.
No comments yet. Be the first to leave one.