لومړۍ 61 کرښې.
نیکسون - ،آقای سلارز -
من یک چهارم مسیر در دور دنیا رو
برای شکاری که کمتر از یک ساعت دووم آورده گشتم
اینم دوباره مثل داستانِ "ژوهانسبرگ" شده
باید در مورد سیاست بازپرداخت شما صحبت کنیم
من عذرخواهی میکنم
این کیفیتی نیست که شایستهی شما باشه
و نه اونیه که "تیرو فاند" برای فراهم کردنش تلاش کرده
برای شکار بعدی درستش میکنم
قول میدم
متاسفم، داج
...خب. حالا ما
تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz
قربان؟
تاینز از دستشویی خارج شده
توی کیسه جنازه
نه با این سرعت، نمرده
اون زندهست
آفرین، داج
با تاینز تماس گرفتید لطفا پیغام بگذارید
داج، جری پیرس هستم
،نتوستم با گوشی بگیرمت
...برای همین گفتم به خونهت زنگ بزنم
ببین، من احساس بدی دارم که به "کرینگتون" نه گفتم
اما فکری کردم
چطوره تو مدیریتِ پروژههام رو انجام بدی؟
حالا، میدونم مثل اداره کردن شرکت خودت نیست
اما خیلی خوشحال میشم یه کسی مثل تو رو توی تیمم داشته باشم
پس، لطفا، بهم زنگ بزن
یعنی چی؟
لعنتی
...هزار و چهارده، هزار و سیزده
خیله خب، بچهها، امروز میخوایم نیم مایل راه بریم
پایین اداره پست و برگشت به نانوایی - ...یازده، ده -
...هزار و نه، هزار و هشت
...هزار و هفت - داج -
توی حساب بانکیمون صد و پنجاه هزار دلار پوله
...هزار و پنج... -
میدونم جری پیرس
به ساختمون ما نیومد
کجایی؟ بهم زنگ بزن
هزار و یک...
اون چی میگه؟
هی، پسر، حالت خوبه؟
نه
حالا، اگه تکون بخوری
،یا داد بزنی
بعضی از این آدمای خوب هم ممکنه آسیب ببینن
و توی هیچ شکاری هم شرکت نکردن
بیا بریم یه قدمی بزنیم
لوگر، وَل هستم
داج پیش توئه؟
،باشه، گوش کن
همین صبحی ۱۵۰۰۰۰ دلار به حسابمون واریز شده
داج گفت این پول مال معاملهایه که الان فهمیدم
وجود خارجی نداره، و حالا هم نمیتونم باهاش تماس بگیرم
نه، لوگر، دارم بهت میگم یه مشکلی هست
فکر میکنم توی دردسر افتاده
همینطور برو ...خوب و آروم
به سمت اون پلهبرقی اونجا
،میریم روی نیم طبقه
No comments yet. Be the first to leave one.