Warehouse 13

Warehouse 13

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

Werehouse 13-S04E08
د لخوا تبصره Mostafa-p
Mostafa-p مترجم Imdb-dl.com

تګونه

other
په خپور شو: 2013-11-17
ډاونلوډونه: 23
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

. آنچه گذشت

برای یه لحظه فکر کردم مثل خواهر بزرگترمی

اون کجا زندگی میکنه ؟ چیکار میکنه ؟

ازش بیشتر بگو - اون مدتی میشه که مُرده -

اگه اینکارو بکنی و به هرکسی دربارش بگی . تو خطر مرگ میفته

... من متوجه شدم که هر وقت زخمی میشم

اوه ، منو زدن - کلودیا احساس درد میکنه -

من و تو خوب میدونیم که رها کردن خودم ... از میزان شمار

ممکنه تنها راهی باشه که کلودیا . رو در امان نگه میداره

... من میخوام که تو

شی ء حقیقی رو برام پیدا کنی . قبل از اینکه اون پیدام کنه

برادر آدریان چی میخواد ؟

به شما ربطی نداره - در واقع داره رفیق -

... از وقتی آلیس و کاسه مرمری دوباره به دنیای

. خارج برگشتن - .... آره و موقعی که نزدیک بود -

. استیو و کلودیا زنده زیر آوار دفن بشن - ... برای همین نمیخوام هیچکدوم از شما -

. در خطر بیشتری بیفتید . علاوه بر مشکلات دیگه ای هم داریم

" یکی بنام "لئونارد بوکوفسکی اون در بیمارستانی در دالتون ـه

در غرب ویرجینیا اسمش ثبت شده اون یه نوع سوختگی عجیب پوستی داشته

که تمام صورت و دستاش رو پوشونده و خون سرفه میکنه

و ذرات اکسید داره - سوختگی پوست ، هان ؟ -

شاید یه جادوگر اونو برده زیر بارون ولش کرده

یا اینکه این قضیه کاملا جدی ـه

و من دیگه نباید در موردش شوخی کنم آره فکر خوبیه -

باشه بزارید یه کم روشنتون کنم

میدونم داری چیکار میکنی ، آرتی

... باید حرف بزنیم - ... یه مرد در غرب ویرجینیا -

. کمک نیاز داره ! شما باید زندگی این آدما رو نجات بدید ، برید

ببین بالاخره یکی از همین روزها ... یه اتفاقی می افته

. و اونوقت مجبور میشی همه چیزو بهمون بگی

. اوه اون مال سه شنبه پیش بود

! برید

برید ! برید

. پس بیاید بریم با برادر آدریان حرف بزنیم

خدایا کمکم کن - ... این بردارت دقیقا چیکار -

میخواد بکنه ؟ تبدیل ؟

. با سر تکون دادنم نمیتونی از زیرش در بری

... شما هم همینطور ، بعلاوه کارهای مهم تری

برای انجام دارید - مثلا چی ؟ -

مثل رها کردن استیو از میزان شمار

تو میزان شمار رو اونجا نگه میداشتی ؟

خیالم راحت شد -

پس از آلمان خبری رسیده ؟

آره یکی از نوادگان " رابرت شومن " آهنگساز

اون تایید کرد که میزان شماردر سال 1830

. متعلق به شومن بوده - وایسا ، وایسا -

میشه یه لحظه صبر کنی ؟ .... قبل از اینکه دست به کاری بزنیم

میدونیم اینکار چه ریسکی داره یا نقشه ای هم داریم ؟

فکر میکردم تو هم میخوای تو اینکار باشی

میخوام ولی نه وقتی که قرار باشه . دوباره بمیری

انقدر عجله برای چیه ؟

باشه ، منظورتو رسوندی - آره -

شومن در سال 1833سعی کرد خودش رو بکشه

...." ولی نامزدش " کلارا ویک

. بوسیله میزان شمار اونو زنده نگه داشت

که متاسفانه اینکار اونو به یه دیوونه تبدیل کرد

عجب - .... شومن در سال 1839 -

از دستگاه میزانه شمار آزاد شد : و نوشت

.... برای رهایی از این قلب

یکی باید مالکش رو پیدا کند

و شروع تازه ای از جایی که آمده داشته باشد

ازاونجا که یکی میاد ؟ نیوجرسی ؟

. احتمالا اونجا محل تولد توئه

تو در خونه بدنیا اومدی ، درسته ؟ - دیدی ؟ اینم یه معّما -

. برید حلش کنید

باید یه راه دیگه هم باشه - نیست -

برو ، آزاد شو قبل از اینکه مثل شومن . دیوونه بشی

سلام آرتور

خیلی هوشمندانه ست . بسختی صفحه نمایش رو دیدم

. حالا بیا راجب برادر آدریان صحبت کنیم

... نمیدونم اون چی بهت گفته

درباره برادر آدریان ؟

... یا اینکه بخاطر استفاده اسطرلاب ماژلان

برای بازگشت زمان ؟

از اونجا که آقای سایکس سعی کرد ... انبار رو نابود کنه

من متوجه شدم که یه چیزی زمان رو . دگرگون کرده

. که اون چیز ظاهرا توئی

آرتور ، چطور تونستی همچین کاری بکنی

اونم ریسک استفاده از یه شی ء مخرب ؟

من چاره ای نداشتم ، انبار نابود شده بود

تو هم مُرده بودی

تو هم همینطور ، اچ جی

تو جون من و مایکا و پیت رو نجات دادی . ولی خودت کشته شدی

این چیزیه که تو از طرف من به نایب ها گفتی

.... و تالار ایتربیم - نابود شده بود -

جعبه ی پاندورا چی ؟ - نابود شد -

پس امیدت چی ؟ - اونم رفته بود -

کار اشتباهی انجام دادم ؟ - نه -

منم بودم همینکارو میکردم ... ولی آرتور

عواقبش چیه ؟ - ... اون گفت من دارم -

از خودم یک شیطان خلق میکنم

که مجبورم تا پایان عمرم تحملش کنم

آقای بوکوسکی ، از کِی شروع شد ؟

.. گمونم از دیشب .... یدفعه سرفه ام گرفت

از وقتی که از کارخونه زدم بیرون - " کارخونه فولاد "سیسکل -

درسته ، من فایلش رو خوندم

ها ها

... پس اونجا کار میکنید

من و تمام کسانی که در 50 کیلومتری دالتون . زندگی میکنیم

اونجا مریض شدی ؟

دکترا از همه آزمایش گرفته ان . همگی منفی بودن

اونا حتی نمیزارن که امشب برای دیدن . مسابقه برم

درسته ، ببین "لنی" وسیله ی کار یا ابزاری .... چیزی

که قدیمی باشه این اواخر دم دستت نبوده ؟ - نه -

دشمن چی ؟ - نه -

مردم منو دوست دارن ... تنها کسی که از من متفره

و منم ازش متنفرم " هنک سیسکل " ـه

. اون مالک کارخونه ست چرا ؟

. اون هفته هاست که حقوق مارو نداده

اون فقط حقوق 30 نفرو داده

میگه ورشکست شده که میدونم مزخرف میگه پس ما باید صبر کنیم

ما با مطبوعات صحبت کردیم و اعتصاب کردیم

. ما فقط سعی داشتیم شغل مون رو حفظ کنیم

شرمنده ، اون باید استراحت کنه

. برای وقتی که گذاشتید ممنونم

میشه اگه تغییری کرد با من تماس بگیرید ؟

پس ... اینجا سرزمین جینکسی ـه ، نه ؟ اینجا رو ببین

... تو دوران بچگیت رو اینجا گذروندی

و با پدرت بسکتبال بازی میکردی - درواقع ، مادرم ـه -

این اصلا فکر خوبی نیست

نه ، استیو ، بیا

... الان که اومدیم میخوای به من بگی چرا

نمیخوای بری اونجا و در بزنی ؟

.... ببین من و مادرم ... ما

با هم دعوا کردیم - در مورد مسئله همجنس بازیت ؟ -

چی ؟ نه ، نه اون این چیزا براش مهم نیست

اینجا نیوجرسی ـه . نه شمال کالیفرنیا

پس چیه ؟ - میشه فقط کارمونو بکنیم -

و بعدش برگردیم خونه ؟

. باشه ، بزار مادر بدجنست رو ببینیم

. استیون

. سلام مامان

اوه

. خدارو شکر که اومدی

مامان ، این دوستم کلودیاست

سلام - خوشبختم خانم جینکس -

منم از دیدنت خوشبختم ، خوش اومدی

خوشحالم که هردوتون رو میبینم ، بیاید داخل

. عجب کابوسی برای تو بود

! عمرا اگه از اینجا بریم

. ما کارمونو میخوایم و هیچ جا نمیریم

! عمرا اگه از اینجا بریم

. ما کارمونو میخوایم و هیچ جا نمیریم

! عمرا اگه از اینجا بریم

. ما کارمونو میخوایم و هیچ جا نمیریم

! عمرا اگه از اینجا بریم

. کلانتر من باید برم داخل

! عمرا اگه از اینجا بریم

. پس این اماکن سمّی ـه ان

سرطان ، بیماری های ریوی - ... آره ولی نه چیزی که -

باعث سوختگی پوست بشه - از سر راهم برو کنار -

تکون بخور

هی

هی ، برید کنار ، برید کنار

جدا شید

یکی امروز میخواد کار کنه عوضی

تو دیگه کدوم خری هستی ؟

. ماموران "لاتیمیر و برینگ "از سرویس مخفی

عالی شد ، بالاخره اف بی آی اومد . "سراغ "سیسکل

. نه بخاطر اون نیومدیم

ما سعی داریم کشف کنیم که چی به سر . لنی بوکوسکی اومده

جدی ؟ اینا همش زیر سر " سیسکل " ـه

من " سم گریتی " از طرف اتحادیه کارگری ام

ببخشید - ... اول جایگاه بشکه ها-

بطور تصادفی فرو میریزه ... و سرکارگرمون نزدیک بود

بخاطرش تعمیرش کشته بشه - آره ، درست بعد از اینکه اعتراض کردیم -

. آره ، بعش لنی مریض شد

حالا سیسکل تهدید میکنه که میخواد کارخونه رو تعطیل کنه ؟

مایکز - بله ؟ -

. دکتر لنی پشت خط بود

... گفت وضع بافت های ریویش خیلی بد بوده

. و مجبور شدن بخش بزرگی ازش رو جدا کنن

. خدای من

پیت ! زنگ بزن آمبولانس بیاد

نمیدونم آرتی اوضاش خیلی وخیم ـه

. دستاش ترک دارن و نارنجی شدن

. مثل یه ماشین قدیمی به گِل نشسته

هیچ ردی از اشیاء مصنوعی ندارید ؟

نه ، واقعا نه ... این یارو سیسکل

. صاحب کارخونه رو میگم

. کارگرانش مطمئن ان که همه کارها زیر سر اونه

ولی مدرکی ندارن - ابلهانه ست ، نه ؟ -

فقط بخاطر اینکه حادثه تو کارخونه اون اتفاق افتاده ؟

... و اینکه بخوای با مریض کردن کارگرات

توجه همه رو بخودت جلب کنی - ... آره بجز اینکه -

کلانتر در سه روز گذشته از درگیری هاش . حمایت کرده

... بار اول وقتی که لنی بوکوسکی در مقابل

کارفرما می ایسته ، و امروزم یه کارگر دیگه . "بنام" تیم

. و هردوشون در بیمارستان بستری ان

. فکر میکنم این موضوع خیلی مشکوک ـه

. آره مشکوک بنظر میاد

منم همینو گفتم - آره میدونم -

. فقط تاییدش کردم

... ببین ، من تو مود سیسکل نیستم

چون الان درگیر کار دیگه ای ام

ولی اینو میتونم بهتون بگم که اون ... اسمشو عوض کرده

از هنک بلوک به هنک سیسکل در سال 2001

عجب

واقعا پرتاب خوبی بوده - درسته -

پرتاب خوب !!! واقعا چطوری این واژه ها رو از خودت اختراع میکنی ؟

More Farsi Persian subtitles for Warehouse 13

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left