لومړۍ 200 کرښې.
فقط من اینطوریام؟
دارم مقاله امروز رو درباره جستوجوی ظاهراً بیپایانم برای پیدا کردن عشق واقعی مینویسم
فقط من اینطوریام یا واقعاً تنها کسیام که انگار نمیتونه یه آدم خاص پیدا کنه؟
این سوال برام پیش میاد: «یعنی من تنها مرد همجنسگرایی هستم که دنبال چیزی بیشتر از اونیه که پشت زیپِ شلواره؟»
چرا توی اقیانوسی از مردهای جذاب، احساس میکنم وسط دریا تنهام؟
کم؟ کم؟
آره! وای! خودشه! آره! محکمتر! محکمتر! سریعتر! سریعتر
کامرون. کامرون: آره! اوه خدای من
آره. خودِ خودشه
کامرون: اوه، آره. وای! آره! عالیه
آره، شاید سکسی و دستنیافتنی به نظر بیام
ولی زیر این عضلههای خوشفرم و براق
تنهام و مهربون، بامزه و رمانتیک. منم دقیقاً مثل توام
اهلِ بغل کردنِ صبحهای یکشنبه و با هم روزنامه خوندنم
و اینکه یه دوستپسر فوقالعاده برات باشم
اگه فقط میتونستم بشناسمت، میدونم که عاشقت میشدم
آخ! محکمتر! آره! تندتر، تندتر! اوه، اوه
اوکی، خوبه! خوبه! وای، عالیه
آره، محکمتر، اوه
خیلی ممنون. خواهش میکنم
سلام، یه لاته دوبل بدون کافئین با شیر کمچرب، کفِ زیاد و خیلی داغ میخواستم
چی؟
یه لاته دوبل بدون کافئین با شیر کمچرب، کفِ زیاد، خیلی داغ
میشه هفت دلار و پنجاه سنت. معمولاً که پنج و پنجاه بود
این هزینه رو اعصاب بودنه. چون امروز فقط من دارم کار میکنم، یا پولشو بده یا برو پی کارت
سلام. میشه لطفاً همونی که ایشون سفارش داد رو برای منم بیارید؟ یا دردسرش زیاده؟
اوه، نه! واسه شما نه عزیزم. هر چی بخوای برات میارم
هر جوری که بخوای و هر جایی که بخوای
بفرمایید. نه، نگران نباش. حساب کردم
ممنون
امر بفرمایید؟
این قهوه یخ کرده و توش هم پُرِ لایه
آقا، من اینجا مشتریهای دیگه هم دارم
ببخشید. منم دقیقاً همون قهوهای که شما سفارش دادید رو سفارش دادم
چرا مال منو نمیبرید؟ اصلاً هم لازم نشد پولشو بدم
بفرمایید، برش دارید. من یکی دیگه میگیرم
ممنون
ببخشید. میشه لطفاً یه دونه دیگه درست کنید؟
باشه
کم؟
بله؟
میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟
الان؟ آره
بعداً، باشه؟
من قیافهام خوبه؟ میشه این بحث رو بذاریم برای بعد؟
فقط میخوام بگم... قیافهام که بد نیست، هست؟
اگه تو یه کافه منو میدیدی، دلت برام میسوخت؟
پسر
فقط میخوام بدونم چرا برام محاله که بتونم با یه مرد آشنا شم؟
چرا انگار نمیتونم یه آدم حسابی تو این شهر پیدا کنم؟
فقط توقعاتت رو بیار پایین. خب؟
بیشتر مردا فقط دنبال سکسن، تو میخوای اول باهاشون ازدواج کنی
اینطوری نیست
متأسفانه همینطوریه
کاملاً داری اشتباه میکنی. من اصلاً اینطوری نیستم
هی، مردا دنبال سکسن یا عشق؟
همه ما دلمون میخواد عاشق شیم. وقتی آدم درستش بیاد، خودش جور میشه
این دیگه چه صیغهایه؟
پسر، الان ۲۰ دقیقهست که تو حمومی
دیگه نمیتونستم منتظر بمونم
در ضمن، فکر کنم دیگه تمیز شده باشه
میخوام یه چیزی نشونت بدم. زود باش! خودتو از اون تو بکش بیرون
لعنت بهت کامرون
دردت چیه؟ چرا ۲۰ ثانیه نمیتونی بذاری من آرامش داشته باشم؟
به نظر میاد ۲۰ دقیقهای واسه خودت حال کردی
ها ها. بسه دیگه
ببین. عکسهای جدیدم واسه فیسبوک رو گرفتم. نظرت چیه؟
فکر کنم بهتره از کامپیوترِ لعنتیِ خودت استفاده کنی
تقصیر من نیست که یه مکِ محشر با وبکم داری
مال من مالِ منه، یه وسیلهست که باهاش مینویسم
نه، تو خودت اسگلی! بیخیال، نگاه کن
یعنی نگاه کن آخه
باید بگم عکسهای فوقالعادهای شدن
پسرهای توی کلابِ گو-گو، همش میخوان زیرپوشهای منو بخرن
دستی بیست دلار! تقاضا اینقدر زیاده که نمیرسم جواب بدم
اگه موقع تمرین چندتا رو روی هم بپوشی، تعداد بیشتری برای فروش داری
آره! میتونم ششتا رو با هم بپوشم. نابغهای! واقعاً
مغز من و قیافه تو، چه ترکیب خطرناکی میشه
من کار دارم، پس اگه نمایشِ خودشیفتگیت تموم شده
از مقالههام برای روزنامه عقب افتادم
اوه راستی، میتونم مقاله جدیدت رو بخونم؟
تو کی خوندن یاد گرفتی؟
بامزه بود. نه، مرسی
چقدر ناز
نویسندگی، پیادهروی، ساحل در شب
۱۷۵ قد
اینجا اتاقِ پیدا کردنِ رابطهست
آره
اگه دنبال سکسِ گذری هستی، من اهلش نیستم
آره جونِ خودت
اوه، پس تو یه متقلبِ ادبی هستی
اینو باید گوش کنی! دارم با یه پسره چت میکنم که بدجور طرفدارمه
داره از مقالههای خودم برام نقلقول میاره
واو. چه شگفتانگیز
مگه نه؟
نه. داشتم تیکهاندازی تمرین میکردم. چطور بود؟
هر روز داری بهتر میشی
مرسی عزیزم. گوش کن، الان نمیتونم حرف بزنم. تو آسانسورم
دینگ دینگ! در داره بسته میشه! الان آنتنم میره
بعداً باهات تماس میگیرم، باشه؟
سلام رانی. چطوری؟
باب میخواد ببینتت
اوکی. چند لحظه دیگه میام
اگه منظورت از چند لحظه همین «الان»ـه، که هیچی
آره، ببخشید. داشتم با تلفن حرف میزدم
راستش منم باید برم
باشه. فعلاً
سلام رانی... من اومدم
خب، قطعاً تو استادِ کشفِ بدیهیاتی
بلین اومده
بگو بیاد تو
اوکی. برو، برو، برو
بشین، بشین، بشین! پسر، میخوام یه سری مطالب جدید بنویسی
فکر میکردم دارم خوب پیش میرم. خیلی امیدوار بودم که این ستون خوب باشه
خوب؟ خوب؟ عالیه! عاشقشم. عاشقشم. عاشقتم. خودتو نگاه کن
چیه که نشه عاشقش شد؟ تو باهوشی، خوشسخنی، بدبختی
این تنها چیزیه که درباره شما همجنسگراها نمیفهمم، ولی انگار بقیه همصنفاتون عاشقِ این چیزان، پس
فکر کنم همهاش به خاطر اون تیکههاست. من هیچوقت کنایه و تیکهاندازی رو درست نفهمیدم
ولی خب، باعث میشه روزنامهها فروش برن، پس به من چه؟ البته روزنامهها که رایگانن
پس واقعاً فرقی نمیکنه. اوه، حرف حسابم چی بود؟ آهان
حرفم اینه که... میخوام افسار کار رو بگیری دستت و بری اون بیرون
و بترکونی، قبل از اینکه خودم با اردنگی بیرونت کنم. برو بترکون
جدی میگم. برو بیرون. برو بیرون. برو بیرون. جدی برو بیرون
بیرون. همین الان. و ممنون
کامرون: بمیر، بمیر، بمیر
آره. گرفتمت کثافت
کامرونِ لعنتی
لعنتی
تلفن داره زنگ میخوره
هی بلین، تلفن داره زنگ میخوره
نمیخوای جواب بدی؟
دیرم شده! در ضمن، واسه من نیست. من از اون تلفن استفاده نمیکنم، موبایلم هست
چرا استفاده میکنی... واسه سکسِ تلفنی
نمیکنم
الو؟
از لوسآنجلس تایمز تماس میگیرم. میخواستم اشتراک آزمایشیِ رایگان بهتون پیشنهاد بدم
نه. من اشتراک روزنامه نمیخوام
نه. به لوسآنجلس تایمز علاقهای ندارم. باشه؟ ممنون. خداحافظ
بهت که گفتم. دیدی؟ هی کامرون، به این میگن سرگرمی. باشه؟ الو؟ عالی شد
آره! ایول! بیا بغل بابایی
معمولی بودن تو دنیایی که همه دنبال کمالِ ظاهریان
بدترین نوعِ برزخ برای یه همجنسگراست
الو؟ الو؟
ببخشید. بله. سلام
سلام. تنها نشستی؟
خواهش میکنم، بفرمایید
ممنون
یه سوال دارم. چون استرس دارم، آدمِ عجیبی به نظر میام؟
راحتتری اگه تلفنی حرف بزنیم؟
هی. چه خبر؟
سلام. حدس میزنم این همون اولین تماس تلفنیِ ضایع باشه
آره. دقیقاً خودشه
صدای موسیقیام رو نمیشنوم! مامان آهنگِ شبانه میخواد
دارم با تلفن حرف میزنم، ارنی
اسم مامانت ارنیه؟
نه. اسم مامانم میلیـه و تو دالاسه. این ارنیه
هماتاقیمه. من یه اتاق تو خونهاش اجاره کردم
واو. اشتباه از من بود. قصد توهین نداشتم
نه نه. اون فوقالعادهست. آزارش به یه مورچه هم نمیرسه... مگه اینکه تو دست و پاش باشه
به نظر آدمِ سرگرمکنندهای میاد
اوه، اصلاً روحت هم خبر نداره. حدود شش ماه پیش اینجا رو آنلاین پیدا کردم
اجارهاش ارزونه، غذاهاش خوبه و سرگرمیاش هم بیشتر از
مجموعِ شبکههای HBO و Showtimeـه
خیلی خندهداره. خب، پس تو موزیسینی؟
آره. عاشق ترانه نوشتنم. البته بیشتر تو کارِ آهنگهای قدیمی و کمتر شناختهشدهام
عالیه، منم همینطور
واقعاً؟
هی، ساعت ۲ صبحه
نه بابا! واقعاً؟
آره. شمعهام همین الان تموم شدن
شمع؟ چقدر تو ماه و مهربونی
الان دیگه خجالتم دادی
خوبه. من که مشکلی باهاش ندارم
میتونیم فردا شب هم حرف بزنیم؟ همین موقع؟
آره. خوشحال میشم. واقعاً از حرف زدن باهات لذت بردم
آره. منم همینطور. شب خوبی داشته باش
تو هم همینطور. وایسا! اسمت رو نگفتی؟
بلین
از آشنایی باهات خوشبختم بلین. من زاندرم
خوشبختم زاندر
فردا باهات حرف میزنم
فعلاً
این وقتِ شب داری به کی زنگ میزنی؟
به تو
اونوقت دلیلش؟
فقط حدس زدم دیر میکنی... مثل هر روز صبح
اوه! انگار یکی خبرایی داره. دیدیش؟
یه جورایی
باشه، الان خیلی زوده واسه معما بازی. چی شد؟
تلفنی حرف زدیم. ۶ ساعت مکالمهمون طول کشید و عالی بود
خیلی وجه اشتراک داریم. ما همزادِ همیم
خوشگله؟
نمیدونم
یه لحظه وایسا. هنوز تو فیسبوک آمارشو درنیاوردی؟
معلومه که درآوردم. فقط اینکه پروفایلش خصوصیه
و نمیخوام از اون آدمهای سیریش باشم
ولی تو دقیقاً همون آدمی! اصلاً همه شما همونطوریاید
آره، ولی اون نه. نمیخوام بپرسم: «خب، جذابی یا نه؟»
واقعاً برام مهم نیست چه شکلیه
واسه من شخصیتِ طرفه که مهمه
No comments yet. Be the first to leave one.