Grey's Anatomy

Grey's Anatomy

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

13 فصل

د خپرونې معلومات

Greys Anatomy S13E05 1080p WEBDL x264
د لخوا تبصره bandsx

تګونه

webdl
web
x264
1080
WEBDL
په خپور شو: 2022-03-13
ډاونلوډونه: 71
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫دلیلی وجود داره که در آخر خیلی از

‫لطیفه های پزشکی این جمله میاد که

‫یک خبر خوب، و یک خبر بد.

‫یک خبر بد.

‫کویل کولر خراب شده.

‫دیگه؟

‫هوا گرمه.

‫همین. چیز دیگه نیست.

‫بابا الان که پاییزه دیگه.

‫زمین هم در حال گرم شدنه.

‫در یخچال رو ببند.

‫زولا!

‫میتونی درستش کنی؟

‫«من» درستش کنم؟

‫من یه جراح قلبم.

‫همش میگی من همه ‫چیز رو درست میکنم.

‫نه، من آدمها رو تعمیر میکنم.

‫اون که کولره. ‫تو درستش کن.

‫نمیخوام دستهامو داغون کنم. ‫منم یه جراحم.

‫این «اِه» یعنی چی؟

‫- تو توی درمانگاهی. ‫- ساکت شو.

‫در یخچال رو ببند!

‫میشه زودتر از این تنور بریم بیرون؟

‫با کمال میل. ‫زولا، بیلی!

‫معمولاً خبر بد ‫انقدر ناراحت کننده ست

‫که وقتی خبر خوبی در کنارش میاد

‫یخرده بزرگش میکنیم.

‫روز با شکوهیه. ‫مگه نه دکتر گری؟

‫واسهٔ من با ۱۰ درجه ‫خنک تر شدن و

‫و یه تعمیرکار کولر باشکوه میشه.

‫از اون روزهاست که ‫وقتی مردم ازت میپرسن

‫دکتر بیلی چرا شما دکتر شدین؟

‫چنین روزی توی ذهنت میاد.

‫ازم بپرس چرا روز باشکوهیه.

‫واقعاً برای این مکالمه ‫به من احتیاج داری؟

‫امروز عمل پیوند کبد ‫برای بیماری دارم که

‫تا ابد باید توی لیست «یونوس» ‫(شبکهٔ یکپارچهٔ اشتراک اعضا بدن)

‫منتظر میمونده.

‫اون یک مادربزرگ شیرینه.

‫میدونی چند تا آدم بالای ۸۰ سال ‫کبد گیرشون میاد گری؟

‫خیلی ها عمرشون کفاف نمیده.

‫خیلی ها میراندا بیلی ‫رو کنارشون ندارن.

‫اما این یکی داره و امروز

‫من مثل «اِد مک موهان» ‫هستم با یک چک سنگین.

‫روز با شکوهیه.

‫سلام. برگشتی.

‫آره. البته که برگشتم. ‫چرا نباید برمیگشتم؟

‫نه، منظورم اینه زود برگشتی.

‫نه. ۲۹امه. مثل همیشه.

‫پس خبر خوبی برات دارم...

‫هنوز سه روز وقت داری با بچه ات باشی

‫چون امروز ۲۶ام ماهه.

‫نه، ۲۹امه. ببین.

‫- واقعاً؟ ‫- باور کن.

‫من انتظار این روز رو میکشیدم.

‫تا الان خیلی خوب بوده ‫و من عاشق بچه ام هستم

‫اما وای خدا دلم برای آدمهایی ‫که باهاشون حرف بزنم

‫و اونها هم جوابم ‫رو بدن تنگ شده بود.

‫اونقدرها هم خوب ‫نیست با خودت حرف بزنی.

‫الو؟

‫ببخشید.

‫و بازم با خودم حرف میزنم.

‫خیلی خوبه که برگشتی کپنر.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- صبح بخیر. ‫- صبح بخیر.

‫ادواردز. داری چکار میکنی؟

‫داشتم برای تحقیق دکتر شفرد

‫در مورد هایجک آمیگدالا داده وارد میکردم.

‫یا اینکه میتونی ضدعفونی کنی و با من ‫بیای سر عمل یک میگزوم قلبی بزرگ.

‫عمل خیلی سختیه. ‫به بهترین رزیدنت ممکن نیاز دارم.

‫ببخشید. بهترین رزیدنت؟

‫چطوریه که اون بهترینه؟

‫تو نباید اینو میشنیدی.

‫- میای؟ ‫- سؤال نداره.

‫بزن بریم.

‫بهترین رزیدنت؟ ‫یعنی چی آخه؟

‫آیا همه همین رو میگن؟

‫بهترین بودن رو تعریف کن.

‫دلوکا، تو با من بیا.

‫رئیس اگر بجای انترن یک رزیدنت

‫ارشد میخواید من وقتم آزاده.

‫دلوکا رو لازم دارم. ‫برای همین گفتم دلوکا.

‫دلوکا راه بیوفت.

‫بیا. خودت رو آماده کن.

‫راستش امروز باید توی بخش زایمان باشم.

‫الان با منی.

‫اون با من. ‫من قدرت دارم.

‫خیلی خب...

‫وایستا، نکنه توی دردسر افتادم؟

‫تو چند هفتهٔ سخت رو سپری کردی

‫منم فکر کردم شاید ‫از یکم لذت ناب بدت نیاد

‫واسهٔ همین امروز ‫قراره اِد مک موهان باشی.

‫من نمیدونم اون کیه.

‫میبینی، حالا حس میکنم پیر شدم.

‫همین الان گفتم میخوام بهت حال بدم.

‫آیا تو واقعاً در جواب محبت من

‫کاری میکنی حس کنم پیر شدم؟

‫به نظرت عاقلانه است؟

‫به نظرت اینطوری بیشتر ‫بهت حال میدم؟

‫نه.

‫نه دلوکا. ‫اینطور نیست.

‫شما خیلی جوونین.

‫من خیلی جوونم و ‫مک موهان هم یک اسطوره ست.

‫و حالا لذت شروع میشود.

‫قهرمان!

‫صبر کنید، صبر کنید!

‫جا باز کنید تا دکترها ‫بتونن بنشینن.

‫- بله. ‫- البته.

‫این دوستان مظلوم ‫کل روز سر پا هستن.

‫ما راحتیم.

‫نه لیلی، من جای تو رو نمیگیرم.

‫پس ما هم گوش نمیدیم.

‫بابا یکم استراحت کنین.

‫بیا اینجا. باشه.

‫باشه.

‫میدونستم نمیخوای درش بیاری.

‫- بهت نگفتم؟ ‫- حق با تو بود.

‫برای تو هم یه چیزی میگیرم.

‫اما امروز دستهام ‫یک مقدار میلرزن.

‫اشکال نداره. من واقعاً انتظار ‫هیچ چیزی نداشتم.

‫بهرحال چه بخوای چه نخوای

‫قراره کلوچه گیرت بیاد.

‫- سامانتا. ‫- بله.

‫بفرما.

‫ممنونم.

‫دکتر دلوکا، میخواید شروع کنید؟

‫بله. «جون کراولی»...

‫نه، منو «مامانی جون» ‫صدا کن عزیزم. همه همینو میگن.

‫مامانی جون کراولی ‫کلاس سه، با مِلد ۲۰

‫بیماری کبدی مرحلهٔ نهایی. ‫برنامه ریزی شده که

‫امروز پیوند دریافت کنه ‫بعد از... سه سال.

‫سه سال.

‫کبد پیوندی ساعت ۱۶:۳۰ میرسه.

‫فردا همین موقع ‫یک زن جدید میشی.

‫احساس میکنم خوشبختم

‫که مهربونترین دکترهای ‫دنیا مراقب من هستن.

‫کارن.

‫پسره خوشگله نه؟

‫نه. خوشلگه.

‫خدای من. ‫مامانی بس کن.

‫اما هست.

‫خجالت نکش. ‫بغلش کن.

‫اصلاً بیخیال همه! ‫خودم بغلش میکنم.

‫میبینی؟

‫مامانی قراره امروز کبد بگیره!

‫- آره. ‫- آره همینطوره.

‫چه کمکی از من ساخته ست؟

‫چلسی توی این ‫دمای بالا داشته میدویده.

‫موتوریها کنار جاده پیداش کردن.

‫دمای مرکزی بدن... ۴۰٫۲ درجه.

‫نوار قلب سالمه.

‫کاملاً واضحه اِستروک گرمایی هستش.

‫باید سردش کنیم و ‫بستریش کنیم.

‫ویلسون با آی-سی-یو تماس بگیر.

‫به آزمایش ‫سی-بی-سی، ال-اف-تی

‫و سطح سی-کی احتیاج دارم.

‫لازمه سطح مایوگلوبین ‫خون و ادرار رو آزمایش کنیم.

‫چلسی میخوایم ببریمت طبقهٔ بالا

‫و حرارتت رو پایین بیاریم. باشه؟

‫چرا این همه آدم اینجاست؟

‫من کجام؟

‫چلسی، تو توی بیمارستانی.

‫یخرده گرمازده شدی.

‫کسی هست که برات ‫باهاش تماس بگیریم؟

‫خواهرم.

‫اسمش... توی لیست ‫تماسهای اضطراری تلفنمه.

‫بیاید بذاریمش روی ملافهٔ خنک.

‫من یکی میارم.

‫سعی کن طاقت بیاری چلسی.

‫پیرس میگه کولرتون از کار افتاده.

‫فکر کردم شاید بتونم کمک کنم.

‫میتونی کولر تعمیر کنی؟

‫نه. لازم نیست.

‫مال من سالمه.

‫و مایلم تا در صورت نیاز ‫اون رو با یک همکار شریک بشم.

‫میبینی... من آدم بخشنده ایم.

‫نقطه ضعفم همینه.

‫این پیشنهادی نیست ‫که یک همکار بده.

‫داریم در مورد ‫آب و هوا حرف میزنیم.

‫همکارها با هم ‫در مورد هوا صحبت میکنن.

‫تو هم ملافهٔ خنک لازم داری.

‫بالاخره میگیرمش.

‫سلام.

‫سلام.

‫چی لازم داری؟

‫ملافهٔ خنک.

‫تو داری چکار میکنی؟

‫هیچی.

‫جداً؟ چون مشکوک میزنی.

‫در رو ببند.

‫دنبال مواد که نیستی، نه؟

‫- نه مردیت! ‫- چمیدونم.

‫از سر دلسوزی باید ‫بپرسم، مگه نه؟

‫من حامله ام.

‫مبارکه!

‫فکر نمیکردم ‫شروع کرده باشین. عالیه.

‫تازه شروع کردیم.

‫خدای من ‫واقعاً براتون خوشحال شدم.

‫حتماً اُون خیلی خوشحاله.

‫نمیدونم کی بهش بگم.

More Farsi Persian subtitles for Grey's Anatomy

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left