Snabba Cash

Snabba Cash

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Snabba Cash S01 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-TRIPEL
Snabba Cash S01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-TRIPEL
Snabba Cash S01 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-3cTWeB
Snabba Cash S01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-3cTWeB
Snabba Cash S01 WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
په خپور شو: 2022-07-17
ډاونلوډونه: 26
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫یالا، گند نزن

‫تو می‌تونی

‫بریم تو کارش

‫یعنی چی؟

‫- لیا! لیا! چیکار می‌کنی؟ ‫- یه جلسه دارم

‫- می‌دونی الان چند وقته اجاره ندادی... ‫- فردا میدم. باشه؟

‫نمی‌دونم. ساعت چنده؟

‫- خیلی‌خب، آماده‌ی شروعیم ‫- صحیح. سلام

‫سریع تموم میشه. لازم نیست بشینی

‫خوبم. تو چطوری؟

‫سرمایه‌ی اولیه‌تو خرج کردی. ‫حالا دیگه پولی در کار نیست

‫فقط یه لحظه به من گوش کن

‫می‌دونم که سرمایه‌ی اولیه تموم شده، ‫ولی جهان استارت‌آپ‌ها همینه

‫همه دارن روی اتفاق بزرگ بعدی کار می‌کنن

‫بیا، برای مثال، دفتر لنارت و کنراد

‫این بچه‌ها خیلی باهوشن

‫دارن روی یه الگوریتم کار می‌کنن...

‫که با استفاده از الگوهای آب و هوا، ‫گرایشات اقتصادی رو پیشبینی می‌کنه

‫همین تازگی پنجاه میلیون کرون ‫روی کارشون سرمایه‌گذاری شده

‫واقعاً؟

‫اینجا یوهانا و لینا رو داریم

‫دارن یه پنیر گیاهی جدید پرورش میدن ‫و واسه تولید انبوه آماده میشن

‫خیلی‌خب

‫سلام. گفتی پنیر گیاهی؟

‫- آره ‫- خیلی دغدغه‌منده

‫خب بازار خودشونو دارن. ولی می‌دونی چیه؟

‫سه سال دیگه، اونا هنوز دارن ‫پنیر باب میل هیپی‌ها رو درست می‌کنن

‫سه سال دیگه شرکت تارگت‌کوچ ‫به عظمت شرکت مکینگ میشه

‫داری همه‌چیو برام سخت می‌کنی، لیا

‫مارکوس، بیخیال

‫پنجاه میلیون کرون. حتی ده میلیون. دیدی که ‫با 1.5 میلیون چه کارایی از دستم بر میاد

‫فکر کن با پنج میلیون چیکار میشه کرد

‫الان چهار ماهه که...

‫- مارکوس ‫- حقوق خودتم نتونستی بدی

‫- صبر کن ‫- لیا

‫- یه لحظه وایستید ‫- آره، الان میام

‫تا الانشم 1.5 میلیون کرون ‫سرمایه‌گذاری کردی

‫یه بار دیگه سرمایه بهم بده

‫مو روی صورتت افتاده

‫می‌دونی تو چی هستی؟

‫تو خیلی رو مخی. از زنم هم بدتری

‫آره

‫پنج میلیون کرون دیگه میدم

‫ولی قول بده که این انگیزه‌ی اعصاب‌خردکن ‫و شدید رو حفظ کنی

‫تنها چیزی که جواب میده همینه. ‫باید سریع پیش بریم، حله؟

‫باشه، مشکلی نیست

‫خیلی‌خب

‫به وکلام میگم که یه قرارداد جدید ‫آماده کنن و امشب برات بفرستن

‫تبریک میگم

‫بذار رد بشم

‫- چطور پیش رفت؟ ‫- بودجه‌ی اضافی رو گرفتم

‫- شوخی می‌کنی؟ ‫- نه، جدی. قبول کرد

‫چند هفته بهم وقت بده تا بیارمت اینجا

‫خیلی خفن میشه. عالی میشه

‫- وقت حرکته ‫- هیس! بین خودمون بمونه

‫- همه‌چیو بهم بگو ‫- دهنشو سرویس کردم، ویکتوریا

‫باید می‌دیدی

‫انگار قانع شده بود و می‌خواست ‫کلی پول بده بهم

‫بیخیال. پس معامله تموم‌شده‌ست، درسته؟ ‫چیزی که لازم داشتی رو به دست آوردی؟

‫- دارم بهت میگم، قانع شده بود ‫- باورم نمیشه. خیلی خفنه!

‫- وقت عشق و حاله. فقط جشن بگیریم ‫- خیلی خوشحالم

‫- آره ‫- تو حرف نداری

‫- ویکتوریا، حالت چطوره؟ ‫- عالی‌ام. تو چطوری؟

‫ایشون کارل یوهان هستن. ‫جفتمون به یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی رفتیم

‫سلام

‫خانواده‌ی کارل یوهان، یه خونه ‫نزدیک خونه‌ی ما سمت ساحل فرانسه دارن

‫- آره. سری بعدی باهات میام ‫- به موقع اومدی

‫ببین، باید می‌دیدیمون

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫مامان؟

‫- مامان؟ ‫- ها؟

‫مامان، حالم خوب نیست

‫شرمنده عزیزم. مامانی به خواب بیشتری ‫احتیاج داره

‫- مامان! ‫- ها؟

‫سلام عزیزم

‫مامان، مریض شدم. حالم خوب نیست

‫تب دارم

‫نه، تب نداری

‫خیلی هم دارم

‫خیلی‌خب. می‌خوای امروز ‫با مامان بیای سر کار؟

‫آره

‫خیلی‌خب. برو لباس بپوش. ‫مامانی برات صبحانه درست می‌کنه

‫گندش بزنن

‫مارکوس هستم. لطفاً پیغام بگذارید

‫سلام، مارکوس. حالت چطوره؟ لیا هستم

‫گوش کن، قرارداد به دستم نرسید

‫اگه بتونی بگی که در اولین فرصت ‫برام بفرستنش عالی میشه

‫تا بتونیم کار رو شروع کنیم

‫اگه سوالی چیزی داشتی، ‫هر وقت خواستی زنگ بزن

‫واقعاً واسه توسعه‌ی همکاری‌مون ‫هیجان‌زده‌ام

‫و مشتاق شروعم. پس باهام تماس بگیر

‫روز خوش

‫جرج، دوتا خوراک مخصوص فانوس. ‫لطفاً سریع آماده‌اش کن

‫سلام رئیس کوچولو. امروز کمکمون می‌کنی؟

‫- آره ‫- سعید، چی بهت گفتم؟

‫نمی‌تونی رسید‌های شخصی خودتو ‫با رسیدهای شرکت قاطی کنی

‫گند می‌زنه به حسابداری

‫اونا شخصی نیستن که. ‫همه‌شون خرج و مخارج کاری‌ان

‫- چی می‌خوری؟ ‫- نون

‫دوستش داری؟

‫- رستوران فانوس ‫- جرج، اون سفارش در چه حاله؟

‫- تقریباً آماده‌ست ‫- خیلی‌خب. یه جوجه کباب

‫همین؟

‫آره، بیست دقیقه. ممنون

‫- یه جوجه کباب ‫- رواله

‫- عالی بود ‫- ممنون. خوش گذشت

‫- خداحافظ. ممنون از همگی ‫- خواننده‌ی خوبی هستی

‫- هندونه چند؟ ‫- بیست‌تا

‫فقط همین یکی؟

‫چی می‌خوای حاجی؟

‫بفرما

‫آره، بیا. وقتشه که برگردیم داداش

‫آهای! اینجا قلمروی ماست، ‫مادر قحبه. فهمیدی؟

‫اینو به دانی هم بگو

‫گفتی که وقت تلف نمی‌کنی، بی‌ناموس

‫پس قرارداد کجاست؟

‫سلام، حالت چطوره؟ ردیفی؟

‫بدک نیستم

‫فکر می‌کنم سرمایه‌گذارم داره بازیم میده. ‫از این وضع خوشم نمیاد

‫واسه چی؟

‫قرار بود یه قرارداد برام بفرسته، ‫ولی هنوز به دستم نرسیده

‫- یه وام قابل تبدیل هم دارم ‫- یعنی چی؟

‫اگه سرمایه‌ی جدید رو نفرسته، ورشکست میشم

‫بعدش هرچی دارم می‌افته دست یارو

‫زندگی کاریم، پولم، تمام وجودم، ‫عملاً همه‌چی

‫توی جایگاهیه که عملاً می‌تونه درم بذاره

‫ناجور به نظر میاد

‫سعی کن خیلی به خاطر کار خودتو ‫نگران نکنی، باشه؟ مطمئنم حلش می‌کنی

‫اگه کمک لازم داشتی خبرم کن. جدی میگم

‫- باشه؟ ‫- حله

‫- سلام، لیا ‫- صبح بخیر

‫- سلام ‫- سلام

‫- خوشحالم که می‌بینمت ‫- آره، منم همینطور

‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم، ممنون. خیلی خوشتیپ شدی

‫- ممنون. تو هم همینطور ‫- ممنون

‫خیلی‌خب

‫چه کاری از دستم ساخته‌ست؟

‫خب اومدم ببینم چه خبر از ‫این قرارداد جدیدی که برنامه‌شو داریم؟

‫مارکوس گفت داره اوراق قرضه‌ی ‫قابل تبدیل برام آماده می‌کنه

‫دیروز با هم جلسه داشتیم، ‫چون داره میره یه سفر کاری

‫چیزی در این مورد نگفت

‫خیلی عجیبه

‫گفت همه‌چیو براتون توضیح میده ‫و بعد قرارداد رو برام می‌فرسته

‫شاید فقط یادش رفته که بگه

‫- امکانش هست ‫- نه. فکر نکنم

‫چنین چیزی رو فراموش نمی‌کنه

‫چه گهی داری می‌خوری؟

‫خدایی؟ می‌دونم چه بازی‌ای داری در میاری. ‫می‌خوای کفگیرم به ته دیگه بخوره

‫می‌دونی که ورشکسته میشم

‫گفتی داری قرارداد آماده می‌کنی ‫و نمی‌خوای وقت تلف کنی...

‫پس الان دیگه داری چه مسخره‌بازی ‫در میاری؟

‫گوش کن. خواهش می‌کنم همین الان ‫باهام تماس بگیر. حلش می‌کنیم، باشه؟

‫می‌دونم که پتانسیلشو می‌بینی. ‫تارگت‌کوچ چیز خفنی میشه

‫خواهش می‌کنم باهام تماس بگیر

‫- اینجایی پس ‫- آره

‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم. تو چطوری؟

‫خوبم. جریان ورنر رو شنیدم خوشحال شدم

‫- عالیه ‫- آره. خیلی خفنه

‫سارا و مالکوم الان یه پست ‫توی شرکتشون بهم پیشنهاد دادن

‫دارن کارشون رو توسعه میدن

‫ارتقا پیدا می‌کنن

‫بیخیال ویکتوریا

‫- به نظرم واقعاً نباید این کارو کنی ‫- با چیزی موافقت نکردم

‫من و تو هنوز توی مسیرمون هستیم دیگه؟

‫آره، البته که هستیم

‫باشه، خوبه. چون فکر می‌کنم ‫واقعاً چیز خیلی خوبی پیش رومونه. می‌دونی؟

‫عالی میشه

‫- بعداً می‌بینمت ‫- البته

‫اصلاً توی این اتاق کوچیک ترسناک ‫چیکار می‌کنی؟

‫اصلاً نمی‌دونستم چنین جایی وجود داره

‫- آماده‌ای؟ ‫- البته

‫یالا رفیق. اسلحه‌ات

‫نه. تفنگ نیارید. می‌شناسمش

‫می‌خوای دست خالی بریم؟

‫گوش کن، سلیم. تو با من میای. ‫نالا، تو هم بیا

‫- آری، تو اینجا بمون. ردیفه؟ ‫- اثری از دردسر بود زنگ بزن

‫خیلی‌خب. بیایید

‫- چه خبرا، مارکو؟ ‫- همه‌چی خوبه، راوی

‫شاه اومده

‫بیایید این مزخرفات اقلیتی رو تموم کنیم ‫و مثل چندتا مرد با هم حرف بزنیم. حله؟

‫مشکلی نیست؟

‫من خیال می‌کردم معامله‌مون واضح بود

‫تو قبول کردی بچسبی به قلمروی خودت. ‫تو هم همینو قبول کردی، راوی

‫ولی چنین اتفاقی نیفتاد

‫واسه چی؟

‫این حرومزاده‌ها، آدم من، بسام رو کشتن

‫حالا هم تقاصشو پس میدن

‫داری توی منطقه‌ی من مواد می‌فروشی

‫یه پیام فرستادیم

‫- کارمونو بسط دادیم. بازار آزاده ‫- منم کون ننه‌تو بسط میدم

‫- درست حرف بزن. بچه اینجاست ‫- آهای، قضیه از این قراره

‫- تو چه مرگته؟ ‫- خبری از بسط دادن و گسترش نیست

‫توی منطقه‌ی خودت می‌مونی. ‫همه می‌چسبن به قلمروی خودشون

‫می‌خوام هیچکی کشته نشه. ‫به کارمون ضربه می‌زنه

‫انقدر کص‌کلک‌بازی در نیارید. ‫می‌خواید پول در بیارید یا نه؟

‫اگه رابط‌های منو می‌خواید، ‫باید از قوانین من اطاعت کنید. ردیفه؟

‫اگه یکی دیگه از این انگل‌ها رو ‫توی منطقه‌ام ببینم...

‫انقدر مهربون برخورد نمی‌کنم. حله؟

More Farsi Persian subtitles for Snabba Cash

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left