لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس از مهدي shine021
«عملیات آپارتمان»
واحد جرائم مهم پلیس سانگوون. آقای پارک ههگانگ؟
شما بازداشتید
به اتهام اختلاس و خیانت در امانت.
بهخاطر احتمال فرارتون، بدون حکم بازداشتتون میکنیم.
حق دارید وکیل بگیرید،
از خودتون دفاع کنید و سکوت اختیار کنید.
هر چیزی که بگید ممکنه و حتماً علیه خودتون استفاده بشه—
بریم.
اونجاست!
یه لحظه.
حقیقت پشت کلاهبرداری «تریو ولیو استیت»
آشغالهای بشری مستحق مجازاتی بیرحمانهاند
به راهتون ادامه بدید.
من ازتون حمایت کردم!
احساس میکنم به من خیانت شده!
صبر کنید!
بچهها! نکنید!
تو که مادری، چطور میتونی این کارو بکنی؟
آقای پارک!
مواظب خانوادهمون باش.
رئیس!
رئیس!
عملیات مجتمع
آقای کیم، دیالوگهای فوقالعادهای نوشتید.
کارتون عالی بود.
منم از عکسها خوشم میاد.
خیلی وقت بود اینقدر آدرنالینم بالا نرفته بود.
این رو بزنم به دیوار اتاق پذیرایی؟
هر وقت غمگین بودم بهش نگاه میکنم. برای افسردگیم خوبه.
حدود هزار تا پوستر دور تا دور مجتمع چسبوندیم
و توی همه صندوقهای پست هم گذاشتیم.
تا فردا، همه درباره پارک ههگانگ میفهمن.
دقیقاً.
ترسناکترین چیز درباره مجتمعهای آپارتمانی همینه.
وقتی برچسب کلاهبردار بهت بخوره، دیگه نمیتونی پاتو از در بذاری بیرون.
هر ۹۸۰۰ خانوادهای حواسشون به اونه.
چطور میتونه این شرایط رو تحمل کنه؟
-آقای کیم. -بله، قربان.
امروز بیخیال غذای سالم بشید.
کیک برنجی تند چطوره؟ خیلی تندش میخوام.
اونقدر تند
که اشکتون رو دربیاره.
شرایطتون رو میدونم، ولی دفتر حسابها رو به ما بدید.
باید رئیسمون رو نجات بدیم.
ها-ری، دفتر حسابها رو بهشون بده.
این یه بازداشت اضطراری بود.
اگه ظرف ۴۸ ساعت نتونن حکم بگیرن، باید آزادش کنن.
ولی کی میدونه توی این ۴۸ ساعت چه بلایی سرش میاد؟
آوردن دفتر حسابها فایدهای نداره.
اسم لی چونگوون
اصلاً توی اون نوشته نشده.
اسمهایی که اونجا نوشته شده بود رئیسجمهور سو و آقای چوی بودن.
هیچ ارتباطی با لی چونگوون نداره.
اون موقع نمیدونستم لی چونگوون پشت این ماجراست.
ولی من شخصاً دیدمش، پس اگه شهادت بدم...
نمیفهمی؟
لی چونگوون همهچی رو برنامهریزی کرده.
اگه دفتر حساب رو بیاریم، فقط به نفع اون تموم میشه.
یعنی وقتی دفتر حساب به دستش برسه، همهچی رو میندازه گردن آقای چوی، رئیسجمهور سو،
و خانم کانگ هاجونگ؟
من همهچیز رو جوری ثبت کردم که براش خیلی راحت باشه
همه تقصیرها رو بندازه گردن ما.
خب، من...
پس...
رئیسمون چی میشه؟
لی چونگوون میخواد بهمون فشار بیاره.
میخواد خانواده قلابیمون از هم بپاشه
و از این مجتمع ناپدید بشه.
چیزی که لی چونگوون میخواست
این بود که تصویر دستگیر شدن پارک ههکانگ
پخش بشه تا ساکنها رو به وحشت بندازه.
که چی؟ دست روی دست بذاریم؟
۴۸ ساعت دیگه آزاد میشه.
چهلوهشت...
تازه،
نشنیدی آقای پارک بهمون گفت مواظب خانواده باشیم؟
باید کنار هم بمونیم.
کنار هم بمونیم که چی؟
باید همینجا، مثل یه خانواده، بمونیم.
اگه به خاطر این ماجرا فرار کنیم، واقعاً تبدیل به کلاهبردار میشیم.
درسته که ما یه خانواده قلابیایم،
ولی چیزی اختلاس نکردیم.
پس اگه فرار کنیم، کلاهبردار میشیم،
و اگه بمونیم، همچنان خانوادهایم؟
پس باید اینجا بمونیم و واقعاً یه خانواده بشیم
تا آقای پارک برگرده و مبارزه کنه، درسته؟
آره.
هر ۹۸۰۰ خانوار دارن ما رو نگاه میکنن.
سیستم واضح نشون میده که ۱۷٫۸ میلیارد وجود داره.
پس چطور حساب خالیه؟
ما اصلاً نمیدونستیم موجودی حساب با سیستم مطابقت نداره.
امروز تازه فهمیدیم.
شما عملاً کلید رو دادید دست کسی که یه خانواده قلابی درست کرده بود
تا صندوق ذخیره تعمیرات بلندمدت رو اختلاس کنه!
و ما هیچ خبر نداشتیم!
ما هم احمقانه ازش تعریف میکردیم و بهش میگفتیم رئیسجمهور پارک!
متأسفیم.
واقعاً هیچ خبر نداشتیم.
رئیسجمهور پارک خودش مهر و حساب رو مدیریت میکرد.
این دیگه چه بهانهایه؟
ولی ماه بعد حتی نمیتونیم پول شرکت نظافت رو بدیم.
برای اینکه مجتمع بچرخه،
باید از هر واحد یه شارژ فوقالعاده بگیریم
حدود یک میلیون و ۸۲۰ هزار وون.
چی؟ یک میلیون و ۸۲۰ هزار؟
شوخی میکنی؟
چرا باید پولی رو بدم که پارک ههکانگ بالا کشیده؟
من عمراً همچین پولی بدم!
الان مشکل، اون یک میلیون و ۸۲۰ هزار وون نیست!
مهدکودک بهخاطر ساختوساز بیکیفیت تعطیل شده،
هزینههای نگهداری سر به فلک کشیده و صندوق ذخیره هم خالیه.
اگه این خبر پخش بشه،
قیمت خونههامون سقوط میکنه!
ممکنه مجتمعمون یهشبه واقعاً ورشکست بشه.
باید داراییهای اون خانواده کلاهبردار رو مسدود کنیم
و آب و برقشون رو کامل قطع کنیم!
واقعاً فکر میکنی اونا سرمون کلاه گذاشتن؟
منم باورم نمیشه.
مشکل، قیافهشه.
یه کلاهبردار چطور میتونه همچین قیافهای داشته باشه؟
خیلی خوب نقش بازی میکرد.
قیافهش رو فراموش کن.
اون یه کلاهبرداره
که همه پولمون رو اختلاس کرده.
هی.
تو اصلاً وفاداری سرت نمیشه.
نباید باهاش اینطوری رفتار کنی.
یادت رفته کی جلو اومد و توی قضیه مهدکودک کمک کرد؟
این که همهش نیست.
یادتونه برای تحویلها و قبضهای گرمایشی چه کار کرد؟
پس این یکی چی؟
یه عکس ازش توی بانکه.
دیگه نمیدونیم چی رو باور کنیم.
سادهست. باید به پول اعتماد کنید.
اون ۱۷.۸ میلیارد وون پول خُرد نیست.
اگه واقعاً همه اون پول رو برداشته بود، چرا باید اینجا میموند
و اینقدر سخت کار میکرد؟
اصلاً منطقیه؟
اگه واقعاً ۱۷.۸ میلیارد وون اختلاس کرده بود،
هویتش رو عوض میکرد
و تا الان از کشور فرار کرده بود، مگه نه؟
راست میگی.
قبل از اینکه به کلاهبردار بودن یا نبودن پارک ههکانگ فکر کنیم،
باید به فکر پیدا کردن ۱۷.۸ میلیارد وونمون باشیم.
شما مادرهای جوون، یه کم از مغزتون کار بکشید، باشه؟
خیلی سخته.
وای خدا.
رئیس شورای مستأجران جانگ سوکجین
چطور ممکنه این قیافه مال کسی باشه که ۱۷.۸ میلیارد وون برداشته؟
انگار خودش همونیه که دار و ندارش رو بردن.
افشای فساد پارک ههکانگ
قسم میخورم
که حتی یه پنی هم از راه غیرقانونی به جیب نزدم.
قول میدم همکاری کنم
با هر تحقیقی که انجام بشه.
در آخر، صمیمانه از همه ساکنان
تریو ولی عذر میخوام.
کات! خوبه!
آفرین.
آقای چوی،
آخرین بار رئیسجمهور سو رو دیدین، درسته؟
ناپدید شدن
خیلی تمیز و بیدردسره.
نه جسدی هست، نه مدرکی.
فقط یه امید باقی میذاره
برای خانوادهشون.
میدونی رئیسجمهور سو الان تو همین وضعیته، مگه نه؟
بله.
هر کاری بخواین میکنم، قربان.
روی تو حساب میکنم.
باید زنده بمونم.
اول باید جون سالم به در ببرم.
آقای چوی.
چی؟
کجا میرین؟
یه کار فوری دارم...
نکنه
دارین فرار میکنین؟
فرار؟ نه، باید برم...
بیا باهات حرف بزنم.
راسته
که رئیسجمهور پارک صندوق ذخیره رو اختلاس کرده؟
کار اون نبود. رئیسجمهور سو بود، مگه نه؟
تو و رئیسجمهور سو صندوق رو اختلاس کردین، درسته؟
مگه نه؟
- ولم کن. - جرئت نکن.
چته تو؟
بگیرینش!
اون دزد رو بگیرین!
تاکسی!
تاکسی! وایسا!
تاکسی!
آقا، برو! فقط برو!
کجا ببرمتون،
آقا؟
قایم شو، قایم شو
چی؟
هی، از دیدنت خوشحالم!
No comments yet. Be the first to leave one.