لومړۍ 200 کرښې.
الان ما به اتاق ريخته گري و سرد کردن اومديم
همونجوري که مي بيني سه تا کوره اون بالا هست
اولي، دومي، و سومي که اون بالاس
که دائما مورد استفاده قرار مي گيرن
بقيه کوره ها زماني روشن ميشن که نياز باشه...
تو هيچ ارتباط مستقيمي با مدير کل ما آقاي هوفمستر نخواهيد داشت
و هيچوقت و به خاطر هر دليلي هم که باشه نبايد مزاحمش بشي
توضيحات واضحه، آقاي زايتز؟
اين دفتر کارشه
و اين دفتر کار توئه
فردريک زايتز، آقاي هوفمستر
اوه، اره، کارمند جديد
با اولين مدرک مهندسي
از دانشگاه فرايبورگ
تخصصم در شيمي متالوژيه
يه کم براي کار کردن دير نيست؟
اره
منظورم اينه که، نه
من تمام زماناي اين دنيا رو در اختيار دارم
خب، من ندارم
خانم هوفمستر توي وقت شناسي جديه.سوپ ساعت 7.30 دقيقه داخل بشقاباس
من از سوپ متنفرم
سلام، فريتز. بوس من کو؟
تو به اين ميگي بوس؟
زمان ندارم، آنا، خيلي سرم شلوغه
تو هميشه خيلي سرت شلوغه
تو لباساتو مي شوري اما من بايد اتوشون کنم
اونا رو همراه با سوپ برات ميارم
من از سوپ متنفرم
متنفري؟اين ديگه جديده
اره، جديده
هيئت مديره از گزارشت در مورد تبديل مواد خام به نسبت خروجي تحت تاثير قرار گرفت
ما تصميم گرفتيم... من تصميم گرفتم که مسووليت هاتو گسترده تر کنم
تو به دستورات ساخت قطعات پل راه آهن دسلدروف
نظارت مي کني
اينجا خيلي راحت تري
اگه به مشورت من نياز داشتي
ترديد نکن
هميشه در دفترم به روي تو بازه
پيداش کردي؟
تقريبا
اينا مثه يه کوه از فايله
...پدربزرگم ريخته گري رو آغاز کرد توي سال
توي سال 1853
دقيقا
بعدش توسعه و پيشرفت اومد و با خودش نياز به خطوط راه آهن رو آورد
اولين خط اصلي از درسدن به لايپزيگ در سال 1839 بود
چيزي هست که تو ندوني؟
اوه، اره، آقاي هوفمستر
هنوز بايد چيزاي زيادي ياد بگيرم
شما خوبين، قربان؟
بايد به دکتر زنگ بزنم؟
... من
يه بيماري کاملا جدي دارم
اما هيشکي اينجا توي اين سياره نبايد ازش باخبر شه
!هيشکي
فردريک زايتز آقاي هوفمستر منتظرم هستن
دکترم منو توي خونه ام بستري کرده
تا اطلاع ثانوي
من احتمالا ميتونم اين کاراي فولاد سازيمو از طريق تلفن ادامه بدم،بنابراين
تصميم گرفتم که بهت يه شغل جديد بدم
به من؟
.آره
ميخوام که يک مرتبه در روز، اينجا بهم گزارش بدي
تا در مورد تجارت فعلي بحث کنيم
و بعدش تو دستورهامو مي گيري و به محل کار انتقال ميدي
نظرت چيه؟
همينجا بايست، لطفا
ساخت 328 تا پل بايد شامل 40 درصد سهام بشه
نه 33 درصد که به اشتباه توي قرارداد ذکر شده
... در ضمن
شش روزه که اين کوره از خط خارج شده
خط اصلي مخزن بايد بين ششمي و هفتمي باشه
اين دليليه که اين کوره و اين يکي هنوز قابل استفاده نيستن
مي توني لطفا دو نسخه از نشست مهندسا رو کپي بگيري؟
آقاي هوفمستر ميخواد قبل اينکه توي کارخونه پخش بشه، نظرات شخصي شو بهش اضافه کنه
يک کپي از تمام نوشته هاي روي ميزم مي گيرم
اين نشون ميده که نوسازي ريخته گري بودجه رو کاهش ميده
...و خروجي رو دو برابر مي کنه تا 12 تن در سال
واسه امروز کافيه
بجنب
آقاي زايتز
من خانم هوفمستر هستم
همسر آقاي هوفمستر؟
البته
.من مادرش نيستم
.پس در نهايت ديدمت
.شوهرم خيلي درباره ات بهم گفته
ميخوام يکم چاي بخورم.به من ملحق ميشين؟
... اين نظر لطفتونه،اما
همين الانشم ديرم شده، يه زمان ديگه، شايد
خداحافظ آقاي... خانم هوفمستر
موسيقي بيشتر از هر چيزي توي اين دنيا برام معني داره
بجز همسر و پسرم، البته
اوه، نه، ممنون، خودم انجامش ميدم
شير؟
.ممنون
اره و ممنون، يا نه و ممنون؟
...اره، نه .اين عاليه
...يادم نمياد کي بود، اما يکي يه بار گفته
موسيقي مي تونه بدون جهان وجود داشته باشه، اما
.جهان بدون موسيقي نمي تونه وجود داشته باشه
فکر مي کنم گوته بوده
.آره
پس شما از ادبيات لذت مي برين، آقاي زايتز
صادقانه بخوام بگم بيشتر کتاباي علمي ميخونم
چاي واقعا خوبه
قبل از اين چاي رو نچشيده بودي؟
نه، دفعه ي اولمه
خب حرف در مورد من کافيه.در مورد خودت بهم بگو
متاسفم که چيزي براي گفتن وجود نداره
نه، مطمئنا تو خانواده اي داري
هيچوقت پدرمو نديدم مادرم وقتي که خيلي جوان بودم مرد
کي بزرگت کرد؟
توي يتيم خونه بزرگ شدم
حتما عملکرد درخشاني توي مدرسه داشتي
خب، مجبورم بودم.اين تنها اميدم بودم.واقعا تنها اميدم بود
جاي خوبي رو براي زندگي پيدا کردي؟
خيلي خوب، ممنونم
شوهرم اون رو سفارش داده
من متنفرم بود که واسه اين نقاشي بشينم و فکر مي کنم که نقاشي هم اينو نشون ميده،اينجور نيست؟
...اين خيلي زيباست
امم، زيبا نيست؟
من اينو توي ويترين مغازه ديدم و عاشقش شدم
شوهرم فکر مي کنه که اين نقاشي ترسناکه
چاي بيشتري ميخواي؟
نه، ممنون من بايد برگردم به دفتر کارم
اره، البته.ساعت چنده؟اوتو به زودي مياد خونه
اوتو پسرمونه.تو تا حالا نديديش
.نه
...اون خيلي با نشاطه،يه پسر خيلي شاد،اما
اما واقعا توي مدرسه تلاش نمي کنه
... واسه منم همين اتفاق افتاد
من وقتي دانشجو بودم يکم تدريس خصوصي مي کردم
اگه شما بخواين، ميتونم يکم اضافه به پسرتون درس بدم
کي زمانشو داري؟
اوه، ميتونم زمانشو ايجاد کنم
نذارين که مزاحمتون بشم روزنامه مو يه جايي جا گذاشتم
دوست جونمون رو چجور مي بيني؟
هيچوقت حدس نميزني چي پيشنهاد داد
نظري ندارم
اون پيشنهاد داد که به اوتو درس اضافي بده
!خوبه
به زودي همه ي خونواده رو تحت تسلط خودت در مياري
اين آسونه.بجنب.سعي کن
ديدي؟خودت فهميديش
حالا بيا زبان فرانسوي تمرين کنيم
فرانسوي زبان قشنگيه
نه، نيست، مادرم مجبورم مي کنه که يادش بگيرم
.اما من ازش متنفرم
سعي کن اين داستان رو برام بخوني
گرگ و سگ
گرگ پوست و استخوان شده بود
چون سگها خوب نگهباني ميکردند
اين گرگ سگ گله اي را ديد
مغرور و زيبا و چاق و خوش آب و رنگ
آقاي گرگ به راحتي ميتوانست به او حمله کند و تکه تکه اش کند
اما قبل از آن او بايد مي جنگيد
و به نظر مي رسيد سگ گله در حدي بود که شجاعانه از خود دفاع کند
از اين رو گرگ با تواضع به او نزديک مي شود سر صحبت را مي گشايد و مجيز چاقي و زيبايي او را مي گويد
:سگ به او ياسخ داد دست خودتان است آقاي خوشگل که شما هم مثل من چاق شويد
يه پني بخاطر تفکرات، فريتزي
منو اينجوري صدا نکن
اگه تو اينو ميخواي باشه، فريتزي
الان نه
چرا نه؟
کار مهمي دارم که بايد امروز تمومش کنم
مطمئني که دليل ديگه اي نداره؟
نه، مثه چي؟
مثه چي؟
مثه چي؟مثه کي؟
... مثه چي؟مثه کي؟
کارل، خواهش مي کنم، اين خيلي خوشحالش ميکنه
من بهش گفتم که بايد تا کريسمس صبر کنه
ميدونم.اما اون چند تا نمره ي خوب توي امتحاناش گرفته
با تشکر از دوستمون که اينجاست
همم؟
اممم
به هر حال قيمت اين قطار چقدره؟
...اوه
خيلي خب
خوبه، من شما دو تا رو تنها ميذارم که به کارتون برسين
چجوري يکي مي تونه در مقابلش مقاومت کنه؟
همم؟
شرط مي بندم که نمي توني همزمان هم با قطار بازي کني و هم اسماي چهارم شخص رو صرف کني
خيلي خوبه، دوباره
بفرما، اين براي توئه
اين چي هست؟
اين براي تشکر از توئه واسه کار دلسوازنه با اوتو
نمي تونم قبولش کنم
نه.ولي بايد قبول کني دادن پول با صاحب کاره
متوجه نيستي من نمي تونم از تو پولي قبول کنم
صبرکن
من امروز نسبت بهت بي ادبي کردم
اميدوارم که بهت برنخورده باشه
نه
بفرما
...براي عذرخواهي اميدوارم که شام رو پيش ما بموني
گاهي اوقات، حتي همين امروز عصر، اگه کاري نداري
من واقعا متاسفم.يه کاري دارم
No comments yet. Be the first to leave one.