لومړۍ 200 کرښې.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
این زخم مال چیه؟
برادر بزرگم من رو هُل داد توی آتش
متاسفم کارور
... من با تو، بیشتر از
هر کسی توی زندگیم صادق بودم
دلیل اینجا بودنم فقط این نیست
دیمن جوری حرف میزد انگار داشت یه چیزی رو مخفی میکرد
قشنگ گفت نمیخواد هیچکدوم از افراد اینجا با خبر بشن
کارور رفته دیدن چندتا از دوستهای قدیمیاش توی ساخت و ساز
دلت براش تنگ شده؟
ما رابطهمون اونجوری نیست
فقط در حالتی میتونم به این رابطه ادامه بدم که یه چیز عادی و معمولی باشه
عادی، فهمیدم
رئیس رابینسون میخواد معاون فرمانده بشه
و حاضره هر کاری برای رسیدن بهش بکنه
میترسم آتشنشانی شیکاگو ... تبدیل به مکانی سرشار از
تفرقه و عدم اطمینان بشه
میخوای چی کار کنی؟
باید یه فکری بکنم
بعدش چی شد؟ - ... بعدش گفتم -
یادم نمیاد
بیخیال بابا !بگو
و بعدش گفتم، توپهای آبی رو شلیک کنید
آره ایول - خیلیخب، باشه -
حس میکنی جای خالیت حس میشده؟
آها - آها -
خیلیخب، بفرما
وقتهایی که خونه هستی ما خیلی خوشحالیم
اما میدونم جیمز بهت نیاز داشت
کار خوبی کردی
آره
این تخممرغها حرف ندارن
خب، خیلی از شنیدنش خوشحالیم
اگه خبری از رئیس رابینسون شد من رو در جریان میذاری؟
حتما
... هدف امروزم
... اینه که هر کاری از دستم برمیاد بکنم
تا اجازه ندارم کنترل این بخش رو بهدست بگیره
برو حسابش رو برس
هی، دوستت دارم
منم دوستت دارم - خداحافظ -
فکر کنم ساعت چند بار زنگ زد و ما بیدار نشدیم
اوه خدای من
!اوه خدای من !اوه خدای من
اوه! بدجور دیرمون شده !باید عجله کنیم
تا پنج دقیقه دیگه آمادهام
تا جایی که من خبر دارم ... معاون فرمانده دائمی
دو روز دیگه انتخاب میشه
... یه چند نفری رو میشناسم که
با فرمانده صحبت میکنن ... اما نمیدونم
دیگه کیها هستن - لیتم و کانترراس -
لیتم؟
بهاندازه کافی آدم خوبی هست اما اشتیاق کافی نداره
و انگار اصلا از این کار خوشش هم نمیاد
کنترراس همهاش دنبال دردسره
بارها و بارها محکوم شده
نمیتونم از هیچکدومشون حمایت کنم
... نمیخوام برم پیش فرمانده
تا زیرآب رابینسون رو بزنم
حلالزادهست
واقعا فاجعهست
تنها فرق دیگهاش اینه که ولکرو توی بخش تجهیزاتـه
آره، خیلی خوبه
چطوره برش گردونیم همون حالتی که بود؟
واقعا؟
ببخشید ستوان دو دقیقه دیگه میام
... فکر میکنید بههم گفتن
تو اول برو. من با فاصله 0.25 ثانیه ازت میام" امکان نداره متوجه بشن"؟
دقیقا
با توجه به چیزی که لنکس گفت ... بهنظر میاد قراره معاون فرمانده رو
این هفته انتخاب کنن؟
آره، امروز بعدازظهر قراره ... برم دفتر فرماندهی
و با هر کدوم از اعضای کمیته که میتونم پیداشون کنم، صحبت کنم
باید بدونن رابینسون چقدر میتونه برای آتشنشانی شیکاگو خطرناک باشه
تجربهات بهعنوان افسر ارشد چطور بود؟
بد نبود خوب بود
راستش رو بخوای، متوجه نشده بودم ... که بخش بزرگی از کار تو
مشورت دادنه
... هم این و هم کارهای اداری
آره، خیلی وقتگیر و سخته
هرمن توی بخش مشاوره دادن خیلی کمک کرد
استعدادش رو داره
آره داره
دیمن چی؟ اون عضو موقت جدید
اون بچه یه داستانی داره
ازش خوشم میاد
یهخرده سخت میشه متوجه شد چی توی سرشه
... استلا هنوز دو دلـه اما
تمامی واحدها ریزش ساختمان
خیابان پِلِیس چهاردهم غربی، پلاک 3105
وای - وای -
اولین روز با ماشین جدید
اصلا بهاندازه کافی قدرت نداره باید پدال گاز رو تا آخر فشار بدم
بارها بردیمش و آزمایشش کردیم
بهنظر مشکلی نداشت
آره، خب یه مشکلی هست و از جانب منم نیست
!مراقب باش
!کمک! این بالا - !اون بالان -
!کمکمون کنید
!زودباشید - !عجله کنید -
«Overhaul :مترجم»
هی دوستان! برید عقب از اونجا دور شید
کامیون، نردبون رو ببر بالا
حله رئیس - کمکمون کنید -
!موچ - الان -
!کمک - دستم داره لیز میخوره -
هرمن، ببین میتونی یه پنجره توی موقعیت مناسب پیدا کنی یا نه
خیلیخب، فهمیدم ریتر، باهام بیا
باشه - هی، اینجا -
!کمکمون کنید - !عجله کنید -
هی، جکها رو بزن به نردبون نیاز داریم
حله ستوان
هی، تشک بادی دارید؟
سی متریـه - باشه -
... خیلیخب، کارور، دیمن
بیاید بهشون کمک کنید زیر پامون تشک بذارن
فهمیدم
جوخه 3، میریم بالا - دریافت شد -
!دارم لیز میخورم
طاقت بیار
سفت بگیر الان میگیرمت
گرفتمت آروم
آروم
!کمک
!طاقت بیار
دارم میاد کمکت طناب رو ول نکن
پام رو حس نمیکنم !کمک
طاقت بیار
سریع بادش کنید بچهها
خیلی بزرگـه رئیس
خیلیخب
هر دو طرف رو بگیر
با هم میریم پایین - باشه -
هی، میام تو رو هم میبرم
اول افرادم رو ببرید اونا رو ببرید پایین
من سرکارگر هستم. آخرین نفر میام پایین - طاقت بیار -
خیلیخب موچ داریم میایم پایین
آماده شو که نردبون رو بچرخونی - دریافت شد -
خیلیخب، بریم
آروم
هی دیمن - حله -
هر وقت آماده بودی بگو موچ
تقریبا رسید به موقعیت
هی کید - بله؟ -
اولیها رو تو آوردی من میرم سراغش اونیکی
موچ؟ - !خیلیخب، برو، برو، برو -
برو رئیس
کمک - هی، دستت رو بده من -
من همینجام
نمیتونم
من رو ببین - !دارم لیز میخورم -
من رو ببین، همینجام
فقط باید دستت رو دراز کنی - خیلیخب -
دستت رو دراز کن دراز کن
دارم لیز میخورم - من همینجام -
دستت رو دراز کن - دارم سعیم رو میکنم -
دستت رو دراز کن دستت رو بده من پسر
دستت رو بده من دستت رو دراز کن
!هواش رو خالی کنید !بهیارها بیاید اینجا
!بهیارها بیاید اینجا
راه رو باز کنید راه رو باز کنید
خیلیخب، نبض داره
ضعیفـه اما نبض داره
بریم
با شمارش من. یک، دو، سه
خیلیخب، همه آمادهاید؟
با شماره سه یک، دو، سه
تشکها خیلی آروم باد میشن
هر کاری میتونستی کردی
همچین حسی ندارم
هی، بچهها؟
... برای این سرکارگر، برگسون
آرزوهای خوب میکنیم
اما هیچکس فراموش نکنه
امروز جون پنج نفر رو نجات دادیم
باشه؟
خیلی خوب شد که این حرف رو زدی
خبری از اون سرکارگر، برگسون نشده؟
... هنوز وضعیت خوبی نداره
براش لوله گذاشتن و بیهوشه
عجب شروع شیفت بدی
آره
وقتی ما داشتیم میرفتیم خانواده برگسون رسیدن اونجا
سهتا بچه کوچولو داره
خیلی بانمکن
سلام ستوان
ببخشید که از ماشین جوخه استفاده میکنم
میخواستم تنظیم کردن این پایهها رو تمرین کنم
موچ و هرمن دارن روی کامیون ... کار میکنن، برای همین
نیازی به معذرت خواهی نیست
دیدگاهت رو دوست دارم
واقعا میخوای یاد بگیری؟ - بله قربان -
یه نقطه خوب پیدا کن ... که گیره ضامندار رو
زیر قاب محکم کنی
ایول - ممنون -
... توی دورانی که آتشنشان بودم
... شجاعتهای زیادی دیدم برگسون
... اما این کاری که تو کردی
یکی از شجاعانهترین کارهایی بود که تا حالا دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.