لومړۍ 200 کرښې.
!صبح بخیر - سلام! چطوری؟ -
!اوه - !صبح بخیر -
سلام. راحت باشید بفرمایید داخل
خب، امیدوارم وقتی شلوارتون رو کشیده بودید پایین مزاحم نشده باشیم
...اوه - شوخی میکنم، میبینم شلوار پاته -
نه، راستش از پشتِ در گوش کردیم که مطمئن شیم
فقط یکم غذای مونده براتون آوردیم
دیشب یه مهمونی کوچیک تو خونه داشتیم
و نخواستیم همهی غذا حیف و میل شه، واسه همین
آره، و میدونید چیه؟
شما دوتا رو دعوت میکردیم
ولی یه جور مهمونی خودمونی سیاسی بود
کلی دست دادن و احوال پرسی و چاپلوسی کردن
از اینجور چیزها، میدونید
انقدرم که به نظر میاد خوش نگذشت
اوه خب، آخه کی میخواد به یه مهمونی بزرگ دعوت شه
وقتی میتونی صبح روز بعدش از پسموندهی غذاش لذت ببری
میدونی، مهمونها از تو هم حرف میزدن، مویرا
اوه، در مورد نامزد دیگه حرف میزدن؟
!آره
میدونی، بیصبرانه منتظرم این انتخابات تموم شه
تا دوباره بتونیم باهم وقت گذرونی کنیم
...آره، آره - اوهوم -
خب، ما دیگه میریم بانک
کلی مبلغِ اهدایی داریم که باید واریز کنیم
خب، ممنون، خدافظ - !خدافظ -
اون دوتا اونقدری که فکر میکردیم ساده لوح نیستن
شوهره که هست
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
،دیوید، تد گفت باید گان بپوشم
ولی این یعنی چی؟
فکر کنم یعنی باید گان بپوشی دیگه
میدونم ولی من رو ببین
تو محشر شدی
!کی اینا رو طراحی میکنه؟
پس برجسته کردنِ ویژگیهای جنسی زنان چی شد؟
فکر نکنم جذابیتِ جنسی
ایدهی اصلی طراحی لباسهای پرستاری باشه
معلومه هیچوقت واسه هالووین بیرون نرفتی
پس استرس داری؟
این تقریباً اولین شغلیه که تو عمرت داشتی
نه اینطور نیست
نوشتن اسمت روی خط تولید لاک ناخن خوراکی
از نظرِ من شغل به حساب نمیاد
من ایدههای خیلی عملیای داشتم، دیوید
کل مزهها رو خودم تنهایی ابداع کردم
حتی اونی که اون همه آدم رو مسموم کرد؟
دیوید، کارخونهی تو گوناگژو بهمون اطمینان داده بود که بدونِ سُربه
به هر حال، من واقعاً مشتاقِ این کارم
شبیه یه تیکه آدامس شدی
!آخه... چی؟ دیوید
خب چقدر برداشت؟
.من میرم یه کافه لاته بگیرم تو چیزی لازم نداری؟
اون مدیرِ فناوری اطلاعاته، جرالد
درآمدش از جمع درآمد هردومون بیشتره
نباید نگرانِ این چیزها باشم
اگه یه چای داغ واسم بگیری ممنونت میشم
...خیلی خب
همه چی روبراهه؟
آره. فقط داشتم گپ میزدم
گوش کن، بذار یکم پول بابتش بهت بدم
فکر نکنم مدتِ زیادی از اعتبار اون کارت اعتباری مونده باشه
...خیلی خب. فقط که من
امروز عصر چهارتا لباسِ پر طاووس دیگه برام میاد
.اوه، میتونم پولِ اونا رو نقدی بدم .اشکالی نداره
جوابش رو نده
یا جرالده یا مدرسهست
و الان حوصلهی هیچکدوم رو ندارم
خیلی خب. این خیلی پراسترسه
پس میرم اون چای رو بخرم
یه دونهای. یه دونهای
سلام! ببخشید یکم دیر کردم
مطمئن نبودم آدابِ این کار چیه پس فقط یکم تو محله قدم زدم
اوه، میتونی زود بیای، یا حتی سرِ وقت
احتمالاً زود اومدن بهترم باشه
خیلی خب، عالیه
الکسیس، تو میخواستی باهات حرفهای ،برخورد شه، پس باید بپرسم
بقیهی گانت کجاست؟
اوه، فکر کردم میتونم هرکدوم رو دلم میخواد انتخاب کنم
نه، اونا سِتن. واسه همین هردو رو بهت دادم
اون پاهای لُخت خطرناکن
!تد
نه، جدی میگم
حیوانات ممکنه حشرات یا کَنههایی داشته باشن که میتونن پوستِ لختت رو نیش بزنن
نگران نباش، امروز فقط رو پروندهها کار میکنی
!خیلی خب. عالیه
ممنون. چقدر پرونده
همین الان میرم تو کارش
وقتی کارم با این پروندهها تموم شه اصلاً جای خالی منشی قبلیت رو حس نمیکنی
!خبرِ خوب
.شلوارِ قرضیت رو پیدا کردم .حتماً هلن جاش گذاشته
ممنون، تد. اونا خیلی عالین
!سلام
!رانی! سلام به تو !امروز به نظر خوب میای
میبینم که شلوار خاکی تازه پوشیدی
از قهوهات لذت میبری؟
داشتم لذت میبردم
من فرض میکنم تو مهمونیِ دیشب جاسلین بودی
چطور بود؟
خوب بود. کلی لبنیات خوردیم - اوه، آره -
اگه یکی بلد باشه کسی که به لاکتوز آلرژی داره رو بفرسته بیمارستان، جاسلینِ ماست
مویرا، کاری هست که بتونم برات انجام بدم؟
!آره، ممنون
رانی، میخواستم بدونم تصمیم گرفتی
از یه نامزد حمایت کنی یا نه؟
هنوز نه - اوه! خوبه -
چرا خوبه؟
امیدوارم شاید بتونم قانعت کنم از من حمایت کنی
حمایتِ سیاسی
البته بهتره بگم از نفوذ سیاسیت واسه حمایت ازم استفاده کنی
چی باعث میشه فکر کنی من به تو رأی میدم؟
،تو یه زنِ منطقی هستی، رانی
و نظرت رو آزادانه میگی
میتونم حس کنم دیگه تحملِ رولند رو نداری
،حالا فرض کن زنش عضو شورا باشه
...و از اهدافِ اون پشتیبانی کنه
و؟ - ،و، اگه من عضو شورا بشم -
میتونم از اهدافِ تو حمایت کنم
میتونیم از اهدافِ هم حمایت کنیم
،خب، از حرفی که میزنی بدم نمیاد
پس این کاریه که میکنم
،چندتا از دوستام رو دعوت میکنم خونهام
،و اگه بتونی نظرِ این خانمها رو جلب کنی
بذار بگیم رأیِ یه جمعیت کلیدی رو تضمین میکنی
این یه قراره
نه. نه، نیست. این اسم رو روش نمیذارم
...نه، منظورم این نبود
...فقط - ...نه، من -
ممنون - خیلی خب -
ممنون، رانی
!دوریس، این خیلی هیجانانگیزه
!اون خیلی بهت میاد
نمیدونم. یعنی آلبرتِ بیچاره به گربهها حساسیت داره
ولی نمیتونم میتنز رو تنها بذارم
پس چطوری با آلبرت وقت گذرونی کنم؟
کلینیک دامپزشکی، چه کمکی ازم برمیاد؟
میتونم تماستون رو بذارم رو انتظار؟
،خیلی خب، اگه یه چیزی یاد گرفته باشم
اینه که وقتی پای عشق وسط باشه
نمیتونی بذاری چیزهای کوچیک سرِ راحت قرار بگیرن
مثلاً یه بار با پسرعموی یه سلطان دوست بودم
که حق نداشت باهام حرف بزنه یا حتی بهم نگاه کنه
و ما حداقل به مدت حدود نصفِ یه تغییر ...حکومت باهم کنار اومدیم، پس
چیکار کردید؟ - میدونم -
،آه، الکسیس - بله -
میشه یه لحظه باهات حرف بزنم - آره -
.میشه باقیش بمونه واسه بعد .دکتر بهم نیاز داره
بله؟ - خب ثبتِ پروندهها در چه حاله؟ -
من کلی کار داشتم
گربهی دوریس نیاز به مراقبتِ زیادی داره
آره، خب، دوریس دو ساله که نگرانِ گربهاشه
هر هفته میاد اینجا
خیلی خب، چیکار باید بکنم؟
حیوونکی در به در دنبالِ یه مرده
و چرا سه تا تماس رو گذاشتی رو انتظار؟
نمیدونم، یه نفر قطع کرد؟
باشه، الکسیس، این کار صرفاً راضی نگه داشتنِ مشتریها نیست
،اینجا محلِ کاره، و در حال حاضر
مشتریهایی هستن که منتظرن با من حرف بزنن
مطمئنی که آمادگیِ این کارو داری؟
خیلی خب
باشه
خب، ببین، الان نمیتونم ،در این مورد حرف بزنم
باید برم
فقط میخواستم بهت خبر بدم
که الان یکی از پانچوهای چرمی رو فروختیم
اوه، حالا پانچوهای چرمی میفروشیم؟
خب، این به نظر ارزون نمیاد
،نه، نیست، که واسه همین خیلی هیجان انگیزه
که الان یکی فروختیم
این محشره، دیوید - همینطوره -
،خب من دیگه داشتم میرفتم
مگر این که کارِ دیگهای باهام داشته باشی
...اون جرالد بود و
حالا فردا یه جلسه تو مدرسه دارم
و هیچکس رو ندارم که از نادختریم مراقبت کنه
قطعاً زنِ سابقش ازش مراقبت نمیکنه
وای... خب، اگه کاری باشه ...که بتونم انجام بدم، فقط
میخوام یکی از نادختریم مراقبت کنه
باشه. خب، اگه کاری باشه ...که بتونم انجام بدم، فقط
از تو میخوام از نادختریم مراقبت کنی
خب، فکر نکنم این ایدهی خوبی باشه
من ساعت چهار میارمش پیشت
بیصبرانه منتظرم
یه دونهای
،یکم آجیل واست آوردم .ولی ریخت تو کیفم
مهربونیت رو میرسونه، دوریس. ممنون
هی، داشتم به حرفی که دیروز زدی فکر میکردم
و فکر کنم... الان وقتِ خوبی نیست
باشه. میتنز در چه حاله؟
اون مُرده
فقط سعی دارم بفهمم چه اتفاقی افتاده، خب؟
باشه. خب، چی باید به دوریس بگم؟
چیزی بهش نگو
فقط کنارش بمون تا بفهمم چی شده، باشه؟
باشه، پس فقط باید وانمود کنم اتفاقی نیوفتاده؟
آره، فعلاً - باشه -
چطور باید این کارو بکنم؟
الکسیس - خیلی خب -
آره. باشه
No comments yet. Be the first to leave one.