لومړۍ 200 کرښې.
من عاشق اين ميشم
سلام سلام
سلام الکس
خوب ؛ همه آماده ايد که براي بابانوئلِ مخفي " اسم هارو برداريم ؟ "
آره ؛ فقط منتظرِ هاوارديم
باشه
هي ، گوش کن ؛
قول بده که اگه اسمِ جويي برايِ بابانوئلِ مخفي " به تو افتاد بديش به من ، باشه ؟ "
اوه حالا ديگه چيه ؟ ... ميخواي بهترين هديه رو بهش بدي
و اون يه دفعه متوجه ميشه : " اوه خداي " من ؛ من بايد براي هميشه با الکس باشم ؟
قراره يه مونتاژِ تصوير هم باشه ؛ اما ايده ي اصلي همينه
سلام سلام ؛ بفرماييد
خيلي خوب ؛ همه ي اسم ها براي بابانوئل مخفي آماده است
و از اونجايي که من آماده سازي رو انجام دادم خودم اول برميدارم
اوه ؛ خيلي خوب ؛ به نظر ميرسه خيلي جالِبه که آدم براي يه نفر يه کادوي خوب بگيره
آه... خوب ؛ من بيشتر از هر چيزي کريسمسِ برفي رو دوست دارم
برف تمام زمين رو بپوشونه
ميدوني ؛ ميشه رو برف سُر ... خورد ؛ دعوا با گلوله برفي راه انداخت
جويي ؛ ما تويِ لوس آنجلس هستيم
حالا ديگه قراره چيزهاي معلوم رو بگيم ؟
امروز چهارشنبه است نه ، نيست
هي اون رو بده به من متقلّب
خدايا ؛ من موندم اسم کي رويِ اون کاغذ بزرگ قرمز نوشته شده بود
لعنتي ؛ اين يه جرم عالي بود
من هيچوقت نبايد تورو زنده ميزاشتم
چي ؟ من جويي رو برميدارم ؛ تو هم ماله من رو
نه ؛ اون نه اون لياقت کادو رو نداره ؛ ازش متنفرم
مايکل رو داشتي يا زک ؟
من هاوارد رو داشتم
به اين ميگن زندگي ؛ مگه نه ؟
وقتي تو بياي خونه ي جديدت کنارِ خونه ي من هر روز ميتونيم اين کارو بکنيم
صفا کنيم ، سيگار بکشيم آبجو بخوريم ؛ فقط کارهاي مردونه
ميتوني اين رو برام باز کني ؟
نه ؛ پوستِ دستم خراب ميشه
الکس ؛ بايد يه ديگه هم برامون بازي کني
محض رضاي خدا
مرسي
اميدوارم خيلي گستاخي نباشه ؛ اما اين بيرون خيلي خوشگل تر شدي
من ديگه برات ساندويچ درست نميکنم
خواهيم ديد
سلام بچه ها سلام
اينجا چي کار ميکني ؟ فکر کردم که با اَبي رفتي بيرون
آره ؛ ما... ما يه صحبت بزرگ درباره ي اينکه رابطه مون به کجا ميرسه داشتيم
اوه... صحبت چي بهش گفتي ؟
... خوب ؛ من گفتم نميدونم و
حالا ما فعلاً فاصله ميگيريم تا من بفهمم چي ميخوام
ما... ما به هم زديم ؛ فکر کنم
ميدوني چيه مايکل ؟ تو کارِ درستي کردي
منظورم اينه که ؛ چي کار ميخواستي بکني ؟
با هم زندگي کنيد ، نامزد کنيد ؟ تو اين رو نميخواي
اوه واقعاً ؟ چرا ؟ چون ممکنه درگيرِ يه رابطه ي جدي بشه ؟
با اون صداي ترسناک اينو نگو
ببين ؛ من... من فقط دارم ميگم
تو که نميخواي بپري وسطِ يه چيزي که ازش پشيمون بشي ، مگه نه ؟
اَبي تازه اولين دوست دخترِ واقعيِ تو بود
آره ميدونم اما من از مجرد بودن هم متنفرم جويي
من تو مجردي افتضاحم
آره ؛ اما تو الان عوض شدي مايکل
وقتي با يه دختر سکس ميکني يه نشونه به جا ميذاره
که دختراي ديگه ميتونن حسش کنن
زن ها مغزشون داراي يه قسمتيِ که ما مردها نداريم
" بهش ميگن " فيبولان
اين اصلاً درست نيست
مايکل ؛ مجرد بودن خيلي هم خوبه ، فهميدي ؟
تو ميتوني بگي : " من ميخوام وسايلم رو جمع کنم و برم تيخوانا " و واقعاً ميري
{ اما من وقتي تنها { مجرد بودم هيچوقت از اين کارا نکردم
اين تقصير منه من داييِ توئم
اين وظيفه ي منِ که زندگي کردن رو بهت ياد بدم
پس امشب ما ميريم تيخوانا
سفر مردونه مردها ميرن به مکزيک
الکس الکس
مايکل زود باش بريم
آره ؛ اين معرکه ميشه مکزيک عزيزم
خيلي خوب ، بريم
زک بهترين مکان ها براي مخ زدن رو بلده
ما قراره کلي دختر تور کنيم
الکس ؛ تو اسپانيايي بلدي " به اسپانيايي چجوري ميگن : " چطوري ؟
گرفتم
هي بچه ها ؛ گوش کنيد ، ببخشيد من يادم رفته بود که براي امشب برنامه دارم
اما اومدم که اين که اين نقشه ي تيخوانا رو بهتون بدم
که سرگرمي هاي مورد علاقه ي من روش علامت زده شده
مثلاً ؛ اينجا يه خانواده هستن که يه رستوران دارن
اونها بهترين و خوشمزه ترين ساندويچ هاي محلي رو درست ميکنن
همچنين فاحشه خونه هم هست
خوش بگذره
مايکل صبر کن ميخوام مطمئن بشم به اندازه ي کافي پول داري
تو که فقط ميخواي برات از اون قرص هاي رژيمِ مکزيکي بيارم
از اون زرد بزرگ هاش ميخورم احساس ديوونگي بهم دست ميده
ميدوني ؛ من يکي از سرمايه گذارهاي يه کلوب هستم که تازه باز شده ؛ اکسيز
ما امشب يه پارتيِ کوچيک داريم
و من فکر کردم که شايد ... تو بخواي اون بدنت رو بياري
اوه خداي من چرا تو هميشه سعي ميکني مخِ من رو بزني ؟
و چرا فکر ميکني من خوشم مياد ؟
من دينم ؛ من معرکه ام
تو چند سالته ؟
ـ 51 سال تو وزنِت چقدره ؟
تو هم از من يه سوال شخصي پرسيدي وزنت چقدره ، حدوده 100 کيلو ؟
اين به تو ربطي نداره اما بايد بدوني که هفته ي پيش که
آنفولانزا گرفته بودنم 60 کيلو بودم
خدايا ، مردهايِ مثل تو حال من رو بهم ميزنن
اوه واقعاً ؟ من چه جور مردي هستم ؟
تو از اون مردهايي هستي که فکر ميکنن جذابيتشون هيچوقت از بين نميره و رقت انگيز نميشن
... تو از اون جور مردهايي هستي که فکر ميکني
هر مردِ ديگه هم اطرافت باشه... ... بايد مثل خودت بچه و مسخره باشه
فقط به خاطر اينکه تو درباره ي خودت... و خودخواهيت حسِ بدي بهت دست نده
... بي معني ، بيهود
اوه خداي من چي کار داري ميکني ؟
نميدونم ؛ من با دخترهايي که زياد فَک ميزنن هميشه همين کارو ميکنم
باور نکردنيه
صبر کن ، صبر کن ؛ ببين ، ببين
تو يه زنِ جوونِ زيبا هستي
تو بايد بري بيرون ، قلبِ مردهارو بشکوني ديوونه بازي در بياري ، خوش بگذروني
... به جاي اينکه دست و پاي خودت رو ببندي
به جايِ اينکه به من و... جويي براي زندگي کردن گير بدي
من هم خوشي هاي خودم رو دارم
پياده روي ميرم
... من فقط دارم ميگم
تو خيلي مطمئني که حق با توئه و ما ... رقت انگيز هستيم اما... شايد... شايد
اين توئي که اشتباه ميکني...
... خوب ؛ شايد... شايد
تو يه عوضي هستي
... من يه جوابِ عالي برات دا خيلي خوب ؛ اون رفت ، خوبه
اين جايِ آخرِ که رفتيم خيلي جالب بود
آره ؛ اين اولين کلوب رقاص هاي لختي بود که پول ميگرفتن تا بندازنت بيرون که من تا حالا رفتم
من يه فکري دارم ؛ چطوره که شما دو تا خفه بشيد ؟
تو چت شده ؟
من وقتي اولين پيک رو ميخورم پرخاشگر ميشم
اما وقتي به پيک هفتم ميرسم ميرم تو کارِ دوستت دارم و بغل کردن
و بعدش بيهوش ميشم و وارد " بخش رمزآلود " ميشم
بخشِ رمز آلود خيلي جايِ خطرناکيِ مايکل
پُر ميشه با زن هاي زشت و هات داگ هاي خوشمزه
بيايد بچه ؛ يه پيک بزنيم
اين عالي نيست مايکل ؟ به اين دخترها نگاه کن
... و واقعاً نبايد مشروب بخورم چون اگه بخور
آفرين
خيلي خوب
خيلي خوب ، هي ، خوبه
اون اولين قربانيِ توئه برو مُخِش رو بزن
ببين جويي ؛ من هيچوقت از تويِ يه بار دختر بلند نميکنم ، فهميدي ؟
ميدوني چيه ؛ من با همون اَبي بهتر بودم
مايکل ؛ تنها دليلي که تو الان داري به اَبي فکر ميکني اينه که ميترسي
ميدوني از چي بايد بترسي ؟
چي ؟
تو بايد از متعهد شدن به يه نفر به اين زودي بترسي
بعد يه دفعه ميفهمي که سوار يه قطارِ يه طرفِه به سمت ازدواج کَده هستي
... و قطار کلي زن و شوهر بدبخت رو
پياده ميکنه قبل ازينکه تو بفهمي...
بعد همه ي آدم هاي اونجا بايد که سعي کنن تويِ " ازدواج کده " يه فرودگاه بسازن
بعد ديگه هيچکس از قطار استفاده نميکنه
و ايستگاهِ قطار متروکه ميشه
توي اين چي داره مگه! ؟
ميدوني چيه ؟ باشه
من براي اينکه دهنِ شمارو ببندم فقط يه بار امتحان ميکنم
سلام ، من مايکل هستم
اليسا اليسا
واو ، تو خيلي خوشگلي
بدنِ تو درست مثل مامانم ميمونه
که يه تعريف حساب ميشه چون مامانم بدنِ فوق العاده اي داره
به نظر مياد داره خوب پيش ميره
فکر کنم يه چيزي درباره ي بدن دختره گفت
يه بار از پشت مامانم رو ديدم و نميدونستم مامانمه
يه فکرايي پيش خودم کردم
... اما من با دکترم در اين مورد صحبت کردم
من دارم چه چرتي و پرتي ميگم ؟ چرا هوز نگفتي خفه بشم ؟
انگليسي بلد نيستم
انگليسي بلد نيستي ؟ انگيسي بلد نيست
اوه ، دختره انگليسي بلد نيست مايکل ممکنه واقعاً يه شانسي داشته باشه
... به علت هواي نامساعد براي پرواز تمام
پروازهاي امروز عصر به مقصد... ازدواج کده دچار تاخير خواهند شد
لطفاً صبور باشيد ، به شما کوپن يک وعده غذاي مجاني داده خواهد شد ، من عاشق اين مشروبم
تو اون همسايه ي جويي ؛ دين رو ميشناسي که مثل بچه ها ميمونه و همش دنبال سکسه ؟
امروز بعد از ظهر گير داده بود که به من ثابت کنه اوني که مشکل داره منم
ميگفت که من بلد نيستم خوش بگذرونم منظورم اينه که اين ديوونگيه
کسي که بلد نيست خوش بگذرونه ميتونه همچين کاري انجام بده ؟
ممکنه حق با دين باشه اوه خدا
ميدونم ؛ اون راست ميگه
من نميدونم چم شده
من تو دانشکده خيلي باحال بودم هميشه توي پارتي هاي شبانه حاضر بودم
من هميشه تويِ مسابقه ي دخترها وحشي ميشوند اول بودم
پس الان چي شده ؟ تو سکسي هستي ، مجرد هم که هستي
تو بايد بري بيرون خوش بگذورني دوست پسر پيدا کني
آره ؛ فکر کنم همش به خاطر احساساتم به جوئيه
بسه ديگه ، بلند شو
مردها رفتن تيخوانا ؟ ما هم براي خودمون ميريم بيرون
باشه زود باش
و من دقيقاً ميدونم کجا بايد بريم
تو تا حالا با زن هاي ديگه سرِ جايزه کشتي گرفتي ؟
... من امشب ميخوام برم بيرون
... و فکر تو هم خيلي جالبه...
... اما دين گفت که امشب يه پارتي داره ، پس...
باشه ، پس ميريم اونجا و ما ميخوايم امشب ديوونه بازي در بياريم
اين سفر به تيخوانا خيلي خيلي بهتره
آره ، اونها الان احتمالاً حوصله شون سر رفته نشستن تو هتل
جويي ، جويي ، جويي
سلام الکس سلام
من واقعاً خوشحالم که اومدي خيلي خوشگل شدي
سر ميز من هم بيا
فکر کنم دين به تو علاقه داره
اين يارو اصلاً نميدونه چجوري به يه نفر علاقه داشته باشه ، دين يه خوکه
چيزي که من ميدونم اينه که به من حتي يه نگاه هم نکرده
No comments yet. Be the first to leave one.