لومړۍ 95 کرښې.
= آکادمـــی ســوپــر اســـتــار =
= مار افــسای =
هزاران مایل دیوار، هزاران مایل دیوار دست به دست هم دادن و این سرزمین رو ساختن
ابـرای پُف پُفـی رو تو روز آفتابـی کنار بزن،قلـه ی کوه پیداست و آب زلالی جاری شده،میتونی گوسفندا و گاوها رو ببینی
اگـه درو باز نکنین، میشکـنمش
تـو؟
سعی کردی حواسمو پرت کنی تا چنگ ژی ار رو نجات بدی؟
مگه چنگ ژی ار اینجا نیست؟
خب پس اوضاع ردیفه من دیگه میرم
میخوای بـری؟
به همین سادگی؟
کـی داره این حرفـو میزنه؟
نــه!سـاز دستـی صورت فلکی اسـد
موفق شدی بهمون رودست بـزنی
واقعا که طرز فکــرت با بقیه متفاوتـه
کلـی راه اومدم، بعیده بتونن خودشونو بهم برسونن
جـز اینکه از موتور سیکلت استفاده کنن
هـی،بنزین تموم کردیم
فرار نکن
یالا
وایستا دیگه
همیشه واسم قلدری میکنن
وای خدا یه عالمـه پـول
شماها برین دنبالش، خودم جمعـشون میکنم
مگه نبایـد باهم بریم دنبالش؟
نمیتونم خودمـو کنترل کنم
منم همینطور
زود باش برو دنبالش، خودم اینا رو جمع میکنم
بیا از هم جدا شیم و بریم دنبالش
باشه
واستا
...دستم به دامنت
...تو
وقتش رسیده
ساعت کاریم تمومـه
جناب مدیر
چرا قبل ازینکه بیایی داخل در نزدی؟ این رفتار بی ادبانه است
خب حالا بگـو چی میخوای؟
آقای مـدیر، منو دزدیده بودن
ها؟
اما از دستشون فرار کردم
اها
کار مارافسـای ها بود
ها؟
اما میدونم کجا مخفی شدن
اها
جناب مدیر
شما چیزی در مورد ستاره ی لـی یینگ شانگ،آنجــلینا،یو هان لینگ،خـون شیطانی جـی میدونین؟
ازین به بعد دیگه کاری با فانگ تیان زه نداشته باش
محافظت از خاندان فانگ به عهده ی ماست
حالا که خاندان فانگ وارث جدیدی پیدا کرده
دیگه نیازی نیست به کارمون ادامه بدیم
آسیب به امـوال مدرسـه
حین ارتکاب جرم مچتـو گرفتم
اگـه دلت واسه دعوا تنگ شده، یه راه دیگـه پیدا کن
داشتم شوخی میکردم
اصلا جنبه ی شوخی نداری
چرا کشتیهات غرق شده؟ بگو ببینم مشکلت چیه؟
بیا
میخوام لبخند روی لــبهات بیارم
لازم به گفتنـش نیست، خودم میدونم
به فانگ تیان زه ربط داره
چیه؟
هنـوز باهات تماس نگرفته؟
خیلی وقتـه که ناپدید شده و تو هیچ خبـری ازش نداری
واقعا تو رو دوست خودش میدونستـه؟
تو چی در مورد ما میدونی؟
درسـته
من هیچـی در موردتـون نمیدونم
آخـه مگه فانگ تیانزه چـه آش دهن سوزیـه؟
اونقـدر ارزش داره که خودتو بخاطرش فدا کنی؟
تو...این لبخند عجیبت چه معنایی داره؟
باشــه، بیشتر ازین بهت زحمت پرسیدن نمیدم
وقتی پنج سالم بود
پدرم منـو به عمارت اونها برد
شن هائو
از حالا به بعد،تا زمانـی که زنده ای و نفـس میکشی باید از ارباب فانگ تیان زه محافظت کنی
در هنگام تنگدستی و ثروت، درهنگام بیماری و سلامتی،از امروز تا زمانی که مرگ شما رو از هم جدا کنـه، کنارش میمونـی
حاضـری ایـن کارو انجام بدی؟
با کمال میـل
فانگ تیان زه
از حالا به بعد، شن هائو محافـظ وفادار تو خواهد بود
در هنگام تنگدستی و ثروت، درهنگام بیماری و سلامتی باید به چشم مورد اعتمادتـرین فـرد بهش نگاه کنی و هیچوقت ازش جدا نشـی
حاضـری ایـن کارو انجام بدی؟
با کمال میـل
نشان خانوادگـیتون رو بهم بدید
به هم دست بدید
رفیق شفیق
ممنونم
تیانزه، وایستا
صبر کن
خیلی وقته ندیدمت
قصد نداری یک کلمه هم باهام حرف بزنی؟
اگه اشتباه نکنم، ما دیگه هیچ ارتباطی باهم نداریم
اگه تو بخوای، حاضرم باهات بیام
No comments yet. Be the first to leave one.