لومړۍ 200 کرښې.
"حداکثر برداشت روزانه"
"عدم خدمات دهی"
لعنتی، خالیه.
دیگه پولی نیست.
راه رو باز کنید!
پلیس درحال محافظت از مهمترین بانک های کشور است.
سالها اقتصاددانها هشدار داده بودند
که ورشکستگی بانک سرمایه گذاری بین المللی دویچه
مقیاس آن پنج برابر ورشکستگی لیمن برادرز خواهد بود. (لیمن برادرز = چهارمین بانک سرمایه گذاری در ایالات متحده آمریکا، در سال 2008 اعلام ورشکستگی نمود که بزرگترین ورشکستگی در تاریخ آمریکاست)
رسیدم.
... تحولات شدید در بخش اقتصادی
با ناپدیدی ناگهانی شهردار لیپزیگ،
پیتر شولتئیچ. همراه شده است.
یک ناپدیدی سیاسی بدون هیچ ردی در جمعه شب.
نیست.
برای چی؟
برای چی یانا؟
شهروندان عزیز،
این درخواستی مصرانه از سوی دولت است:
از گزارشات اغراق آمیر رسانه ها نترسید،
پول های خود را در بانک ها نگه دارید، پول شما در جای امنی قرار دارد.
"لوکزامبورگ، 8 هفته قبل"
فلو، زود بلند شدی؟
خوب خوابیدی؟
شیرینی میخوردی یا یه چیز سالم؟
شیرینی!
منم شیرینی میخوام.
نه
ممنون.
کافیه؟
خشک میخوای یا با شیر؟
با شیر، لطفا.
اتفاقی صحبت دو تا از شما رو توی راهرو شنیدم.
یکی گفت به زندگی شخصیت فکر نکن،
فنگر کاری میکنه یکی دیگه نداشته باشی.
معلومه همینطوره
شما انتخاب اول هستید، فراموش نکنید!
شما یه کاره ای هستید!
میتونید همهچیز رو بندازین تو جریان، بچه ها
چرند تحویلتون نمیدم.
شما در بانکی کار میکنید، که تصمیم گرفته سرمایه گذاری
بانکی در فرانکفورت رو گسترش بده
و یه آدم دیوونه مثل من رو مسئولش کنه!
مقصرش اونه.
میدونم، شما نسل ترسیده وای هستید. (نسل وای = به نسل متولد شده بین سالهای 1980 تا 1990 گفته می شود)
میخواهید تعادل در زندگی کاریتون باشه
و از خودتو بپرسید آیا کفش جدیدتون با شغلتون همخوانی داره.
خب، باید بهت بگم، کفشای خوبی هستن. عاشق کفش ها هستم و عالی هستن.
اما بیایید درباره کار صحبت کنیم،
درباره کار حرف بزنیم.
ادم پال، پارسال پی آیت تقریبا 5 بود، درسته؟
4.8
خیلی هم خوب، اما میتونی بیشترش کنی!
گرسنه باش
پرخاشگر باش
جاهطلب باشید
با قلبتون کار کنید.
ناامیدی و از کار افتادگی از سال 2008
کاری کرده به نظر بیاد مهمونی تمامه،
انگار ما داریم دهن خودمون رو آسفالت میکنیم تا نیمچه بازگشتی داشته باشیم
و ارباب رجوع های ناراضی داریم
و ما هنوز حسش رو نداریم
10 سال بعد از بحران به کارمون اشاره ای بکنیم!
این ناامیدی باعث سرخوردگی نسلی میشه.
تو وجود همه ما هست،
منم احساسش میکنم
من دارم تمام وجودم رو میزارم
تا این بانک یکبار دیگه در سطح بین المللی عمل کنه.
و بهتون نیاز دارم بچه ها،
به دل و جرئتتون نیاز دارم.
به مغزتون نیاز دارم
به بینش شما نیاز دارم.
همراهم هستید؟
تو؟
تو؟
با منی؟
بیایید عملیش کنیم بچه ها
توسعه ...
در بخش مالی اروپا، در چند روز گذشته
غافلگیری هایی به همراه داشته.
گابریل فنگر مدیریت جدید بانک سرمایه گذاری برای
بانک سرمایه گذاری بین المللی دویچه است.
وی تغییراتی تاریخی در بانک آنجا بوجود خواهد آورد.
فنگر به عنوان شخصی شدیدا ریسکپذیر شهرت دارد.
ایمیل ها رو چک کردم.
باید یه کپی ازش برای خانم لبلانک بگیرم.
سلام! فرانسوی صحبت میکنید؟
آلمانی؟ انگلیسی؟
آلمانی هستم.
اینجا هرج و مرجی شده.
شما خانم لیکام هستید؟ قرار بود شما برید دنبال پسرم؟
بله، از دیدنتون خوشبختم آقای جیکوبی.
اینجا برو دنبالش.
و به کسی چیزی نگو.
باشه، ممنون.
روز خوش.
از بانکداری تا سرایداری.
بو گند میدی. من بود گند میدم؟
صبح بخیر، لوک، قهوه؟
درباره صحبتی که دیشب داشتیم، فکر کردم.
فکر میکنی باید به قضیه مشارکت اشاره کنیم؟
ولم کن.
2 ساعت تا بروکسل فاصله داریم و میخوام بخوابم.
لوک، به نظرم مسئله مهمیه که باید دربارش صحبت کنیم.
ممنون عزیزم.
بازار پرشده از اوراق سهام.
اما دیگر اوراق سهام، حقیقتش ...
ببخشید،
شکلات میل دارید؟
نه ممنون.
خوشمزست. مطمئنم.
اما همه اوراق قرضه طبق استانداردهای آئین نامه قدیمی هستند
درصورتی که محصول ما
بر اساس آئین نامه جدیدـه.
یک انطباق به عنوان یک پیشرفت؟
لوک، اون چیه؟
هرچیزی که بانکت به من پیشنهاد داده وقت تلف کردن بوده.
بهبودی قاطع
در زنجیره سهامداران نهفته است.
این به ما این امکان رو میده، بار مالیاتی رو تا 35 درصد کاهش بدیم.
35 درصد معمولا کم به حساب نمیاد.
بله، فراموشش کن...
باید چه قدر باشه تا امضا کنید؟
30 درصد؟
30 درصد واقعا کمکم میکنه.
یک مورد دیگه در زنجیره هست
که باید بررسی کنم.
30 درصد...
و کار به راهه.
لوک، میتونم توضیح بدم؟
یارو روحشم خبر نداشت، حتی بهش نگاه هم نکرد.
ما مدت ها 30 درصد داشتیم، اون خریدش!
کارت خیلی خوب بود، عزیزم.
تو بهترین دستیار با دستمزد زیادی هستی
که منو آزار داد.
لوک، ماه ها روی این کار کردم ...
اگر میخوای ستایش بشی، پرستار شو، اون موقع پول خیلی کمتری در میاری.
با قطار برو، باید تلفن بزنم.
عوضی.
با قطار برم، حالم رو بد میکنی.
لیسا؟ یانا هستم.
میتونی یه بلیط قطار از بروکسل به لوکزامبورگ بگیری؟
نه، فقط منم.
ممنون.
لعنتی!
یانا لیکام؟
میشه لطف کنید همراه ما بیایید؟
چرا؟
جای نگرانی نیست.
تو دفترم همه چیز رو براتون تعریف میکنم.
قضیه چیه؟
میدونم کی هستی.
نگران نباش، من...
لطفا.
میتونی وسایلت بزاری بمونه.
نه
متوجهام.
دنبالم بیاید، ممنون.
ولش کن، خودم ردیفش میکنم.
خانم.
هی، قضیه چیه؟ صبرکن!
ببخشید.
میدونم، نمیدونی من کی هستم،
اما میخوام از زبون شما بشنوم چرا دارم اخراج میشم؟
لطفا پنج دقیقه به ما زمان بدین.
تو یانا لیکام هستی، استراکتر تازه کار، (استراکتر = به شخصی که در بانک های سرمایه گذاری کار میکند و بهترین قرارداد را برای مشتریان می بندد)
و برای لوک جیکوبی کار میکنی، میدونم کی هستی.
نمیدونم اگر لوک چیزی گفته ....
دهنت رو ببند.
سلام فیلیپس، منم.
گوش کن، یانا لیکام توی دفترمه چونکه اخراج شده.
در این باره اطلاعی داری؟
ممنون.
تو روی محصول کاتستروفی کالیفورنیا کار کردی؟
مهمترین مشتری بیمه کاتدارد در برلین هست.
آنها پیشنهادشون رو پس گرفتند
چونکه اعداد و ارقام اشتباه بهشون داده بودی.
از این موضوع چیزی نمیدونم. جیکوب با مشتری ها صحبت کرده
و ارقام رو اون فرستاده.
اون مدعی شده ارقام اشتباه ارائه دادم؟
ساده لوح نباش یانا! میدونی اینجا داره چه اتفاقی می افته!
چه کار اشتباهی انجام دادی؟
رفتی رو اعصابش؟
یا اینقدر احمقی که خودتو بهتر از اون نشون دادی؟
من همیشه به دنبال استعدادهای تازهام
و ماه ها تحت نظرت داشتم،
اما داشتن این استعداد چه فایده داره
اگر نمایش رو از پسر یکی از اعضای هیئت مدیره بدزدی؟
خیلی خب ... قوانین رو میپذیرم،
به خاطر لوک عذرمیخوام
و مطمئن میشم شرایط با گاتدارد درست بشه.
یانا ببخشید.
ببخشید ...
ببخشید، تو چندین ماه دیدی کار لوک رو انجام میدادم ....
و حالا اجازه میدی به خاطر اون اخراج بشم؟
اگر بخوای میتونیم امشب دربارش صحبت کنیم.
تا ساعت 9 شب، یک کلمه هم با کسی صحبت نکن.
حالا برو و این خاتمه رو بپذیر.
اشک نریز، میفهمی یانا؟
اشک نریز.
No comments yet. Be the first to leave one.