I Will Find You

I Will Find You

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

I Will Find You 2026 S01 NF WEB H264-ETHEL persian
د لخوا تبصره shine021
سریال پیدات میکنم

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-06-20
ډاونلوډونه: 314
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زیرنویس از مهدی shine021

اسم من دیوید باروزه.

پنجمین سالیه که دارم محکومیت حبس ابد به خاطر قتل پسرم رو می‌گذرونم.

من این کار رو نکردم.

اما این یعنی بی‌گناه نیستم.

وظیفه‌ی هر پدریه که فرزندش رو از خطر دور نگه داره.

من نتونستم.

متیو تو اتاق خودش کشته شد موقعی که من تو راهرو خواب بودم.

این که بدونی تنها بوده،

و با خودت فکر کنی چرا باباش نتونست نجاتش بده.

این خودش یه جور حبس ابد دیگست.

اتفاقاً این دوران محکومیتم رو

تو بخش تحت مراقبتِ زندان بریگز می‌گذرونم.

این زندان طوری ساخته شده که هویت رو ازت می‌گیره.

حس خودت بودن رو.

اون آدم قبلی دیگه وجود نداره.

به خاطر همینه که از همون اول هیچ ملاقاتی رو قبول نکردم.

حتی با خانواده.

مخصوصاً خانواده.

می‌دونم چی فکر می‌کنن.

با اون همه مدرکی که علیه‌م هست، چاره‌ی دیگه‌ای ندارن.

سرزنششون نمی‌کنم، اما خودمم نمی‌خوام ببینمشون.

بهتره همه فراموش کنن.

چون گذشته هیچ وقت عوض نمی‌شه.

تا اینکه یه روز، همه چی تغییر کرد.

زندان بریگز بریگز، مِین

درِ شماره‌ی نه رو باز کنین!

بیا، باروز.

چی شده؟

ملاقات داری.

خواهرزنت، ریچل میلز.

- محاله. - چیزیه که هست.

نمی‌دونم چرا کسی می‌خواد قاتل بچه‌ش رو ببینه.

ولی یاد گرفتم با این دیوانگی‌ها کنار بیام.

بیا. پاشو.

اگه قبول نکنم چی؟

باروز، بفرما.

- اینجا چیکار می‌کنی؟ - عوض شدی.

آره، پنج سال گذشته.

حالت خوبه؟

ببخش، سوال احمقانه‌ای بود.

اتفاقی برای شریل افتاده؟

نه.

نه، حالش خوبه.

خوبه.

منظورم اینه که اون...

اون نمی‌دونه من اینجام.

- چرا اومدی؟ - می‌خوام چیزی بهت نشون بدم.

می‌دونم که دیوونه‌وار به نظر میاد.

من یه دوست دانشگاهی دارم به اسم آیرین.

اون ازدواج کرده و دو تا بچه داره.

چند هفته پیش،

عکس‌هایی از سفرش به سیکس فلگز تو اسپرینگفیلد گذاشته.

از جمله این یکی.

دیوونه شدی؟ اومدی اینجا عکس دوستت و بچه‌ش رو نشونم بدی؟

دقیق نگاه کن، دیوید.

بگو چی می‌بینی.

اون...

اون...

- شبیه متیوه. - می‌دونم.

- خالش کوچیک‌تره. - دکتر گفته کوچیک‌تر می‌شه.

اما اون هیچ‌وقت بزرگ نشد.

یعنی این...

عکس بچه‌اییه که اگه متیو زنده بود، شبیه‌ش می‌شد.

درسته؟

به شریل نشون دادی؟

نه. اون کلی وقت گذاشته تا زندگیشو بسازه.

نمی‌خوام به خاطر چیزی که احتمالاً واقعیت نداره، زندگیشو بهم بریزم.

- تو نمی‌اومدی اگه فکر نمی‌کردی که... - که متیو یه جوری زنده‌ست؟

می‌دونم دیوونه‌واره.

دقیقاً مثل اون دیوونه‌هایی که فکر می‌کنن من اونو کشتم.

من هیچ‌وقت این کارو نکردم.

من پیداش کردم.

اون مرده بود.

می‌دونم.

اما اگه احتمالی باشه،

هرچقدرم غیرممکن،

که اون زنده باشه...

وقتت تمومه، باروز!

باید گوشیشو دوباره روشن کنی.

باید روشنش کنی.

من هیچ کاری نمی‌کنم. بیا.

- بیا. - به شریل نشون بده.

بیا. پاشو!

به شریل نشون بده.

بیا.

پیــــــدات میکنــم

- باید برم پیش رئیس زندان. - بازم؟

امروز کلی درخواست داری، باروز. مواظب باش.

باشه. می‌خوام یه چیزی بگم.

بهت هشدار دادم. بیا. بیدارش کن.

خواهش می‌کنم.

باهاش حرف بزن.

بذار باهاش حرف بزنم. خواهش می‌کنم.

باشه، انجامش می‌دم.

لعنت.

دیوید باروز ملاقات داره.

ارسال شد

بگو چی می‌بینی.

دقیق نگاه کن، دیوید.

بابا.

پاشو، باروز.

رئیس زندان می‌خواد ببینت.

افسر وسون گزارش انضباطی ثبت کرده.

چه اتفاقی افتاده؟

من درخواست ملاقات دادم.

این دلیلی نمی‌شه که ببرنش سلول انفرادی.

من بیش از یه بار درخواست دادم.

این موضوع به ملاقات ریچل ربط داره؟

چی اونو به اینجا کشانده؟

عکسی از یه پسر بچه بهم نشون داد که چند هفته پیش تو سیکس فگز گرفته شده.

و اون شبیه متیوه.

همونطوری که الان هست.

دقیقاً عین متیوه. حتی همون خال مادرزادی رو روی گونه‌ش داره.

- فکر کردم اگه عکسو ببینی... - نیازی نیست اون عکسو ببینم.

می‌فهمم.

فکر می‌کنی اولین زندانی حبس ابدی هستی که این فکر غیرممکن به سرش زده

که همه‌ی این‌ها یه اشتباه بزرگ بوده؟

تو مثل پسر خودم هستی، دیوید.

من تو دادگاهت بودم. آزمایش دی‌ان‌ای با متیو مطابقت داشت.

ریچل چی؟

ریچل؟

اون یه روزنامه‌نگار محترمه. شاید چیزی می‌دونه.

قبلاً بود.

چند سال پیش از گلوب اخراجش کردن.

چه اتفاقی افتاد؟

جزئیاتش رو نمی‌دونم.

اون خواهر شریله. اون نمیاد گذشته رو نبش قبر کنه.

ریچل مشکل من نیست. تو مشکل منی.

اینکه تو زندان من هستی تصادفی نیست.

من تو رو به اینجا منتقل کردم

و به پدرت قول دادم که مراقبت باشم.

پس کمکم کن.

تو تو پلیس بریگز دوست داری. برو پرونده‌ی قتل رو بگیر.

- شوخی می‌کنی. - گوش کن.

من هیچ‌وقت ازت چیزی نخواستم.

نیازی نیست. من به فکر تو هستم، دیوید.

همین که فکر کنی راه فراری هست، این مکان نابودت می‌کنه.

مسئله بیرون رفتن نیست. من چیزی می‌دونم که بقیه نمی‌دونن.

چی؟

اینکه من بی‌گناهم.

اون شب یه نفر دیگه هم اونجا بود.

زندانی آماده‌ست.

متیو از دست رفته.

عکس چیزی رو عوض نمی‌کنه.

استلا، می‌تونی بیای اینجا؟

برنامه‌ی امروزمو خالی می‌کنی؟

چشم قربان. چیز دیگه‌ای؟

آره، یه پرواز به بوستون رزرو کن.

پلیس بوستون

سلام، ساف.

سلام.

- خوشحالم می‌بینم، آدام. - چطوری؟

- خوبم، تو چطوری؟ - خوبم.

ببین کی اومده.

سلام، سوفی.

سرحال به نظر می‌رسی.

همیشه جذابی. چرا زنگ نزدی؟

آره. سوال خوبیه.

نمی‌شه یه نفر بدون برنامه‌ی مخفی سر بزنه؟

میشه. ولی تو برنامه داری، بابا.

یهویی شد. چطوره؟

خواهرم رو که می‌شناسی.

بیشتر نگران ساکسه تا سرطانش.

لنی کجاست؟

- تو نشیمن. - خیلی خب.

- یه لحظه وقت داری؟ - آره.

از من نپرس.

دو تا بیس هستن و هیچ‌کس اوت نشده.

کاش می‌تونستم بشینم و وسط روز بازی رو ببینم.

البته نه با این نحوه‌ی بازی کردنِ این دلقک‌ها.

آدام بیرون با سوفیه. امیدوارم از سر زدن ما ناراحت نباشی.

بستگی به دلیلش داره.

من همین اطراف بودم.

آخرین باری که چک کردم، بریگز تو مِینه، نه بوستون.

دیوید منو دید.

اون کپی پرونده‌ی قتل متیو رو می‌خواد.

چرا؟

پنج سال گذشته. چرا الان؟

اون همیشه می‌گه که بی‌گناهه.

فکر کنم بخشی از وجودش اینو باور داره.

اون پسرمه. دلم می‌خواد باور کنم.

ولی ما بهتر می‌دونیم.

چی؟

من تو زندان بریگز با هر نوع قاتلی سر و کار داشتم.

خیلی‌ها می‌گن بی‌گناهن. اکثرشون می‌گن آدم جدیدی شدن.

اما لنی، تو چشمهاشون یه چیزی هست وقتی باهات حرف می‌زنن.

چیزی که با زمان، دارو یا مذهب از بین نمی‌ره. مث...

مثل یه مار تو لاک خودش. همیشه هست.

- اما در مورد دیوید... - تو بهش باور داری؟

شاید من پیر شدم.

هیچ‌کس نمی‌تونه ما رو گیر بیندازه، نه؟

چطور ممکنه؟

هیچ کاری که ما می‌کنیم چیزی رو عوض نمی‌کنه.

- هی بابا، چی شده؟ - بهتره ندونی.

آره، فکر کنم حق با توئه، ولی چرا نمی‌گی قضیه چیه؟

ریچل میلز دیروز با دیوید ملاقات کرد.

ریچل؟

راجع به چی؟

متیو.

More Farsi Persian subtitles for I Will Find You

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left