لومړۍ 200 کرښې.
یالا، گند نزن
تو میتونی
بریم تو کارش
یعنی چی؟
- لیا! لیا! چیکار میکنی؟ - یه جلسه دارم
- میدونی الان چند وقته اجاره ندادی... - فردا میدم. باشه؟
نمیدونم. ساعت چنده؟
- خیلیخب، آمادهی شروعیم - صحیح. سلام
سریع تموم میشه. لازم نیست بشینی
خوبم. تو چطوری؟
سرمایهی اولیهتو خرج کردی. حالا دیگه پولی در کار نیست
فقط یه لحظه به من گوش کن
میدونم که سرمایهی اولیه تموم شده، ولی جهان استارتآپها همینه
همه دارن روی اتفاق بزرگ بعدی کار میکنن
بیا، برای مثال، دفتر لنارت و کنراد
این بچهها خیلی باهوشن
دارن روی یه الگوریتم کار میکنن...
که با استفاده از الگوهای آب و هوا، گرایشات اقتصادی رو پیشبینی میکنه
همین تازگی پنجاه میلیون کرون روی کارشون سرمایهگذاری شده
واقعاً؟
اینجا یوهانا و لینا رو داریم
دارن یه پنیر گیاهی جدید پرورش میدن و واسه تولید انبوه آماده میشن
خیلیخب
سلام. گفتی پنیر گیاهی؟
- آره - خیلی دغدغهمنده
خب بازار خودشونو دارن. ولی میدونی چیه؟
سه سال دیگه، اونا هنوز دارن پنیر باب میل هیپیها رو درست میکنن
سه سال دیگه شرکت تارگتکوچ به عظمت شرکت مکینگ میشه
داری همهچیو برام سخت میکنی، لیا
مارکوس، بیخیال
پنجاه میلیون کرون. حتی ده میلیون. دیدی که با 1.5 میلیون چه کارایی از دستم بر میاد
فکر کن با پنج میلیون چیکار میشه کرد
الان چهار ماهه که...
- مارکوس - حقوق خودتم نتونستی بدی
- صبر کن - لیا
- یه لحظه وایستید - آره، الان میام
تا الانشم 1.5 میلیون کرون سرمایهگذاری کردی
یه بار دیگه سرمایه بهم بده
مو روی صورتت افتاده
میدونی تو چی هستی؟
تو خیلی رو مخی. از زنم هم بدتری
آره
پنج میلیون کرون دیگه میدم
ولی قول بده که این انگیزهی اعصابخردکن و شدید رو حفظ کنی
تنها چیزی که جواب میده همینه. باید سریع پیش بریم، حله؟
باشه، مشکلی نیست
خیلیخب
به وکلام میگم که یه قرارداد جدید آماده کنن و امشب برات بفرستن
تبریک میگم
بذار رد بشم
- چطور پیش رفت؟ - بودجهی اضافی رو گرفتم
- شوخی میکنی؟ - نه، جدی. قبول کرد
چند هفته بهم وقت بده تا بیارمت اینجا
خیلی خفن میشه. عالی میشه
- وقت حرکته - هیس! بین خودمون بمونه
- همهچیو بهم بگو - دهنشو سرویس کردم، ویکتوریا
باید میدیدی
انگار قانع شده بود و میخواست کلی پول بده بهم
بیخیال. پس معامله تمومشدهست، درسته؟ چیزی که لازم داشتی رو به دست آوردی؟
- دارم بهت میگم، قانع شده بود - باورم نمیشه. خیلی خفنه!
- وقت عشق و حاله. فقط جشن بگیریم - خیلی خوشحالم
- آره - تو حرف نداری
- ویکتوریا، حالت چطوره؟ - عالیام. تو چطوری؟
ایشون کارل یوهان هستن. جفتمون به یه مدرسهی شبانهروزی رفتیم
سلام
خانوادهی کارل یوهان، یه خونه نزدیک خونهی ما سمت ساحل فرانسه دارن
- آره. سری بعدی باهات میام - به موقع اومدی
ببین، باید میدیدیمون
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
مامان؟
- مامان؟ - ها؟
مامان، حالم خوب نیست
شرمنده عزیزم. مامانی به خواب بیشتری احتیاج داره
- مامان! - ها؟
سلام عزیزم
مامان، مریض شدم. حالم خوب نیست
تب دارم
نه، تب نداری
خیلی هم دارم
خیلیخب. میخوای امروز با مامان بیای سر کار؟
آره
خیلیخب. برو لباس بپوش. مامانی برات صبحانه درست میکنه
گندش بزنن
مارکوس هستم. لطفاً پیغام بگذارید
سلام، مارکوس. حالت چطوره؟ لیا هستم
گوش کن، قرارداد به دستم نرسید
اگه بتونی بگی که در اولین فرصت برام بفرستنش عالی میشه
تا بتونیم کار رو شروع کنیم
اگه سوالی چیزی داشتی، هر وقت خواستی زنگ بزن
واقعاً واسه توسعهی همکاریمون هیجانزدهام
و مشتاق شروعم. پس باهام تماس بگیر
روز خوش
جرج، دوتا خوراک مخصوص فانوس. لطفاً سریع آمادهاش کن
سلام رئیس کوچولو. امروز کمکمون میکنی؟
- آره - سعید، چی بهت گفتم؟
نمیتونی رسیدهای شخصی خودتو با رسیدهای شرکت قاطی کنی
گند میزنه به حسابداری
اونا شخصی نیستن که. همهشون خرج و مخارج کاریان
- چی میخوری؟ - نون
دوستش داری؟
- رستوران فانوس - جرج، اون سفارش در چه حاله؟
- تقریباً آمادهست - خیلیخب. یه جوجه کباب
همین؟
آره، بیست دقیقه. ممنون
- یه جوجه کباب - رواله
- عالی بود - ممنون. خوش گذشت
- خداحافظ. ممنون از همگی - خوانندهی خوبی هستی
- هندونه چند؟ - بیستتا
فقط همین یکی؟
چی میخوای حاجی؟
بفرما
آره، بیا. وقتشه که برگردیم داداش
آهای! اینجا قلمروی ماست، مادر قحبه. فهمیدی؟
اینو به دانی هم بگو
گفتی که وقت تلف نمیکنی، بیناموس
پس قرارداد کجاست؟
سلام، حالت چطوره؟ ردیفی؟
بدک نیستم
فکر میکنم سرمایهگذارم داره بازیم میده. از این وضع خوشم نمیاد
واسه چی؟
قرار بود یه قرارداد برام بفرسته، ولی هنوز به دستم نرسیده
- یه وام قابل تبدیل هم دارم - یعنی چی؟
اگه سرمایهی جدید رو نفرسته، ورشکست میشم
بعدش هرچی دارم میافته دست یارو
زندگی کاریم، پولم، تمام وجودم، عملاً همهچی
توی جایگاهیه که عملاً میتونه درم بذاره
ناجور به نظر میاد
سعی کن خیلی به خاطر کار خودتو نگران نکنی، باشه؟ مطمئنم حلش میکنی
اگه کمک لازم داشتی خبرم کن. جدی میگم
- باشه؟ - حله
- سلام، لیا - صبح بخیر
- سلام - سلام
- خوشحالم که میبینمت - آره، منم همینطور
- حالت چطوره؟ - خوبم، ممنون. خیلی خوشتیپ شدی
- ممنون. تو هم همینطور - ممنون
خیلیخب
چه کاری از دستم ساختهست؟
خب اومدم ببینم چه خبر از این قرارداد جدیدی که برنامهشو داریم؟
مارکوس گفت داره اوراق قرضهی قابل تبدیل برام آماده میکنه
دیروز با هم جلسه داشتیم، چون داره میره یه سفر کاری
چیزی در این مورد نگفت
خیلی عجیبه
گفت همهچیو براتون توضیح میده و بعد قرارداد رو برام میفرسته
شاید فقط یادش رفته که بگه
- امکانش هست - نه. فکر نکنم
چنین چیزی رو فراموش نمیکنه
چه گهی داری میخوری؟
خدایی؟ میدونم چه بازیای داری در میاری. میخوای کفگیرم به ته دیگه بخوره
میدونی که ورشکسته میشم
گفتی داری قرارداد آماده میکنی و نمیخوای وقت تلف کنی...
پس الان دیگه داری چه مسخرهبازی در میاری؟
گوش کن. خواهش میکنم همین الان باهام تماس بگیر. حلش میکنیم، باشه؟
میدونم که پتانسیلشو میبینی. تارگتکوچ چیز خفنی میشه
خواهش میکنم باهام تماس بگیر
- اینجایی پس - آره
- حالت چطوره؟ - خوبم. تو چطوری؟
خوبم. جریان ورنر رو شنیدم خوشحال شدم
- عالیه - آره. خیلی خفنه
سارا و مالکوم الان یه پست توی شرکتشون بهم پیشنهاد دادن
دارن کارشون رو توسعه میدن
ارتقا پیدا میکنن
بیخیال ویکتوریا
- به نظرم واقعاً نباید این کارو کنی - با چیزی موافقت نکردم
من و تو هنوز توی مسیرمون هستیم دیگه؟
آره، البته که هستیم
باشه، خوبه. چون فکر میکنم واقعاً چیز خیلی خوبی پیش رومونه. میدونی؟
عالی میشه
- بعداً میبینمت - البته
اصلاً توی این اتاق کوچیک ترسناک چیکار میکنی؟
اصلاً نمیدونستم چنین جایی وجود داره
- آمادهای؟ - البته
یالا رفیق. اسلحهات
نه. تفنگ نیارید. میشناسمش
میخوای دست خالی بریم؟
گوش کن، سلیم. تو با من میای. نالا، تو هم بیا
- آری، تو اینجا بمون. ردیفه؟ - اثری از دردسر بود زنگ بزن
خیلیخب. بیایید
- چه خبرا، مارکو؟ - همهچی خوبه، راوی
شاه اومده
بیایید این مزخرفات اقلیتی رو تموم کنیم و مثل چندتا مرد با هم حرف بزنیم. حله؟
مشکلی نیست؟
من خیال میکردم معاملهمون واضح بود
تو قبول کردی بچسبی به قلمروی خودت. تو هم همینو قبول کردی، راوی
ولی چنین اتفاقی نیفتاد
واسه چی؟
این حرومزادهها، آدم من، بسام رو کشتن
حالا هم تقاصشو پس میدن
داری توی منطقهی من مواد میفروشی
یه پیام فرستادیم
- کارمونو بسط دادیم. بازار آزاده - منم کون ننهتو بسط میدم
- درست حرف بزن. بچه اینجاست - آهای، قضیه از این قراره
- تو چه مرگته؟ - خبری از بسط دادن و گسترش نیست
توی منطقهی خودت میمونی. همه میچسبن به قلمروی خودشون
میخوام هیچکی کشته نشه. به کارمون ضربه میزنه
انقدر کصکلکبازی در نیارید. میخواید پول در بیارید یا نه؟
اگه رابطهای منو میخواید، باید از قوانین من اطاعت کنید. ردیفه؟
اگه یکی دیگه از این انگلها رو توی منطقهام ببینم...
انقدر مهربون برخورد نمیکنم. حله؟
No comments yet. Be the first to leave one.