لومړۍ 200 کرښې.
کمکم کنید، دیرم شده
خیلی راحته! فقط یکی رو انتخاب کن
بیا اینجا
اینجا رو نگاه کن! تروخدا
ننه مِگ، فقط کافیه یکی رو انتخاب کنی
تا حالا ازت نخواسته بودم برام کاری کنی. تو سلیقهت توی تیپ زدن حرف نداره
کدوم لباسو بپوشم؟ کدومش باحالتره؟
این یکی؟ فکر نکنم
این چیه دختر؟ یکی رو انتخاب کن دیگه
هوی! به من نگاه کن
بهم پشت نکن. ننه مِگ، بیادبی نکن دیگه
من که اینهمه باهات خوب بودم. بهم نگاه کن
فقط یکی رو انتخاب کن
باشه! همینو میپوشم
مرغها اصلاً سلیقه ندارن
مگه چی میشد اگه یکی رو انتخاب میکردی؟
مرغ بیادب
بِسی
بیا اینجا دختر
فیدو
ممنون
خروسه خوند و خورشید درومد، توی بهترین جای برزیل از خواب پاشدی
روستای کدو
تونی، شیرینی رپادورا کجاست؟ کدوم شیرینی؟
دیروز همینجا بود. مطمئنی؟
اونجا رو ببین
ببین پسرم چقدر شیک شده
شیکترین
بیا اینجا. چقدر خوشتیپ شدی
مرسی! خوشگلی رو از مامانم بردم و جذابیت رو از بابام
چاک بیلی
تو شیرینی رپادورا ندیدی؟ آره
کجا؟ همونجا بود
الان چی؟ اونجا نیست
پس کجاست؟
یه دونه شیرینی بهت میدم
دو تا. چی میگی؟
اصلاً کاسب خوبی نیستی
چهار تا چی؟
عجله کن، دیرم شده
چی؟ ده تا شیرینی؟
با اون میتونم یه کامیون بخرم
میدونی چیه؟ پیاده میرم
این الاغ رو خیلی لوس کردم
چهار تا پا داره و از هیچکدوم استفاده نمیکنه. دیگه از تشویقی خبری نیست
همشو میدم به «پورکچاپ» و اونم بهش نمیده. حالا میبینه
سلام! چطور مطوری؟ رو به راهی؟
معذرت میخوام، متوجه نشدم اونجایی
حتماً براتون سوال شده که چاک با این همه عجله و تیپ مرتب کجا داره میره
برای اینکه توضیح بدم، باید یه قصه براتون بگم
حتی اگه براتون مهم نباشه هم میگم، چون دیگه شروعش کردم
اسم قصه هست:
چاک بیلی و درخت خارقالعاده گواوا
چاک بیلی و درخت خارقالعاده گواوا
طبق معمول، داستان از اولِ اول شروع میشه
اوپس، یه لحظه صبر کنید
خیلی رفتم عقب
همهچی از وقتی شروع شد که من یه جوونهی کوچولو توی شکم مامانم بودم
و شکمش به قاروقور افتاد
اون گرسنگی از طریق بند ناف به منم رسید
موز میخوای؟
نه. موز نه؟
یه سیب شکری برای عسلم چطور؟ میدونم دوست داری
نمیخوایم. سیب شکری هم نه؟
هندونه چی، شارلوت؟
ما گواوا میخوایم
منم دلم نمیخواد بچهمون شبیه گواوا بشه، شارلوت
ولی همه جا رو گشتم، الان فصل گواوا نیست
بچه داره میآد! واقعاً داره میآد
داره میآد! آروم باش
بعد از اینکه توی رسوندن گواوا شکست خورد
درد زایمان شروع شد
بابام رفت سراغ طبابت
دردها منظمه
شارلوت، حالا بیا از تکنیک تنفس استفاده کنیم
از بینی نفس بکش و از دهن بده بیرون
حسش کردم! از بینی نفس بکش
بده بیرون
شارلوت
بچه. داره به دنیا میآد
بچه. چی؟
مامانتو صدا کن. مامانمو
و بابام هم مثل یه حرفهای، خونسردیشو حفظ کرد و کار رو به دست گرفت
بابام یکسره تاخت
تا کاری رو انجام بده که هر مردی وقتی نمیدونه چیکار کنه، انجام میداده
مامانشو صدا کرد
اینطوری بود که بامزهترین بچهی روستای کدو به دنیا اومد
من
فرانسیس بیلی
خوشحالم که اومدی
شبیه گواوا هم نیست
این اولین باره که دارم نوهی خودمو به دنیا میآرم
برای همهچی ممنون، مِی. یا بهتره بگم، ننه مِی
اصلاً باورم نمیشه
خیلی خوشحالم
سلام پسرم. سلام مامان
حالا دیگه واسه خودت پدر شدی. نگو که همین الانشم
توی خانوادهی ما، وقتی بچهای به دنیا میآد، یه درخت میکاریم. بفرما، اینم درختت
که بکاریش، بهش آب بدی و ازش مراقبت کنی
این یه رسم خانوادگی بود
اما طبیعت
نقشههای دیگهای داشت
اوپس
اگه دارین اینو گوش میدین و فکر میکنین «چاک داره پیازداغشو زیاد میکنه»
فقط بدونید من اهل خالیبندی یا غیبت کردن نیستم
من تمام عمرم این قصه رو از زبون بهترین قصهگو شنیدم
دونه رو باد با خودش برد
شبیه یه گردباد کوچولو بود
دونه خیلی قشنگ میرقصید
و درست مثل تو، قبل از اینکه متولد بشه، باید جوونه میزد
اون توی دل زمین، مادر همهی موجودات، رشد کرد
وقتی نشست روی زمین، یه درخت گواوا شروع کرد به جوونه زدن
درخت گواوای کوچولو همینطور رشد کرد و بزرگ و بزرگتر شد
و حدس بزنید چی شد؟
بهمن از این گواواهای خوشمزهی بینظیر داد
تو و درخت گواوا برای همدیگه ساخته شده بودید
یه روز، از خواب بیدار شدم و آماده بودم کاری رو بکنم که همیشه دلم میخواست
ولی هیچوقت جراتشو نداشتم
برای اون کار، به کمک یه مرد قوی و باهوش نیاز داشتم
چون همچین کسی رو پیدا نکردم، زیک هم کارمو راه میانداخت
سرنوشت من درست همونجا بود، پر از گواوا
وایسا، زیک! آخه چرا؟
نگاه کن
نمیبینمش
درست همونجاست
دوباره نگاه کن
فایده نداره
میخواستم یه گواوا رو مستقیم از روی درخت بچینم
سروصدا نکن. ولی من که نکردم
تویی که داری با «هیس هیس» کردن صدا درمیآری. ولی من دارم میگم ساکت باش
من که چیزی نگفتم. داری داد میزنی
من نبودم! خودت بودی
کی اول داد زد؟ تو
تو بودی! تو بودی
اون موقع بود که نگهبان باغ سر و کلهاش پیدا شد. ترسناکترین موجودی که تا حالا دیده بودم
سگِ دو سر
ببین زیک، الان تنها چیزی که مهمه
اینه که خونسرد باشیم و فرار نکنیم
رفتیم گواوا بچینیم ولی خودمون گیر افتادیم
اون دو تا سر داشت، ولی زیک که دو تا پا داشت، سریعتر بود
چاک، الان میتونی بری. من سگها رو دست به سر کردم
اون لحظه به فکر تسلیم شدن افتادم
اما یه چیزی ته دلم بهم گفت:
جرات داشته باش پسر، برو جلو! اون میوه رو بردار
من کی باشم که بخوام با دلم مخالفت کنم؟
اون منو نمیشناخت
ولی برای من، ما مثل دو تا خواهر و برادر بودیم
که باد از هم جدامون کرده بود
بالاخره همون جایی بودم که باید میبودم
منبعِ همهی خوشمزگیها
بعد از اون گاز زدن، دیگه زندگی من مثل قبل نشد
همونطور که قدیمیها میگن، از دل برود هر آنچه
از دیدهی صاحبِ درخت گواوا برود
ولی اون منو دید
از زمین من برو بیرون، ای وروجک
یه حرکت شجاعانهی دیگه برام باقی مونده بود
بیا بیرون از اونجا
فرار کردن. میگیرمت
از زمین من گمشو بیرون
میگیرمت، وروجکِ نیموجبی
برو بیرون از زمینم، وروجک
برو بیرون! بیرون
بهتره پاتو اینجا نذاری. من که روی درخت بودم
ای وروجکها
دوستی ما شروع شده بود
در طول سالها، بارها برای دیدن جِد برگشتیم
اولش سعی کرد با هنرش به ما ادای احترام کنه
جِد هنرمند شماره یکِ روستای کدوئه
چه سلیقهای! چه استعدادی
عجب نقاشی میکشی جِد! ممنون
برگردید اینجا
ولی جِد کمالگرا بود و هیچوقت از نقاشیهاش راضی نمیشد
عاشق شوخی بود و همیشه بازی قایمباشک راه میانداخت
توی این بازی افتضاحی
بعضی وقتها هم قایمباشک رو با گرگمبههوا اشتباه میگرفت
من جِد رو گرفتم! چی؟ الان میگیرمت بچه
گرفتمت. از درخت گواوای من بیا پایین
من هر دوتون رو گرفتم! چی داری میگی؟
من جِد رو گرفتم. من هر دوتون رو گرفتم
من اول اونو گرفتم. منم تو رو گرفتم
من اول اونو گرفتم. گرفتمت
از درخت گواوای من فاصله بگیرید
جِد، آروم باش
باختن رو یاد بگیر مرد. برو بیرون
چقدر جنبه باخت نداره
اصلاً روحیه ورزشی نداره
اگه یه بار دیگه دور و برِ درختم ببینمتون، خون جلوی چشامو میگیره
خوب بلد بود خوش بگذرونه
اونقدر نگران امنیت ما بود
که یه باغ فوقِ ایمن ساخت
همین و بس
از درخت گواوای من بیا پایین، چاک بیلی
برگرد اینجا وروجک! برگرد
برگرد
خوب جواب داد. امنیت درخت واقعاً بیشتر شد
چرا اینقدر طولش دادی؟ طول ندادم که
بعد از اینهمه سال رفاقت، بالاخره میتونم بگم جِد قلب مهربونی داره
بهترین میزبانِ روستای کدو
خب، امروز داریم یه نقشه تمیز میکشیم، بیاید خطهای دورشو تموم کنیم
دورگیری رو تموم کنید، بعد میتونید رنگش کنید
No comments yet. Be the first to leave one.