لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس shine021
هي پسر.
بايد
برگردم، رفيق.
داداش کوچيکه، قبل از رفتنت يه چيزي بگو.
من چجوري مُردم؟
تير خوردي.
ميتونستيم فرار کنيم، ولي من مجبورمون کردم بخاطر'اسپايدر'برگرديم.
بعدش مجبور شديم دوباره برگرديم عقب.
تقصير تو نيست. اينو به بابا بگو.
ما اصلاً نبايد اون بيرون ميبوديم.
من باعث شدم گير بيفتيم، چون از دستورها سرپيچي کردم.
اين تو رو آدم ميکنه.
دوستت دارم، داداش.
من داداشم رو کشتم.
مهم نيست چي ميشه، بايد تا آخر عمرم با اين حقيقت زندگي کنم.
کاش مي تونستم اين کارو بکنم.
کاش مي تونستم اين کارو بکنم.
اگه يه تشنج مسخره ديگه زير آب بهم دست بده...
آره، تو ميشدي من، بدون ماسک.
بيا امتحان کنيم ببينيم چي ميشه.
اوضاع چطوره؟ اوضاع چطوره؟
يه همچين چيزي، نه؟
آتش نفرت فقط خاکستر غم به جا ميذاره.
مادرم به روش باستاني سوگواري ميکرد، و در کسوفهاي روزانه، زندگي پسرش رو نيش ميزد.
چون نور هميشه برميگشت.
يه راه 'ناوي' هست، يه راه هم راه بابامه.
هيچي نگو، فقط خودتو مشغول کن.
مردم ساحلي ميگن دريا تو رو پاک ميکنه.
گناهات رو ميشوره ميبره.
چي پيدا کردي؟
تو بايد اسلحه و وسايل به درد نخور جمع کني.
حواستو جمع کن، پسر.
نذار مادرت اينو ببينه.
بازيکني.
داري چه کار ميکني؟
اين يه اي آرهست، درسته؟
اين مک هست. اينجا جاي گلولههاست.
خاليه.
بکشش.
پرش کن.
و بعدش، بوم، ميتوني رگباري شليک کني.
با اين ميتوني خيلي از مردم آسمون رو بکشي.
ديدي؟ عملکرد سراميکي. تميز و روغنشون کن. مثل روز اول ميشن.
اين راه ناوي نيست، 'جيک سويني'.
سلاحهاي فلزي ممنوعن.
تو اونا رو ميشناسي.
دست زدن بهشون دل رو به جوش مياره.
ايوا فراهم ميکنه
هنوز دوره سوگواري تموم نشده.
'دوک'، تو بايد پيش خانوادت باشي، نه اينکه اينا رو جمع کني.
زنت بهت احتياج داره.
پسرم توي صخره کنار اجدادش آرميده.
اين خونهمونه.
گفتم که ميايستم و ميجنگم.
ولي که نميشه با نيزه به جنگ ناو رفت. ما اون کشتي شيطاني رو غرق کرديم.
الان 'پوست صورتيها' از ما ميترسن.
آره؟ شانسي آورديم.
و اونا ضربه هاي خيلي بيشتري خوردن.
ما تو رو داريم.
ممنونيم که کنار ما ايستادي، 'جيک سويني'.
ما به اسلحه احتياج نداريم، به سوارکار آخرين سايه نياز داريم.
سوار شو، اي 'توروک' بزرگ، همونطور که قبلاً سوار شدي.
تعقيبشون ميکنيم، مگه نه؟
تو هميشه 'تاروک موکتو' هستي.
بيا. صدامو ميشنوي؟
منو؟
آره، صدات رو واضح ميشنويم. ادامه بده، دکتر.
خب، ما تمام لاشه کشتي رو گشتيم، از اين سر تا اون سر. ما يه شعاع
حدوداً ??? متري اطرافش رو هم جستجو کرديم.
هيچکس رو پيدا نکرديم.
فقط خدمه.
خب،
به گشتن ادامه بدين.
بايد شعاع جستجو رو بيشتر کنيد.
چشم.
'لولي' هنوز اون بيرونه.
از کجا معلوم؟ اون لاشخور حتماً جسد رو برده.
نه. اون زده به چاک و تو همين منطقه است. رسيده به چند تا دهکده. شما فقط
فقط يه کشتي بهم بدين تا... بهت کشتي دادم که. همون پايينه، ته
دريا. آره.
همراه با خدمهام.
همهشون مُردن.
تو منو تا اينجا کشوندي. ?? تريليون مايل براي يه ماموريت. يه ضربه
سخت و مرگبار به يه نفر.
من کوتاه نميام.
روح اجدادم تو اين کتابه.
اين قدرت ما بود.
من ميتونم کمکت کنم درستش کني، 'نوآک'.
نه!
داغون شده!
هر چي رو دست ميذارم خراب ميشه.
هيچوقت در موردش حرف نزدن.
ولي مثل يه 'تانادور' کمين کرده تو اتاق حس ميشد.
ميدونم هيچوقت از کمانت دست نميکشي.
فقط موقع ضربه خوردن نزديک نباش.
پس تو با 'رنو' همعقيدهاي؟
من هيچوقت جلوي اون زن بر ضد شوهرم حرف نميزنم.
ببين، من يه تفنگدار درياييم.
من که با چاقو به جنگ اسلحه نميرم.
يا دعا.
خب، پس من بايد چيکار کنم؟
نه ميتونم فرار کنم، نه ميتونم بجنگم.
درسته.
'Ewa' خودش يه کاري ميکنه.
آره؟ پس ايوا کجا بود؟ وقتي پسرش داشت جون ميداد ايوا کجا بود؟ 'جيک'!
من تو يه جايي هستم که هيچي ندارم.
نه مردم منن، نه جنگل من.
حتي کمان بابام هم ديگه نيست.
تنها چيزي که برام مونده، ايمانه.
اين نقشه مادره.
متاسفم. تو همه ما رو نجات دادي.
مراقب بودن، اسم وسط منه، 'اسکوت'.
تو بايد بيشتر مراقب باشي، فسقلي. حواستو جمع کن.
پاشو.
پاشو.
بايد حواستو جمع کني.
نگاهش کن. اون که جاي زيادي نميگيره.
به شرطي که دردسري درست نکنه.
يه زانو بزن. بريم.
زود باش 'کيري'.
'کيري'، خواهش ميکنم.
من و مامان به يه نتيجه رسيديم.
'اسپايدر'، تو قراره برگردي به اون کمپ بالا، تنها زندگي کني. چي؟
اون 'تاجراي باد' تو رو ميگيرن. نه، بابا. اون نميتونه.
بذار ببينيم.
تو که نميتوني شب و روز با ماسک زندگي کني. من فقط ميخوام پيش شما بمونم.
ميدونم، ولي خيلي خطرناکه. اين اصلاً عادلانه نيست.
خواهش ميکنم، شما تنها خانوادهاي هستين که من داشتم.
اين به نفع توئه. ولي بابا، اون بهترين دوست ماست.
نميشه فقط بجنگيم و دورشون کنيم؟
خيلي خطرناکه.
تو خودت يه باتريِ در حالِ مرگي.
اون بايد پيش همنوعهاي خودش باشه.
مامان.
چه جور آدمي، مادر؟
فضايي؟ مزخرف.
پوست صورتي.
'گري'، بسه. تو خيلي ازشون متنفري. فقط همين رو ميبيني.
اون 'اسپايدر'ـه.
خواهش ميکنم، 'جيک'.
آقاي 'سالي'، من هيچ مشکلي ايجاد نميکنم. خودتون ميدونيد.
بابا، اين کار درست نيست.
'اسپايدر' جزئي از اين خونوادهست. اون هيچوقت جزئي از اين خونواده نخواهد بود.
مراقبش باش.
اين امنترين راه براي انتقالشه. نه، خواهش ميکنم. اون امروز ميره. تو نميتوني...
خيلي خب، آقاي 'سالي'. بسه ديگه.
اينجا يه خونوادهست، نه دموکراسي.
باشه؟
بهترين دختر بچه.
نه! بهم دست نزنيد!
عيبي نداره.
ميفهمي؟
نه.
من قبلاً برادرم رو از دست دادم.
نميتونم ديگه کسي رو از دست بدم.
با هم خاکبرداري کنيم؟
آره. اين شعار خانوادگي ماست.
اين عادلانه نيست.
باشه.
هي، خوبين؟ اين چطوره؟
همهمون با هم ميريم تا برسونيمشون.
'کيتي'؟
تو که گفتي ميخواي مادربزرگت رو ببيني.
آره، يه ماجراجويي خانوادگي ميشه.
همينجا بمونين.
قرارمون فقط سر اون پسر 'پوست صورتي' بود.
هيچ مشکلي پيش نمياد.
تو خودت عين دردسري.
تاجر بايد بره.
معلومه که ما نميتونيم طرف کسي رو بگيريم.
حضور 'تاروک ماکتو' تو کشتي من، منو مجبور ميکنه تو اين جنگ طرف يکي رو بگيرم.
شايد اشتباه ميکني.
'تاروک ماکتو' هيچوقت تو کشتي تو نبوده.
پس اين يه جور جايزه بود.
منظورم اينه که، يه زن خوشحال ميشه که به عنوان محافظ پرواز کنه و از کاروان شما محافظت کنه.
شايد.
راهزنهاي 'مانگوان' دارن وحشيتر ميشن.
بسيار خب.
تو زمين ميبينمت.
هر کسي يه مدلي سوگواري ميکنه.
براي من، اينجا تنها که باشم، حس ميکنم پيشمه،
با خودم.
داداش، اينو نيگا.
من صداش رو تو باد ميشنوم.
ببين بابا، من داشتم فکر ميکردم.
من بايد يه تفنگ بردارم و باهات پرواز کنم.
اين اتفاق نميافته.
چرا که نه؟
تو خودت بهم تيراندازي ياد دادي.
باشه، من ميدونم دارم چيکار ميکنم.
دستگاه ارتباطيت کو؟ من پنج بار بهت زنگ زدم.
دستگاههاي ارتباطيت کجاست؟
اين قانون شماره يک بود.
تو حتي از پس اينم برنمياي.
چي پيدا کردي؟
اگه چيزي واسه ما نداري، الکي به اين يارو وعده آبجو نده.
واسه ما.
گشتهاي دوربرد اينارو وقتي وارد حريم هوايي ما ميشن، شناسايي ميکنن.
يه پرواز معموليه؟
No comments yet. Be the first to leave one.