لومړۍ 200 کرښې.
لعنتی، دارم از حال میرم
آره، منم همینطور. شاید بد نباشه یه کم آهنگ بذاری
صبر کن، بابا کجاست؟
بابا. همین الان پشت سرمون بود
مامان! هانا! وایسا! وایسا
هی، خوب خوابیدی؟
نمیخواستم خوابم ببره. ببخشید
اشکالی نداره. لازم داشتی. چیپس میخوری؟
نه، ممنون
دیر کردیم؟
نه، نه. بابا یه کم پیش رفت تو لاین سرعت
میره به گریدی برسه و اونا... اونا منتظر ما میمونن
از اون گوشیهای اعتباری جدید استفاده کردی، دیگه؟
ببین، متاسفم که به شپ زنگ زدم
اوه، نباش. تو که نمیدونستی
آره
البته، اگه میدونستم اینقدر از شپ خوشت میاد
اینقدرها هم از شپ خوشم نمیاد. منظورم اینه که، مگه چقدره که رفتیم؟
سه روز؟ فقط داشتم میگفتم
خب، دیگه نگو
نه، ولی جدی
ناراحت نباش
سخته که از همه بیخبر باشی
واقعاً سخته
آره
سلام، شما با گریدی بردفورد تماس گرفتید. پیغام بذارید
گریدی اینجا نیست
سابقه نداشته بدون خبر دادن بهم، جلسهای رو نیاد
شاید بهتره بریم دفترش
نمیتونیم بریم اداره مارشال
تو نمیتونی. من میتونم
حس خوبی ندارم. اگه خانواده کامپانو نفوذی داشته باشن چی
اگه چیزی مشکوک به نظر بیاد، همونقدری که سریع اومدم، برمیگردم
باشه، خیلی خب. فقط مراقب باش
باشه
برو یه دوری بزن. من تا نیم ساعت دیگه برمیگردم
شاید برم تو کافه «نِور درای» چیزی بخورم
بیلی، میدونم. مراقبم
ولی تو هم مراقب باش، باشه؟
گفتید اومدید مامور بردفورد رو ببینید؟
بله
تشریف ندارن؟
کی سراغشون رو میگیره؟
بهشون بگید یه دوست قدیمییه
از این طرف خانم
آره
شاید بهتر باشه یه وقت دیگه بیام
خانم هال، دفعه قبلی که آستین بودید افتخار آشنایی نداشتیم
ماریس اندرسون هستم. چه کمکی از دستم برمیاد؟
خانم اندرسون، گریدی در مورد شما گفته بود
گریدی امروز اینجاست؟
مامور بردفورد گفته بود که اینجاست؟
نه، ولی باید باهاش صحبت کنم
خب، من رئیسشم. چطور میتونم کمک کنم؟
شاید بهتره برم
خانم هال
من مارشال ایالات متحده در منطقه غربی تگزاس هستم
من افسر قسمخورده قانونم و روی تمام پروندههای این دفتر نظارت دارم
اگه مشکلی پیش اومده، دلم میخواد کمک کنم
جایی هست که بتونیم خصوصی صحبت کنیم؟
بهتر شد؟
بله، ممنون
خب حالا
بگو قضیه چیه
در مورد پرونده کامپانوئه
کدوم پرونده کامپانو؟
همون پروندهای که گریدی با دستیار دادستان فیشر روش کار میکنه؟
میدونم که محرمانه است
منظورت دلیا فیشره؟
بله، تو دفتر دادستانی. به من گفتن گریدی شما رو در جریان گذاشته
روشل، هنوز از گریدی خبری نشد؟
گوشیش رو جواب نمیده
بازم زنگ بزن
تو در جریان نیستی، مگه نه؟ کدوم جریان دقیقاً؟
میخوام بهش زنگ بزنم
خانم هال، میتونم حدس بزنم که کاملاً به من اعتماد ندارید
اما آخرین باری که چک کردم
افبیآی داشت چندتا تحقیقات در مورد خانواده کامپانو انجام میداد
و تا جایی که من میدونستم، گریدی توی هیچکدومشون نقشی نداشت
پس، اگه نمیخوای شروع کنم به کل شهر زنگ زدن
باید دوباره بشینی و همه چیز رو از اول برام بگی
اتاق کنفرانس
زود باشین، همگی
در رو ببند
آخرین بار کی با گریدی حرف زدی؟
من حرف نزدم. اد؟
نه. من... نه. اصلاً
اون شماها رو برای هیچ کار جانبیای نفرستاده؟
من روی هیچ پروژهای باهاش کار نمیکنم
روشل؟
بله خانم رئیس
وصل کن به دفتر دادستانی
ببخشید که اینقدر مرموز بازی درآوردم
ولی واقعاً نگرانیهای امنیتی داریم
امیدوارم رازدار باشید
دلیا، هانا هال اینجاست
میشه همون چیزایی که به من گفتی رو به اونم بگی؟
سلام هانا. دلیا فیشر هستم از دفتر دادستانی
داری با گریدی کار میکنی؟ درسته. خب، مسئله همینه
من و گریدی داشتیم در مورد یه پرونده علیه کامپانوها صحبت میکردیم
اما... همهاش در حد فرضیه بود
منظورت از فرضیه چیه؟
منظورم اینه که، اون بهم گفت
فکر میکنه اونا با یه اتحادیه جنایی بینالمللی همدست شدن
و منم بهش گفتم برای محاکمه کردنشون به چه مدرکهایی نیاز دارم
ولی واقعاً قضیه فراتر از این نرفت
بهش گفتم اگه بخواد جدیتر بشه، باید رئیسم رو در جریان بذارم
و این آخرین باری بود که ازش چیزی شنیدم
این مال کی بود؟
مطمئن نیستم. شش هفته پیش
قبل از این بود که بره مرخصی. گریدی مرخصیه؟
ممنون دلیا. بقیهاش با من. گریدی کی رفت مرخصی؟
حدود یه ماه پیش ازش خواستم یه مدتی مرخصی بگیره
چرا؟ مسائل مربوط به کارکنان محرمانه است
خواهش میکنم. ما واقعاً روش حساب کردیم. لطفاً
بماند بین خودمون
بدشانسی آورده بود
توی سه تا پرونده مختلف، آدم کشته شد. یکیشون بچه بود
تقصیر اون نبود، ولی خیلی بهش ضربه زد
شروع کرد به ریسک کردنهای بیمورد و نادیده گرفتن روال قانونی
برای همین بهش گفتم یه مدت بره تا اعصابش آروم بشه
همه اینا برات تازگی داره؟
همینطوره
قرار بود گریدی دیروز برای پرونده ما یه جلسهای داشته باشه
خبری ازش نداریم. جواب گوشیش رو هم نمیده
اد، میشه بیای دفتر من؟
نگرانی
خب، من مسلماً نفرستادمش مرخصی
که بره عملیاتهای غیرقانونی و خودسرانه روی یه هدف کلهگنده انجام بده
هی، برید یه سری به خونه گریدی بزنید ببینید حالش خوبه یا نه
پلیس آستین رو هم خبر کنید. حله
منم باید برم
ترجیح میدم همینجا بمونی تا خبری از گریدی پیدا کنیم
اینطوری امنتره. بعدش چی؟
راستش نمیدونم
ولی به نظرم واقعاً باید به فکر درخواست حفاظت از شاهد باشی
نه. این برای... نه. هنوز به اونجا نرسیدیم
تو چهار روز گذشته داشتی فرار میکردی
یکی از مامورهای منم غیبش زده
من اونقدرها هم مطمئن نیستم
چی؟
چی شده؟
هانا
بیا بریم
رفته مرخصی؟
واقعاً تعجب کردیم؟ منظورم اینه که تو متل بهت گفتیم اون چه جور آدمیه
با دلیا فیشر حرف زدی؟
گریدی بیشتر از یه ماهه که باهاش حرف نزده
اون گفت پرونده کاملاً در حد فرضیهست
اما مدرک وجود داره
خب، اون مدرکها پیش اون نیست
ولی پیش گریدییه. یا حداقل قبلاً بوده
باید برم خونش. نه بابا
دارن پلیس آستین رو میفرستن که وضعیتش رو چک کنن
این خودش دلیل دیگهایه که باید قبل از اونا برسیم اونجا
باشه، همهمون میریم
خب، این یه ریسک بیخودیه
من بهت اعتماد کردم، حالا من... ازت میخوام به من اعتماد کنی
من خونش رفتم، محله رو میشناسم
احتمالاً تو این مورد حق با اونه
باشه. خیلی خب
خوبه. و... شماها هم زیاد آفتابی نشین
اگه به هر دلیلی احساس خطر کردین، فقط از شهر بزنید بیرون
من میدونم کجا پیداتون کنم
باشه. نمیریا، لطفاً
نه قبل از اینکه همهمون رو مجبور کنم بریم خانوادهدرمانی
خدا نکنه
دوستت دارم
پنج سال بود که رفته بود
آدم فکر میکنه با پنج دقیقه نبودنش کنار میام
زود میبینیمش
زود میبینیمش
خانم هال، میتونم باهاتون حرف بزنم؟ گریدی بردفورد منو فرستاده
اگه علامت دادم، موتور رو روشن کن
کمکی از دستم برمیاد؟
آروم باش. تا وقتی کاری که میگم رو انجام بدی، به کسی آسیبی نمیرسه
باشه؟
دیگه کافیه
حالا بیسر و صدا میای؟
هی، الفبچه
چارلی، گرفتمشون
چیزی نیست. بیلی؟ هانا؟
اونجایید؟
پیش منن
هانا؟ بیلی؟ حالتون خوبه؟
چارلی؟ مشکلی نیست. هی
بیلی
هانا. سلام
خدا رو شکر. خیلی نگرانت بودم. سعی کردم پیام بدم و ایمیل بزنم، اما
آره، نه پیام چک کردیم نه ایمیل. اینجا... جامون امنه؟
آره. بله. کلی نگهبان داریم
چقدره که دارید تعقیبمون میکنید؟
از وقتی از الای راه افتادید
چارلی
آره
باید با من بیای
چارلی، چه خبره؟
فقط... بیا
بیلی، عزیزم. اوه خدای من
نیکلاس، آخه این چه وضعیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.