لومړۍ 200 کرښې.
red2008 کاري از مجتبي
به نظرت مطبوع نيست؟- چي رو ميگي هستينگز؟-
هوا رو ميگم- نه خيلي هم سرد و خيسه-
ميدونستي که دماي زمين هر 1200 سال 3 درجه سرد ميشه؟
نه نميدونستم .. چه فواره ي قشنگيه نه؟
کاملا معموليه
قديم فواره ي پارک هاي عمومي خيلي جذاب تر و هنري بود
نميدونم امروز مشکلت چيه پوارو هيچي برات خوشايند نيست
من تموم شدم هستينگز- تموم شدي؟-
بله . بايد بازنشسته بشم
ولي تو که قدرت ذهني زيادي داري پوارو
لطفت رو ميرسونه هستينگز- نه جدي ميگم-
تو يه خونه ي زيبا داري دوستان خوب
نه نه دوست من من هيچي نيستم
هيچي ندارم پوارو ديگه کارش تمومه
يه سنت به اون آقاي فقير کمک ميکنيد خانم؟
الان که تازه اول اکتبره
پس خودش کجاست؟
همين پايين توي خيابون اگه باور ندارين خودتون نگاه کنين
خودش طبقه ي پايينه با ما نيومد بالا
لعنتي ها- فرار کن فردي-
از اينجا بزنيد به چاک اگه دوباره به چنگم بيفتيد
فکر نکنم ديگه برگردند- من که يه پني دادم رفت-
بهتره ديگه پول خودتون رو هدر نديد
باشه آقاي ديکر حالا کلي کار دارم که بايد انجام بدم
نميدونم والدين اينا چه آدماي بي فکرين
درسته
وقتشه بري سر کارت آقاي ديکر
البته . اگه يه وقت مشکلي داشتين يه راست بيا پيش خودم
من نگران پوارو هستم خانم لمون اون در مورد بازنشستگي حرف ميزد
به اين دليله که هيچ پرونده اي بيشتر از 5 دقيقه توجهش رو جلب نميکنه
نميدونم اين کليدام رو کجا گذاشتم وقتي در رو باز کردم
به نظرت به خاطر تنهاييه
واقعيت اينه که يکي گفت آدماي ميانسال اينطورين
حتما به خاطر آقاي ديکره که همش حرف ميزد
خب اون که هميشه ميانسال بوده تو تا حالا يه عکس از دوران جوونيش ديدي؟
ميدونم
انگار از ملاقات با مردم دوري ميکنه
کي از ملاقات با مردم دوري ميکنه؟
يه يارو که ميشناسمش آدم باحاليه
يعني خيلي هم جديه . رييس يه شرکته
هستينگز- راستش رو بگم-
هستينگز- باشه-
من ميخوام تو رو ببرم کنار ساحل هستينگز
سلولهاي خاکستريت به شدت خسته ست تو نياز به استراحت داري
خانم لمون جوشونده لطفا
جاي قشنگيه کنار ساحل کجاست؟
نه نه هستينگز تو هنوز وارد بازي نشدي
من به موقعش بهت ميگم
اسم هتل ميدلند يکم براي اين مکان توي شمال شهر عجيبه
واقعا مکان آرامبخشه
حتما حالت بهتر شده هستينگز
ولي ما که همش نيم ساعته اومديم- هواي اينجا عاليه
به اسب ها نگاه کن چه منظره ي زيباييه
من رو ياد اسبهايي ميندازه که توي چنتلهام روي اونا شرط بستم
اوه اين اصلا خوب نيست- اين فقط يه شوخي بود پوارو-
عاليه ديدي هستينگز تو از همين الان شروع کردي به شوخي کردن
يه روز بايد اين ماجرا رو برام توضيح بدي
اينجا رو نيگا بزگترين پرونده هاي من
گفتگويي با سربازرس جيمز جپ مشهور
از اسکاتلنديارد
به ما ربطي نداره هستينگز خودمون کلي کار داريم
اينجا رو گوش کن ورودي : يک شيلينگ
خداي من اين پول زياديه براي سربازرس جپ
خيابان ساندرينگهام ساعت 8:30 دقيقه ي سه شنبه
قيمت مناسبي داره براي ويندرمر
مناسبه به شرطي که بخوايم بريم ويندرمر- يه بليط لطفا-
منانظر زيبايي داره چطوره ما هم يه سر بريم؟
تو هتل موقع صبحانه در موردش شنيدم
و قطارش چه ساعتي حرکت ميکنه؟ فکر نکنم قطاري در کار باشه-
يه اتوبوس هستينگز ؟ نه پوارو با اتوبوس سفر نميکنه
بي خيال پوارو خيلي حال ميده
چه آدم بي ادبي- به نظرم جالب اومد-
يعني اون يارو به نظرت جالبه؟
جالبه به خاطر اينکه اون سبيل گذاشته
ولي نتيجه ي خوبي نداده
تو هم که به چه چيزايي توجه ميکني
گذاشتن سبيل يه هنره هستينگز
من با همه ي اونا که موفق نشدند همدردي ميکنم
ما خيلي خوش شانسيم که اينو داريم
تماشا کن
دوازده نقاشي مينياتوري از ژنرال هاي ناپل
طراحي شده بوسيله جان باپتيست و ژاک آگوستين
خيلي زيباست
هر کدوم دارا يک قفل در قسمت پشته
و اسمش روش حک شده
چقدر عجيب
مطمئني که ميدوني بايد چي کار کني؟- البته که ميدونم-
جعبه در تمام طول راه توي کيفمه و درش بسته ست هيچ کس نبايد اونو ببينه
به جز در موقع مناسب- البته-
نيازي نيست نگران بشي
ميدونم عزيزم ولي اين اولين ماموريت توست
من همش نگرانم که شايد تو از پسش برنياي
بايد اين روزا بيشتر مراقب باشم
من براي سفر حاضرم ميتونم جعبه رو بگذارم توي کيفم؟
نه نه تا فردا صبر کن چه ساعتي حرکت ميکني؟
نه و نيم
نگران نباش
تلگراف لطفا
جپ
سلام سروان هستينگز چه سورپرايزي
شنيدم فردا سخنراني داري
و همينطور امشب در فليتوود
جمعه در بارو فورنس
صبح بخير هستينگز
به به ميبينم که براي سفر به شمال حاضر شدي پوارو
صبح بخير سربازرس
هستينگز اتوبوس تا پنج دقيقه ديگه حرکت ميکنه
مشکلش چيه؟
تا ساعت 12:40 ميرسيم ريدبورن
نميخوام زياد بيرون بمونم
ميدونم
ميدونم اين کار برات سخته
ما موفق ميشيم نگران نباش
من منتظرت ميمونم
نه
من بايد قطع کنم وگرنه اتوبوس رو از دست ميدم
آره تو هم همينطور
چرا اونطوري با جپ رفتار کردي پوارو؟- چطوري هستينگز؟-
به خاطر اون سخنرانيه؟- سخنراني؟-
کجا بايد چمدون هامون رو بزاريم؟- پشت اتوبوس-
ببخشيد- مگه کوري-
چه مرد بي ادبي- صبح بخير خانم-
صبح بخير- صبح بخير اجازه ميديد؟-
ممنون- سنگين به نظر نمياد-
لطفا سوار شيد
پس شما براي عمه تون کار ميکنيد
بله ما متخصص عتيقه جات هستيم
البته من هنوز دارم ياد ميگيرم
من مطمئنم که شما در اين کار موفق ميشيد
بعضي از عتيقه ها انقدر ارزش پولي زيادي دارند که من تعجب ميکنم
مشتري هاي عمه ام دنبال اينجور چيزا هستن
پس بايد زياد به سفر بريد- نه اصلا-
وقتي که يه نفر يه ميز يا صندلي
يا ظروف قديمي و از اينجر چيزا ميخواد عمه ام براش فراهم ميکنه
اين مورد هم يکي از هموناست- منظورتون چيه؟-
عمه ام يه دسته نقاشي مينياتوري داره که
يه کلکسيونر آمريکايي اونو ميخواد دليل سفرم هم همينه
قراره تو يه هتل در ويندرمر ببينمش- يعني ميخواد اونا رو بخره؟-
اميدوارم . من بايد در طول اين سفر مراقب باشم
چون انگار 1500 پوند پول در کيفم دارم
پول نقد
ببخشيد
اونا جوشونده نداشتن هستينگز؟- نه نميدونم-
بعضي وقتا دارن- تو حتي سوال هم نکردي هستينگز؟-
يادم رفت
هيچوقت نميپرسه که جوشونده دارن يا نه- من نميدونم جوشونده ديگه چيه؟-
يه نوع چاي بدمزه ي گياهي
قيافه اش م مزخرفه نميدونم چرا بعضي ها ميخورنش
منو ببخشيد
با اين عحله کجا رفت؟
حتما يه سري کار زنونه داره دختر باحاليه مگه نه؟
بله خيلي مهربونه هستينگز
چشماش رو ديدي انگار يه رنگ غير طبيعي داره
آره اين رنگ خيلي غير طبيعيه بهش ميگن آبي
هستينگز
چرا اين آدما همش به من خيره ميشن و بعد ميخندن؟
فکر کنم قبلا هيچکس رو مثل تو نديدن پوارو
خانم دورانت کجاست؟ اميدوارم اتوبوس رو از دست نده
اون يه احمقه شايد نه خيلي زياد- احمق؟-
اگه احمق نبود به دو تا آدم غريبه نميگفت توي کيفش 1500 پوند پول داره حمل ميکنه
اينکار زياد عاقلانه نيست دوست من
ببخشيد يه دفعه رفتم نگران نقاشي ها شده بودم
اون موقع که نشستم روي صندلي يه مردي داشت کيفم رو برميداشت
رفتم دنبالش بعد فهميدم اشتباه ميکردم
چقدر احمقم من - پس کيفتون جاش امنه؟-
بله داخل صندوق کيف اون هم دقيقا مثل مال منه
کدوم مرد رو ميگيد خانم؟
اون مردي که بي ادب بود همون که سبيل داشت
جالبه کيفش رو براي چي ميخواست؟
قراره اينجا در ريدبورن بمونه
جالبتر شد
همون موقع که بليط ويندرمر رو گرفت خيلي خوشحال بود
موقعي که بليط ميگرفت حواسم بهش جلب شد
پوارو دنبال کشف اسراره کار هميشگيشه
شغل من اينطور ايجاب ميکنه هستينگز
شايد شما درمورد من شنيده باشيد خانم
شما که اون مرد کاراگاه نيستيد؟
شايد باشم
نه من الان توي ريدبورنم
نه همه چي طبق برنامه ست
مشکلي نيست
فقط سريعتر به خاطر خدا
هر چه زودتر بهتر
نه مشکلي نيست خودم اين رو ميارم
نه فقط يه يارو که ميخواست کيفم رو برداره
باشه زياد طولش نده
سروان هستينگز
متاسفم يه اتفاق وحشتناک افتاده
چي؟
اونا نيستند- نقاشي هاي مينياتوري؟-
با من بيايد
من کيفم رو باز کردم
اونا داخل اين جعبه بودند که قفل شده بود
قفلش شکسته وقتي بازش کردي همينطور بود؟
بله نميدونم چيکار بايد بکنم
پوارو
آروم باش خانم دورانت همينجا بمون
ما حلش ميکنيم
چيکار کنيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.