Vinland Saga

Vinland Saga (ヴィンランド・サガ)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

[AnimWorld] Vinland Saga - 01 [720p]
Vinland Saga - 01 [HorribleSubs] Web-dl 1080p 720p 480p
د لخوا تبصره Anim World
ارائه‌ی دنیای انیمه || ترجمه‌ی hossein 2

تګونه

720p
720
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
480p
480
په خپور شو: 2019-07-07
ډاونلوډونه: 71
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 138 کرښې.

.تورس

.هلگا

.تورس

سال 987 هیورونگاواگر

چرا سر جات ماتت برده بود؟ حالت خوب نیست؟

.ببخشید. تو خودم بودم

.خیلی پخش شدیم. نمی‌تونیم جلوی موج دوم حملاتشون رو بگیریم

،تورکل، وقتی سر و کله فلوکی پیدا شد .خط مقدم رو ببر جلو

منظورت اون روانیه؟

من که برام مهم نیست. تو چی؟

.میخوام راه دشمن رو ببندم

ببندی؟ یعنی چی؟

چطوری میخوای خودت رو برسونی اونجا؟

.آهان. با پاهات

صبر کن ببینم. تنهایی میری؟

...ماریا. شرمنده

hossein 2 & devilhunter

AnimWorld Presents

:کاری از

جایی جز اینجا

سال 1002، ایسلند

تورفین، میشه به گوسفندها غذا بدی و شیر گاو رو بدوشی؟

.باشه

،بعد از ترک مارک‌لند

.کشتی‌مون رهسپار جنوب شد

".اونجا سرزمین‌های بهتری هست"

.باد بهمون نویدش رو میداد

.و پیداش هم کردیم

.قاره‌ی جدید

.دنیایی جدید که سرشار از میوه‌ها و زمین‌های سرسبزه

.واسش اسم گذاشتم

.اسم اون سرزمین... وینلنده

نظرتون چیه بچه‌ها؟ نکنه تو نظر بهتری از من یعنی لیف اریکسون داری؟

.عالی بود حاج لیف

بعدش چی شد؟

کسی اونجا بود؟

گرم بود؟

بزرگتر از ایسلنده؟

.آره. از اینجا که خیلی بزرگتره .همه‌جاش سرسبز بود

.با مردم محلی هم آشنا شدیم

.زبون هم رو نمیفهمیدیم، ولی رفیق شدیم

.این تاج و پیپ کادوی اون‌هاست

.میبینی؟ این رو میگم

.فقط جنگجویان واقعی حق دارن سرشون بذارند

...خب، میدونی

.بابا ایول

چی؟ بچه‌ها هنوز بیدارند؟

میشه بهش دست بزنم؟

.ببخشید. میخواستم داستان‌های لیف رو بشنوند

.جنگجوی واقعی؟ معرکه‌ای حاجی

.واقعاً؟ آفرین تورفین، پسر خوب چطوره وقتی بزرگ شدی با من بیای دریانوردی؟

.چی؟ الان میخوام

الان؟

.یه چیزی جور درنمیاد، لیف سان

آخه پدربزرگم گفت

،یورمونگاند در غرب زندگی میکنه .و هر کشتی‌ای نزدیک بشه رو میخوره

.و بعد از اونجا هیچی نیست

.دقیقاً واسه همین باید به ابهت من پی ببرین

.میبینی؟ این مدرک یعنی من جنگجوی واقعی هستم

.لیف سان، تو جنگجو نیستی

.چی؟ آخه تو چی میدونی

.همه‌ی جنگجوها که مال میدون جنگ نیستند

.دریانوردها علیه دریا می‌جنگند. کارشون خفنه

.دیدی گفتم

.آره

چی؟

.همه میگن تو عین یه بچه‌ی ریش‌داری

،اهل ماجراجویی هستی .ولی تو میدون جنگ به درد نمیخوری

.از خودتون حرف در نیارین تورفین، تو که حرف‌هام رو باور میکنی؟

یا به نظرت من یه پیرمردم که کاری از دستم برنمیاد؟

بهم باور نداری؟

...خب، درست‌ـه که بابام جنگجوئه

.تورس. این بچه‌ها من رو احمق فرض کردند .ادبشون کن

.خیلی خب. برای امروز کافیه

.آری، بفرستشون خونه

.باشه، تورس سان

.میبینمتون

.فعلاً

.که اینطور. چند نفر تو گرین‌لند از سرما مردند

.آره. سرمای امسال شدیدتر هم میشه .حیوانات زیادی تلف میشند

.مشکل اینجاست که هرچی سنت بالاتر میره تحمل سرما سخت‌تر میشه

.خیلی سرده

.ممنونم

.فقط این دو تا ضعیف شدند

.حتماً‌ سردت شده ئیلوا چان. بیا گرمت کنم

.مرتیکه منحرف

.مامان، برو بخواب. باز سرما میخوری‌ها

.چیزی نیست. بیا کمکم گوسفند رو ببندیم - .باشه -

.انگار زندگی اینجا هم سخت شده

.آره

.ممکنه اینقدر سرد بشه که کسی زنده نمونه

.داداشم که میخواد از کشورمون مهاجرت کنه

دوره، نه؟

چی؟

.سفر طولانی‌ای داشتم

.به پیش. وینلند نزدیکه

.کاپیتان تورفین - چی شده؟ -

.یورمونگاند

.مردی بیا جلو، هیولا

.آخ

.آبجی، برو تو تخت خودت بخواب .اینجا جا نیست

.چی؟ نمیخوام

.نامردیه. من این تخت رو گرم کردم

.هنوز حرف میزنند

.ولشون کن. نگرانی کار بزرگترهاست

.بیا اینجا بغلت کنم

میگم بابا. چرا نمیشه برده بگیریم؟

.مادر که مریض‌احواله .حالا کارهای خونه هم افتاده رو دوش من

.قدغنه .هر سال سوال تکراری نپرس

.خیلی آدم عجیبی هستی

.ئیلوا

.فکرکردم الان‌ـه که بمیرم

صدمه دیدی؟

.خوبم

چی شده؟

.یه چیزی این زیره

ئیلوا؟

.میگم حاجی چقدر از داستان دیروزت راست بود؟

.چی میگی؟ همه‌ش راست بود

.پس من رو با این کشتی ببر .اگه با چشم‌های خودم ببینم باور میکنم

.کله‌پوک. باور کردن که این نیست

،اگه میخوای سوار قایق بشی .برو به بابات بگو

.کشتی جنگی ما اونجاست .روستامون نسل‌هاست ازش استفاده میکنه

.مطمئنم پدرت با کمال میل بهت قرضش میده

،آب از دست بابام نمی‌چکه. همه‌ش میگه نه .هرچقدر هم که اصرار کنم

.خسیس نیست

.اقیانوس خطرناکه، تورفین

.جوانی‌هام توی یخ گیر کردم

.تازه به گرین‌لند اومده بودم. حواسم نبود

.چیزی نگذشت که غذامون تموم شد .یخ میخوردیم تا گشنگی فشار نیاره

.در نهایت قایقمون غرق شد

.بیچاره و سرگردون روی دریا قدم میزدیم

.تا اینکه یه روز فهمیدم فقط خودم موندم

.هر شش نفر همراهم تلف شدند

چرا؟

اگه این همه مشکل داریم، پس چرا شمال زندگی میکنیم؟

.هلگا. آب رو بذار جوش بیاد. ئیلوا، پتو خز رو بیار

.باشه

More Farsi Persian subtitles for Vinland Saga

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left