Expats

Expats

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Expats S01E06 480p x264-mSD+RUBiK
د لخوا تبصره _SinCities_

تګونه

x264
480p
480
TS
web
1080
HD
720p
720
x265
HEVC
webrip
BRip
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
په خپور شو: 2024-02-23
ډاونلوډونه: 56
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

نمی‌تونستم از فکرت بیرون بیام

،فکر این که حالت چطوره، چیکار می‌کنی

و راستش رو بخوای اصلاً نمی‌دونم می‌خواستم حالت خوب باشه یا نه

ولی خوشحالم که به پیامم جواب دادی

...نمی‌دونستم هنوز توی هنگ‌کنگی یا

من و کلارک داریم به آمریکا برمی‌گردیم

...مجبوریم برگردیم به خاطر بچه‌های دیگه‌مون

اونا باید بتونن زندگی کنن

...گمونم

همه‌مون باید به زندگی ادامه بدیم

حتی تو

چیه؟

خودت بخونش

بلد نیستم - باید بلد باشی -

می‌دونی، هیچوقت بیشتر از وقتی که توی هنگ‌کنگم احساس کره‌ای بودن نکردم

این اولین چیزیه که تمام دوست‌هات در مورد من به همدیگه میگن

"این دوست دخترِ چارلیه"

"اون کره‌ایه"

اونا فکر می‌کنن باحاله

...می‌دونی که کره‌ای بودن

و کره‌ای-آمریکایی بودن کاملاً فرق می‌کنن، درسته؟

ولی حداقل تو یه چیزی در مورد کره می‌دونی، درسته؟

تا به حال چیزی در مورد اون معترض‌ها شنیدی؟

لی هان-یول و پارک جونگ-چول

اونا خیلی الهام‌بخشن

نمی‌دونم

کوئینز خیلی از کره‌ی جنوبی دوره

اونا فقط می‌خوان باهات آشنا بشن

توی آمریکا این ریزتعرض به حساب میاد

شما آمریکایی‌ها زیادی حساس هستید

من زیادی حساسم؟

ممنون - من باید برم -

باید برم با رئیسم حرف بزنم

واقعاً باید بری؟

خیلی وقته که شیفتی نداشتم که عجیبه و داره بی‌پولم می‌کنه

تا خواسته‌هامون برآورده بشن...

شما انتظار دارید جنبش اشغال به این زودی به نتیجه برسه؟

راستش من در جایگاهی نیستم که این رو بگم

می‌تونید از بازداشت اخیرتون به ما بگید؟

،ببینید، همیشه فداکاری شخصیِ هست ولی یه نفر باید مقاومت نشون بده

نسل ما بیشتر مسئول وضع فعلی بوده

بیا

.پیامت به دستم رسید همه چی روبراهه؟

من وقت ندارم نازت رو بکشم پس مستقیم میرم سرِ اصل مطلب

یه نفر ازت شکایت کرده

اوه، اون یارو توی مهمونیِ ترگونتر؟

اون وقتی سعی داشتم براش کاسنی سرو کنم من رو دستمالی کرد

پس من باید ازش شکایت کنم

.و روغن چیلی بیرون میاد .جدی میگم

یه مشتری زنگ زده و گفته پول از کیف یکی از مهمون‌ها گُم شده

توصیفش از تو واضح بود

چجوری واضح بود؟ چی گفته؟

اون اسمت رو می‌دونست

چی؟ چطوری؟

شانس آوردی که ازت شکایت نمی‌کنه

ولی من بی‌گناهم

.این اصلاً منصفانه نیست چطوری باید پول در بیارم؟

همینجوری هم به سختی از پس پرداخت اجاره برمیام

چند هفته دیگه مادرم به دیدنم میاد و من ازش وحشت دارم

فقط می‌خوام وقتی می‌بینمش حرفِ خوبی برای گفتن بهش داشته باشم

و هرگز ندارم

گاهی توی اخبار دنبال داستان‌های وحشتناک می‌گردم

،در مورد قاتل‌های سریالی

یا بچه‌هایی که بعد از تنها گذاشته شدن ،توسط مادر نوجوانشون از پنجره سقوط کردن

...یا اون زنه که یه شامپانزه خونگی داشت

و قبل از اومدن دوستش ،بهش آرامبخش داده بود

ولی بعدش شامپانزه واکنشِ بدی به دارو نشون داده بود

و صورتِ دوستش رو پاره کرده بود

...گمونم بهم احساس بهتری میده

که در مورد این همه هرج و مرج بخونم

در مورد تمام اتفاقات وحشتناکی که اطرافمون می‌افتن

تا بتونم وانمود کنم که ،زندگی‌ام زیادم بد نیست

انگار کاری که کردم زیادم بد نیست

شاید فقط برای اینه که یکم کمتر احساس تنهایی کنم

خب، خوشحالم که هیچ مشکلی با رئیست نداری

مطمئنی یکی نمی‌خوای؟

خیلی خب. خودم همه‌شون رو می‌خورم

این روزها اشتهات خیلی زیاد شده

!هی

.خیلی هم قشنگه .ازش خوشم میاد

قبلاً خیلی لاغر بودی

یعنی خوشحالی

هی. هی، مرصی؟

مرصی؟

دیوید؟

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

...من سعی داشتم باهات تماس بگیرم

می‌تونیم حرف بزنیم؟

جریان چیه؟

داره بهش میگه باید بره

فکر کنم ازت خوشش نمیاد

شرمنده. راستی من دیوید هستم

عه، چارلی

من بهت زنگ می‌زدم

.شرمنده. شرمنده میشه تو اول بری بالا؟

آره، حتماً - منم یه دقیقه دیگه میام -

خیلی خب - مرسی -

می‌دونم هردو وقت لازم داشتیم که با این قضیه کنار بیایم

یه جورایی می‌خوام بدونم چی فکر می‌کنی

قبلاً به نظر نمی‌اومد انقدر برات مهم باشه

یعنی، یه جورایی به نظر می‌اومد نمی‌خوای هیچ کاری با این یا من داشته باشی

می‌دونم، من عوضی بودم

...متأسفم. من

فقط دارم می‌فهمم این چه نعمتیه

یه نعمت؟

آره، بچه

یا قبلاً...؟

خدایا. اون کارو کردی، نه؟

چیکار کردم؟ - ...خب -

نه، نکردم

پس تصمیم گرفتی بچه رو نگه داری؟

نمی‌دونم - مرصی، یکم دیره -

تو الان چهار پنج ماهه بارداری، درسته؟

ببین، من اسم و شماره‌ی متخصص زنان و زایمانی که همه بهش مراجعه می‌کنن رو دارم

توی بیمارستان ماتیلداست

میگن جای شیک و خفنیه

اون بهترین دکتر اینجاست

البته من هزینه‌اش رو میدم

نیازی نیست - خودت از پس هزینه‌اش برنمیای -

یه کاریش می‌کنم - بس کن، مرصی. تو به من نیاز داری -

خب، نمی‌خوام به تو نیاز داشته باشم - ...من پدرشم. حق دارم -

توی هر تصمیمی که می‌گیری نقش داشته باشم - تو حق داری؟ -

مطمئنی؟

می‌دونی چیه؟ هر غلطی دلت می‌خواد بکن

بالأخره به توافق رسیدیم

می‌دونی... من سعی دارم کارِ درست رو بکنم

...باشه، حتی برات یه چک نوشتم

تا مجبور نباشی در مورد پول و این چیزها احساس بدی داشته باشی

مرسی، ولی اگه قراره این کارو بکنم تنهایی انجامش میدم

باشه. پس من گورم رو گُم می‌کنم

!باشه! به سلامت

سلام

خب... اون دیوید بود

شنیدم

باید برگردیم به تظاهرات

صبر کن. می‌خوام در مورد یه چیزی باهات حرف بزنم

در مورد اون پسره‌ست

گاس؟

نه

خب، یعنی، ما اونجوری باهم آشنا شدیم

کی؟

من و دیوید

اون شبی که گاس گُم شد اونجا بود

خیلی مهربون بود

آره - من رو برد خونه -

،اگه سعی داری بگی شما دوتا قبلاً باهم بودید

اشکالی نداره

نه. نه، ما باهم نبودیم

همچین چیزی نبود

...اون متأهله و رابطه‌مون

من بچه‌اش رو حامله‌ام

چی؟ یعنی، همین الان؟

ولی بهش گفتم نمی‌خوام نزدیکم باشه

چند وقته که می‌دونی؟

نمی‌دونم

چند ماهی میشه

!چند ماهه؟

حالا می‌فهمی منظورم چیه

خیلی بگاییه

هر چقدر هم که فرار کنم نمی‌تونم از نفرین خلاص شم

...و همیشه هست و همیشه اوضاع بهم می‌ریزه

...قبل از این که فرصتی داشته باشم

فرصت؟

فرصتی برای خوشحال بودن

،که زندگی‌ام رو بکنم که از این خلاص بشم

چطور می‌تونی به من بگی فرصتی بهت داده نشده؟

منظورم این نبود

...تو یه نفرین رو مقصرِ همه چی می‌دونی

انگار برای زندگی و خوشبختیِ خودت هیچ حق انتخابی نداری

،برخلاف خیلی‌های دیگه توی دنیا تو چیزی جز انتخاب نداری

نه، لطفاً نرو

تو خیلی خوش‌شانسی و اصلاً این رو نمی‌بینی

،تو یه مدرکِ آمریکایی داری پاسپورتِ آمریکایی داری

تو آزادی داری

و حالا بچه‌ی یه مرد پولدار رو حامله‌ای

این دفعه تقصیرِ کیه؟

زنش؟ اونم بخشی از نفرینِ توئه؟

منم بخشی از نفرینتم؟

یا به خاطر اینه که تو نمی‌تونی به کسی جز خودت فکر کنی؟

چارلی

چارلی، می‌خوام با تو بیام - چرا؟ -

تا بتونی توی آمریکا برای همه لاف بزنی که اعتراض کردی؟

این دعوای تو نیست و هرگز هم نبوده

تو یه توریستی

تأثیری روی آینده‌ات نداره

.واقعاً تأثیری نداره می‌تونی بذاری بری

یه نعمتِ دیگه که مطمئنم نمی‌تونی ببینی

حقیقتش اینه که هیچوقت واقعاً بهت فکر نمی‌کردم

می‌تونستم تو رو از ذهنم بیرون کنم ،چون هیچی در موردت نمی‌دونستم

...و اونجوری آسون‌تر بود

تا این که یه دوست اشاره کرد این چقدر مزخرفه

و من فهمیدم که حق با اونه

نمی‌تونم تصور کنم چه فکری در موردم می‌کنی

چقدر ازم متنفری

و بایدم باشی

منم بودم عصبانی می‌شدم

ببین کی اومده خونه

خسته به نظر میای

کرمِ صورتی رو که برات گرفتم نمی‌زنی؟

چین و چروک رو رفع می‌کنه

More Farsi Persian subtitles for Expats

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left