Bad Banks

Bad Banks

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Bad Banks S01 1080i BluRay Remux DD5 1 H 264-EPSiLON
Bad Banks S01 German 1080p BluRay DD5 1 x264-EXCiTED
Bad Banks S01 German 720p BluRay DD5 1 x264-EXCiTED
Bad Banks S01 1080i BluRay DD5 1 H 264-NOGRP
Bad Banks S01 720p BluRay DD5 1 x264-SbR
Bad Banks S01 1080p BluRay x264-TAXES
د لخوا تبصره 9B0DY
تمامی قسمت‌ها / BluRay / Frame rate: 25.000 fps

تګونه

BluRay
1080
REMUX
x264
720p
720
په خپور شو: 2022-12-04
ډاونلوډونه: 50
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫"حداکثر برداشت روزانه"

‫"عدم خدمات دهی"

‫لعنتی، خالیه.

‫دیگه پولی نیست.

‫راه رو باز کنید!

‫پلیس درحال محافظت از مهمترین ‫بانک های کشور است.

‫سالها اقتصاددان‌ها هشدار داده بودند

‫که ورشکستگی بانک سرمایه گذاری ‫بین المللی دویچه

‫مقیاس آن پنج برابر ورشکستگی لیمن برادرز خواهد بود. ‫(لیمن برادرز = چهارمین بانک سرمایه گذاری در ایالات متحده آمریکا، ‫در سال 2008 اعلام ورشکستگی نمود که بزرگترین ورشکستگی در تاریخ آمریکاست)

‫رسیدم.

‫... تحولات شدید در بخش اقتصادی

‫با ناپدیدی ناگهانی شهردار لیپزیگ،

‫پیتر شولتئیچ. ‫همراه شده است.

‫یک ناپدیدی سیاسی ‫بدون هیچ ردی در جمعه شب.

‫نیست.

‫برای چی؟

‫برای چی یانا؟

‫شهروندان عزیز،

‫این درخواستی مصرانه از سوی دولت است:

‫از گزارشات اغراق آمیر رسانه ها نترسید،

‫پول های خود را در بانک ها نگه دارید، ‫پول شما در جای امنی قرار دارد.

‫"لوکزامبورگ، 8 هفته قبل"

‫فلو، زود بلند شدی؟

‫خوب خوابیدی؟

‫شیرینی میخوردی یا یه چیز سالم؟

‫شیرینی!

‫منم شیرینی میخوام.

‫نه

‫ممنون.

‫کافیه؟

‫خشک میخوای یا با شیر؟

‫با شیر، لطفا.

‫اتفاقی صحبت دو تا از شما رو ‫توی راهرو شنیدم.

‫یکی گفت به زندگی شخصیت فکر نکن،

‫فنگر کاری میکنه یکی دیگه نداشته باشی.

‫معلومه همینطوره

‫شما انتخاب اول هستید، ‫فراموش نکنید!

‫شما یه کاره ای هستید!

‫میتونید همه‌چیز رو بندازین ‫تو جریان، بچه ها

‫چرند تحویلتون نمیدم.

‫شما در بانکی کار میکنید، ‫که تصمیم گرفته سرمایه گذاری

‫بانکی در فرانکفورت رو گسترش بده

‫و یه آدم دیوونه مثل من رو مسئولش کنه!

‫مقصرش اونه.

‫میدونم، شما نسل ترسیده وای هستید. ‫(نسل وای = به نسل متولد شده بین سالهای 1980 تا 1990 گفته می شود)

‫میخواهید تعادل در زندگی کاریتون باشه

‫و از خودتو بپرسید ‫آیا کفش جدیدتون با شغلتون همخوانی داره.

‫خب، باید بهت بگم، کفشای خوبی هستن. ‫عاشق کفش ها هستم و عالی هستن.

‫اما بیایید درباره کار صحبت کنیم،

‫درباره کار حرف بزنیم.

‫ادم پال، پارسال پی آی‌ت تقریبا 5 بود، درسته؟

‫4.8

‫خیلی هم خوب، ‫اما میتونی بیشترش کنی!

‫گرسنه باش

‫پرخاشگر باش

‫جاه‌طلب باشید

‫با قلبتون کار کنید.

‫ناامیدی و از کار افتادگی ‫از سال 2008

‫کاری کرده به نظر بیاد مهمونی تمامه،

‫انگار ما داریم دهن خودمون رو آسفالت میکنیم ‫تا نیمچه بازگشتی داشته باشیم

‫و ارباب رجوع های ناراضی داریم

‫و ما هنوز حسش رو نداریم

‫10 سال بعد از بحران به کارمون ‫اشاره ای بکنیم!

‫این ناامیدی باعث سرخوردگی نسلی میشه.

‫تو وجود همه ما هست،

‫منم احساسش میکنم

‫من دارم تمام وجودم رو میزارم

‫تا این بانک یکبار دیگه در سطح ‫بین المللی عمل کنه.

‫و بهتون نیاز دارم بچه ها،

‫به دل و جرئتتون نیاز دارم.

‫به مغزتون نیاز دارم

‫به بینش شما نیاز دارم.

‫همراهم هستید؟

‫تو؟

‫تو؟

‫با منی؟

‫بیایید عملیش کنیم بچه ها

‫توسعه ...

‫در بخش مالی اروپا، در چند روز گذشته

‫غافلگیری هایی به همراه داشته.

‫گابریل فنگر مدیریت جدید بانک ‫سرمایه گذاری برای

‫بانک سرمایه گذاری بین المللی دویچه است.

‫وی تغییراتی تاریخی در بانک ‫آنجا بوجود خواهد آورد.

‫فنگر به عنوان شخصی شدیدا ریسک‌پذیر شهرت دارد.

‫ایمیل ها رو چک کردم.

‫باید یه کپی ازش برای خانم لبلانک بگیرم.

‫سلام! فرانسوی صحبت میکنید؟

‫آلمانی؟ انگلیسی؟

‫آلمانی هستم.

‫اینجا هرج و مرجی شده.

‫شما خانم لیکام هستید؟ ‫قرار بود شما برید دنبال پسرم؟

‫بله، از دیدنتون خوشبختم آقای جیکوبی.

‫اینجا برو دنبالش.

‫و به کسی چیزی نگو.

‫باشه، ممنون.

‫روز خوش.

‫از بانکداری تا سرایداری.

‫بو گند میدی. ‫من بود گند میدم؟

‫صبح بخیر، لوک، قهوه؟

‫درباره صحبتی که دیشب داشتیم، فکر کردم.

‫فکر میکنی باید به قضیه مشارکت اشاره کنیم؟

‫ولم کن.

‫2 ساعت تا بروکسل فاصله داریم و میخوام بخوابم.

‫لوک، به نظرم مسئله مهمیه که ‫باید دربارش صحبت کنیم.

‫ممنون عزیزم.

‫بازار پرشده از اوراق سهام.

‫اما دیگر اوراق سهام، حقیقتش ...

‫ببخشید،

‫شکلات میل دارید؟

‫نه ممنون.

‫خوشمزست. ‫مطمئنم.

‫اما همه اوراق قرضه طبق استانداردهای ‫آئین نامه قدیمی هستند

‫درصورتی که محصول ما

‫بر اساس آئین نامه جدیدـه.

‫یک انطباق به عنوان یک پیشرفت؟

‫لوک، اون چیه؟

‫هرچیزی که بانکت به من پیشنهاد ‫داده وقت تلف کردن بوده.

‫بهبودی قاطع

‫در زنجیره سهام‌داران نهفته است.

‫این به ما این امکان رو میده، ‫بار مالیاتی رو تا 35 درصد کاهش بدیم.

‫35 درصد معمولا کم به حساب نمیاد.

‫بله، فراموشش کن...

‫باید چه قدر باشه تا امضا کنید؟

‫30 درصد؟

‫30 درصد واقعا کمکم میکنه.

‫یک مورد دیگه در زنجیره هست

‫که باید بررسی کنم.

‫30 درصد...

‫و کار به راهه.

‫لوک، میتونم توضیح بدم؟

‫یارو روحشم خبر نداشت، ‫حتی بهش نگاه هم نکرد.

‫ما مدت ها 30 درصد داشتیم، ‫اون خریدش!

‫کارت خیلی خوب بود، عزیزم.

‫تو بهترین دستیار با دستمزد زیادی هستی

‫که منو آزار داد.

‫لوک، ماه ها روی این کار کردم ...

‫اگر میخوای ستایش بشی، پرستار شو، ‫اون موقع پول خیلی کمتری در میاری.

‫با قطار برو، ‫باید تلفن بزنم.

‫عوضی.

‫با قطار برم، حالم رو بد میکنی.

‫لیسا؟ ‫یانا هستم.

‫میتونی یه بلیط قطار از بروکسل ‫به لوکزامبورگ بگیری؟

‫نه، فقط منم.

‫ممنون.

‫لعنتی!

‫یانا لیکام؟

‫میشه لطف کنید همراه ما بیایید؟

‫چرا؟

‫جای نگرانی نیست.

‫تو دفترم همه چیز رو براتون تعریف میکنم.

‫قضیه چیه؟

‫میدونم کی هستی.

‫نگران نباش، من...

‫لطفا.

‫میتونی وسایلت بزاری بمونه.

‫نه

‫متوجه‌ام.

‫دنبالم بیاید، ممنون.

‫ولش کن، خودم ردیفش میکنم.

‫خانم.

‫هی، قضیه چیه؟ ‫صبرکن!

‫ببخشید.

‫میدونم، نمیدونی من کی هستم،

‫اما میخوام از زبون شما بشنوم ‫چرا دارم اخراج میشم؟

‫لطفا پنج دقیقه به ما زمان بدین.

‫تو یانا لیکام هستی، ‫استراکتر تازه کار، ‫(استراکتر = به شخصی که در بانک های سرمایه گذاری ‫کار میکند و بهترین قرارداد را برای مشتریان می بندد)

‫و برای لوک جیکوبی کار میکنی، ‫میدونم کی هستی.

‫نمیدونم ‫اگر لوک چیزی گفته ....

‫دهنت رو ببند.

‫سلام فیلیپس، منم.

‫گوش کن، یانا لیکام توی دفترمه ‫چونکه اخراج شده.

‫در این باره اطلاعی داری؟

‫ممنون.

‫تو روی محصول کاتستروفی کالیفورنیا کار کردی؟

‫مهمترین مشتری بیمه کاتدارد در برلین هست.

‫آنها پیشنهادشون رو پس گرفتند

‫چونکه اعداد و ارقام اشتباه بهشون داده بودی.

‫از این موضوع چیزی نمیدونم. ‫جیکوب با مشتری ها صحبت کرده

‫و ارقام رو اون فرستاده.

‫اون مدعی شده ارقام اشتباه ارائه دادم؟

‫ساده لوح نباش یانا! ‫میدونی اینجا داره چه اتفاقی می افته!

‫چه کار اشتباهی انجام دادی؟

‫رفتی رو اعصابش؟

‫یا اینقدر احمقی که خودتو بهتر ‫از اون نشون دادی؟

‫من همیشه به دنبال استعدادهای تازه‌ام

‫و ماه ها تحت نظرت داشتم،

‫اما داشتن این استعداد چه فایده داره

‫اگر نمایش رو از پسر یکی از اعضای ‫هیئت مدیره بدزدی؟

‫خیلی خب ... قوانین رو می‌پذیرم،

‫به خاطر لوک عذرمیخوام

‫و مطمئن میشم شرایط با گاتدارد درست بشه.

‫یانا ببخشید.

‫ببخشید ...

‫ببخشید، تو چندین ماه دیدی کار ‫لوک رو انجام میدادم ....

‫و حالا اجازه میدی به خاطر اون اخراج بشم؟

‫اگر بخوای میتونیم امشب ‫دربارش صحبت کنیم.

‫تا ساعت 9 شب، یک کلمه هم ‫با کسی صحبت نکن.

‫حالا برو و این خاتمه رو بپذیر.

‫اشک نریز، می‌فهمی یانا؟

‫اشک نریز.

More Farsi Persian subtitles for Bad Banks

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left